The first 200 lines.
خب همگی، من زودتر رفع زحمت میکنم
چون وقت دندونپزشکی دارم
دندونِ تمیز، دندونِ شاده
موفق باشی رئیس
اوه، اِم، فکر میکردم لباسهای ضدگاز تا الان
از خشکشویی برگشته باشن
اگه تا آخر وقت رسیدن، بیزحمت
میذارینشون توی کمد؟
آره، حتماً
آره، خیالت راحت. باشه
هرچی تو بگی. بساط تعطیله، بزن بریم
زود باش فرانک
چطوری زمین نمیخوری؟
من سی سانت قد بلندترم و ده کیلو هم از تو عضلهایترم
مرکز ثقلم پایینه عزیزم. این لنگر تکون نمیخوره
هی، گاز نگیر
راستش فکر کنم این لباسها کلاً واسه همین کارن
اشکالی نداره. راحت باش، گاز بزن
هی بچهها، کیف پولمو جا گذاشتم
شماها اصلاً یکم هم کار میکنید؟
میدونی، از جهات زیادی
تقصیر خودته که به ما اعتماد کردی
خیلی خب، یه چیز دیگه
متوجه شدم بعضی از گربههای واگذاریمون
دارن یه کم تپلمپل میشن
خیلی خب، حالا دیگه به هیکل حیوونا گیر نده
باور کن، خجالتش واسه گربهها نیست
خب، جلسه تمومه. مگر اینکه کسی حرف دیگهای داشته باشه؟
من یه چیزی دارم. چرا داری قهوه «شرد» رو میخوری؟
اوه! ای وایِ من
لابد اشتباهی برداشتمش
تو آشپزخونه
آره، آره، درسته
خب... آهان! همهجا دنبال این میگشتم
بیا، مال خودت
فقط بذار این میکروبهاشو پاک کنم
درسته؟ آره، همینطوره
یادم رفته بود که
شش شات اسپرسو سفارش داده بودم
آره
خیلی عالیه. حالا یادت اومد؟
بسیار خب. کارمون اینجا تمومه
اِم... فرانک
هنوز مدارک اون ۲۴ تا حیوونی که آوردی رو لازم دارم
واسه مأموریتِ جک بائر
انجامش میدادم، ولی... منگنهام خرابه
ببین، الان چند هفتهست داری واسه انجام ندادنِ
این کاغذبازیها بهونه میاری
هر لحظهای که پای کاغذبازی تلف میکنم
یه حیوون دیگه میمیره
داری اینجا رو شبیه تبلیغاتِ سوزناکِ حمایت از حیوونها میکنی
این حرفت هم غلطه، هم واسه ساعت ۸ صبح خیلی تلخه
فقط تا آخر امروز مدارک رو برسون، لطفاً
یه منگنه دیگه هم پیدا کن
صـ... صـ... صبر کن. فکر کردی به عقل خودم نرسیده؟
چون همهشون خرابن
مگه میشه؟
یا خدا
این یکی که فقط درِش مونده؟
شماها با اینا چیکار میکنید آخه؟
خب، واسه تموم کردنِ کاغذبازیها که
نیازی به منگنه نیست، ولی یه درخواست کتبی مینویسم
واسه انبار تجهیزات
نمیبینی؟ ما گروگانِ کاغذبازیهای اداری شدیم
فرم پر میکنیم تا چیزایی که لازم داریم رو بگیریم
که باهاشون فرمهایی رو پر کنیم که اصلاً نمیخوایم
اینطوری نمیشه زندگی کرد
باید قیام کنیم
کی با منه؟
من باهات نیستم
چون فقط یه منگنهست
فقط کارت رو انجام بده
من پایهام
وقتش گذشت، پاتل
منظورم اینه که، داشتیم جون میگرفتیم
خب، اون گافِ لیوان قهوه؟ خیلی نزدیک بود لو بریم
آره. گوش کن. دفعه بعد حواسمو جمع میکنم
که اسم منو روی هر دو تا قهوه ننویسن
وقتی شب رو پیش همیم
واقعاً میترسم سوتی بدیم
و بعد بقیه بفهمن
اونوقت انگِ رابطه با رئیس میخوره به پیشونیم
بهخاطر عدم تعادلِ قدرت توی رابطه
خیلی خب، هی
داری الکی میری تو فاز منفی
شاید اثرِ اون یه گالن قهوهایه که هر روز میخوری، ها؟
الان رسماً دارم ویبره میرم
چون تو یه بچهسوسولِ چایسبزخوری
خیلی معذرت میخوام. فکر کنم دارم خمار میشم
اشکالی نداره. فقط ویکتوریا میدونه
اونم که دهنش قرصه
آره، ولی فقط واسه اینه که
کسی رو نداره باهاش غیبت کنه. منظورم قانونِ رشد نماییِ
خاله-زنکبازیه
وقتی دو نفر چیزی رو بدونن حرف میزنن، یکی دیگه میشنوه
و بعدش تنور شایعات داغِ داغ میشه
وای خدا
سلام
اون فضاحتِ لیوان قهوه دیگه چی بود؟
میخواستید کلاً لخت شید و بپرید تو بغل هم
خیلی شانس آوردین که من کسی رو ندارم
باهاش در این مورد حرف بزنم. اگه میتونستم، حتماً میگفتم
یه ریز وراجی میکردم
چی گفتم؟ قانون نماییِ غیبت
دقیقاً همین الان همینو گفت
قضیه رو جمعش کنید، باشه؟
جدا جدا هم برید بیرون
میدونیم. باشه، اونقدرها هم سوتیبده نیستیم
هی، ماشین شماره هشت
همین الان از مدرسه ولینگتون زنگ زدن و اونا
خونِ منو میخوان؟
شهریه رو دادم، مطمئنم که دادم
راستش، یه سنجابِ ولگرد توی ساختمونه
اوه، خب اون سنجابه چطوری مجانی رفته تو؟
پسر، یه بحث دیگه رو باز کن
لطفاً. ولش کن
آره پاتل، میدونم اون مدرسه بچهته
میخوای تو بری یا عجیبه؟
نه، میخوام. صد درصد میخوام برم
راستش چون طاقت ندارم برم و اون رو ببینم
ادی؟ نه
خدا... نه
یه توپ دارن که سر ظهر شلیکش میکنن
نه؟ باید لولهشو میگرفتن سمت سنجابه و ما رو خلاص میکردن
ولی اونوقت دلمون میخواست اونم ببینیم، مگه نه؟
جالب میشد
بالاخره ریتمِ این آهنگِ پشتِ خطی رو یاد گرفتم
این رو ببین
پس هنوز پشت خطِ انبار تجهیزاتی؟
انبار تجهیزات؟ نه. داری چیکار میکنی؟
داریم از هفتخوانِ رستمِ بروکراسی رد میشیم
با یه قیچیِ زنگزده دهساله
آدم به انبار تجهیزات زنگ نمیزنه
ببین، با آرنی مدیر انبار
باید خیلی با ظرافت رفتار کرد
وگرنه درخواستت رو میذاره تهِ تهِ پوشهها
من از پسش برمیام. واسه همین منو آوردی اینجا
من تو رو نیاوردم. ای بابا
چیزی نمونده بود اون دستگاهِ برچسبزنِ اسکاندیناویایی رو بگیرم
که چهار ماه پیش درخواست داده بودم
کلی فونت داره
و... مگه عضوِ گروهِ مردانِ آبی هستیم؟
میشه اون طبل زدنت رو بس کنی؟
ببخشید. اصلاً حواسم نبود دارم این کارو میکنم
ده و سی و هشت دقیقه. وقتِ خوبیه واسه ناهار دوم
برام آهنگ بزن، بعدش بیا دنبال من
واو! اینجا چقدر باکلاسه
تمام دستشوییهاش هنوز در داشتن
ناظم ریچاردسون
سلام. از دیدنتون خوشحالم
نگران نباشید، ما این... مزاحم رو دستگیر کردیم
تو، مستقیم برو بازداشتگاه
آقای پاتل خوشحالم که اینجایی
و نه فقط بهخاطر اون سنجابِ هار
اوه نه، این سنجابه هار نیست
فقط فازِ جفتگیریه
لابد دویده اینجا که از دستِ نرها قایم بشه
میخواستم بهتون تسلیت بگم
بابتِ فوتِ عموتون
امیدوارم ادی زودتر برگرده سر کلاس
خب، خیلی خیلی ممنون از همدردیتون
بهش پیامتون رو میرسونم
خوشحال شدم دیدمتون
نمیدونستم عموت فوت کرده. خیلی متأسفم
اوه، اون صحیح و سالمه
فقط نمیخواستم بفهمه که دارم
یه دروغگویِ کوچولویِ کثیف رو بزرگ میکنم
نه. آره
اون توی یه اگزوزسازیه. اون وروجک... نه
داره حرکت میکنه. رفته به یه... بوتیک
ادی مدرسه رو پیچونده که بره خرید
شاید ازش خوشم بیاد
نه بابا، خوشم نمیاد
خب، یه ایده دیوانهوار به سرم زد
واسه ناهار، بهجای اینکه بریم کافه
و مثل همیشه تلویزیون تماشا کنیم
بریم یه گوشه بشینیم و شاید یه کم با هم حرف بزنیم
حرف بزنیم؟ شرد، ما
ناهار نمیخوریم
خطرناکترین مأموریتمون رو پیش رو داریم
چی؟ به دست آوردنِ یه
منگنه هشت دلاریِ دولتی، بدون کاغذبازی
امیلی دقیقاً گفت با آرنی حرف نزنیم
میدونی، قبلاً وفاداریِ کورکورانهات به من
بهترین ویژگیت بود، ولی یه چیزی عوض شده
یه چیزی تغییر کرده
مثلاً از کی تا حالا اسپرسوخور شدی؟
راستش من خیلی باکلاس و دنیادیده هستم
تو فکر میکنی فوکاچیا اسمِ یه کشوره
شش شات اسپرسو، سفارشِ عجیب و غریبِ امیلیه
نه نه نه. فقط اشتباهِ باریستا بود
وایسا، یه چیز دیگه
قبلاً ۸۰ درصدِ وقتمون رو توی ماشین
داشتی واسه امیلی غش و ضعف میکردی
ولی حالا که هر دوتون مجردین
صدات درنمیاد
نه نه، دیگه از سرم پریده پسر
ببین، مثلاً دیدم که فین کرد و بعدش نگاهش کرد
خیلی چندش بود
اسپرسو باعث میشه عرق کنی؟ این
No comments yet. Be the first to leave one.