The first 200 lines.
خب، کامیون حمل و نقل، اثاثیه رو بردن؟
دیروز بردن
فقط کافیه من و کلوئی بریم تو ساختمون
و تا یه سال دیگه مطمئنم که وسایلتون رو جمع میکنین و از اونجا هم میرین
هی! این سری فرق داره
یه کار جدید دارم یه خونه جدید دارم
هردومون خیلی هیجانزدهایم
هر بار همین حرف رو میزنی
جدا؟ کی شده که واسه اسباب کشی هیجانزده شده باشم؟
،اون سری واسه دنور، بعد مدیسن حالا هم واسه نیوانگلند
باشه بابا - بعدش کجا قراره بری؟ -
داری مثل مامان حرف میزنی
کاترین، نمیشه که اینجوری کلوئی رو توی کشور بچرخونی
میدونم - شما دو تا باید یه جا مستقر بشین -
چطوره که یه جا ثابت بمونین؟
شایدم کلوئی این فرصت رو پیدا کنه که دوستای واقعی گیر بیاره و یه زندگی درست حسابی داشته باشه، نظرت چیه؟
اون هنوز موهاش صورتیه؟
آره، سعی داشت که با یه گروه از دوستاش جور بشه
که موهاش رو صورتی کرد. میدونی
در واقع کم کم داره از موهاش خوشم میاد
.رسیدیم، کلو خونهی جدیدمون
کلو
کلو
میدونم که جای درست حسابی بنظر نمیاد
ولی استخونبندی خوبی داره
آره. تقریبا مطمئنم که استخون واقعی هم داخلش هست
اینجا کابل کشی برق شده، درسته مامان؟
البته
بگمونم
گوشی، یادمون بنداز که لامپ بخریم
یادآور ثبت شد
این همه بابا نوئل کوچولو واسه چیه؟
این کلاها و ریشا رو نگاه
اونا نومهای باغچهای هستن
پس چرا توی باغچه نیستن؟
پیانو رو طبقه پایین دیدی؟
حتما مستاجر قبلی جاش گذاشته
،خونهی جدید پیانوی تقریبا جدید
... حیاط پشتی بنظر
امیدوار کننده میاد
وایفای اینجا کجاست؟
امروز بعدالظهر نصبش میکنن - چی؟ -
دیگه بستهی اینترنتیم آخراشه
اشکال نداره، کلو
... الانه که جنگ توی بازی "کامبت کاپیتان" شروع بشه
... و خیلی مهمه
وایفای همسایه جواب میده
ممنون خانوادهی ادوارد بخاطر وایفای 5جی
جنگ در کامبت کاپیتان یک دقیقه دیگه شروع میشه
... جستجو برای وایفای
نه، نه، من هنوز وارد نشدم - ... جنگ شروع میشه تا 5 -
نه. وارد شو - ... - 4
!وارد شو - ... - 3
حمله در کامبت کاپیتان شروع شد
!نـه
!از این خونه متنفرم
این چیه؟
.هی، مامان ... ببین چی پیدا کردم
!مامان
تو اون مجسمههای بابانوئل کوچولو رو آوردی این بالا؟
،اونا نوم هستن. کلوئی و من بهشون دست نزدم
مطمئنی؟
البته که مطمئنم
میدونی توی کدوم جعبه کیسهها رو گذاشتیم؟
بیخیالش. پیداش کردم
اگه آشغالی دیدی، بیارش پایین
اینجا خیلی کثیفه
!هی
خوشحالم که بالاخره یکی به قلعهی فرانکشتاین اسباب کشی کرده
حرفم بی ادبانه بود
این اسمیه که بچههای مدرسه روش گذاشتن
،که اگه بهش فکر کنی یه جور تعریفه
فرانکشتاین یه دانشمند نابغه بود
اشتباهاتی داشت، ولی نابغه بود
خیلی خب، داره افتضاح پیش میره
یالا، لیام، یالا
.خونه استخونبندی خوبی داره نه که خودت اینو ندونی
... و میدونی بنظرم ساختارش مال دورهی ویکتوریا
پست مدرنه که رهاش کردن
... اصلا مال فرانکشتاین نیست، ولی
سلام! من لیام هستم
قوی و ساکت هستی، خوشم میاد
بعلاوه از موهای صورتیت خوشم میاد
میشه یکی از کوتولههای مجانی باغچهات رو ببرم؟
این یعنی جوابت مثبته؟
فکر کنم که جوابش مثبت بود
اینجا بالاخره داره یه سر و شکلی به خودش میگیره، درسته؟
بازی کامبت کاپیتان رو چیکار کردی؟ ستاره متاره ازش گرفتی؟
مامان، ستاره متاره نداره
بعلاوه تیمم بدون من بازیشون رو کردن
تماس کاریه
بعدا جوابش رو میدم
.فردا اولین روز مدرسهته هیجان انگیزه
اولین روزه ... دوباره
آره، دوباره
اون پسره کی بود که بیرون داشتی باهاش حرف میزدی؟
،ایش طرف افتضاح بودش
بنظرم یه جورایی بامزه بود
!مامان
اینجا هم چند تا دوست پیدا میکنی
مهم نیست
،بعدش دوباره از اینجا اسباب کشی میکنیم
و دوستای جدیدم هم من رو فراموش میکنن
ولی تو همیشه بهشون پیام میدی
آره، میفرستم ولی جوابی بهم نمیدن
میدونم که اینقدر نقل مکان کردن چقدر سخته
.ولی این خونه واسه همینه یه جا واسه موندگار شدن
میدونم. من اوضاعم ردیف میشه
دارم تلاشم رو میکنم، کلو
واقعا میگم
میخوام که یه خونهی ثابت برات فراهم کنم
میدونم. اشکالی نداره
مشکلی ندارم
شرمنده عزیزم
الو؟
نه، ایمیلم رو چک نکردم
تازه وایفایـم وصل شد
میدونم، باورت میشه؟ کلی طول کشید
... بهرحال
مشکلی ندارم
مامان
راجع به اتاق زیر شیروونی توی این خونه خبر داری؟
مشاور املاکیه ازش حرفی نزد
و از اونجایی که ما خونه رو خریدیم یعنی هر چی که توشه مال ماست، درسته؟
فکر کنم، همینطوره
چه باحال
.قبل از اینکه بری بیرون، در رو قفل کن !دوست دارم
!خداحافظ، خونهی عجیب
!خداحافظ، خونهی عجیب !خداحافظ، خونهی عجیب
!بگیرش! بگیرش
و اینم گل اول
!یالا! یالا
بنداز واسم - یالا یالا -
!هی! همسایه
!چه گردنبند خفنی
چقدر برق میزنه! زمرد سبزه آره؟
زبرجد آلکساندریت؟
دیگه راجع به سنگهای قیمتی حرف نزن
میترسونیش، پسر
،من لیام هستم محض اینکه فراموش کرده باشی
تو زیاد حرف نمیزنی
و تو خیلی حرف میزنی - آره -
مامان بزرگم میگه زیادی حرف میزنم - آره -
ممنون بابت اون نوم
... قابلت رو نداشت، و لطفا
هر چند تا از اون بابانوئل عجیب غریب رو خواستی ببر
من رو میترسونن
من کلوئی هستم - هی -
میخوای بعد مدرسه با من و دوستام بیای بریم بگردیم
و از دوستام منظورم خودم تنهایی بود
اونا کی هستن؟ - بریتنی، تیفانی و چلسی هستن -
بعنوان بتچ هم اونا رو میشناسن
بتچ؟
اونا گروه سه گانهی قدرتمند هستن
،اگه فکر کنن چیزی باحال نیست اون قضیه اتفاق نمیافته
انگار که هوای خاصی رو تنفس میکنن
که تو رو وارد بهترین پارتیها میکنن و کاری میکنن که سریع با همه دوست بشی
بنظر خیلی عالی میاد
نمیتونی بهشون اعتماد کنی، کلوئی
مواظب باش - حواست باشه -
پرتاب خوبی بود
اون تری ـه
،خیلی باهوش نیست، دیانای استثنایی داره
... ولی آیا اون آدم شادیه؟ ... منظورم اینه که
!هی، دختر تازهوارد
بیا اینجا. میخوایم باهات حرف بزنیم
... یه لحظه صبر کن و روش فکر کن - روش فکر کردم -
خب، تو دختر تازهوارد مدرسهای؟
آره، اسمم کلوئیـه
این اسم گربهمه
،من بریتنیام و اینا بهترین دوستامن
تیفانی و چلسی
بعدا - شرمنده -
خب، اینو داشته باش دختر تازهوارد
اسمم کلوئیـه - هر چی که هست -
تری بدجور خاطرخواهته
جدی؟ اینطور فکر میکنی؟ - صد در صد -
،و، محض اطلاعت
اصلا غُر نمیزنم که تو سعی داری با دوست پسر سابقم قرار بذاری
... من سعی ندارم
عجب گردنبندی
بهم بگو از کجا خریدیش
... در واقع من خودم - من الان بهترین فکر به ذهنم رسید -
چطور همراه من و تیف و چلس به رقص بیای؟
آره، حتما - ولی به یه شرط -
که اون گردنبند رو بهم قرض بدی
باشه. خیلی خب. حتما
چقدر هیجانزده شدی
و شمارهات رو بهم بده تا بتونیم به هم پیام بدیم
واسه لباسی که باید بپوشی ،با هم حرف بزنیم
چون یه ایدههایی دارم
تا بعد، تازهوارد
چطور پیش رفت؟ - فکر کنم الان چند تا دوست جدید گیر آوردم -
،میترسیدم همین بشه ... فکر کنم بهترین کاری که باید بکنی
"تازهوارد، بابت گردنبند بازم ممنون. شکلک خنده "
!واسم شکلک خنده فرستاد بعدا میبینمت لیام
نذار امتیاز بگیره
و ازم خواستن که باهاشون به مراسم رقص برم
من، دختر تازهوارد
خیلی عالیه، کلو
No comments yet. Be the first to leave one.