Release info

Road No 1 E02 2010 KOR
A Commentary by MonaMe
(MonaMe) ترجمه و زیرنویس از: مونـــا

Tags

other
Published on: 2013-12-04
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

" جــــــــاده شمــــــــاره يــــــــک "

،اين سريال دوره نخستين سال جنگ کره را در بر ميگيرد ...که در 25ام ژوئن سال 1950 آغاز

.و به مدت 3سال در اين سرزمين به طول انجاميد ،گرچه، داستان روايت شده از وقايع خاص

بازسازي شده و .حوادث و اشخاص ساختگي مي باشند

،براي تأمين مخارج تحصيليِ عشقش، سو يئون

جانگ وو در بحبوحه ي کشمکشهاي سياسي .براي خدمت در ارتش داوطلب مي شود

وقتي سويئون بي صبرانه براي ،بازگشتش انتظار مي کشد

.نامه اي مبتني بر اعلام مرگ او دريافت مي کند

،درست زماني که تصميم به خودکشي ميگيرد

،مردي وارد زندگي اش ميشود ،ستوان دوم ،شين تائه هو

.که راه به قلب مردّد سويئون پيدا ميکند

،روز قبل از عروسي آنها

،جانگ وو ، که گمان ميرفت مرده باشد . به خانه باز ميگردد

درست وقتي که اين اتفاق مي افتد، ورق بيرحم ، سرنوشت براي هر سه ي آنها بر ميگردد

و جنگي در نخستين ساعات .روز 25ام ژوئن سر ميگيرد

قسمت دوم

....::: ترجمه و زيرنويس از : مونــــــا :::.... ....::: MonaMe :::....

...::: هرگونه استفاده ي مادي از زيرنويس ها بدون هماهنگي :::... ...::: opus_sub با مديريت تيم ترجمه ي :::... ...::: مجـــاز نـــــمي باشــــــــد :::...

!فرمانده

اون چيه؟

.تانکه

.يه توپ متحرکه

تانک...؟

!يه تانک داره مياد

!يه توپ متحرک

جونگ کي، افراد رو بردار و با سريعترين سرعتي .که ميتوني به سمت پل يئونگچون حرکت کن

!بله، قربان

!حرکت کنيد

!بدو

!افراد! دنباش بريد! دنبالش بريد

!عجله کنيد، بچه ها

!به سمت پل يئونگچون فرار کنيد

!عجله کنين

!باهاش برو

!زودباش، بچه

!باهاش بريد

!عجله کنين

!به سمت پل يئونگچون فرار کنين

!عجله کنيد

!از اونجا بريد

!بلند شو ، بلند شو

!عجله کن

!پشت سرتو نگاه نکن و فقط فرار کن! بدو

!تائه هو! زودباش

.تائه هو! بيا بريم

!اينجا نمير. عجله کن

!از اين طرف بيا، بچه

!زود باش

!آجوشي

هاه؟

سو هي کجا رفته؟

گفت ميره ببينه چه اتفاقي افتاده .اما هنوز برنگشته

وقتي سو هي برگشت، بهش بگو من رفتم . کلبه ي انبار پشتي تا اوپا رو پيدا کنم

به هيچ کس غير از سو هي . نبايد اين موضوع رو بگي

.هرگز

فکر ميکني چه اتفاقي داره اينجا ميفته؟

،امروز صبح زود ، طي حمله اي غافلگيرانه

ارتش شمالي از مدار 38ام عبور کرد . و به سمت جنوب در حال حرکت است

در حال حاضر ارتش کره جنوبي براي محافظت .از شهروندانمان در حال نبرد با دشمن مي باشد

!پدر! خانومِ جوان

سويئون چي؟ سويئون کجاست؟

.ما نميدونيم

.گفت ميره اوپا رو تو انبار پشتي ببينه

چي؟

،اونا ميگن بايد فوراً اينجا رو تخليه کنيم بايد چيکار کنيم؟

پدر، لطفاً خانوم جوان رو بردار .و فعلاً بريد از پل رد شين

!عجله کنين

!من درست پشت سرتونم

!جانگ وو

!جانگ وو

گزارش تلفات چيه؟

5مرده و 22 زخمي، 15 نفر هم مفقود شدن

کل يگان تو يه چشم بهم زدن .ناپديد شد

ما فرصت اينکه خوب بجنگيم رو پيدا نکرديم ...و بالاجبار تو اين موقعيت قرار گرفتيم و

وضعيت تو همه ي قسمتهاي نوار مرزيِ . مدار 38ام هم احتمالاً به همين صورته

.من فکر ميکنم اين تازه يه پيش حمله است

.حمله متوقف شده

گزارش جاسوسي هنوز در حال جمع آوريه ...اما احتمال ميره

يگان هاي ارتشي که پشت سرمونه از نظر . تعداد نفرات از گروه اوليه بيشتر باشن

ژنرال، چه اتفاقي برامون مي افته؟

!ما خيلي وحشت کرديم ، نميدونيم چيکار کنيم

،شهردار

فعلاً به مردمت بگو به سمت جنوب . يئونگچون اينجا رو تخليه کنن

هاه؟

مي تونيد خيلي زود برگرديد . پس نگران جمع کردن وسايلتون نباشيد

.فقط بهشون بگو از اينجا برن

ژنرال! ميتونيم حرفتونو باور کنيم؟

.البته ؛ همه چي به زودي تموم ميشه .نگران نباشيد

.بيائيد بريم

.بريم

به نوار مرزي امنيتي شمال يئونگچون .نفوذ شده

داريم منطقه 361 رو به عنوان .نوار مرزي امنيتي جديد ميسازيم

،ميخوام مسئول تخليه ي ساکنين يئونگچون بشي

و تا وقتي منطقه امنيتي جديد ساخته بشه .هر دقيقه و هر ثانيه نگهباني بدي

.فهميدم

نيروي انساني رو چيکار کنيم؟

چي داريم؟

.يه لشکر نظامي و يه يگان ذخيره، همه ش همينه

!اول بايد مواد منفجره رو روي پل کار بذاريم

!بايد اينکارو بکنيم

همه ي مهمّاتي که برامون .باقي مونده رو جمع کرديم

همه اش همينه؟ - .بله -

،محموله ي جديد هفته بعد مياد .اين تمام چيزيه که باقي مونده

سرلشکر کجاست؟

رفت به شهر تا افراد دستگير شده .و فراري رو جمع کنه

.خوبه. تو خط مقدمو به عهده بگير

و تو افرادتو آماده کن .تا از اونا پشتيباني کنن

.بقيه افراد سر پُستهاشون قرار ميگيرند

.افسر معاون، تو با من بيا

.بايد باقي ساکنين رو به سمت جنوب اينجا ببريم

فهميدي؟

.بله - .حرکت کنيد -

ما بايد مواد منفجره رو !روي پل يئونگچون کار بذاريم

تو وضعيت فعلي، تکنسيني !نداريم که اينکارو انجام بده

.من خودم اونها رو نصب ميکنم

.مقدماتش رو تو آکادمي ياد گرفتم

!ميتونم اينکارو بکنم

فرمانده، اونا قطعاً از طريق .يئونگچون وارد ميشن

،اين پل تو خط مستقيم به سمت سئوله . بنابراين اونا قطعاً از طريق اينجا ميان

هرطور شده بايد اونها رو . همينجا متوقف کنيم

واقعاً ميتوني اينکارو انجام بدي؟

.بله

.اگه نتوني، با مشکل بزرگتري مواجه ميشيم

،ميتونم اينکارو انجام بدم . لطفاً بهم اعتماد کنين

!سو يئون

!سو يئون

!اوه، سو يئون

.سو يئون

حالت خوبه؟

جائيت صدمه ديده؟

چطوري اومدي اينجا؟

برادرت چي شد؟

.ممکن بود خيلي دير بشه

.به زودي داروهامون هم تموم ميشه

الان وقت اين نيست که .نگران برادرت باشي ، بيا بريم

کجا داري ميري؟

.يه جايي دور از اينجا، عجله کن

کسي اينجا راجع به مواد منفجره چيزي ميدونه؟

.من ميدونستم، اما بيشترشو يادم نيست

!خوبه. تو، جانگ ها سا و پارک هونگ کي

!بله، قربان

لي جو هوان؟

!بله، قربان

.چهار نفرمون بمبها رو نصب ميکنيم

.جانگ، تو قسمت شرقي پل رو به عهده بگير

منم قسمت غربي رو ميگيرم و وقتي ،ما داريم بمبها رو زير پل نصب ميکنيم

، پارک هونگ کي و لي جو هوان .شما از بالا به ما کمک کنين

.بقيه تون هم تو قسمت جنوبي پل نگهباني ميديد

سوالي هست؟

.خير، قربان

.نبايد بذاريم تانک از پل عبور کنه

.بيائيد عجله کنيم

!بله، قربان

.دنبالم بياين

!ستوان شين

.منم... سو هي

.نگران بودم، اما شما سالمي

.چقدر خيالم راحت شد

خواهرت کجاست؟

.رفت به انبار پشتي تا دنبال اوپا بگرده

نگران نباشين، حواسم بود .لباس عروسي اوني رو بردارم

!ستوان شين

!سو يئون

!سو يئون

.نميتونم باهات بيام

.برميگردم خونه

.خيلي ديره .نميتوني از پل عبور کني

.بيا بريم؛ دو تايي با هم

پدرت چي ميشه؟ سو هي و برادرم چي ميشن؟

اگه اينجا از هم جدا بشيم و ديگه هيچوقت همديگه رو نبينيم چي؟

حالا که برادرم به عنوان همدست ، کره شمالي شناسايي شده

.حتي وقتي جنگ تموم بشه هم در امان نيست

،اگه الان ولش کنم .با اين وضعيتي که داره، ميميره

.و سو هي هم هنوز خيلي بچه است

.بايد با اونا باشم

پس من چي؟

!من؟

. بالاخره بعد از دوسال تازه تونستم ببينمت

،اگه مجبور بشيم بازم از هم جدا بشيم من چيکار بايد بکنم؟

اگه نتونيم دوباره همديگه رو !ببينيم چي، اونوقت چي؟

... بيا بريم

.سويئون، بيا بريم

.متأسفم، جانگ وو

.نمي تونم اينکارو بکنم

،تو خودت تنهايي مي توني زنده بموني

.اما اوپا و سو هي بدون من نمي تونن

...جانگ وو

.با من بيا

لطفاً، باشه؟

.نمي تونم

.نميتوني بقيه ي عمرتو فرار کني

،با اين فکر تونستم زنده بمونم که اگه ببينمت

فقط به تو احتياج دارم تا بتونم هر اتفاقي . که برام افتاده رو فراموش کنم

و حالا تو داري ازم ميخواي !باز دوباره همه ي اونکارارو انجام بدم؟

...سو يئون

....من

.مي ترسم

من چاقو کشيدم، شليک کردم و .با اين دستها آدم کشتم

...که بتونم زنده بمونم، که نميرم

.من کشتم. من همشونو کشتم

Road Number One (Road No. 1 / Rodeu Neombeowon / 로드넘버원) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Road Number One (Road No. 1 / Rodeu Neombeowon / 로드넘버원)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left