Saga of Tanya the Evil

Saga of Tanya the Evil (幼女戦記)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Youji Senki S01
A Commentary by IranFilmAnime
Youji.Senki E01-E10

Tags

other
Published on: 2017-03-23
Downloads: 59
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

! چشمام

! کمک های اولیه ! یه نفر بهم دارو برسونه

! یا حسین ! نیروهای پشتیبانی فقط یه گروه ساحره ـن

یه ساحره ؟

داری چیکار میکنی ، ویشا ؟

! دیگه نمیتونیم پشتیبانی هوایی رو ادامه بدیم

دستور فرمانده ی جوخه چیه ؟

. بـ ... به هیچ عنوان حق عقب نشینی نداریم

. باید تا آخرین لحظه با دشمن دست و پنجه نرم کنیم

. به لطف و رحمت " ارباب بزرگ " ایمان داشته باشین

. برای " اربابی " که هرگز ما رو تنها نمیزاره

. بهم قدرتی بده تا دشمنان وطنم رو نابود کنم

... یه حمله ی انتحاری

، به جای اینکه وایسی اینقدر فَک بزنی

. یه ذره تمرکز کنی ، زنده میمونی

فرمانده ی جوخه ؟

. ما سربازیم

. اگه افسر ارشد بهتون گفت بمیر ، فقط میگین چشم

. ستوان دوم ، تانیا دگورچاف

، تو بارشی از توپ و گلوله ی تفنگ . با شکوه و تو ارتفاع بالا پرواز میکنه

. درست مثل یه ساحره تو میدون جنگ

، تو یه دنیای نفرین شده که همیشه غرق تو شعله های جنگه . ملتی بود که به اسم " امپراطوری " اونو میشناختن

ارتش عظیم و قدرت صنعتی که داشت . باعث شده بود همیشه رنگ پیروزی رو به خودش ببینه

. تعداد زیادی از نخبه های ارتشی و ساحرهان کار بلد رو در اختیار داشتن

. اما از تمام جهات توسط دشمنان قدرتمندی محاصره شده بودن

، به این دلیل ، ارتش این کشور طبق عملیات 315 عمل میکرد

در این خصوص که نیروهای مرزی ، بایستی در خط مقدم جنگ خودشون رو درگیر میکردن

و برای حرکت اصلی ارتش زمان جور میکردن تا نیروهای اصلی متمرکز شده . حرکتشون رو شروع کنن و در مناطق مختلف دشمن رو شکست میدادن

. در نهایت ، نقشه این بود

سال اتحاد 1924 ، پایتخت امپراطوری بِرون

مقر فرماندهی استراتژیک امپراطوری

وضعیت تو جبهه ی راین چطوره ؟

کی نیروهای اصلی اونجا مستقر میشن ؟

معاونت فرماندهی استراتژی و عملیات ها ستوان کلنل اریک وون ریروگن

. حرکت به سمت مناطق شمالی با تاخیر همراه بوده

قائم مقام استراتژی و عملیات ها سرتیپ ژنرال کورت وون رودرسدورف

، باید برنامه ی زمانی خطوط راه آهن و کشتیرانی رو تنظیم کنیم . تا نیروی اصلی ظرف 2 هفته ی آینده بتونه اونجا خودشُ مستقر کنه

یعنی باید بیشتر از اینا از مرزها عقب نشینی کنیم ؟

مناطق صنعتی غربی . در معرض خطر قرار میگیرن

حتی به تعداد کافی نیرو در اختیار نداریم که . بخوایم نیروی پشتیبانی اعزام کنیم

. کاملاً دست و بالمون بسته ـس

! از همون ابتدا ، شروع حمله ی بزرگ در مخالفت با تفاهم نامه همکاری ، یه اشتباه بود

... اگه خودمون رو به یه حرکت بسیج شده محدود میکردیم

این ما بودیم که نتونستیم در خصوص تجهیز کردن جمهوری . که از نظر مقامات اشتباه بود ، اونا رو متقاعد کنیم

معاونت فرماندهی استراتژی و عملیات ها سرتیپ ژنرال هنس وون زِتور

. دیگه بیشتر از این نمیشه به عملیات 315 بسنده کرد

، حالا که تلاش های ما برای مقابله با دشمن کارگر نمیشه

چطوره که یه حرکت دفاعی بزنیم ، درست نمیگم ؟

، اما اینکار سخت ترش میکنه . بدست گرفتن جبهه ی راین مشکل میشه

، نیروهامون دیگه توانش رو ندارن و خسته ـن . این از توانایی هاشون دیگه خارجه

. تا دونه ی آخر هر چی سرباز ذخیره برامون مونده می فرستیم اونجا

. همین برامون کمی زمان میخره

فکر میکنم یه استعداد جدید در اختیار داریم ، ها ؟

به نظرتون کمی عجولانه حکم صادر نمیکنید ؟

چی ؟

. طبق گزارشات رسیده بیش از نصف نیروهایی که عازم کرده بودیم رو از دست دادیم

گفته شده که جبهه ی راین . الان کم از موتور خونه ی جهنم نداره

فرمانده ی جوخه ی سوم حمله از دسته ی 205 ـم ساحره ها در سپاه امپراطوری ستوان دوم ، تانیا دگورچاف

. دشمن روی زمین ، در جهت ساعت 2 دیده شد

. توپ های حمله

! آتش

! اطـ ... اطاعت

عضو جوخه ی سوم سرجوخه ویکتوریا سربریاکوف

! داره از بالا میاد

! حرومزاده های آشغال

! بمیرید ! بمیرید

عضو جوخه ی سوم سرجوخه هارالد وون ویست

... نوش جونتون

! حرومزاده های جمهوری خواه

عضو جوخه ی سوم سرجوخه کورست وون والهورف

... توپخونه

. توپ ها رو بزنید

! با من بیا ، هارالد

! اطاعت

. شما دوتا سرجوخه ، همین الان برگردین اینجا

. ماموریت ما ، حمله از جناح به دشمن برای زمان خریدن ـه

. خواهش میکنم بزارید بریم

! الان بهترین شانسه ماست

شانس سیخی چنده ؟

! زود برگردین اینجا

! این یه دستوره

! بگیرید

! ایول

دیدین ، فرمانده ؟

! ادامه میدیم و توپخونه ـشون رو داغون میکنیم

دیگه حال غذا خوردن هم نداریم ، ها ؟

. به زور هم که شده باید بخوریش

. وگرنه دووم نمیاری

. میگن دسته های 202 و 203 دیگه جون نداشتن

. من داوطلبانه اومدم خط مقدم

اونوقت الانم دارم زیر نظر اون ستوان عمل میکنم ؟

. جوخه ی سوم از دسته ی 205

. کاپیتان ـتون شما رو میخواد

بهمون دستور دادن برگردیم خونه ؟

. خیلی واضح گفتم که شما مرخصین

. خوشحال باشین

. ارتش به افسرهای سرخود که از دستورات سرپیچی میکنن نیازی نداره

! اما ما سعی کردیم که توپخونه ـشون رو بیاریم پایین

خودتون که میدونید چقدر از پیاده نظام هامون رو اونا گرفتن ، نمیدونید ؟

همه ی حرف ـت همینه ؟

. یه ارتش در واقع یه سازمان ـه

! و سازمان ها بدون قوانین ـشون هیچی نیستن

. مرخصید

! من ... من به این دستور عمل نمیکنم

! من داوطلبانه به خط مقدم اومدم

! تنها انتخابی که دارم یا مرگه یا پیروزی

. منم همینطور

. من با سرجوخه کورست موافقم

! یه مَرد از امپراطوری باید شجاعت داشته باشه

پس دارین میگین که بازم میخواین !از دستورات افسر مافوق ـتون سرپیچی کنین ؟

! ستوان

. در مورد نظراتتون کمی فکر میکنم

. اما بهتره خودتون رو برای تنبیه شدن آماده کنین

، سرجوخه سربریاکوف

فرمانده 205 ـمین دسته ی حمله ی ساحره از ارتش امپراطوری ستوان یکم ، ایهلن شوارتزکوف

مشکلی پیش اومده ؟

! سـ ... ستوان شوارتزکوف

. چیزه ، سرجوخه کورست و سرجوخه هارالد رو نمیبینم

.درسته

تو باهاشون تو یه گروه بودی ، درسته ؟

. اونا از امروز به عقب منتقل شدن

به عقب ؟

. بله

. الان باید در توپخانه مستقر شده باشن

. طبق پیشنهادی که ستوان دگورچاف دادن

. شنیدم که اونا عصبانیش کردن

. بـ ... بله

... مطمئن بودم که قراره تنبیه سختی بشن

. که اینطور

. اونا رو فرستادن به عقب که امن ـه

، وقتی این یونیفرم رو تن ـت میکنی . یعنی در قبال کشورت مسئولی

. امپراطوری خونه ی خاله نیست که سربازهای ضعیف رو توش جمع کنن

. اطـ ... اطاعت

! سرجوخه سربریاکوف

بله ؟

. یه جلسه ی اضطراری داریم

. برای همگی خبرهای بدی دارم

دسته ی 403 ساحره های ما بطور غیرمنتظره ای . با 2 تا از دسته های ساحره دشمن برخورد داشتن و درگیر شدن

، و نمیتونن از توپ هاشون استفاده کنن چون دیده بان ساحره مورد هدف قرار گرفته . معنیش اینه که دیر یا زود توپ ها رو غارت میکنن

دیده بان شکاری دشمن ؟

. اوه ، درسته

، شما باهاشون تو شمال روبرو شدین . ستوان دگورچاف

. و اصلاً هم دلم نمیخواد دوباره پامُ اونجا بزارم

. باید فوراً برای رهایی دیده بان اقدام کنیم

سوالی نیست ؟

، میتونیم اقدامی کنیم تا اونا رو معطل کنیم . اما آزاد کردن اونا کار سختیه

حتی با اون نشان 95 ؟

، من همچنان میتونم بجنگم . اما سرجوخه سربریاکوف دیگه جونی واسش نمونده

، خوشم نمیاد فرمانده ی نالایقی باشم که برای نجات بقیه . هم اونا رو از دست میده هم سربازهای خودش رو

! فرمانده ی دسته ، من میخوام داوطلبانه اینکارو بکنم

! میخوام داوطلبانه وارد عملیات نجات بشم

. بکش کنار

. نمیتونی از پسش بربیای

. مـ ... منم یکی از سربازهای امپراطوری ـم

! مطمئنم که میتونم از پس این ماموریت بربیام

! سرجوخه

! فرمانده ی دسته

! خواهش میکنم ، اجازه بدین همراهی ـشون کنم

. شنیدین چی گفت ، ستوان دوم

More Farsi Persian subtitles for Saga of Tanya the Evil

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left