The first 200 lines.
...آنچه در سريال سلطنت گذاشت
.ديگر خواهران ميدونن که من يه شفابخش هستم
.اونها معتقدان که من مبارک خوانده شدم، و انتخاب شدهام
چطور پسر اون زن رو درمان کردين؟
.من فقط بهش دست زدم
شما در قبال هزينه برداشتن براي يه .نفر ديگه، کسي رو نجات ميدين
.هميشه که نه
.اکثر اوقات هيچ عواقبي نداره
کي صورتت رو به اين وضع در آورده؟
.صورتش هر شکلي که هست، حقشه
.از مقامي که داري محروم خواهي شد
.ميخوام زنده بمونم - .هميشه بهايي وجود داره -
آزادي که با کاندي باشي
اما نميتونم ميل و رغبت .مادرم رو براي انتقام کنترل کنم
.تو انتخاب مني، و اين همان لحظه بين ماست
بهم قول بده وقتي که اون روز فرا برسه، سوار قايق ميشي
.و تمام چيزهايي که اينجا داري رو پشت سر ميذاري - .همينطوره -
.فرانسيس، محض خاطر هر دوتون بايد جلوش رو بگيري
فرانسيس؟ !فرانسيس
!پيشگويي .پيشگوييِ نوستراداموس
.اون ديده بود که فرانسيس چطور از دنيا ميره
.همه داره به حقيقت ميپيونده
چرا خونريزي گوشش بند نمياد؟
کاري از دستت بر نمياد براش انجام بدي؟
.کار عفونتـه
تا زماني که بدنش بر مريضي غلبه کنه
.گوشش خونريزي خواهد داشت
اگر نتونه چي؟
خونريزيش بند مياد؟
دوباره بهوش مياد؟
.حقيقت رو بگو
خب، اگر نتونه بهش غلبه کنه
اگر به زودي تباش متوقف نشه
.پادشاه خواهند مُرد
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه و تنظيم : محمد امــيــــر و سپهر 'M.Amir & SepehrDtj20'
« فــصل دوم ، قــســمت هجدهم »
چي شده؟
.نميتونم باور کنم اينجا پيش تو ام
.که تو مال مني
.آره، همينطوره
اما... ؟
بايد پشيمان باشم؟
.نه. اصلاً
.تو بهم کمک کردي خودم رو دوباره پيدا کنم
.قسمتي از خودم رو که فکر ميکردم ديگه ندارمش
چرا حس يه خدمتکارو دارم
که چندتا گوشوارهي گمشده رو برات پيدا کرده؟
.اينطوري نباش، لويي
.من دوستت دارم. بايد اينو بدوني
.چندين بار زندگيت و آيندهات رو به خاطر من به خطر انداختي
.به خاطر من، اليزابت و شانس براي پادشاه شدن رو رد کردي
ميدونم که در حين اينکه اينجا در فرانسه هستيم
حضور فرانسيس رو حس ميکني
.اما به زودي باهم عازم اسکاتلند خواهيم شد
.قول ميدم
خب، پس
.هر چه سريعتر برگرديم، زودتر راهي خواهيم شد
لولا، چي شده؟
.در مورد فرانسيسـه
.ديشب شديداً حالش بد شده
.چطور؟ برام کامل تعريف کن
.ظاهراً، يکدفعه غش ميکنه
.تب شديدي مياد سراغش و بيهوش ميشه
.هنوز هم بهوش نيومده - بدنش عفونت کرده؟ -
پزشکها گفتن
يه جور تب مغزي داره؟
نميدونم
.اما همه نگران حالش هستن
.پس بايد برم پيشش
.خوش برگشتي
اينجا کجاست؟
جايي که وقتي که با راهبهها نيستم
.توش زندگي ميکنم و البته بعضي وقتها هم کار
.زخمم رو پاکسازي کردي
.خودم بخيهاش زدم
.شانس آوردي که شمشير اونجا خورده
...اگر يکم اين طرفتر بود
.خب، هديهي منم محدوديتهاي خودش رو داره
هديهات من رو خوب کرد يا با دارو من رو درمان کردي؟
.من زندگيت رو نجات دادم
ديگه چطورش انقدر برات مهمه؟
.آره، مهمه
وقتي که درمانم کردي، بهوش بودم؟
.من زخمام رو ديدم، دلفين
.بايد ميمُردم
يعني ميگي اي کاش مُرده بودي؟
.وقتي من پيدات کردم که نمرده بودي
.همهاش التماس ميکردي که دردت تمام بشه
فقط ميخوام بدونم
.بهاي خوب شدن من چيه و چه کسي قراره پرداختش کنه
.اگر جوابي هم در کار باشه، من نميدونم
.قوانين ثبت نشدهاند
هيچ راهي نيست تا مطمئن شد
که بهاي اين کار چي خواهد بود .و توسط چه کسي پرداخت ميشه
.معذرت ميخوام
پيراهنم کجاست؟
فکر ميکني داري کجا ميري؟
.تا مردي که سعي کرد منو بکشه رو پيدا کنم
.اون رو دستگيرش کردن
چي؟
.در زمان توافقتون با هم شاهداني در روستا وجود داشته
.افراد وفاداري که از پادشاه و جانشينش ميترسن
.برو و گناهاش رو ثابت کن
.خواهي ديد که دشمنت به دار آويخته خواهد شد
صدامون رو ميشنوه؟
.خير
پزشکان سوال ميکردن که قبل از .اينکه غش کنه وضعيتش چطور بود
.ميگه ميتونه براي مداواي فرانسيس کارساز باشه
خوراکش مرتب بوده؟ ضعيف شده بوده؟
وضعيت خوابش چطور بوده؟
تو جوابها رو نميدوني، مگه نه؟
...دونستن وضعيت سلامتي شوهر
.وظيفهي همسرشه
و تو هم طوري انتخاب شده بودي
.که همسر پسر من نباشي - ...کاترين -
ديشب کجا بودي، مري، وقتي که پادشاه غش کرد؟
...من از قصر دور بودم
.من در مورد تو و کاندي خبر دارم
ميدوني چي بهم گفت
که خيانت زناشوئي تو حقيقت داره و در حد شايعه نيست؟
نگاه دردناک روي صورت پسرم وقتي .که داشت به خاطر تو دروغ ميگفت
.تا از زني محافظت کنه که بيشتر از همه چيز دوستش داشت
.ما با هم به توافق رسيديم
شک دارم توافقتون شامل بي خيالي نسبت به ازدواجتون
.و فرار به سمت اسکاتلند بوده باشه
.آره، اون رو هم ميدونم
.فرانسيس هم ميدونه
حقيقت خيانت تو آخرين چيزي بود که قبل از اينکه غش کنه
.به گوشش رسيد
آه، ببخشيد، دارم ناراحتت ميکنم؟
نبايد به اين اشاره ميکردم که تو اين بلا رو سرش آوردي؟
اونم به اين خاطر که تو مرتکب اشتباه .نميشي... اما بدون مسئوليتاش با توئه
نوستراداموس هميشه ميگفت
.که تو دليل مرگ پسر من خواهي بود
هيچوقت تصورش رو نميکردم که تو
.با شکستن قلبش، جونش رو ميگيري
نميدونم ميتوني صدام رو بشنوي يا نه
اما تو رو خدا بدون، هر جا که هستي
بابت دردهايي که براي هم .باعث شديم، خيلي متاسفم
.ازت ميخوام زنده بموني
.خواهش ميکنم، تو رو خدا زنده بمون
.خوشگل شدي
جايي ميري؟
آره، خدارو شکر
.دارم از اين سوراخ موش خلاص ميشم
يه خونهي شهري نزديک اينجا اجاره کردم
.که خيلي باوقارتره
يه خونهي شهري باوقار؟
چطور از پس پولش بر اومدي؟
کار و کاسبي داره پيشرفت ميکنه، ليث و حتي پيشرفت بيشتري هم خواهد داشت
.اگر يه محيط خوب براش دست و پا کنم
.يه فاحشه خونه
اون خونه براي اجاره گذاشته .شده بود، منم اجارهاش کردم
من فقط از پس اجارهي هفتهي اول بر ميام
اما يه گروهي از تاجرهاي ثروتمند دارن ميان به شهر
و اگر بتونم در قالب يه مهموني اونا رو امشب به اونجا بکشونم
.اونوقت ترکونديم
.و تازه کار و کاسبي شروع ميشه
اما اگر نيازي نبود هيچکدوم از اين کارها رو انجام بدي
اگر بتونيم حکم ابطال بگيريم و ازدواج کنيم
و تشکيل خانواده بديم
دلت نميخواد بيخيال اين کارها بشي؟
.ليث... در اين مورد بحث کرديم
.امکان نداره
اگر امکان داشته باشه، چي؟
اگر بهت بگم يه دوست خيلي قدرتمند دارم
که ميتونه بهمون کمک کنه، چي؟
.فقط کافيه براش چند تا کار انجام بدم
چه کارهايي؟
حتماً بايد کارهاي خطرناکي باشه
.وگرنه ارزش همچين لطفي رو براش نداره
.ليث، من هيچوقت ازت نخواستم اين کارو انجام بدي
چون همچين چيزي رو نميخواي؟
.من چيزي که الان دارمش رو ميخوام
مردي که دوستش دارم
.نه مردي که بايد بهش تکيه کنم
.مري، باهات حرف دارم
.همون چيزي که ازش ميترسيدم، شد
شايعات سلامتي پادشاه توي قلعه
.داره دهن به دهن ميچرخه
...اگر اخبار شرايطش به دست کس و ناکس بيفته
...اتاق پادشاهي پر از تهديدهاي بالقوه ميشه
.لُردها، ديپلماتها، همه چشم انتظار فرانسيس هستن
بدبختي اينجاست که نميتونم .حقيقت رو از صورتم مخفي کنم
.کاترين، صبر کن - !شروع نکن -
.خواهش ميکنم گوش بده
هيچوقت نميفهميم دليل .بيماري فرانسيس چي بوده
اگر اينطوري که تو ميگي، من براي اين اتفاق مسئولم
.هيچوقت خودم رو نميبخشم
.پس بذار اين يه کار رو براي تو انجام بدم
.من با مشاورها صحبت ميکنم
.تو برگرد پيش فرانسيس
.وقتي بهوش بياد، ترجيح ميده تو رو ببينه تا من
.مري
.خيلي متاسفم
کاري از دستم بر مياد؟ - .آره -
.بش رو پيدا کن
اگر اين ساعات آخر باشه
.بش حتماً ميخواد با برادرش خداحافظي کنه
No comments yet. Be the first to leave one.