The first 179 lines.
«پایگاه هوایی ایروما»
!ایول! این همه هواپیما
.آروم، احمق. سوژه میشی
.خدایا
.ولی حال میاکو رو میفهمم
.جنگ به این بزرگی کم اتفاق میفته
.همه عصبی ان
.ضدحمله به این مقیاس مورد نداشتیم. تعجب هم نداره
.مثل اینکه نقشه حسابشدهایه
.شانس آوردیم ستونها این دوره منفعل رو دارن
.وگرنه که والکیریهای سراسر دنیا که نمیتونستن اینجا جمع شن
.والکیریهای سراسر دنیا !دلم میخواد ببینم چجور آدمایی ان
.عجب بیخیاله
.میکو دختر مثبتیه
!هی
!قیافشو دیدی؟
.کارت قشنگ نبود
!لیزبت! لیلی
!یو! چه خبر، کلائودیا
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
Kimi to nara toberu kara اگه با تو باشه حاضرم بپرم
Te o nobashita sora wa mada tōi hi no moyō دستمونو دراز کردیم ولی آسمون هنوز روزها باهامون فاصله داره
Sore demo onaji keshiki wo miteita با این حال همون منظره رو تماشا میکردیم
nanigenai nichijou ga nanka kagayaite mietete ka حتی روزهای عادی هم یهجورایی شیرین بنظر میومد
nijimu kumori mo itsuka kieru no ka na یعنی ابرها هم ممکنه یه روز برن؟
anten no shikai omoi egaita mirai تصویری مبهم، آیندهای که تصور میکنم
ima ni tousenbo no taagetto toraeta shidai الان مانعی که راهشو بسته نشونه رفتم
mamoritai mono mamorenai mono چیزایی که میخوام ازشون محافظت کنم، چیزایی که نمیتونم ازشون محافظت کنم
sono futashika mo tashika ni kaete ikun da این ممکن رو تبدیل به یقین میکنم
fureatta kokoro de ima wa toberunda با قلبهای متصلمون حالا میپریم
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
ienai tarinai kimochi datte حتی با احساسات گفتهنشدنی و ناقص
kimi ga ite kureru nara takaku toberu اگه تو بیای تا بالابالاها میپرم
kono aosa mo uchinuite این آبی رو بشکاف
itami sae mo tsuyosa ni shite حتی درد رو هم قدرت کن
Kyō yori tooi basho e habataite iku yo پر میکشم میرم جاهایی از امروز هم دورتر
todoke todoke chihei no mukou e برس برس اون سمت افق
takaku takaku kimi wo tsureteku yo بالاتر بالاتر تو رو هم میبرم
: قسمت ششم حمله به ستون فوجی
.هم ممتازهای ژاپن هم آسهای کشورهای مختلف اینجان
!عجب منظرهای
«خدمتکار جهنمی» «الهه رقصان»
«خدمتکار جهنمی» «الهه رقصان»
!اوه! خودشونن
!اوه! خودشونن
!اوه! خودشونن
.الهه رقصان. خدمتکار جهنمی
!ایول
!فکر نمیکردم جز تو ماهنامه اینهریایر جایی ببینمشون
چی هست؟
.مجله نظامی
!هم درمورد جنگها توضیح میده هم والکیریها
.میگن جلد بعدی پایگاه ما هم قراره باشه
اَاَ، ایول. بنظرت ازمون عکس مکس بندازن؟
.راستی، یه بار سر یه مقاله سراغم اومدن
بعضی وقتها یادم میره، اما کو چان رده اس ـه، نه؟
!سه صدرنشین اروپا
!بهترینهای بشریت
.رده اس ای گفتن دیگه. مرکز توجه
.عادیه
تو هم مث بقیه از این لقب باحالها .داری؟ مثل همین الانی ها
لقب جز شینیگامی؟
!این که کاوایی نیست
!یه چیزی گیر بیاریم بیشتر به کلائو بخوره
!پرنسس
!آنجل
!شکمو
!شما خنگولا میشه تمومش کنین؟
.عجب. چه جماعت عجیبی غریبی
.البته. افتخار میکنم یارمن
چیه، لیزبت؟
.هیچی
داره قیافه میاد. آخه کلائو چان .اینقدر بهشون افتخار میکنه
!لیلی! خدایا
.منو باش گفتم بری ژاپن از غصه دق میکنی
!حسابی که جا افتادی
مگه بده؟ حالا ژاپن چجوریاس؟
.خب...غذاش خوبه
مقیاس اولت اینه؟
.مهمه دیگه
.کلائو، حسابی با جفتشون جوری ها !معلومه دوستای جون جونی این
...جون جونی که
.نه، آره. دوستای عزیزمن
...چـ چـ چته تو؟ یهویی از این حرفا میزنی
.آره آره. معلومه خوشحال شدی. البته من هم
.عجب. میبینم کبکت خروس میخونه
.مارو باش واسه پر کردن جای خالیت چی کشیدیم
...آره، از این لحاظ تو زحمت افتادین، اما
اما؟
ستون اصلیو شکست بدیم، جای خالی من هم جبران میشه دیگه؟
.مثبتاندیش کی بودی تو
!حق با کلائوئه! ما هم تلاشمونو بکنیم
!روی لیزته و لیلی هم حساب میکنیم
!حتما
.همچنین، میاکو
.میکو چان هم خوب با بزرگا میپره ها
.من که یه احمق بیشتر نمیبینم
لابد حتی نفهمیده این دو نفری که .جلوشن چقد کار درستن
.بفهمه هم براش فرقی نداره
.خب خب! شرمنده که میپرم وسط خوش و بشتون
.ولی کم کم وقتشه
!زرت! یالا بجنب
!تا بعد
!حتما! تا بعد
.اول هِلمویگه بفرماد
.باشه باشه. شما برین حالا
هلمویگه؟
!دیر کردین نگران شدیم
!شرمنده صحبتمون گل کرد
.محشر کبرا جلومونه، معلومه خیلی شاختون کلفته شماها
!اوی! شروع شد
اون آقای رو سکو؟
.فرمانده این عملیات، سرلشکر اوکیتا
سرلشکر؟
.میشه گفت وایسمارشال...هواییه
فرمانده خودش میخواد نقشه رو توضیح بده؟
.نه، اون وظیفه افسرهای طرحریزیه
.فرمانده کاری داره که فقط از عهده یه فرمانده برمیاد
.شش سال
.از اولین رویارویی بشریت با ستونها شش سال میگذره
.پشت هم میباختیم
.اروپا رو ازدست دادیم، به اروپا پناه بردیم
تو آسمون بالا سرمون جنگ باخته رو با .ستونهایی که در صدد نابودی مان ادامه دادیم
.پیروزی...تو این جنگ وجود نداشت
.ولی، ما اینجاییم
برای چی؟
.برای بردن
!برای چی؟
!بـ - برای بردن! برای پیروزی
!برای چی؟
!برای پس گرفتن چیزی که ازمون گرفتن
!انتقام همرزمامون
!برای پس گرفتن عزتمون
!برای هویتمون
!که باهم بریم به استقبال فردا
!بله! درسته
!برای دوستهامون
!برای خانوادهمون
!برای غرورمون
.ما اینجاییم
!بخاطر چیزی که بالای فوجی، اون کوه سرفراز جا خوش کرده
به اون ستونهای زبوننفهم !یاد میدیم آدما رو دستکم نگیرن
،کشورمون رو
!آیندهمون رو، پس میگیریم
ساکورا؟
.چه سخنرانیای
.سینه من هم پرشور کرد
اودین؟
.سکوت. خدا اودین از حامیان این عملیات ان
.تشریف آوردن قبل شروع عملیات بهتون انگیزه بدن
بله، همینطوره. گرچه با سخنرانیای .که شما کردید دیگه حرفی نمیمونه
.راحتم
.ضمنا، شنوندهها فقط سربازای این اتاق نیستن
!گوش فرا بدید! شماها که اینجا گرد اومدید
.الان قصد ندارم دلیل جنگیدنتون رو زیر سوال ببرم
...فقط میخوام عرض کنم
،دخترهام، دخترهام و جنگجوهای همراهشون
.اینجانب اودین شاهد جنگ شما هستم
...دلبندانم
.من...بنده...این تن...عنایتتون میدم
!رأفت اودین رو دارید
!رأفت اودینو داریم
!عنایت اودینو داریم
!اودین! اودین! اودین
...سیگو
!روری
...سیگو
.روری
.ببین همه چقدر پرانگیزهن! الحق که قدرت خداییه
.آره. عجب چیزی بود
.اما تا اطلاع ثانوی آمادهباش ایم .یهکم موتور آدم میخوابه
.تا چند ساعت دیگه نخوای هم تو آسمونی تازه، کی شد موتور تو بخوابه؟
!حالا که میگی میبینم راست میگی
سونو، عصبی نیستی؟
.نه، خوبم
.اع؟ اگه مسئلهای هست بهمون بگی ها
آزو چان، چیز خاصی خوردی؟
روغنماهی مثلا؟
!زیپ بسته
No comments yet. Be the first to leave one.