The first 200 lines.
پس از شورش 1989، رومانی رسماً به بازار آزاد پیوست. بماند که مقدمات فاجعهبار این پیوند در دوران پیش از شورش تحمیل شده بود
سران بلوک غرب به مردم رومانی بابت بهاصطلاح انتخاب آزادانهشان تبریک گفتند و وعدۀ زندگی شرافتمندانه و عدالت به آنان دادند ......
فیلمی از لـوسـین پـینـتیله
ایـستگـاه آخر، بـهشـت
سرهنگ! اگه وارد جنگل بشه دیگه دستمون بهش نمیرسه
خوب... چی کار کنیم؟
!بجنبید! بجنبید! سریعتر
چند تا از سربازا نیستن
درختا مانع دید میشن
نخیر، اونا فلنگو بستن
!جوخه، ایست
!هلیکوپتر رو ببین
این بار نمیتونه در بره، تو چنگمونه
در تیررس ماست در تیررس ماست
چی میگه؟
صد متری ماست
مثِ دهاتیا حرف میزنه
مجاور ساحل حرکت میکنه
شلیک میکنه؟ - وایسا -
میبینمش.... سمت چپ ماست
!گرفتیمش، فرمانده
الان سمت راست ماست به سمتِ جنگل میره
داریم گمش میکنیم !حرکت! سریع
!کسی تیراندازی نکنه
سوژه به جنگل نزدیک میشه تکرار میکنم، به جنگل نزدیک میشه
پلیس در جنگل مستقر شده
چی میگه؟ - یه چیزی درباره پلیس گفت -
هلیکوپتر مال کجاست؟ کدِ اینا چیه؟
نمیدونم
یه فرکانس دیگهست
سوژه وارد جنگل شد
!در رفت !جوخه! حرکت
!زود باشید، کون گشادا !یالا! یالا
!اونجا! اونجاست
!جوخه! ایست
جوخه! مگه کر شدید؟ میگم ایست
نیروی پلیس از جنگل خارج میشه تکرار میکنم، پلیس داره خارج میشه
پلیس به سمت شما میاد، دریافت شد؟ دریافت شد؟
!گاومون زایید الان شاخ به شاخ میشن
ارتش! توجه کن !پلیس روبروی شماست
بخوابید زمین
کری؟
!بخواب زمین
... جناب سرهنگ
سرهنگ رو کشت
داره تیراندازی میکنه سرهنگ رو زد
!توجه! توجه !تیراندازی نکنید
هیچ کس شلیک نکنه
زدیمش
پایان ماموریت برمیگردیم به پایگاه
!شلیک نکنید !تیراندازی نکنید
!در خدمتم
ستوان الئا. دو مجروح داریم حال یکیشون وخیمه
گفتی چندتا؟ - دو تا -
... منم دو تا
و یه چسب زخم هم ندارم
آبکشش کردن
!یه تیکه پارچه بیارید
اصلاً تیراندازی نکرده
چی شده؟
شلیک نکرده، لولهش سرده
پس کی شلیک کرده؟
!به گا رفتم
فیلمنامه : لـوسین پینتـیله راشوان پوپسکو و رادو آلدولسکو
کارگردان : لـوسین پینـتیله
خیلهخوب، چی میگی؟
بیخود وایسادی، امروز نمیاد
اِ، واقعاً؟
حواست به ساعت هست؟
خودت چی؟
ودکا، یارِ جونیه منه
حالا... تو چی میخوری که اینقد خوشگل موندی؟
از همینا
بچهها بالا نمیندازن، مک میزنن
نمیدونی بچهها چیو مک میزنن؟
... چن سالته که اینطوری
تو بگو - 15 -
!برو بالا
!بالاتر، بالاتر - 22 -
!نه دیگه اینقد
چه کارهای؟
پیشخدمتِ جیلیام تو دودژی
تو چی؟
مهندس برقم
خوبه، به سلامتی
باشه بابا... قصابِ خوکم
خوک میکُشم، به خدا درآمدش خوبه
لعنتی، همهش بدبخت بیچارهها جلوم سبز میشن
چرا نگفتی آسانسور خرابه؟
ما کاری به آسانسور نداریم با اسب میریم بالا
... سرم داره میترکه
یواش یواش از پلهها میریم
با اسبت، چهارنعل برید بالا من جایی نمیام
!خیلی خنگم
یارو که داسیا داشت جلوم ایستاد ردش کردم
... بریم، خوشگله
گفتم که هیچ جا نمیام
!پاهام جون ندارن !فک کنم انگشتم زخم شده
میتونی همینجا ترتیبمو بدی
فک میکنی خیلی دل و جرات داری؟
یعنی چی؟ اونقد جیغ میزنم تا همسایهها بریزن سرت
یه بلایی سرت میارم که هیچ وقت فراموشم نکنی
واسه من کولیبازی درنیار، گرفتی؟
گفتم با اسب بالا پایین میکنیم
دیگه بذارم زمین! خودم میتونم
!هوی، آقا اسبه
هیچ وقت کم نمیآرم یه اسب یغورم
دلم میخواد لختت رو ببینم !آقا اسبه
خوب، اسمت چیه؟
نوریکا، بچۀ النورا
میتو، بچۀ دیمیتری
بگو ببینم نوریکا، تو همه جا سر میکشی و اصلاً نمیترسی؟
از چی بترسم؟
مثلاً ببرمت بالا بخورمت
سرت رو ببرم و تیکه تیکهت کنم
هیچکی هم منو با تو ندیده
!غذای زمستونم تامینه
!مغزت رو فریز میکنم
... اگه همچین سرنوشتِ داغونی دارم
!سرویسم کردی، نوریکو
میدونی قبلِ تو یه ژاپنی رو آوردم اینجا؟
!اِ، پس کارِ تو بود؟
آره، هیچکی باور نمیکنه
... چه خوبه
شـوره، خوشمزهست
راس میگی، خوشمزهست
... چیزی باقی مونده
از ژاپنیه؟
نه، فقط گوشت تازه میخورم
بازم نمیترسی؟
از چی بترسم؟
که رهات کنم
خوب ترسش چیه؟
مگه من قناری تو نیستم؟
یه دوری میزنم و برمیگردم پیشت
تو خودِ سیفلیسی
نمیتونیم با هم باشیم
تو آدمخواری
پلک رو هم بذارم رفتم تو شکمت
چیزی واسه نوشیدن نداری؟
اون شیشه رو بده
چقد خوابم میاد مگه ساعت چنده؟
ساعتم دستِ ساعتسازه
خیلی چیزا نداری
نمیخوای یه فکری واسه اینجا بکنی؟
حداقل یه تشکِ درست بگیر
آره، حداقل اونو میگیرم
اسم نکبتش چی بود؟ باش خوابیدم یا نه؟
!صبح بخیر، رییس - صبح بخیر -
بهم میاد؟
شورتت رو شستی؟
بپّا سرما نخوری
!نگران نباش، رییس اونقدرا هم ضعیف نیستم
!بدش من
یکم سیبزمینی سرخکرده با نیمرو درست میکنم میخوریم و من میرم
کجا میری؟
!سرِ کار دیگه، رییس
چه کاری؟
پیشِ جیلی تو دودژی کار میکنم
ها، چرا همش اسمِ این یارو جیلی رو میاری
شاید چون کشته مردۀ گردنکلفتام
... فک نکنم ... این جیلی شما
آدم حسابیه، بزرگِ خانوادهست گرم و سرد چشیدهست
پاییز عروسی میکنیم با حلقه و باقی قضایا
مگه اینکه تو بگیریم؟
ها، پس تو کشته مردۀ ازدواجی
یعنی میخوای بگیریم؟
باید یه سقفی برات پیدا کنم !عزیزکم
هیچ گهی پیدا نمیکنی! بعدِ اینکه !ترتیبم رو دادی چه جنتلمن شدی
:مگه مادرت از این حرفا میزنه گُه، رییس، ترتیبمو دادی؟
مامان ندارم
بابات میدونه سیگار میکشی؟
بابا هم ندارم، رییس تو چی؟
!معلوم نیست یتیمم؟
نه مادر، نه پدر حتی اسمم رو نمیدونم
راستی، نمیخوای اسمم رو بدونی؟
معلومه که میخوام
ولی چون خودت تا الان نگفتی نخواستم ازت بپرسم
دلت کتک میخواد؟
اسمت رو میپرسم، رییس
!یکی از همین روزها، شک نکن
باید بدونم کیه که میخواد مَردم بشه
رییسِ تخت خواب و آشپزخونم بشه
میخواد سرما نخورم غصۀ کفش و لباسم رو میخوره
قولِ سقف بالاسر بهم میده
خودم غذا درست میکنم، رییس
آرد نداریم، ماکارونی نداریم
شکر نداریم، برنج نداریم، هیچی نداریم
این چیه؟
اپرا که میرم میبرمش
!عتیقۀ هیز
این چیه؟
مربای فندقه دیوونهشم
شکرک زده. خودم برات درست میکنم
!کلمترش هم داری
ژاپنیه رو کجا گذاشتی؟ فریزر که نداری
کدوم ژاپنی؟
!فراموش کردی، رییس
همهشو نخور، واسه امشب میخوام کلمپیچ با ماهی درست کنم
!چشم، رییس
No comments yet. Be the first to leave one.