The first 200 lines.
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
قسمت 20: یوکی کاگورازاکا
!بفرستین بیاد
!بله
!کارت محشره، استاد
!خیلی تمیز مگالدون رو فیله کردی
.یه کار ساده برای صبحانه... یا باید بگم، شام
...خیلی سبکه
.و خیلیم مقاومه
.حتما میتونیم ازش استفاده کنیم
.سلاحهای خوبی از توشون درمیاد
.میشه ازش سپرم ساخت .یا حتی با یکم تلاش میشه زره هم از توش درآورد
.میتونیم یه سری وسایل ساده هم باهاش بسازیم
.حتما کلی فروش میکنن
!گلد دونو، جنگتون فوقالعاده بود
!اون شجاعتی که نشون دادی رو میخوام الگوی خودم کنم
!خودتم شکست ناپذیر بودی، گابیرو دونو !نمیدونم با چه زبونی تحسینتون کنم
!نه بابا، گلد دونو
!نه بابا، گابیرو دونو
!جفتتون دل منو بردین
،با رفع خطر کاریبدیس
.آرامش دوباره به شهر ریمورو برگشت
،به علاوه، پیمان نانوشتهمون با ارباب شیاطین کاریون
.به اتحادیهی جورا تمپست تازه تاسیس ثبات بیشتری بخشید
.هوفف... این دفعه خیلی خسته شدم
.این دفعه کمک خیلی بزرگی کردی، میلیم. بازم ممنون
!کار خاصی نکردم! در این حد طبیعیه
!میتونی بیشتر ازم تشکر کنی
!خودتم خیلی کاردرست بودی، ریمورو
!اگه الآن بگی میخوای ارباب شیاطین بشی، من مخالفت نمیکنم
.ارباب شیاطین؟ خودت میدونی که همچین قصدی ندارم
اصلا سودی توش هست؟
سود؟
خودت چرا ارباب شیاطین شدی؟
چرا؟
شاید اتفاق بدی افتاد و از ترس منو ارباب شیاطین کردن؟
چرا داری از من میپرسی؟
!خوب گفتی! اصلا یادم نمیاد
!خیلی وقته گذشته فراموشش کردم
.که اینطور
!خودشه
!یه سود پیدا کردم
!چون ارباب شیاطین شدم تونستم رفیق فابم رو پیدا کنم
...بـ باشه
.بههرحال، رفیق فاب، من دیگه باید برگردم سر کار
کار؟
همین الآن؟
.چرا انقدر یه دفعه
!خب، اینطور نیست که دیگه نتونیم هم رو ببینیم
!فقط یه مدت کوتاه از هم جدا میشیم
!تغییر
،حتما به بقیهی اربابان شیاطین میگم با اینجا کاری نداشته باشن
!پس خیالت تخت باشه
داری میری بقیهی اربابان شیاطین رو ببینی؟
!آره. کارم همینه
.مواظب باش گولت نزنن
.لطفا گولشون رو نخورین
.لطفا فریب نخورین
نذارین فریبتون بدن، باشه؟
.مطمئن بشین فریب نمیخورین
!همهتون زیادی نگرانین
!من خیلی باهوشم، پس نمیتونن گولم بزنن
!خب، من دیگه رفتم! فوووش
!هی، وایسا
.دیگه رفت
.به این سادگی و بیخیالیش حسودیم میشه
.ولی میلیم ساما همینجوریه دیگه
.مشتاقم بازم ببینمشون
...لطفا... اون بچهها رو... نجات بده
...زودتر... به پایتخت سلطنتی
ها؟
.اون... فقط یه خواب نبود
این حسرتیه که روی دوش شیزو سان سنگینی میکنه؟
.برای همین بازنشت شدم و رفتم توی کار معلمی
معلمی؟
.معلم یه مدرسه
اوه! اینجام مدرسه داره؟
.آره، توی جایی به اسم پادشاهی اینگراسیا
.مدرسهای برای بچههایی که از دنیای دیگه اومدن بود
پایتخت سلطنتی پادشاهی اینگراسیا، ها؟
...بنیمارو
...کایجین
...ریگور
...گابلین رایدرها
...گلد
...ریگورد
.و حتی گابیرو اینجان
.حتی اگه من مدتی نباشم، نباید مشکلی پیش بیاد
.و برای همین میخوام به پادشاهی اینگراسیا برم
اون بچهها یکی از دلایلی بودن که
.شیزو سان میخواست بره و ارباب شیاطین لئون رو ببینه
.و منم که به شیزو سان قول دادم
...متوجهم چی میگین... ولی
،اگه اتفاقی برای شما بیافته
.ریشهها اتحادیهی جورا تمپست جوونه نزده خشک میشه
.اونم درست بعد از اینکه تازه ثبات پیدا کرده
.منم همراهشون میرم
.خیال همهتون راحت باشه
.شنیدین رانگا چی گفت
.با کمک هم این شهر رو در امنیت نگه دارین
.همهتون باید نقشتون رو تمام و کمال انجام بدین
!چشم
.خب، من دیگه رفتم
!لطفا سلامت باشین !ما تا ابد منتظرتون میمونیم
!گابیرو ساما، زیادی احساساتی هستین
!قربون قلب مهربونت برم
.فیلم هندیش نکنین .چشم بهم بزنین برگشتم
!لطفا زود برگردین
.دعا میکنم سفر بیخطری داشته باشین
!فعلا
!به سلامت
.و اینجوری راهی سفر شدم
،توی این دو سالی که توی این دنیا تناسخ پیدا کردم
،این اولین باره از یکی از کشورهای انسانها دیدن میکنم
.برای همین یکم هیجانزدهم
امپراطوری مقدس روبریوس
پادشاهی اینگراسیا
ایالات غربی
خاندان جادوگران ساریون
.پادشاهی اینگراشیا در سمت غرب کشور ما قرار داره
،در ضمن، مرکز سازمانیه که به ماجراجوها کمک میرسونه .اتحادیهی آزاد، که فیوزه و افرادش هم عضوشن
.برای همین مکانش جاییه که همهی کشورها راحت بهش دسترسی پیدا کنن
،مدرسهای که بچهها داخلشن
.آکادمی آزادی، به دست یکی از شاگردهای شیزو سان تاسیس شده
.اسم اون شاگرد، یوکی کاگورازاکاست
...براساس اسمش، باید ژاپنی باشه
.قصد دارم اول برم دیدن اون
.فیوزه برام یه معرفینامه نوشته، پس مشکلی نباید باشه
پادشاهی اینگراسیا
،به لطف رانگا
.فقط توی سه روز تونستم به پایتخت سلطنتی اینگراسیا رسیدم
.توی سایهی من مخفی بمون
.اگه اینجوری بیای توی شهر، مردم میگرخن
.چشم، ارباب. هروقت لازم شد صدام کنین
.مراقب باشین
.حتما
برای ورود به پایتخت سیاستهای شناسایی هویت .سختگیرانهای بود
،یه حصار جادویی هم بود که از ورود هیولاها جلوگیری کنه
.منم ماسک محدودکنندهی جادو رو پوشیدم تا آئورام رو محو کنم
،احتمالا اگه بفهمن من هیولام، دردسر درست بشه
.پس احتیاط شرط عقله
،و با کارت شناساییای که فیوزه برام درست کرده بود
.تونستم راحت وارد پایتخت بشم
...شرمنده
.چقدر آدم اینجاست
.کلا با کشور کوچیک ما فرق داره
.واقعا شهر بزرگیه
!وا، خدایی؟
اون شیشه است؟
.از وقتی به این دنیا اومدم، این بزرگترین شیشهایه که دیدم
.اینجا حتما کلیساست
وایسا... کلیسا هیولاها رو دشمن خودش نمیدونست؟
.بهتره باهاشون درگیر نشم
مرکز اتحادیهی آزاد
.و اینم باید مرکز اتحادیهی آزاد باشه
...اینجام شیشه دارن .حتما پولشون از پارو بالا میره
!در خودکار؟
.معرفینامهتون رو تایید کردم
.رئیس بزرگ قبول کردن شما رو ملاقات کنن .راهنماییتون میکنم
.از این طرف
.ممنون
.داریم تلپورت میشیم؟ حتما نگران جاسوس و اینجور چیزان
.لطفا چند لحظه اینجا منتظر بمونین
خب... یعنی رئیس بزرگ چه شکلیه؟
.شرمنده منتظر موندین
.خوشوقتم
یوکی کاگورازاکا رئیس بزرگ
...من رئیس بزرگ، یوکی کاگورازا... کا هستم
.منم خوشوقتم. ریمورو تمپست هستم
،من رهبر اتحادیهی جورا تمپست
.کشور هیولاهای جنگل جورا هستم
.اون ماسک... مال شیزو سنسیه
درسته. میدونی من کی هستم، مگه نه؟
من اسلایمی هستم که میتونم با خوردن هیولاهای دیگه .شکلشون رو تقلید کنم
با خوردن... هیولاهای دیگه؟
.آروم بگیر، بچه
.من اسلایم بدی نیستم
...اون جمله
.منم اون بازی رو تموم کردم
تو اینو به شیزو سان گفته بودی، درسته؟
.دوست دارم تمام داستان رو بشنوم
.برای همین اینجام
!که اینطور! پس قسمت آخر اینجوری تموم شد
...پس بلداندی واقعا
چیز دیگهای هست بخوای بدونی؟
،تا قبل اینکه چاقو بخورم و بمیرم
!تمام مانگاها و انیمههایی که میشناسی رو تموم کرده بودم
.طبیعتا، چیزی رو از قلم ننداختم
.باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی .این روش جنتلمن هاست
!دست مریزاد، استاد ریمورو !لطفا، لطفا برام بگو
پ.م: فاینال فانتزی
بازیها چطور؟ فف تا کجا ادامه پیدا کرد؟
.نوزده
!این همه؟
دیگه چی؟
.ساگرادا فامیلیا تقریبا تموم شد
!بالاخره؟
.و ایتومو تموم شد
!ناموسا؟
No comments yet. Be the first to leave one.