The first 200 lines.
رئيس
روي بدن قهرمان ميااُ 67 جراحت وجود داره
33تاشون وسيعترن بايد جراحت هاي شکاف باشن
34تاشون عميق و طلايي هستن بايد اسيب هاي خنجر باشن
به علاوه يک نفر کتفشون رو سوراخ کرده
عجيبه
قهرمان ميااُ يک استاد بزرگ بود
هرچند کتفشون سوراخ شده
بازم بايد 20 درصد از کونگفوشون باقي ميمونده
حتي اگه از تي ين گويي نونگ شکست خورده باشه
نبايد اينقدر جدي صدمه مي ديده
مگر اينکه از قصد اينکارو کرده باشه
ميخواسته خودشو مجازات بکنه
نه
ميخواسته به ما ياداوري بکنه
تي ين گويي نونگ همزمان از شمشير و خنجر استفاده ميکنه
همچنين ميخواسته که ما بدونيم
چه جور مهارت شمشير و خنجري استفاده ميکنه
فِي ار،تو مهارت خنجر رو بلد هستي
بيا اينجا
ممکنه بفهمي از چه حيله هايي استفاده کرده
تي ين گويي نونگ از خنجر پنهان در همه جا استفاده کرده
تي ين گويي نونگ از خنجر پنهان در همه جا استفاده کرده
درب بسته و خنجر آهني
ابرهاي سياه خنجر ماه رو مي پوشونن
طبخ خنجر گاو تشريح ميشه
اون از 3 راه بالا،وسط و زير حمله ور شده
رئيس،اينجا رو نگاه کنيد
کلمه هاي پشت گردن قهرمان ميااُ هست
ماهي خوار سفيد بالهاشو نشون ميده
يک نقطه ضعف داره حمله کردن به زير بغلش
براستي که قهرمان ميااُ مرد درستي بوده
وقتي با خطر رو به رو ميشده تونسته ذهنشو پاک کنه
فِي ار،اين کلمات براي تو نوشته شدن
قهرمان ميااُ فهميده بوده که
تي ين گويي نونگ بعد کشتنش به سراغ تو مياد
تي ين گويي نونگ بعد کشتنش به سراغ تو مياد
بنابراين اين کلمات رو پشت گردنش جا گذاشته
تا نقطه ضعف اون اشکار بشه
بعدش 33 دفعه شمشير خورده
و 34 دفعه خنجر خورده تا کشته شده
ميخواسته جذبمون کنه تا بدنش رو بررسي کنيم
بالاخره تونستيم اين کلمات رو ببينيم
ماهي خوار سفيد بالهاشو باز ميکنه
فِي ار
اگر دفعه بعد با تي ين گويي نونگ بجنگي
بايد به نقطه ضعفش توجه بکني
ما بايد پايتخت رو ترک بکنيم
تا بدن هاي قهرمان ميااُ و برادر دوم رو بيرون معبر دفن بکنيم
من نميتونم بيام
فِي ار،مردان کارهاي بزرگي دارن
خانوم ميااُ حافظشونو از دست داده
و شخص ديگه اي شده
اگر کاري که نخواد مجبورش کني انجام بده فقط دردشو افزايش دادي
اگر کاري که نخواد مجبورش کني انجام بده فقط دردشو افزايش دادي
ولي بايد مراقبش باشم
منم بايد از دختر قهرمان ميااُ مراقبت کنم
ولي اولويتي وجود داره
اولويت اولي که داريم
نابوديه فاسدانه
تا مردم معمولي با خوشحالي زندگي بکنن
خشم شخصي در جايگاه بعدي وجود داره
خب
فِي آر،تو ميتوني اينجا بموني
ولي بايد خوب يادت باشه
نميتوني بي پروا عمل کني
تي ين گويي نونگ تو افراد زيادي رو با خودت بردي
همچنين مي گفتي که کونگفوت خيلي خوبه
چطور اجازه دادي اين شورشي ها جنازه ها رو از خونت بدزدن؟
چطور اجازه دادي اين شورشي ها جنازه ها رو از خونت بدزدن؟
امپراطور
هرچند کونگفوم بهتر از اونا بود
ولي اونا از حيله نمايش در شرق و حمله از غرب استفاده کردن
به اين دليل موفق شدن
امپراطور من تمام سعيم رو کردم ولي نتونستم خودم شورشي ها رو بگيرم
امپراطور من تمام سعيم رو کردم ولي نتونستم خودم شورشي ها رو بگيرم
اميدوارم امپراطور عفو کنن
ميدونم که اونا فقط يک رئيس ندارن
بلکه کمک هايي هم دارن
حقير ميخوام اونا رو بيرون معبر تعقيب کنم
اميدوارم که امپراطور اين رو بپذيرن
از کجا ميدوني که اونا دارن به اونجا ميرن؟
درود بر امپراطور
شورشي ها حتما جسد ميااُ رن فنگ رو به بيرون معبر مي برن
شورشي ها حتما جسد ميااُ رن فنگ رو به بيرون معبر مي برن
توي سرزمين من نتونستي بهشون غلبه کني
چطور ميخواي بيرون سرزمينم بهشون غلبه کني
اگر امپراطور درخواستم رو قبول بکنن
مي تونم يک ارتش 50 هزار نفري رهبري کنم
شورشي ها رو بيرون معبر تعقيب کنم
مطمئنا ميتونم سرهاي چن جيالو،ون تَي لَي و روباه پرنده رو براي امپراطور برگردونم
مطمئنا ميتونم سرهاي چن جيالو،ون تَي لَي و روباه پرنده رو براي امپراطور برگردونم
مطمئنا ميتونم سرهاي چن جيالو،ون تَي لَي و روباه پرنده رو براي امپراطور برگردونم
اميدوارم امپراطور بپذيرن
تو ميدوني پايگاهشون کجاست؟
مطمئن نيستم
پس چرا بايد يک ارتش 50 هزار نفري بهت بدم؟
حقير نقشه اي دارم
چه نقشه اي؟
به زودي سالگرد مرگ خو ييداُست
اون روز از امپراطور ميخوام خبر پخش گنن خو ييداآ از قبرش بيرون کشيده شده
اون روز از امپراطور ميخوام خبر پخش گنن خو ييداآ از قبرش بيرون کشيده شده
اون روز از امپراطور ميخوام خبر پخش گنن خو ييداآ از قبرش بيرون کشيده شده
اونوقت شورشيان مطمئنا بيرون ميان
اونوقت در اون زمان ميتونيم همشون رو بگيريم
اونوقت در اون زمان ميتونيم همشون رو بگيريم
اونا جايي براي رفتن نخواهند داشت
تي ين گويي نونگ از از موفقيتت خيلي مطمئني
ميتونم اين رو جلوي امپراطور قسم بخورم
خب تي ين گويي نونگ
من درخواستت رو قبول ميکنم
ولي بايد با دقت گوش بکني
اين اخرين شانست هست
اگر نتوني سرهاي اونا رو برگردوني
من سر خودت رو ميگيرم
حقير فهميدم
فردا نشان ارتش رو بهت ميدم
بلند شو برو
تشکر امپراطور
کانگان بيا بيرون
امپراطور
فکر کنم همه چيزو شنيدي
حقير همه چيزو شنيدم
چي فکر ميکني؟
قبل اينکه نقطه نظرم رو بگم
اجازه بديد چيزي رو به امپراطور نشون بدم
اينا براي دربار امپراطوري مغولستان هست
اين چيزا رو از کجا اوردي؟
امپراطور
اينا توسط تي ين گويي نونگ به زني که به عنوان جاسوس پيشش فرستادم هديه داده شده
اينا توسط تي ين گويي نونگ به زني که به عنوان جاسوس پيشش فرستادم هديه داده شده
اينا توسط تي ين گويي نونگ به زني که به عنوان جاسوس پيشش فرستادم هديه داده شده
وقتيکه ازدواج کردم
هداياي ملکم به اين اندازه ارزشمند بود
اون اين چيزا رو از کجا اورده؟
اگر درست حدس زده باشم
بايد گنجينه کوبلاي خان رو داشته باشه
اين چيزاي ارزشمند و کونگفوي بهبود پيدا کردش بايد با اين گنج رابطه داشته باشه
اين چيزاي ارزشمند و کونگفوي بهبود پيدا کردش بايد با اين گنج رابطه داشته باشه
متوجه شدم
تعجبي نداره ازم خواست بهش ارتش بدم
اون ميخواد گنجينه رو بيرون بياره
اين شورشيه
امپراطور عصباني نشيد
مهمترين چيز اينه که
مکان گنجينه رو پيدا بکنيم
تمام اب و خاک متعلق به امپراطوره
تي ين گويي نونگه بي صفت
امپراطور ميتونن هر وقت که بخوان اونو بکشن
امپراطور ميتونن هر وقت که بخوان اونو بکشن
من شروع کردم جوي بسازم تا اون احتياطش رو از دست بده
من شروع کردم جوي بسازم تا اون احتياطش رو از دست بده
نقشه اي داري؟
بله دارم
رئيس،فِي آر يک ادم احساساتيه
اونو ترک کرديم
در موردش نگرانم
نگران نباش
من باور دارم فِي آر عجولانه عمل نميکنه
رئيس،يک خبر فوري
چه اتفاقي افتاده؟
چي شده؟
اطلاعاتي هست
امپراطور گذاشته تي ين گويي نونگ 50 هزار سرباز بيرون ببره
امپراطور گذاشته تي ين گويي نونگ 50 هزار سرباز بيرون ببره
تا جسد قهرمان خو رو بيرون بکشن و شلاقش بزنن
چي؟
اروم باشيد
بايد تله ديگه اي باشه
ميخوان فِي آرو بيرون بکشن
پس بريم به فِي آر بگيم درسته
اين
برادر پنجم برادر ششم
مطابق با نقشه اصلي
اجساد قهرمان ميااُ و برادر دوم رو بيرون معبر ببريد خاک کنيد
اجساد قهرمان ميااُ و برادر دوم رو بيرون معبر ببريد خاک کنيد
برادر چهارم تو با من بيا
زن برادر چهارم،شما فورا به فِي آر اطلاع بده
بهش بگيد ممکنه که تله باشه
پس عجولانه عمل نکنه
پس همينطوره
خب خداحافظ
عاليجناب تي ين
فکر نميکردم حتي با ارايش کم هم اينقدر خوشگل باشي
ديروز که ارايشم سنگين بود گفتي خوشگلم
امروز که کم هست بازم ميگي خوشگلم
پس سنگين و سبک،کدوم خوب هست؟
چي بگم؟
در چشماي من
تو زيبا هستي مهم نيست که ارايشت سبک باشه يا سنگين
تو زيبا هستي مهم نيست که ارايشت سبک باشه يا سنگين
ستايش زن رو بلدي
معلوم نيست چند تا زن گول حرفات رو خوردن
معلوم نيست چند تا زن گول حرفات رو خوردن
من از دو تا زن توي زندگيم تعريف کردم
يکي ديگه کي هست؟
براي خيلي وقت پيش هست
يادم نمياد نميگم
فردا بايد بريم
بنابراين بايد زود اسبابمونو جمع کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.