The first 194 lines.
.خب
...شمال اینوریه، پس
.گشنمه
بریم جایی؟
.شنیدم یه قنادی خوب اونجاست
مثل اینکه خیلی خوشمزه ـست، بریم؟
.واقعا این چیزا رو خوب میدونی
.عجب لباسایی پوشیدن
.واقعا اینجا توکیوـه
میگم، اون ناز نیست؟
آها، اون دختره؟
!ها؟ اون پسره
!نه بابا، دختره
.حتما پسره
نه؟
.نمیدونم
...ببخشید
الکل و غذا
مشروب فروشی یاتسوهو
خوابگاه سونوهارا؟
.این خیابون رو برو، دومین پیچ دست راست
.بعدش هم مستقیم
.ممنون
داری میری اونجا ساکن بشی؟
.بله
.شینا آکی هستم
.خوشبختم
آکی چان، ها؟
!تلاشتو بکن
!عجب بچه ی نازیه
.آیاکا چان حتما خوشحال میشه
.به دور از خونه و توی خوابگاه، به زودی میرم مقطع راهنمایی
.به خاطر قیافه ام، مثل مرد ها باهام رفتار نمیشد
.ولی از این به بعد مثل مردا زندگی میکنم
!بزن بریم
.خیس آب شدن، اصلا نشونه ی خوبی نیست
خوابگاه
سونوهارا
!سلام
ها؟
.مثل اینکه کسی نیست
من کیم؟
...ها، چیکار
.سلام، من سرپرست این خوابگاه، سونوهارا آیاکا هستم
.خوشبختم، شینا سان
: ترجمان
kiakong
سرپرست؟
.بله، سرپرست (کانرینین) سونوهارا آیاکا هستم
کانرینین : سرپرست
...مم، ها
شما شینا آکی سان هستید دیگه؟
!سلام
.اگر هم کس دیگه ای باشی مهم نیست
.دختر خیس آب بمونه سرما میخوره
!واستا! الان وقت ریلکس کردن نیست
!اون خانم خوشگل هر چی میگفتم گوش نمیداد
!صبر کن
.اگه اون سرپرسته، یعنی زیر یه سقف زندگی میکنیم
...پیش اون خانم خوشگل سه سالو میگذرونم
.ببخشید
.رسمه که سرپرست ها پشت بچه ی جدید که اومده به خوابگاه رو میشورن
تا الان کار مامان بزرگم بود، ولی اون الان توی بیمارستانه
.برای همین از امسال کار منه
پدر عزیزم که در شیزوکو هستی
.امیدوارم حالت خوب باشه
.پسرت حالش کاملا خوبه
.توکیو خیلی جای قشنگیه
...توکیو
شینا سان؟
.وای، نمیخواد اینقدر خجالت بکشی
.ما دو تامون دختریم دیگه
.یذره شکه شدم
.خب، بیا بیرون تا پشتت رو بشورم
دو تامون دختریم!؟
.خب شروع میکنم
.کاملا مطمئن نیستم، ولی مثل اینکه تو رو با یه دختر اشتباه گرفته
.هیچی نگو و لذت ببر
!نباید اینکارو بکنه
.اگه بهش نشون بده که یه مرده، اون موقع است که مرد میشه
.کاملا قبول دارم
...خب پس الان
!بهش بگیم
...کانرینین سان، من
بله؟
.هیچی
همم؟
...من
.اشکالی نداره
!پسرم
!هر کسی با یه سرعتی بزرگ میشه، الان مثل پسرا هستی ولی بعدا درست میشه
!گوش کن دیگه
.که اینطور
.ممنونم که گفتی
.تا الان فقط دخترا میومدن به این خوابگاه، برای همین اشتباه گرفتم
اگه الان میدونی که من پسرم، برای چی باز اینجا موندی؟
.بدجوری خجالت میکشم
میگی چرا؟
گفته بودم که میخوام پشتتو بشورم، نه؟
!نزدیکی! زیادی نزدیکی
.مهم نیست پسر باشی یا دختر
چیزی که مهمه اینه که تو هنوز بچه ای
...برای همین از این به بعد من
مترجم : مراقبت یا همون سرپرستی و نگه داری
.ازت مراقبت میکنم
ها؟
اونجا غش کردم؟
خب، مگه مهمه؟
.یه چیزی اینجا خیلی گرم و نرمه
.و خیلی حس خوبی داره
.غلغلکم میاد
.صورتش دیده نمیشه
!بـ...ببخشید
...من توی حموم غش کردم
.آره
...نمیخواستم خیس بمونی و سرما بخوری
!من لباسام تنه
....یعنی
.تو واقعا یه پسری
.قیافه و اسمت مثل دختراست، برای همین اشتباه گرفتم
.میخوام که برات جبران کنم، از این به بعد هم ازت مراقبت میکنم
.ممنون
.ولی لازم نیست
!اشکالی نداره
.تقریبا مطمئنم که توی سن تو همین اندازه عادیه
.ولی نمیدونم
درباره ی چی حرف میزنی؟
.خب، من برم شام رو بپزم
.وقتی تموم شد میام پیشت، همینجا بمون
چیکار میکنی!؟
!باتری هامو با قدرت جوونی شارژ میکنم
کانرینین سان توی همه چیز کارش خوبه .و مثل اینکه کل خوابگاه رو خودش میگردونه
.خوبه
.خوشگل هم هست، و خیلی هم مهربونه
...تنها مشکل اینه که
!آکی چان
.اصلا مثل یه مرد باهام رفتار نمیکنه
!میگم
میشه منو آکی چان صدا نکنید؟
!چی؟ ولی خیلی نازه که
!آکی چان
!آکی تو واقعا مثل دخترایی
!اونه چان تورو دختر میکنه
اونه : خواهر بزرگتر
!آکی چان
!آکی چان
!آکی چان
.وای
این همه راه رو تا توکیو اومدم تا .زندگیم رو عوض کنم و مثل مردا زندگی کنم
.ولی اینجا هم مثل اونجاست
!نه، برای تسلیم شدن هنوز زوده
!تازه روز اوله
...اگه خودمو عوض کنم، شاید کانرینین سان
.بیا، آکی کون
.اول، باید بهش نشون بدم که چه مرد قابل اطمینانیم
!کانرینین سان، اومدم کمک کنم
باید لباسای توی سبد رو آویزون کنم تا خشک شه، نه؟
ها؟
...ایـ... این
....آکی چان
خوشحالم که میخوای کمک کنی .ولی لباسای خودمو خودم آویزون میکنم
.چقدر شیطونی، آکی چان
آکی چان میتونی ملافه هارو آویزون کنی؟
!بـ...بله
.حالا وقت کارای باغچه ـست
!کمک میکنم
.حالا تمیز کردن راهرو
!من میکنم
...راهرو رو واکس زد
حالت خوبه؟
.خوبم
.به خودم گفتم که باید مردونه تر رفتار کنم
.از وقتی بچه بودم، اونه چان بهم میگفت که مثل دخترام
.میخواستم خودم رو تغییر بدم، برای همین تنهایی اومدم توکیو
...برای همین
.لازم نیست خیلی تلاش کنی
.ببخشید که زودتر نفهمیدم
.مثل اینکه منم باید جوری که درباره ی تو فکر میکنم رو عوض کنم
.از این به بعد، آکون صدات میزنم
...کانرینین سان
!آکون
!اینکه دقیقا مثل قبله
....اگه امکان هست اینکه با من مثل بچه ها رفتار میکنید رو
.نمیشه
.آخه آکون تو هنوز بچه ای
.نباید عجله کنی
...اگه واقعا میخوای مثل بزرگا باهات رفتار کنم
!آکون
.اگه لپمو بوس کنی، اینکارو میکنم
.امسال یه پسر اومده به خوبگاه
سونوهارا آیاکو
.میگه امسال توی خوابگاه یه پسر میاد
.جالبه
.به عنوان یه سنپای باید راه درستو نشونش بدم
No comments yet. Be the first to leave one.