When Calls the Heart

When Calls the Heart

Download Farsi Persian Subtitle

Season 13

Release info

When Calls the Heart S13E10 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 10 When Calls the Heart 2014 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-03-15
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه در قسمت‌های قبل «وقتی دل فرا می‌خواند» گذشت

مدال بابایی رو گم کردم

آدم‌ها و خاطراتی که ازشون داریم، اون‌ها رو زنده نگه می‌دارن

کاش می‌تونستم براش از باباش قصه بگم

ولی فکر کنم آدم‌های دیگه‌ای هستن که بتونن این کار رو بکنن

مامان‌بزرگ شارلوت

تو بزرگترین مدال افتخار پدرت هستی

کریستوفر رفته

می‌دونی، من ازت نخواستم بیای اینجا

که فقط به «ایدی» کمک کنی خسارت‌های بیمه رو تسویه کنه

برای این نیومدم

نوه‌ی من نمی‌تونست آرزوی پدری بهتر از این داشته باشه

ام، آره. خب، ما هنوز

ولی خواهی داشت

صبح بخیر

اوه، صبح بخیر

این‌همه غذا رو ببین

خب، انگار دیگه یادم رفته چطوری برای کمتر از دوازده نفر غذا درست کنم

پس واقعاً امیدوارم گرسنه باشی

خب، همه‌چیز عالی به نظر می‌رسه

فقط نمی‌دونستم این‌همه قابلمه دارم

اوه، نداشتی

مجبور شدم دسته‌ی اون دیگِ لوبیا رو درست کنم

که اون گوشه رهاش کرده بودی

فقط یه پیچ لازم داشت

خب، خوشحالم که دوباره قابل استفاده شده

شارلوت

بعد از اون‌همه داستانی که اون‌روز درباره‌ی جک گفتی

داشتم فکر می‌کردم بعد از مدرسه با اِل‌جی بریم سرِ مزارش

دوست داری با ما بیای؟

چه پیشنهاد... چه پیشنهاد محبت‌آمیزی

ام... ولی به فلورنس قول دادم که... ام

کمکش کنم قبل از زمستون باغچه‌اش رو آماده کنه

ولی حتماً یه وقت مناسب پیدا می‌کنیم

البته. چطور می‌تونم کمک کنم؟

اوه، نه خواهش می‌کنم. فقط بشین. باعث افتخارمه

خیلی خوبه که دوباره همه‌ی وعده‌های غذایی رو دور هم می‌خوریم

و امیدوارم ناراحت نشی اگه مجبور باشم موندنم رو

چند روزی تمدید کنم

البته، زحمتی نیست. اِل‌جی کلی ذوق می‌کنه

خوبه. برنامه‌هام توی یونیون‌سیتی حسابی به‌هم ریخت

چون اون‌طور که حدس می‌زنم

مسئول رزرواسیون هتل حواسش پرت بوده

اوه، صبحت بخیر نیتن

دنبال چیز خاصی می‌گردی؟

در رو قفل کن... همین حالا

مگه مشکلی پیش اومده؟

فعلاً نه

امیدوارم همین‌طوری هم بمونه

نِد، می‌خوام تو رو در جریان یه عملیاتِ خیلی سری بذارم

اون‌قدر سری که حتی نباید به همسرت بگی

اوه خدای من

برای این مأموریت آماده‌ای؟

اوه، فکر کنم باشم جناب پاسبان

خب، پس

تو اولین کسی هستی که می‌فهمه

دنبال یه انگشتر نامزدی می‌گردم

وای خدای من

اوه! اوه، نیتن

عالیه. ممنونم، بله

ولی یادت باشه، شرط عقل اینه که رازدار باشی

درسته، درسته. البته. صدام درنمی‌آد

خب

ام، خوشحال می‌شم که نمونه‌ی انگشترها رو

از جواهرسازم توی باکس‌تون بگیرم

ام، ولی خب طبیعتاً به سایز انگشتر الیزابت نیاز دارم

البته. ام، چی؟

سایز انگشترش

مثل سایز شلوار یا سایز کفش می‌مونه

اوه، و هر دو دست، همیشه هم‌سایز نیستن

این یه اشتباه رایجه

آره نِد، متوجه شدم

آخه چطوری باید سایز انگشتر رو بفهمم؟

خب، دیگه شما پلیس سوار هستید

مطمئنم یه راهی به ذهنتون می‌رسه

بذار برم داخل و برات چِکش کنم

اگه خبری به بیرون درز کنه، می‌دونم کار کی بوده

درسته، درسته. باشه

قفل رو باز کن. درسته، چشم

ام، نِد، این رو هم به حسابم بنویس

حتماً

صبح بخیر نیتن

فلورنس

صبحت بخیر

فکر نمی‌کنم واقعاً مشکلی برای هتلش پیش اومده باشه

فکر کنم فقط دلش می‌خواد بیشتر بمونه

فکر نمی‌کنی مستقیم بیاد و همینو بگه؟

نه، می‌دونی که چقدر مغروره

ولی واقعاً ما از داشتنش خوشحال می‌شیم

تا هر وقت که دلش بخواد بمونه

از بودن در کنارش لذت می‌برم

خیلی آدم سرزنده‌ و شیرینیه

امروز خیلی سرحالی، نه؟

چرا نباشم؟ روز به این زیبایی

دارم... دارم با زیباترین زن دنیا قدم می‌زنم

یعنی اگه این به آدم انرژی نده

دیگه نمی‌دونم چی می‌ده

نیتن گرنت، الانه که بزنی زیرِ آواز

شاید هم این کار رو بکنم

خب، دوست دارم ببینم

شاید یه هم‌خوانی؟

نه، الان که هوا روشنه

اوه، عالی بود

حالا فقط به یه ترجیع‌بند نیاز داریم

خب، فعلاً هدفیه که باید بهش برسیم

مثل شامِ امشب. فراموش نکن

مگه می‌تونم؟

اوه

با نزدیک شدن به زمان دادگاه

و در حالی که کریستوفر هنوز غیبش زده

این چیزیه که باید ثابت کنیم:

اینکه ترانسفورماتور معیوب شرکت «پایونیر الکتریک»

باعث شروعِ آتش‌سوزی شده

شهادت کارشناسیِ جورجی رو هم داریم

منم می‌تونم توضیح بدم چطوری «اسکاگینز» رو توی تله انداختیم

و چطور تماس تلفنی‌ش به «ویتاکر» نشون می‌ده

تبانی‌ای رو که بین بیمه ملی

و پایونیر الکتریک برای مخفی‌کاری

درباره‌ی مسئولیت آتش‌سوزی وجود داشته

نشون‌دهنده‌ی تبانیه، درسته، اما ثابتش نمی‌کنه

و مشکل همینه، مگه نه؟

ایده‌آل نیست، اما... هیئت منصفه این‌روزا باهوش‌ترن

در ضمن، تو هنوز بازرس «مک‌گیل» رو روی جایگاه شهود ندیدی

حرفش رو باور می‌کنن

شکی ندارم

تا وقتی که دفاعیه اشاره کنه

همه‌ی این‌ها شواهد غیرمستقیمه، که واقعاً هم هست

شک ندارم که ما شانس برنده شدن داریم

اما مردم «بنسون هیلز»

لایق بیشترین شانس ممکن برای اجرای عدالت هستن

خب، چه نقشه‌ای توی سرت داری؟

دارم فکر می‌کنم عملیاتی رو به اسم «تستِ نشت» امتحان کنیم

ما ثابت می‌کنیم که پایونیر الکتریک و بیمه ملی

با هم برای پنهان‌کاری تبانی کردن؛

اون هم با دادن اطلاعات غلط به یکی از شرکت‌ها

و دیدنِ اینکه آیا این اطلاعات به اون یکی شرکت هم نشت می‌کنه یا نه

آه، مثل کاری که دولت برای بیرون کشیدنِ جاسوس‌ها

توی جنگ جهانی انجام می‌داد

دقیقاً

بسیار خب، پس باید راهی پیدا کنیم تا اطلاعاتِ غلط

اما وسوسه‌انگیزی رو به یکی از این شرکت‌ها برسونیم

جوری که نتونن در برابرش مقاومت کنن

و حتماً با اون یکی شرکت در میون بذارنش

اونا هم بعدش می‌خوان بیان به ما بگن

خب، بهترین راه برای انجام این کار استفاده از کسیه که

احتمالاً یه پرونده‌ی خسارتِ قانونی در بیمه ملی داره

و همین‌طور بازیگرِ خوبی باشه که بتونه از پسش بربیاد

و فکر کنم همه‌مون می‌دونیم اون کیه

من انجامش می‌دم

عالیه

پس اولین کار اینه که یه جلسه برای پرونده‌ی خسارتِ

خانه‌ی بازیِ شما، با «هرمن ثروک‌مورتون» هماهنگ کنیم

اون ارزیاب ارشدِ خسارت بیمه ملیه

خب، کار راحتیه

فقط اصرار می‌کنم که با خودِ رئیس جلسه داشته باشم

به هر حال، ما مشتری‌های خیلی مهمی هستیم

مشتری‌های ویژه

خوبه. حالا، در طول جلسه

قراره یه آمارِ غلط بهش بدی

درباره‌ی علت آتش‌سوزیِ جنگل

یه چیزِ دندون‌گیر که به ظاهر شرکت پایونیر رو تبرئه می‌کنه

تا ثروک‌مورتون نتونه جلوی خودش رو بگیره و حتماً اون رو

با کله‌گنده‌های پایونیر در میون بذاره

اونا هم بعدش با عجله میان به پلیس خبر می‌دن

چون فکر می‌کنن این‌طوری ما رو از مسیر پرونده منحرف می‌کنن

مثل این می‌مونه که توی لوله آب بریزی تا بفهمی

کجاش نشتی داره

عاشق این بازی‌ام

به عنوان ارزیاب ارشد خسارت، بخش بزرگی از کارِ اون

شناساییِ ادعاهای دروغینه

پس نباید خیلی پیازداغش رو زیاد کنی

که به چیزی شک نکنه

برعکسش هم همین‌طوره، نباید خیلی هم بی‌تفاوت باشی

جای درستی اومدی

امروز روزِ شانس مونه

دو تا آخرِ مافین‌های بلوبریِ «مینی»

هی، این چقدر قشنگه

این رو با «نای نای» درست کردم. آره

تو این رو درست کردی؟ اوهوم

این دیوار چینه؟

ام، چانگچون

بله، چانگچون

«موتیانیو» پایینِ دیوار چینه

اون جوری تعریف می‌کرد که انگار یه داستان پریانه

حتماً عاشق این بوده. اوهوم

من هم عاشق کار کردن با اون بودم

دست‌های خیلی زیبایی داشت

و همیشه کلی داستان از دوران بچگی‌ش برام تعریف می‌کرد

یادت می‌دی من هم یکی درست کنم؟

اگه علاقه داشته باشی، خیلی کیف می‌ده

البته که علاقه دارم

می‌تونیم داستان پریانِ خودمون رو نقاشی کنیم

چطوری این‌قدر مهربون و بااحساس شدی؟

ساده‌ست. چون با تو ازدواج کردم

آره، منم همین فکر رو کردم

الی! فعلاً می‌بینمت

هی. مدرسه چطور بود؟

ام، خوب بود. خوش گذشت

تو چطوری؟ اوه، خوبم. خیلی خوبم

ببین، می‌خوام یه چیزی بهت بگم

More Farsi Persian subtitles for When Calls the Heart

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left