Once Upon a Time

Once Upon a Time

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Once Upon a Time S04E18 HDTV x264-LOL
Once Upon a Time S04E18 720p HDTV X264-DIMENSION
Once Upon a Time S04E18 480p HDTV x264-mSD
Once Upon a Time S04E18 HDTV XviD-AFG
Once Upon a Time S04E18 HDTV XviD-FUM
Once Upon a Time S04E18 480p HDTV x264-MMKV
A Commentary by .stonecold.
StoneCold :|:|:|:|:|: TvCenter

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
XviD
mkv
Published on: 2015-04-13
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

من چيزي دارم که باعث ميشه رجينا تا ابد

هرکاري که بخوام انجام بده

تو وظيفه مقدست رو فراموش کردي

بايد مجازات بشي

حالا به نظرتون اجازه بديم نويسنده بياد بيرون؟

بهش فکر کن

من نگران اين قضيه نيستم تو نگراني؟

ما سوالات زيادي داريم

نويسنده، کجاست؟

گمش کرديم

ما اونو ميشناسيم اما

چي؟

ما سالها قبل اونو ملاقات کرديم

قبل از اينکه تو به دنيا بيايي

اون مارو فريب داد

به خاطر اون ما در مسيري قرار گرفتيم که انتهاش

منجر به اين شد که ماليفيسنت بچه اش رو از دست بده

اين حقيقت داره نه

نه چيزي که حقيقت داره

اينه که صرف نظر از فريب خوردنتون

شما بازهم کار خودتون رو انجام دادين و همش به من دروغ ميگفتيد

شما به من درباره همه چيز دروغ گفتيد

درباره خودتون، درباره من موضوع اين نيست

اين يه اتفاقيه که در گذشته رخ داده

اين اتفاق رو بي اهميت جلوه نده خب ما تغيير کرديم

ما سعي کرديم که والدين خوبي براي تو باشيم

من فقط به اين خاطر ناجي شدم

که شما کل وجود من رو با هزينه

از بين رفتن روح و روان يه آدم ديگه تغيير دادين

حق با توئه

کاري که ما انجام داديم خيلي اشتباه بود

ولي ما اون موقع درک نميکرديم که داريم چي کار ميکنيم

ما از روي غريزه و ترس اينکارو انجام داديم مثل همه انسانها

آره خب الان اين واسه من اهميت نداره

هيچکدوم از اين مسائل اهميت نداره

الان بايد قبل از اينکه دست گلد به نويسنده برسه، نويسنده رو پيدا کنيم

خب من زياد اهل نوشتن نيستم

ولي يه چيزايي راجع به قلم هاي جادويي ميدونم

مثل؟

خب براي شروع

روي اونها بايد از چوب درختان جادويي

حجاري و نقش نگاري بشه

که متاسفانه براي تو

توي استوري بروک هيچ درختي همچين صفتي نداره

لعنتي

من بايد برم

آره يا اينکه

ميتوني با من بيايي

چرا بايد اينکارو انجام بدم؟

تو احتمالا دردناک ترين و بدترين تجربه اي بودي که موقع نوشتن راجع بهش

بدون هيچ رضايتي اين کارو انجام ميدادم

آره اين قضيه هست

ولي اين هم هست

از من چي ميخواي؟

تو قراره براي من کلي پايان خوش بنويسي

خيلي خب فکرشو ميکردم

StoneCold ... قسمت هجدهم ... TvCenter

دستات بسته است متاسفانه

پس حالا من زنداني تو هستم

تو و نويسنده

خب درواقع اون حس خوبي نسبت به ملحق شدن به گروه داشت

برعکس تو، طرف اشتباهي رو گرفتي

پس تموم صحبتهايي که با من داشتي چي؟

تو ازم ميخواستي که پايان خوشم رو پيدا کنم

خب درسته

فقط نه با ضرر رساندن به من

ميدوني محبتي که نسبت به تو داشتم خب

محدوديتهايي داشت

چه اتفاقي برات افتاده؟

من همه چيزم رو از دست دادم

و توام همه چيزت رو از دست ميدي

اگه هرکاري که ميگم انجام ندي

اين رو توي جيبت پيدا کردم

شماره تلفن رابين لاکسلي

اونو پس بده

حدس ميزنم تو اين شماره رو داري

چون نگران رابين هود بيچاره هستي

اون بيرون توي سرما، دنياي سخت

و بايدم نگران باشي

تو چي ميدوني که من نميدونم؟

چه اتفاقي براي رابين افتاده؟

خودت ازش بپرس

زنگ بزن

نه هفته قبل

خيلي سر و صدا داره

بهش عادت ميکنيم

دنبال چي ميگرديم؟

خونه جديدمون

رجينا بهم کليداي خونه پسر آقاي گلد رو داده

بلفاير؟

اون مثل ما از جنگل سحر آميز اومد اينجا

و اينجا سالها زندگي کرد

پس ما هم ميتونيم

آره

مامان من خسته شدم

من ميگيرمش

راهو نشون بده

مامان

صبر کن

دزدي که از اشخاصي که نيازمند هستن دزدي ميکنه، هيچ شرافتي نداره

داري از چي صحبت ميکني مرد؟

جنگل شروود سالها قبل

مگه اينکه واسه چيز ديگه اي اينجا باشي

جواب خير است جان کوچولو

من سرنخ تازه اي دارم

کالسکه شاه ميداس فردا از شهر عبور ميکنه

و اونم فقط تعدادي از گارد سلطنتي همراهيش ميکنه

تو ميدوني از زماني که با ماريان ازدواج کردم

حتي يه پني هم ندزديدم

اينجارو ببين، اون و من زندگي تازه اي رو شروع کرديم

اين زندگيه جديد منه

ولي تو يه ميکده دار نيستي تو يه دزدي

خب، بايد خودم اين رو ميديدم

رابين لاکسلي در يه مسير راست و محدود حرکت ميکنه

پيشبند زيباييه

بانوي من

داروغه

چي کار ميتونم برات بکنم ناتينگهام؟

چي کار ميتوني برام بکني؟

خب براي شروع زمان مالياتت سر رسيده

من وقت ميخوام

خب فقط چون الان روي حالت بخشندگي هستم

بهت دو روز مهلت ميدم

و بعدش هيچ راهي نميمونه

جز اينکه ميخانه ات رو تعطيل کنم و خودت رو زنداني

و ماريان بيچاره

ديگه هيچ بازويي نداره که بغلش کنه، جز دستان من

او هيچوقت با تو نخواهد بود

خودم بلدم حرف بزنم من هيچوقت با تو نخواهم بود

خب وقتي که توي خيابان هستي

و شوهرت توي زندان

شايد مهرباني من رو ببيني

من يه جوري پولت رو جور ميکنم

جدا؟

دو روز

اگه اينجا نيويورکه، متنفرم از اينکه قديميش رو ببينم

ما توي وضعيت بدتري نسبت به اين بوديم

اعتراف ميکنم، دنياي مدرن اين زمان کمي گيج کننده است

همش تقصير منه

ماريان، اگه استوري بروک رو ترک نميکردي

ميمردي

من تصميم گرفتم که با تو و رولاند بيام

هيچکسي من رو مجبور نکرد

ميدونم

شرافت تو بزرگترين قدرت توئه

ولي همين باعث شده که تو الان اينجا باشي

و پيش زني که واقعا عاشقش هستي نباشي

يادت مياد

اولين براي که قانون شکني کرديم بهم چي گفتي؟

حرفاي زيادي زدم

رولاند بيا اينجا پشت مادرت بمون

تو ديگه اينجا چه غلطي ميکني؟

تو اينجا چي کار ميکني؟

به تو ارتباطي نداره

چيزي که بهت مربوطه اينه که از اينجا بري بيرون

اينجا خونه پسر منه

تو گذري اينجا هستي؟ نه

اينجا خونه جديد ماست و ما قرار نيست که هيچ جايي بريم

ببين من واقعا وقت اينو ندارم

يه سري کارا دارم که بايد انجام بدم

چه کاري دقيقا تو داري اونم توي دنياي

بدون جادو؟

کاراي مربوط به شادماني خودم حالا بريد بيرون

اينجايي که نويسنده رو پيدا کني، نه؟

پس رجينا بهت گفته

البته که گفته

خب، پس احتمالا ميدوني

اگه من نويسنده رو پيدا نکنم

رجينا هم هيچوقت به پايان خوشش نميرسه

که ممکنه براي تو خوب باشه

ببخشيد، ولي من توي بازيهاي تو قرار نميگيرم

بهتر ميدونم نبايد به تو اعتماد کنم

من يه زن و يه بچه دارم

ما به اين خونه نياز داريم، پس نگهش ميداريم

نه نه

گلد؟

گلد؟گلد؟

خوبه که داروغه همه رو نترسونده

چي ميتونم برات بيارم؟

من واسه آبجو اينجا نيستم

مسلما با توجه به محيطش

من اينجام

تا يه معامله اي باهم بکنيم

من دنبال بهترين دزد در تمام سرزمينها بودم عزيزم

و همه من رو به تو راهنمايي کردن

آره، خب من ديگه توي اون مسير نيستم

و خيلي زود به نظر مياد

که ديگه توي تجارت مشروب فروشي هم نخواهي بود

اون اعلاميه مالياته که به در چسبيده؟

برو سر اصل مطلب

من ميتونم مشکلاتت رو حل کنم

تو بايد بري يه سرزمين خيلي دور

سرزميني که توسط يه دوست قديمي اداره ميشه

کسي که از ديدن دوباره صورت قشنگ من اصلا خوشحال نميشه

تو بايد داخل يه سردابه بشي

و اکسير قلب زخمي رو برام بدزدي

چقدر اسم مسخره اي داره که خودش جسمش رو توصيف ميکنه

و احتمالا يه چيز احمقانه و الکيه

نه خيلي بيشتر از اين حرفاست عزيزم خيلي بيشتر از اين حرفا

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left