The first 200 lines.
I
In
In T
In Th
In The
In The N
In The Na
In The Nam
In The Name
In The Name O
In The Name Of
In The Name Of The
In The Name Of The King
In The Name Of The King
Two Worlds
T
Tr
Tra
Tran
Trans
Transl
Transla
Translat
Translate
Tranclated
Translated B
Translated By
Translated By:
Translated By: P
Translated By: Po
Translated By: Pou
Translated By: Pour
Translated By: Pouri
Translated By: Pouria
Translated By: Pouria7
Translated By: Pouria75
...،اليانا قدرتمند
جادوگر و سارق
براي زندگيش وارد جنگلي شده كه هرگز به عمرش نديده
قاتل ها - بدون نام و بي رهم
سربازان خوش شانس مزدوران و آدم كشان
تاريخ با حروم زاده هايي مثل اينا پره
شما بدرد نخورين
اليانا قدرت مند ، جادوگر و سارق
براي زندگيش وارد جنگلي شده كه هرگز به عمرش نديده
تنها و بر عليه زمان حركت ميكنه
براي اينكه زندگي منو نجات بده
و من كي هستم؟
خيلي خوب اسم من گرنجر هست
اين آقايان زيبا دنبال پول من هستن
ولي اونو نمي گيرن
كاراي ديگه اي هم ميتونم انجام بدم اگه ادامه بدي
خدايا ، گلن، آروم باش اون سعي كرد به ما كمك كنه
چرا اينجوري رفتي سراغ اونجاش؟ - حق با توهه! حق با توهه -
من يه خورده عقلمو از دست دادم، سرگرد متاسفم، پسر
درسته، تمام اينا تو يه مبارز عادلانه هست
ولي من باز نشسته شدم
كمكش كن بلند شه
حالت خوبه؟
هي، ببين، قربان
...،چاپلوسي نباشه
ما واقعا ازت تشكر ميكنيم براي اينكه داري اين كارا رو خارج از زمان كاري ب براي بچه ها ميكني
بچه هات دارن پيشرفت ميكنن
و من اينكارو ادامه ميدم تا زماني كه بتونم غذا بخرم
تو دوتا بايد بدي
قبول؟
بيا. خجالت نكش
خيلي خوبه. بعضي از بچه ها نميتونن لباس فرمشون رو بخرن
ميدوني، يه روز، يكي از ما تو رو زمين مي خوابونه
به نظر نمياد، كاپيتان
بله، احتمالا حق با شماست
شب بخير، قربان
شب بخير، كاپيتان
ميخواي يه آب جو بگيريم؟
خيلي خوب، بچه ها بلند شين
بياين روي فرش
خوبه. تو جايگاه خودتون وايسين
خوب، خيلي خب
هفته ي بعد مي بينيمتون، باشه؟ ديگه شب بخير
مواظب باشين، خب؟
كفشاتون رو بپوشين
يه سال ديگه
يه 365 روز ديگه، بچه ها
و نميتونم بهتون بگم زمان كجا رفته
آرزو دارم جامو با شما معامله كنم
به سلامتي گروه
تا سال بعد
شما ها از كدوم جهنمي اومدين
راه باز شده ... گوي پيش گويي
ما فقط براي چند ثانيه داريمش
گوي پيش گويي - درست همون جاي هميشگيه
دارين با من شوخي ميكنين
پادشاه جادوگران
ما يه كاري داريم - عجله اي
ما نبايد بيرون ديوار هاي قلعه به تاريكي بخوريم
پادشاه شما رو احضار كرده
بلندش كنين
دروازه رو باز كن
دروازه رو ببند دروازه رو ببند
...من ميدونم كه تو نميتوني زنده
اينجا باشي
كاملا درسته
من از اين دنيا رد شدم
يادت باشه كه به چه منظور اينجايي
يادت باشه كه بايد برگردي اينجا
اين مرگ تو پيش گويي من بود
... اين سرنوشت توهه
كه اينجا باشي
از اونجايي كه من شنيدم، شما بسيار فرد ماجراجويي هستي
پادشاه
وقتي شاه وارد شد بايد وايسي(بعد از تعظيم)
خب، اين خيلي جالب نيست
در عوض، گرمه
...منظورم اينه كه، اين
خيلي بهداشتي نيست
اين خونه، مدفوع كه نيست
خونه يك قهرمان
خونه برگزيده
...براي اطلاع، اونا
آدماي تو بودن - در واقع آدماي تو بودن
كه اين كارو كردن
سربازاي من بايد اطمينان ...پيدا ميكردن كه تو توسط
شاه سياه در محل طلسم شده گرفته نشي
شاه سياه؟
مردي كه از اونور زمان دنبال تو اومد
ببين، اون ميتوني با صرف چند ثانيه تو رو از طريق آتش آبي طلسم شده، پيدا كنه
...،اگر پيدات ميكرد
ميتونست از وسط نصفت كنه با نيروش
يا تو دنياي خودت ولت كنه
...در عوض، تصميم گرفت از تو و
عشق ما اليانا رد بشه...
خداوند روحش رو بيامرزه
مردم از كنار گارد پادشاهي برن كنار
خب، مردم تو زمان خودت چي صدات ميكنن؟
گرنجر
گرنجر؟ اسمي كاملا غير عادي
خب، تعجب ميكني چقدر با اين اسم احساس آرامش ميكنم
احساس آرامش؟ احساس آرامش ديگه چيه؟
اوه، منظورت اينكه كه با يه خانوم احساس آرامش ميكني
زبان معموليتو جلوي شاه مهار كن
اين بي نتيجه هست، آلارد
ماهر دو شبيه هم هستيم در زير يك پارچه
درسته، گرنجر؟
آره. و اسم تون چيه؟
به غير از "پادشاه"؟
!گستاخ
الان داري ميري روي اعصابم
ديگه بسه، ساكت شين
... به اندازه ي كافي تاريكي اون بيرون هست
بدون اينكه به خودمون سنگ بزنيم
افرادتون ببر، آلارد
من ميخوام با گرنجر با اطمينان صحبت كنم
بروي چشم، ارباب
گارد شريف و مورد اعتماد من
بايدم باشه
... ميترسم
...كه بايد تمام روزمو صرف كشف
شيوه ي عجيب گفتارت بكنم، گرنجر
و براي اينكه به سوالت جواب بدم منو يه زماني به راون ميشناختن
راون؟
اسم همون پرنده شكاري، درسته
پس الان تو، اه، پادشاهي؟
خب، اين داستان براي خيلي ها تعريف شده
...ميبينم كه هنوز با نا باوري
به اينكه چجوري اومدي تو زمان ما فكر مي كني
درسته، ميتوني اينو بگي
ما در يك زمان افسون گري ...،قدرت مند زندگي ميكنيم
...،زماني كه مردم، يا وسايل
ممكنه با قابليتهاي حيرت آور عجين بشن
اليانا بدون خستگي براي باز كردن دروازه ميان جهان ما تلاش بسيار كرد
اون همونجور كه من عقيده دارم
... جونشو داد تا پيدات كنه
و تو رو به زمان ما بياره...
پادشاهي ما، با تمام وجود، داره از بيرون تهديد ميشه
تو به اينجا اومدي همون جور كه پيش گويي گفته بود
...با تمام احترام به اعتقادي كه داري و
...، و فدا كاري اون
فكر كنم آدم اشتباهي رو گرفتي
از خود گذشتگي صفتيه كه در ميان غير معمولي معمول شده
...سفر ما
تاز شروع شده، گرنجر
...مهمونمون رو تا جايگاهش راهنمايي كنيد
و مطمئن بشين كه دكتر زخمشو بررسي كنه
بروي چشم، ارباب
بيا
چرا من اينجا آورده شدم
وقت طلوع با هم بايد صحبت طولاني بكنيم
... ولي خوب بخواب، گرنجر، براي فردا
فردا ماجراجويي ما شروع ميشه
خوب بخواب
...، من اراده به پادشاه رو با يه پيش گويي شريك نميكنم
هنوز با تاج پادشاهي متعهدم
براي اينه كه هنوز تو چوبه دار شهر دار نخوردي
فقط بخاطر همين و همين
خب، براي دونستن خوبه
... وقتي زمانش برسه، وقتي زمانش نزديك بشه
من اولين نفريم كه با شمشيرم روي پوستت طراحي ميكنم
خب، زمانش كه رسيد، چيزي كه گفتي رو ميبينيم
...،ولي تا اون زمان
يك حرومزاده سلطنتي خوب باش و اتاقمو نشون بده
No comments yet. Be the first to leave one.