The first 200 lines.
خانوم کریمسون رز
دیدن دوبارتون باعث افتخاره
و یه خوش آمدگویی گرم به ملکه بزرگ
سیلس وسایلش رو ببر اتاق
این چمدون واسه یکی مثل تو زیادی قشنگه
قرض گرفتی؟
اه ببخشید این خانوم خونست
همسرم الیزا
چطوری خانوم ویپلی؟
باعث افتخاره
معذرت خواهی منو بپذیرید خانوم
الیزا این خوبه که
ما منتظرش بودیم
خانوم کوردتا کریمسون رز
اره میتونم ببینم که هارکین بوده
به علاوه کمتر مهمون قبول میکنه
اونم از این همه راه
سفرت دلپذیر بود؟
خب وقتم تلف نشد
تور بهش دادم
خیلی خوشم میاد
واسه تو نیست این یه ضرورته
من کلی قوانین خونگی دارم که نمیخوام تکرار کنم
بیشتر از یک بار
اطراف رو نشونش میدم الیزا
تو قطعا هارکین نیستی
تو یه سری مشکلاتی داری
بیا کوردتا عزیزم
خونه 32 تا اتاق داره
وقتشه که راه ها رو یاد بگیری
ولی قرار نیست بچرخی اینور اونور
کوردتا
طبقه بالا چیه؟
یه در به سمت اتاق زیر شیروونی
در همیشه قفله
و تو و بچه ها بهش دسترسی ندارین
بیا اتاقت رو نشون بدم
خدای من این اتاق از خونه ی بابام هم بزرگتره
شک ندارم
ولی من نیستم که ازم تشکر کنی
همسرم با خدمتکارا خیلی مهربونه
توی این خونه!که سیلس هم شاملش میشه
انتظار مهربونی از اون نداشتم
هارکین تو درخواست هاش یک دندست
ولی باور کن
اون مهربونی نمیدونه
به من با دقت گوش کن کوردتا
همسرم یه ادم مریض با مغز معیوبه
و ممکنه به همه خوش امد بگه
در مقایسه با من،وظیم اینه که این خونه رو ادار کنم
و بچه مون رو بزرگ کنم
یه سری پیشنهاد کمک میکنه
بهش ولی یه سری چیزا هست
که تو نباید دنبالشون کنی
وقتی اینجایی حواست به کارت باشه
ممکنه وارد سیلس بشی
میتونی شروع کنی به باز کردن وسایلش
لباساش رو بزاری تو کمد
اوه نه لطفا
همینطوره ولی ترجیح میدم خودم باز کنم
تو وقت واسه تلف کردن نداری
ما کلی کار داریم
و ازت میخوام سرسع شروع کین
لطفا مراقب باش اون واسم خیلی با ارزشه
اون چیه؟
ساعت جیبیم
یه ساعت جیبی شکسته
که واسه یه مرد پولداره
تا واسه ماها
خب استفاده یه ساعت شکسته چیه؟
متعلق به داداشمه
واسم خیلی خاصه و تمام چیزیه که ازش دارم
خب تا زمانی که همچین چیزی داری
.واسه همراهیش خوبه
یه برنامه ای توی خونه هست
و من دیر کردن رو نمیپذیرم
مراقب بقیه ی کاراش باش
بچه پدرت امیدواره که من
تو رو به یه شخص جدید معرفی کنم
اسمش کوردتاست ولی متونی
با یه اسم انگلیسی صداش کنی اگه میخوای
این اگاتاست؛اولین جوون ترین بچم و پسرم ادریل
از دیدنتون خوشحالم
ولی مادر بلکه
اون انتخاب باباته اگاتا
و باید به تصمیمیش احترام بزاریم
اون خواسته که راحت باشه
راحت؟
ولی نمیدونه چه بلایی سرش اومده؟
به زودی میفهمه هنوز شبا عجیب غریبن
اون کافیه
ببخشید مادر
کوردتا شام رو سر ساعت 7 سرو میکنه
میخوام سر میز باشین و دعا بخونین
بله مادر
الان برگردین به درستون برسید
اولین میخوام به کوردتا
اتاقش رو نشون بدی!باید وسایلش رو باز کنه
این مال توئه
ممنون اولین
راجب ارواح که میگن درست نیست؟
اونا دوست دارن دست بندازن
من روح ها رو باور ندارم اولین ولی اگه هم داشتم
اونقدرم نمیتونستن منو بترسونن
من انکار میکردم
خب تصور میکنم یه چیز عادیه
ولی واسه من نمیتونه جایگزین بشه
ببخشید اگه یکم قبل بی ادبی کردم
چیز عادی ای نیست
من یه مرد نجیب و ثروتمندی رو میشناختم
که صاحب چیزای بزرگی بود
میتونم بپرسم داداشت چی کار کرد؟
نه ممکنه نپرسی
به وسایلم دست نزن
میدونی اخرین خدمتکار تو این اتاق مرد
این خونه قدیمیه!مطمئنم کلی ادم اینجا مردن
ولی چند نفر به قتل رسیدن؟
قتل؟
ممکنه کار سختی باشه که خون رو
از رو زمین پاک کنی
حتی وقتی که مونده باشه
ادریل خودش رو تو خواب خیس کرده
تو باید با دقت کارتو انجام بدی
وقتی که بخواد حسودی کنه
میتونه خیلی خطرناک باشه اون
برو بیرون
حتما
اتاق مال خودته.
زیاد نه بعد از ورود من
ما یه عضو جدید خونه بودی
دمین دیهان با اگاتا نامزد کرد
تو برنامه خانوم ویپلی
و سریع من یه قسمت از این خونواده عجیب غریب شدم
و یه قسمت از بلک راک
اولین روز هر ماه
اون خونه رو ترک میکنه که خواهر دو قولوش رو ببینه
کسی که توی دهکده زندگی میکنه
و اون با یه سری چیزا برمیگرده
هرچیزی که خونواده نیاز داشته باشه
فقط قبل از اون ساعت جیبی من بود
وقتی خواب بودم گم شد
و به سیلش شک کردم که اومده باشه تو اتاقم
و ازم دزدیده باشتش
اونا نباید حقیقت رو برملا کنن به دلایلی که من اینجام
مادر این اولینه
اون در رو قفل کرده
اولین،در باز نمیشه
یکی اونجا باید باهاش باشه
از سر راهم برو کنار
اولین در رو باز کن
اولین
بسه
اولین باید بهم بگی این همه خون از کجا میاد
یه مرد توی اتاقم بوده
کی؟
اوه اولین کدوم مرد؟
کی؟
نمیدونم !
سیلس کجاست؟
بابات کجاست؟
لباس خواهرت رو عوض کن
و ببرش حموم
درارو قفل کن
ششش ششش شش
هارکین هارکین
استاد ویپلی کجاست؟
ازساعت شام ندیدمش
اگاتا
اون کی بود؟
چی گفت؟
نمیتونم به یاد بیارم
خون
سیلس چه خبر شده؟
یه خانوم عجیب
من سرنخ ندارم
پاشو
همسرم رفته تو باید بگردی اینور اونور رو
عجله کن دختر
تو میری و همسرم رو پیدا میکنی
بدون اون برنگرد!فهمیدی؟
پیدا کردن استاد ویپلی تو این شب تاریک زمستونی
به نظر کار غیر ممکنی میاد خانوم
بهتره تو روز دنبالش بگردیم
اون بیرون یخ میزنیم
ممکنه تو این خونه بهت خوش امد نگفته باشن
با دست خالی
اولین اولین اولین
اولین باید بهم بگی چه خبر شده
یادم نمیاد
نمیتونم صورتش رو به یاد بیارم
اولین کیه؟
که اوردت رو تخت؟
باید یادت بیاد خون کی ریخته روت
گفتم یادم نمیاد
پس چی باعث شد داد بزنی؟
یه خواب ترسناک دیدم
یه خواب؟
تمام چیزیه که میدونم
میتونی بهم بگی
میدونی میتونی به مامانت همه چیز رو بگی
No comments yet. Be the first to leave one.