The first 200 lines.
...آنچه در « بیکن 23 » گذشت
،اگه موندی چرا شبیه سالمون نیستم
.علتش اینه چون من سالمون نیستم اسم من هیلنه
سالمون واقعی سفینهام رو دزدید و رفت
تو کدوم خری هستی؟ - من واسه آیاِساِی کار میکنم -
خب، میدونه واسه کی کار میکنیم، کالی
،میدونم کالی سختگیره
ولی مطمئن میشم که باهامون بیای
اون مشکلی که سربازها پیدا میکنن چیه؟
...توهم و سردرد
اختلال اضطراب پس از سانحه
نمونهها فعالش میکنن - چرا خودت رو گم و گور کردی؟ -
نمیتونم، حافظهام یاری نمیکنه - پا به فرار گذاشتی -
همجوخهایهات رو رها کردی
اکثرشون به خاطر تو مُردن
من و گاشاد از قدیم همدیگه رو میشناسیم
تو یک خائنی
هیس
«بیکن 23» «فصل اول، قسمت پنجم»
illusion مترجم: امیرعلی
داشتم همهجا رو دنبالت میگشتم
به جسد کالی رسیدگی کردم
ممنون
.تو هوام رو داشتی ممنونم
خب، فکر نکنم من برات انجامش بدم
پس واسه کی انجامش میدی؟
ببین... متأسفم کسی نیستم که واسه جواب بتونی بری سراغش
نه؟
اون بخشی از زندگی گذشتهام بود
ولی بازم آدم میگه باید یه حسی داشته باشم
اگه والی جغی رو میکشتم بیشتر ناراحت بودم
اون دوستم بود، فکر کنم
نمیدونم چی فکر کنم
میای؟
مشکلی برام پیش نمیاد
آخه کجا میخوام برم؟
بذار یه توضیح منطقی بدم
کالی رو در دفاع از خود کشتی
کالی حسادت میکرد. خشن شد
و مأموریت رو تو خطر انداخت
بازپرس کیوتیاِی این توضیح رو میپذیره
من به کیوتیاِی بر نمیگردم
...حاضری همه چیزهایی که واسه خودت ساختی رو
دور بریزی؟ - خب، قبلاً ریختم -
حتماً هرجا رفته با خودش میبردتش
به نظرم یکم عجیبه
عدم ندامتت آشفتهام میکنه
لازم نیست تماشام کنی، هارمونی
پریشونیت رو میفهمم
اینکه حاضر نیستی نشونش بدی، آزارم میده
...حالا داری احساساتت رو
به اقدامی که درکش نمیکنم تبدیل میکنی
ممکنه به اون نیاز داشته باشی، اَستر
...یک لباس مبارزه سطح پیشرفته ارتشیه
که تجهیزات عصبی توش جاساز شده
مبارزه کالی و هیلن توی فیبرهاش ضبط شده
وضعیت ذهنیش رو نشون میده
میتونی باهاش از موضعت حمایت کنی
چقدر جزئیات داره؟
،فیلم، صوت، علائم حیاتی ...چندین نشانگر زیستسنج
منظورم همینه
تکنولوژیش مثل لباس کالیه، درسته؟
استاندارد ارتشه
کدکهاش رو دارم... به طور غیررسمی
میشه فیلم خام آخرین مأموریتش رو بهم نشون بدی؟
دریافت شد، سروان لورنزانو، یک کیلومتری شمال
!گاشاد، همراه من بیا
!دریافت شد، گروهبان - اون گاشاده -
جریان چیه؟
...هارمونی - اون فیلم لباسمه؟ -
،یعنی تمام مدتی که اینجا بودم
میتونستم به این پروندهها دسترسی داشته باشم؟
فیلمهای خام هیچی نشون نمیدن
به یک هوشمصنوعی نیاز داری تا دادهها رو مرتب کنه
البته. بارت
...بارت صلاحیتی
برای اسناد محرمانه نداره
من تونستم از طریق مجوز آیاِساِیِ اَستر بهش دسترسی پیدا کنم
مأموریتت در دیاِکس 113 ...یک شکست در نظر گرفته شد به خاطر
خودم میدونم چه اتفاقی افتاد
فکر میکنی گزارشات ارتش دقیق بوده؟
نمیدونم
فراموش کردی
دربارهی توهماتت این رو گفتی
جدی؟ - آره -
میخوای بدونی چه بلایی سرت اومده یا نه؟
هارم؟
اگه توهم نباشن چی؟
اگه بخوان یه چیزی بهت بگن؟
ستوان میخواد ایستادگی کنیم
داریم همین کار رو میکنیم
!لامصب لونه زنبوره
شناسایی تخمی بود
بیاید خارج بشیم
!گاشاد
هوات رو دارم - !گروهبان -
اون آخرین چیزیه که یادمه
اون چیه؟ - نمیدونم -
رنگ آبیش مثل سنگِ ماست
میبینی؟
خدای من، تنفسش کردی
فقط یادم نمیاد که فرار کرده باشم
فرار نکردی، اون به اینجا آوردت
اون از بیکن نیست
مال سفینه کالیه
یک پیغام از طرف کیوتیاِی
،چون ازش خبری نشده تیم دوم رو فرستادن
کالی باید در مکانش بمونه تا اونا برسن
حداقل اونش مشکلی نداره
واقعاً؟
ببخشید، فقط میخواستم جوّ رو سبک کنم
من و تو باید صحبت کنیم
،دارک متر نگهشون میداره ولی نه برای مدت زیادی
تا 14 ساعت دیگه پاک میشه
باید فرار کنیم. نمونهها رو ببریم
!نه - ،حتی اگه نتونیم سریعتر از نور سفر کنیم -
بهمون یه امتیاز شروعی میده
اون گزینه کمترین امنیت رو داره
کیوتیاِی پیداتون میکنه
،من میتونم با سفینه کالی پرواز کنم
،تا بتونیم فرار کنیم ولی تا چه مدت رو نمیدونم
میتونی سوارمون کنی؟ - آره -
اَستر، هستی؟
...هیلن
!اَستر؟
اَستر، کجایی؟
...هیلن - هارمونی؟ بارت؟ کسی نیست؟ -
بیا بالا
اَستر، اون چی بود؟
گنبد
منتظرتم
اَستر؟
سلام گروهبان، یه مدتی میشه ندیدمت
گاشاد؟ - قشنگ نیست؟ -
تا حالا این سمت از اوریون رو ندیده بودم
حسِ آشنایی داره - صبرکن... وایسا -
اَستر این رو نگفت؟
نمیفهمم
ساده است
واسه کمک اینجام - کمک؟ -
ولی تو مُردی
میدونی آخرین فکرم قبل از مرگ چی بود؟
"حتماً به یک علتی ما رو ترک کرد"
متأسفم رهاتون کردم
.یه کار دیگه داشتی یه علتی بود
!گروهبان، صبرکن
.باید یه کارهایی رو انجام بدی کارهای مهم
حرفی داری بهم بزنی؟
آره
گوش میدم
مطمئنی؟
امیدوارم
خیلی ساده است، هیلن
دوباره بگو
نمیدونم چی داری میگی
چرا گوش نمیدی؟
بیدار شو
همونیه که گفت، واسه کمک اومده
کی بود؟
من رو میشناسی، هیلن
یا فراموش کردی؟
بعد از تمام چیزهایی که با هم گذروندیم؟
ما برادرانِ همرزم هستیم
من با تو و گاشاد اونجا بودم
لابد شوخیت گرفته
حرفای گاشاد درسته
توهمات لعنتی
باور کن، اونجا بودم
.هی، حرفاش رو بشنو به نفع خودته
یه سنگ داره نصیحتم میکنه
چرا نه؟ من مدت زیادی وجود داشتم
یه چیزهایی میدونم
حرفاتون جور در نمیاد
از جونم چی میخواید؟
،من هیچ دوستی نمیخوام
!باید بدونم چی دارن بهم میگن
!بگید دیگه! زودباشید
باید چیکار کنم؟
همهاش درباره سنگهاست
از اَستر بپرس. اون میدونه
اَستر؟ - اون در گنبده -
اَستر؟
اَستر؟
.بارت، همین الان این در رو باز کن !میشنوی؟
!در لامصب رو باز کن
!گفتی 14 ساعت وقت داریم
بارت درِ پیکر بِی رو باز کرده
هیلن رفته بیرون
اَستر، ایمپلنتهاش اجازه میدن سه دقیقه اون بیرون باشه
نزدیک به دو دقیقه بیرون بوده
هارم، بیارمون داخل
هی
چیشد؟
فکر کردم مُردی
من؟ بدون هیچ تجهیزاتی رفتی بیرون
داشتم توهم میزدم
،حتماً اینجوری بوده چون داشتم با گاشاد حرف میزدم
چی گفت؟
،مدام میخواست یه چیزی بهم بگه
ولی نمیفهمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.