The first 200 lines.
شما رو زير نظر دارن
....دولت يه سيستم مخفي داره
يه دستگاه که جاسوسيِ شما رو در هر ساعتي ...از روز انجام ميده
« اتفاق غيرعادي شناسايي شد »
« مربوط »
اون خيلي سؤال ميپرسه
چطوري باهاش کنار بيايم؟
بنظر من که يه راه حل داريم
،گوش کن منو اشتباه گرفتي
...تو فقط بايد
ســـال 2013 بــرلــــين / آلـــــمــــان
خيلي ممنون
چرا ما رو تعقيب ميکني؟
،ببخشيد من آلماني بلد نيستم
مشکلي هست؟
نه، من...من فکر ميکنم فقط يه سوءتفاهم بوده
مشکلي نيست
اين آقايون اذيتتون ميکنن؟
خيلي خوشحال ميشم که دستگيرشون کنم
اوه، نه مرسي
آم، فکر ميکنم فقط يه اشتباهي شده بود
گوش کنين، من يه مقدار عجله دارم
همين الان به "بِکتي" زنگ بزن بگو بايد حرکت کنن
آمريکايي ها دنبالمونن
بشين
ببخشيد
!گفته بودم يه ذره عجله دارم
هيچ نشوني از "بکتي" نيست؟
نه
و منم همين الان به بهترين شانسمون واسه پيدا کردنش شليک کردم
نميشه من تو رو با خودم جايي بررم، "شاو"، نه؟
اون داشت به "بکتي" زنگ ميزد يه شماره ي ناقص دارم
هشت رقمه
نميتونستي بعد از اينکه شماره رو گرفت بزنيش!؟
شماره رو پيدا کن، خيلي خب؟
،هرکاري که "بکتي" ميخواد بکنه
اين آدما واسه محافظت کردن ازش حتي حاضرن پليس هم بکشن
سيگنال موبايل "بکتي" درستِ زيرِ ماست
سيزده يا شايدم پونزده متر بالاتر از خيابون
احتمالاً طبقه ي آخره
!شروع ميکنيم
خيلي خب
!اي واي !اين آپارتمان نبود
پيداش کن
حيلي خب، مثل اينکه يه برنده داريم
آه، خدايا
نا اميدم کردي
نگاش کن، "سمتکس" هم داره
منفجر کننده ت هم يه موبايله
بذار ببينم
سزيم" هم دارن"
نزديک 25 کيلوئه دارن يه جور بمب اتمي درست ميکنن
برنامه ت چيه؟
تموم شد
تا يه ساعت ديگه حرکت ميکنيم
وقت نداريم با "کنترل" تماس ميگيرم
بله، عامل اجرايي ام "کلمه ي عبور "پر طاووس
"بگو، "پر طاووس
اجازه ي حمله رو ميخواستم
حمله ي سريع
موافقت ميشه
هنوزم پنجره شون بسته ست؟
تا اونجايي که ميبينم آره
ميدوني تنها آدمايي که خيلي ديوونه ن که در کنارِ تو از گاز هم استفاده ميکنن، کيان "شاو"؟
روس ها
سازمانِ امنيتي فدرالِ احمق رويه
فکر ميکني از کجا آوردمش؟
خب، اولين نفرمون بيهوش شد
دومي هم همينطور
!اينم از سومي
سزيم رو برداشتم
شاو"، چي شد؟"
"يه ذره کمک ميخوام، "کول
...من نميتونم، آم
نميبينمش ...فقط
واسم چي داري؟
هنوز دارم دنبالش ميگردم
"نميبينمش "شاو
هنوز... هنوز نميبينمش
آروم باش
يه چيزي بهم بده که بتونم استفاده کنم
خيلي خب، وايسا
!تکون نخور
...ساعت 3
الان
سم"، تو حالت خوبه؟"
زنگ خطر آتيش رو بزن و خودتم برو تو خيابون
آم، تو چيکار ميکني؟
!گلوله هامو پس ميگيرم
ما اصلاً اينجا نبوديم، يادته که؟
سيم پيچيِ مدار "بکتي" يه ذره مشکل داشت
واسشون درستش کردم
!دستت درد نکنه
داري راه خروجِ خودت رو پيدا ميکني
مطمئني کمک نميخواي؟
واسه چي، کسيو ميشناسي؟
هروقت لازم شد ميبينمت
فردا ميبينمت
کجا؟
نيويورک
کنترل" تماس گرفت" يه شماره ي ديگه داريم
فکر ميکنم همونطوريه که گفتي شماره ها هيچوقت متوقف نميشن
نيويورک چطوره؟ - سرده -
امشب "ويلسون" رو ميبينم
از کِي تا حالا تو نامه رسون شدي؟
واسه يه قرار ملاقات اومده بودم شهر
گفتم بيام به بهترين عامل اجراييم شخصاً تبريک بگم
بگو ببينم
مگه ما بهت پول نميديم که بجاي اينکه بمب ها رو منفجر کني، خنثي شون کني؟
تصميم خودم بود سزيم رو برداشته بوديم
بنظر بهترين راه واسه پوشوندن ردّمون بود
ممنون بصورت غير رسمي
شماره ي جديدت
من هنوز مراقب شماره ي جديدمونم
الان ساعت هاست داره دورِ "خودش ميچرخه، "کول
حوصله م سر رفت
بگو ببينم داستانش چيه
"جيمز مرسِر"
چهار نفر رو کشته
يه پاکسازيِ بي شرمانه
فارغ التحصيل شده براي واحد عمليات نظامي
،و بعدش هم يه هفته قبل
صد هزارتا از يه حساب ،خارج مرز به حسابش ريخته شده
"و ميخواد بره "کوئينز
فکر نميکنم واحد تحقيقات فکر کرده واسه نمايش هاي "برادوي" اومده باشه اينجا
کول"، فکر ميکنم يکي منو زير نظر داره"
،ساعت 3 من يه مرد خوش قيافه ي کت شلوار پوش
مطمئني آمار نميده !؟
"ماسکِت رو يادت رفته، "شاو
خيلي خب، اخطار اشتباه بود
تماس دريافتي
يکي داره به "مِرسر" زنگ ميزنه
وقتشه فردا همون روز بزرگه
ما بايد همين امشب به کامپيوتر اين بابا يه نگاهي بندازيم
حتي شايد لازم باشه از اون وَن بياي بيرون
چيزي شده؟
زياد به اون دختره توي اشتاد" گير نميدي"
تا حالا برات سؤال پيش نيومده که واحد تحقيقات شماره ها رو از کجا مياره؟
نه - واسه چي؟ -
بخاطر اينکه من واسه واحد تحقيقات کار نميکنم
تا حالا فکر کردي ممکنه بعضي وقتا اشتباه کنن؟
"مثل همون ياروئه، توي "سن خوزه "آکينو"
دو سال پيش
...اون اون خيلي گيج شده بود
يادته چي گفت؟ - يادمه -
...بخاطر اينکه
وقتي تو داشتي از توي دوربين کوچولوت نگاه ميکردي، من بودم که اونو کشتم
...اينم يادمه
داشت سعي ميکرد طراحي هاي يه سانتريفيوژ هسته اي رو به حزب الله بفروشه
و تو هم نقل و انتقال پول رو ردگيري کردي
واحد تحقيقات درباره ي "آکينو" درست ميگفت
همونطور که هميشه درست ميگه
چطوري اينقدر مطمئني که اونا هيچوقت اشتباه نميکنن
...وقتي که حتي نميدوني اونا کيَن
يا اين شماره ها رو از کجا ميارن؟
من دقيقاً ميدونم اون شماره هاي لعنتي ،"رو از کجا ميارن، "کول
و تو هم خوب ميدوني
از يه اتاق تاريک تو يه جاييه که توش بدجور به آدما آسيب ميرسونن
و دليل اينکه ازشون نميپرسيم
که واحد تحقيقات شماره هاش رو از کجا مياره
اينه که واحد تحقيقات هيچوقت اشتباه نميکنه
خب، اين دفعه اشتباه کرده بود
کار احمقانه اي کردي، نه؟
،من به يکي از دوستام توي سازمان زنگ زدم
ازش خواستم اون پول رو ردگيري کنه
اون انتقال پول از طرف حزب الله نبوده
از طرف دولت آمريکا بوده
،آکينو" داشته يه کار مخفيانه ميکرده"
ولي واسه خودمون
من به "کنترل" زنگ زدم "ويلسون"
منظورم اينه که، درخواست يه تجسس داخلي رو دادم
،تو رو قاطيِ اين داستان نميکنم قول ميدم
تو با "ويلسون" حرف زدي؟
آره
مرسر" داره حرکت ميکنه"
...و ما هنوز کاري داريم که بايد انجامش بديم
يادته؟
خيلي خب وارد شدم
آسون بود
چيزي پيدا ميکني؟
اين درست نيست
مرسر" از طرف چند نفر بهش" ...کلي ايميل زده شده
عضو سابق ارتش بودن
اسمشون رو ميدوني؟
آره
!ماييم
اسم ما روي تمام اين فايل ها هست
اين يه تله ست. از اونجا بريد بيرون !همين الان
شاو"؟" !"شاو"
بايد حرکت کنيم همين الان
آخ، يه مقدار سخته
خيلي خب، بيا اينجا
متأسفم - نه، نه، نه، حرف نزن -
خيلي خب
،ببين، من به "کنترل" زنگ ميزنم ...و، آم
برات کمک ميگيريم
داشتم سعي ميکردم مراقبت باشم
هميشه سعي ميکني قهرمان باشي، نه؟
نه
فقط قهرمانِ تو
No comments yet. Be the first to leave one.