The first 159 lines.
.اینجا شهر معدنی، گیموله
،بعد از سه سالی که توی جنگل بودم .خانوادهی دوک جمیل دعوتم کردن که همراهشون بیام
از زمانی که به این دنیا، سیلفال، اومدم .این اولین باریه که از شهری دیدن میکنم
،با اینکه بهش میگن شهر معدنی
.چند سالیه تولید معدنها کاهش پیدا کرده
یکی از هدفهای سفر راینهارت سان به اینجا
اینه که کدوم معدن به کارش ادامه بده .و کدوما بعدها بسته بشن
قسمت 3 همراه با اسلایمها درون شهر
.همراه راینهارت سان و بقیه به کلیسا رفتم
باید به اونجا میرفتم .و شئای به اسم لوح وضعیت میگرفتم
لوح وضعیت، همونطور که از اسمش مشخصه .وضعیت شخص رو نمایش میده
.به عنوان کارت شناسایی هم عمل میکنه
برای لوح وضعیت اومدید؟ .از این طرف بفرمایید داخل اتاق تعمید
.این لوح وضعیته
روی اون پایه قرارش بده و کریستال رو .لمس کن تا تعمید تکمیل بشه
.متوجه شدم
!ریوما کون
.مشتاق دیدار
!خوشحالم که دوباره میبینمت
...کاین، لوفو، لولوتیا
من بازم مردم؟
!چی؟
.که اینطور، پس نمردم. خداروشکر
.فقط موقتاً ذهنت رو پیش خودمون آوردیم
.بدون هیچ مشکلی به جایی که بودی برمیگردی
...ولی چرا تونستم دوباره ببینمتون؟ فکر میکردم
.وقتی به شهر رسیدی به کلیسا برو
،با مهارت وحی میتونی با ما حرف بزنی .گرچه مدتش کوتاهه
مگه اینو نگفتی؟ ...من هیچوقت مهارت وحی رو تمرین نکردم
،تو سه سال مثل راهبها زندگی کردی
.و هرروز به ما دعا میکردی
برای همین تونستیم بهت مهارت وحی رو بدیم .تا باهات صحبت کنیم
آره! زمانش کمه ولی میتونیم .از این به بعد باهات صحبت کنیم
.که اینطور. خوشحالم که میبینمتون
ما هم همینطور! ممنون که .طبق قولی داده بودی به کلیسا اومدی
!خونهی توی جنگلت فوقالعاده بود
.مخصوصاً دستشوییش
فکر نکنم این دنیا تا حالا همچین دستشویی .تمیز و بدون بویی به خودش دیده باشه
...خب، همهش به لطف اسلایمها بود
راستش نه. اسلایمهای تمیزکننده و آشغالخور
.گونههای جدیدی هستن که تو بهوجود آوردی
!چی؟
تعجبی نداره که راینهارت سان ...و بقیه چیزی ازشون نشنیده بودن
.اسلایمها در اصل به دست من خلق شدن
واقعاً؟
ولی من فقط بهشون توانایی وقف پیدا کردن با محیط .و تکثیر شدن دادم
.احتمالات تکاملشون نامحدود بود
،اما بعد از اینکه چندین گونه بهوجود اومدن
اسلایمهایی که با یک محیط وقف پیدا کردن دیگه همونجا موندگار شدن
که همین هم بهوجود اومدن .گونههای جدید رو سخت کرد
تو کسی بودی که .پتانسیل اسلایمها رو آزاد کردی
،چیزی که حتی من !خالقشون هم فراموش کرده بودم
که اینطور... تحسین شدن ...توسط خانوادهی دوک غافلگیرکننده بود
ولی تحسین شدن توسط خدایان .کلاً در یک سطح دیگه است
راستش حتی خدایان هم .نقاط قوت و ضعف خودشون رو دارن
ولی کی فکرش رو میکرد با اون خانواده ملاقات کنی؟
اون خانواده؟
خب... یکی از کسایی که قبلاً از زمین منتقل شده
.با جد خانوادهی جمیل ازدواج کرد
.بله، خیلی خوب یادمه .اونم یکی از کسانی بود که ما فرستادیم
.آره، واقعاً دختر خوبی بود
،رویاش رامکنندهی حیوانات شدن بود
و ازمون خواست که .با مهارت رام کردن حیوانات بفرستیمش
رام کردن حیوانات؟ ...پس این شخص
دقیقاً! اون کسی بود که دربارهی جادوی رام کردن .تحقیق کرد و مدرسهاش رو ساخت
بعدش دستاوردهای بزرگی بهدست آورد .و عنوان اشرافزاده گرفت
.بعدش جد جمیل عاشقش شد و با هم ازدواج کردن
.و از اون زمان هر کدوم از ما به خانوادهی جمیل ...به عنوان خانوادهی رامکننده موهبت بخشیدیم، ضمناً
.به نظر میاد الیاریا خون قوی جدش رو به ارث برده
خون قوی...؟ پس بانو استعداد رام کردن داره؟
.من قراره رامکننده بشم .نمیتونم به بقیه اتکا کنم
.خوبه که میشنوم. خیلی سخت تلاش میکنه
.راستش خون قویش رو از سمت مادرش به ارث برده
از سمت مادرش؟ از اون سمت هم کسی از زمین بود؟
تقریباً هرزمان از زمین جادو میگیریم .حداقل یک نفر رو به این دنیا میاریم
ممکنه کسی رو ملاقات کنم؟
.معمولاً 200 سال بین هرکدومشون فاصله است
.چندین منتقل شده در یک دوران تقریبا غیرممکنه
.این منتقل شده از سمت مادرش رسما اوتاکو بود
اوتاکو؟
،درخواست قدرت جادویی قوی کرد .و از اون برای متوقفناپذیر شدن در جنگ استفاده کرد
.قدرت و میزان جادوش وحشتناک بود
خوشبختانه برای اینکه .کارهای بدی انجام بده زیادی خجالتی بود
،با اون قدرتها رو بهش دادیم
.ولی تا روزی که مرد واقعاً نگران بودیم
مگه چقدر دردسرساز بوده...؟
.نسبت به اون تو خیلی آرومتری
.کـ که اینطور
تو با آرامش تصمیم میگیری ...و از مسیر درست پیروی میکنی
ولی حاضری درون اون محدودیتها .چیزهای جدید رو امتحان کنی
!سیلفال انتقالی بهتر از این نمیتونست داشته باشه
چرا یه دفعه داری هندونه زیر بغلم میذاری؟
.خب، من خدام خیر سرم .باید پیروانم رو تحسین کنم
.ممنون
.نه، من ممنونم .تو بهمون سرگرمی بیانتها دادی
.وقتشه
به این زودی؟
.ما همیشه تماشات میکنیم
.اوه، راستی، خدایان دیگه هم چشمشون تو رو گرفته
خدایان دیگه؟ کی هستن؟
.خدای جنگ و خدای جادو چشمشون تو رو گرفته
.اون معمولاً از انتقالیها بدشون میاد پس زیاد پیش نمیاد
...ها
.و خدای صنعت و هنر هم موهبتش رو بهت داده
.امم، باشه
.خب دیگه وقت خداحافظیه ...از دفعهی قبل زمان زیادی گذشته بود
،اگه بازم به کلیسا سر بزنی .بازم میتونیم ببینیمت
.باشه. در این صورت، دوباره میبینمتون
!باشه، میبینیمت
.تو واقعاً فوقالعادهای
،ما تماشات میکنیم !و مشتاقانه منتظر ملاقات بعدی میمونیم
.حالا لطفاً لوح وضعیتتون رو چک کنید
...اه، بله
رسمه چیزی که روی ...لوح وضعیت نوشته رو مخفی کنید
.به جز اسمتون، سن و نژاد
.چون اطلاعات شخصی هستن
.متوجه شدم
.دیگه تنهاتون میذارم
...مهارتهای روزمره... مهارت مبارزه
...جادو، صنعتگری، ویژه
همم، عنوان؟
،«عنوان «پیروز شده بر زندگیای غمگین فرزند عزیز خدایان»...؟»
.ببخشید که منتظرتون گذاشتم
.خوش برگشتی، ریوما سان
.خوشحالم که بدون مشکل پیش رفت
ریوما کن میخوام از این فرصت استفاده کنم .و به عنوان بزرگتر نصیحتی بهت بکنم
بله؟
توانایی تو نسبت به بچههای همسن و سال خودت .به شدت بالاتره
میتونیم انتظار داشته باشیم که ...اشخاص بیوجدان خودشون رو بهت نزدیک کنن
.تا به نفع خودشون ازت استفاده کنن
.بله
،یکی از راههای جلوگیری از این اتفاق ...مخفی کردن قدرتته
.ولی با توجه به تواناییهای تو این کار سختیه
،بهجاش پیشنهاد میکنم ...خیلی زود توی انجمن ثبتنام کنی
.و رتبهت رو بالا ببری تا جایگاهت محکمتر بشه
جایگاهم؟
،تواناییهای تو خیلی بالاتر از همسن و سالهاته
.کاملاً مشخصه که موهبت خدا رو داری
بسته به موهبتت، مردم ممکنه .خیلی جدی بیان دنبالت، پس حواست باشه
.که اینطور... این توی این دنیا عادیه
باید جلوی دیگران خودم رو کنترل کنم .و از جادوی زیادی استفاده نکنم
.متوجه شدم. حواسم هست
چی شده؟
!ها؟
.خب، انگار میخواستی چیزی ازم بپرسی
امم... برام سوال شده ظرفیت نهایی جادوت چقدره؟
ظرفیت نهایی جادو؟ .اگه اشتباه نکنم، حدود 198.000 بود
،با اینکه ظرفیتت بالاست ...بازم میتونی این همه جادو انجام بدی
خب هرچی ظرفیتم بالاتر باشه .میتونم از جادوی بیشتری هم استفاده کنم
نه، منظورم این نبود، منظورم اینه که !خوب میتونی از نیروی جادویی ـت استفاده کنی
خوب میتونم؟
ها...؟
ممکنه که از عوارض جانبی ظرفیت بالای جادویی، اطلاعی نداشته باشی؟
!چی؟
عوارض جانبی داره؟
...بله، افرادی که ظرفیت جادویی بالایی دارن
برای کنترل قدرت و یادگیری جادوهای جدید .به مشکل برمیخورن
پس بیشتر اوقات این افراد برای محدود کردن .یا کنترل نیروی جادویی خودشون، نیاز به آموزش دارن
.که اینطور
No comments yet. Be the first to leave one.