The first 200 lines.
کمی خبر خوب، کمی بد.
میدونی که من با اخبار بد شکوفا میشم.
طبق نوار مغزی (EEG) تو،
امواج تاتای مغزت هنوز خیلی تند هستن.
- خبر خوب چیه؟ - اسکنهات پاکه.
هیچ تومور یا ناهنجاری بافتیای نیست.
جواب آزمایش خونت رو گرفتم...
اصلاً هیچ جهش ژنتیکیای نداری.
برای لوکاس و کاونا هم همینطوره.
این امواج مغزی چی رو نشون میدن؟
هنوز نمیدونم.
وقتی خیلی آرومیم یا نزدیک خواب هستیم، امواج تاتا سریعتر حرکت میکنن.
وقتی هوشیار و بیداریم، امواج بتا غالب هستن.
کی میدونه این سیگنال بیگانه چه بلایی سرت آورده.
- دیگه خوابهای عجیب ندیدی؟ - نه.
خوشبختانه شما سه نفر فقط برای چند ثانیه در معرض اون نوار ویدیویی بودین.
خدمهی این کشتی به مدت طولانیتری مستقیماً در معرضش بودن.
دیانای اونا کاملاً تغییر کرده.
تغییری در گانِسون ایجاد شده؟
آره.
یعنی هنوز در حالت کماست.
مغزش آسیب دیده، اما کار میکنه.
ولی اون جای گلولههایی که بهش شلیک کردی رو یادت هست؟
- اونا خوب شدن. - چی؟
شوخی میکنی.
ظاهراً گانِسون ساختار ژنتیکیاش رو
با قدرت و توانایی بازسازی عوض کرده.
یعنی اون شش خدمهی گمشده اون بیرون مثل سوپرمن دارن میچرخن؟
نمیگم سوپرمن،
فقط مثل من و تو مجبور نیستن اینقدر پول دکتر و دوا بدن.
هنوز هیچکدومشون رو پیدا نکردین؟
هنوز داریم خونههاشون رو تحت نظر داریم.
باید برم.
ادامه دارد.
به عنوان بخشی از مراقبت،
مامورهای ما دارن تمام تماسهای رادیویی اضطراری رو کنترل میکنن
در نزدیکیِ خونهی اون خدمه.
- چیزی پیدا کردیم؟ - احتمالاً.
مامورها در خونهی خدمه "توماس سنفورد" در گلدستونِ ویرجینیا،
یه تماس پلیسی عجیب رو در یه فستفود در دو شهر اونطرفتر شنیدن.
این یه نوار امنیتیه؟
میدونیم کجا رفته؟
اون رو در انبار پیدا کردن در حالی که سرش منفجر شده بود.
اون رهگذری که با ۹۱۱ تماس گرفت...
گفت صورتش تغییر شکل داده بود.
- چطور تغییر شکل داده بود؟ - نگفت.
اما این رو با دورِ آهسته نگاه کن.
- الگوی فراکتال. - کارت ویزیتِ بیگانه.
ما یه عضو دیگه از اون خدمه رو پیدا کردیم.
اصلاح برای DVD: awaqeded -addic7ed. com
یه کشتی آمریکایی با سیگنالی از یه بشقاب پرنده نابود شد.
ما خدمه رو مرده پیدا کردیم،
به جز شش نفری که ناپدید شدن و یکی دیگه که فرار کرد.
ما طبیعتاً فرض کردیم که اونها هم مردن.
بعد یکیشون پیداش شد در خونهی تو.
عصبی و سردرگم بود.
و سعی کرد تو رو بکشه.
اگر فقط برای همین اومده بود،
من الان مرده بودم.
و لعنتی چطور فهمید کجا پیدات کنه؟
خب، هنوز دارم روی این کار میکنم.
بقیهشون چی؟ چیکار دارن میکنن؟
به نظر میرسه حالا یه خدمه کمتر برای سوال کردن داریم.
اگر این مرد در ویرجینیا خدمه، سنفورد باشه،
پنج نفرِ دیگه از آلودهشدههای بیگانه باقی میمونن که باید پیدا کنیم.
خب، به هر حال وقتشه که از نظارت اولیه به یه شکار فعالتر روی بیاریم.
نمیتونیم فقط منتظر بمونیم تا بقیه خودشون پیدا بشن،
اگر با اون قدرت اون بیرون باشن.
آیا طرح آستانه تو این شرایط رو پوشش میده؟
بله. ما یه شبکه از دادهکاوان ایجاد میکنیم
تا تمام رسانهها و فرکانسهای واکنش اضطراری رو در سراسر کشور رصد کنیم.
جی.تی؟ جی.تی؟
جی.تی؟
جی.تی؟
حتی وقتی تو راهم نمیتونم مطالعه کنم،
چه برسه به چرت زدن.
- چطور خوابم برد؟ - خب، چقدر گذشته؟
پنج روز از وقتی که اون کشتی بودیم؟
اصلاً از اون موقع یه شب خواب خوب داشتی؟
اومم. خواب برای آدمهای ضعیفه.
خوبم، نگران نباش.
بقای انسان ممکنه به تو و این طرحت بستگی داشته باشه.
پس به عنوان دکترت، دستور میدم: بیشتر بخواب.
خیلی خب.
بازم خواب عجیبی دیدی؟
آره.
درختهای شیشهای نبودن.
سر کار بودم و...
گم شدم و...
یه پسر داشت تعقیبم میکرد.
یه بچه که سر کار دنبالت میکرده.
خب، شاید بتونیم این رو بذاریم به پای ساعت بیولوژیک بدنت.
چه خلاقانه.
- کسی به جسد دست زد؟ - نه.
مامورهای ما اولین کسانی بودن که رسیدن، کارت شناسایی مارشال ایالات متحده رو نشون دادن،
گفتن پای یه فراری در میونه.
پلیسها خیالشون راحت شد- کاغذبازی کمتر.
مارشالهای ایالات متحده؟ فکر میکردم پوشش ما افبیآی باشه.
جسد اون پشت است.
آمار تلفات چیه؟
بینی یه نفر رو شکسته و چند تا دنده، و اون بچهای که
پرت کرد تو بیمارستانه با ترقوهی شکسته.
این اون یکی فروشندهایه که شیفتش بود.
گفت فقط با رئیس پلیس حرف میزنه.
جسد یک مرد سفیدپوست،
تقریباً ۸۰ کیلوگرم.
پاشش خون شریانی روی دیوار،
تقریباً ۶۰ سانتیمتر طول از پایهی آینه تا...
جایی که میفهمیم «توتو دخلش اومده».
بدن پیچ خورده.
تا حدی دمر.
صورت ناقص شده.
و بعد «کال» گفت: «هی!»
و اون طرف گفت: «آه!»
و «کال» رو از روی پیشخوان پرت کرد روی سرخکن،
چند سانتیمتری من.
مهاجم چیزی هم گفت؟
تا جایی که شنیدم نه.
مواد زده بود یا چیزی دیگه،
چون همه میگفتن به نظر میرسید داره رو میزنه (عصبیه).
نمیدونیم.
- این همونه؟ - نه، «جری» از اون یارو بزرگتره.
- جری؟ - جری دالتون.
اهالی محلی، هر هفته برای جمعههای فاهیتا میآد.
همیشه بعد از خودش تمیز میکنه و بعد بوم، میشه هالک.
- میدونی ملوان هست یا نه؟ - نه، اون سرایدار مدرسه است.
کجا؟
آکادمی نظامی ویموث، همین خیابون بالاتر.
این مرد عضو خدمه «بیگ هورن» نیست؟
نه. اون از اهالی شهر بود.
استخوان بیرونزده، چهرههای تغییر شکل یافته...
من فقط یه بار دیگه این نوع جهشها رو دیدم-
روی مردههای اون کشتی.
چقدر زود میتونی این جسد رو برای تایید کالبدشکافی کنی؟
چند ساعت بعد از اینکه برگردیم آزمایشگاه.
یه هلیکوپتر برات جور میکنم.
«مالی»، صبر کن. یه لحظه صبر کن.
اگر این مرد عضو خدمه «بیگ هورن» نبود،
چطور این اتفاق براش افتاد؟
تنها دلیل این جهش ژنتیکی که ما ازش خبر داریم
سیگنال شیء بیگانه است.
پس یا اینجا دوباره ظاهر شده،
یا آلودهشدههای دیگهای از «بیگ هورن» هستن که ما ازشون خبر نداریم.
ما همین الان داریم میریم مدرسه.
چه کاری از دست ما برمیآد؟
شب حادثه،
هم FAA (اداره هوانوردی) و هم گارد ساحلی به ما گزارش دادن که
هیچ کسی در نزدیکی «بیگ هورن» نبوده وقتی در معرضش قرار گرفته.
- دقتشون رو بررسی کن. - باشه، حتما.
پوشش تو «مالی کِفری»، مارشال ایالات متحده است.
ممنون.
ما نیاز داریم به اندازه کافی نیرو برای امنیت پردیس بیاریم
و یه تکنسین پزشکی برای گرفتن نمونه خون.
انجام میشه.
«جری دالتون» خیلی بیشتر از وقتی که من رئیس دانشکده بودم، مدیر تاسیسات بوده.
سختکوش بود، هیچوقت مشکلی درست نمیکرد.
ما باید پردیس رو قرنطینه کنیم و با دانشجوها مصاحبه کنیم.
خب، این کار سختی نیست، این آخرهفته مرخصی هستن.
حدود ۲۸ دانشجوی نظامی و چهار عضو هیئت علمی در پردیس هستن.
ما میخوایم از همه هم نمونه خون بگیریم.
تمام والدین رضایتنامهای رو برای آزمایشهای داروییِ اجباریِ عادی امضا میکنن،
از جمله آزمایش خون در صورت نیاز.
خوبه.
دانشجویان ما نظم و انضباط دارن.
برام سخته باور کنم که کدومشون
درگیر کار غیرقانونی باشن.
امیدوارم در مورد دانشجوهاتون چیز غیرعادیای پیدا نکنم.
«یانکلو»، «آرویو»، صف بشین!
بله قربان.
فرمانده «فاکس» گفت تو سرگروه بودی، دانشجو «یانکلو».
اخیراً چیز عجیبی در گروهت دیدی؟
عجیب، قربان؟
- رفتار غیرعادی، دعوا؟ - نه قربان.
دعوا باعث میشه ۱۸ مایل بدوئن.
بیشتر بچههای همسن تو دارن بازی ویدیویی میکنن یا تو مرکز خرید میچرخن.
این یک آمادهسازی سطح بالاست، مارشال کِفری.
برای ارتش؟
برای کمک به پاکسازی دنیا از تروریستها و حفاظت از دموکراسیمون.
هدف بزرگیه برای یه دانشآموز دبیرستانی.
قربان، پدرم بهم گفت که اهداف نباید خیلی بزرگ باشن.
پدر من هم چیزی شبیه این گفت.
بعد از اینکه مارشال کِفری سوالاتش رو تموم کرد،
مستقیم برای آزمایش خون میرید بهداری!
بله قربان، سرگروه یانکلو!
خب، آخرین بار آقای دالتون رو کی دیدی؟
در خوابگاهمون، قربان، داشت وسایل رو تعمیر میکرد.
به نظرت چطور میاومد؟
مشغول، قربان، مثل همیشه.
اخیراً اتفاق عجیبی در مدرسه افتاده که غیرعادی به نظر برسه؟
نه، چیزی به ذهنم نمیرسه قربان.
«مالی».
فقط یه دقیقه، «جاش».
توی اتاق دالتون چیز غیرعادیای نبود؟
آبجو، ابزار و عکسهای پورن.
یارو نمونهاش یه آدم معمولیِ کارگره.
با تکنسینهایی که دارن خوانش مغناطیسی انجام میدن، چک کن.
اگر بشقاب پرنده دوباره ظاهر شده باشه،
سیگنالش باید خیلی قوی باشه.
بسیار خب.
گزارش جیپیاس گارد ساحلی
No comments yet. Be the first to leave one.