Scenes from a Marriage

Scenes from a Marriage (Scener ur ett äktenskap)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Scenes from a Marriage (1974) [BluRay 1080p DEPTH]
Scenes from a Marriage (1974) [BrRip 1080p x265 30nama]
Scenes from a Marriage (1974) [BluRay 1080p VXT]
Scenes from a Marriage (1974) [BrRip 1080p 30nama]
Scenes from a Marriage (1974) [BluRay 720p VXT]
Scenes from a Marriage (1974) [BrRip 720p 30nama]
Scenes from a Marriage (1974) [BrRip 720p x265 30nama]
A Commentary by Amir1373
مترجم: نامعلوم | زمان‌بندی مجدد: سید امیر حسینی

Tags

brrip
720p
720
1080
x265
BluRay
Published on: 2021-09-18
Downloads: 176
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اين اتاق براي عكس گرفتن عاليه - اينجا روي مبل بشينيد -

همه به دوربين نگاه كنند

خوبه ، نه ؟ بهتره صورتها خندان باشه

صحنه اول : معصوميت و اضطراب

لبخند، تو هم مامان لبخند بزن

موهاشو نگاه كن

الان عكس مي گيرم

خوب افتاديم ؟ - آره فكر كنم -

دخترها مي توانند بروند

كارِتون خوب بود ، دخترها - بريد ساندويچ بخوريد -

خداحافظ

چطوره عكس دو نفره از زن و شوهر روي مبل بندازيم ؟

البته ، يك كم برو جلو

سرت رو خم نكن

بايد كوچكتر به نظر برسم - از جلو عكس بنداز -

با هم صحبت كنيد

ماريان ، سمت نگاهت رو عوض كن با علاقه به هم نگاه كنيد

حالا به هم لبخند بزنيد

همونطوري خوبه

عكسهامو گرفتم ، خيلي ممنون

بهتره چند تا پورتره هم بگيريم

ما هميشه با يك سوال قراردادي شروع مي كنيم

تا از دست پاچگي اوليه كم كنيم

من مضطرب نيستم - چه بهتر -

خودتان را در چند جمله كوتاه تشريح كنيد؟

اينكه آسون نيست - نيست ؟ -

منظورم اينه كه ممكنه سوءتفاهم پيش بياد - واقعا ؟ -

اگر بگم من باهوشم ممكنه حمل بر خودنمائي بشه

سرزنده ، متعادل و سكسي

مردي با آگاهي دنيايي ، با فرهنگ و كتاب خوانده

ديگه چي ؟

و مهربون حتي با كسانيكه وضع مشخصي ندارند

از ورزش خوشم مياد ، از خانواده خوبيم و پسر خوبي هم هستم

قرض ندارم و مالياتم را هم مي پردازم

به دولتمان احترام مي گذارم

و عاشق خانواده سلطنتي هستم به كليساي ايالتي نمي روم

كافيه با جزئيات بيشتري مي خواهيد ؟

معشوق بي نظيري هم هستم، مگر نه ماريان ؟

شايد بتونيم سوال رو تكرار كنيم تو چطور ماريان ؟

من چي مي تونم بگم ؟

من زن يوهان هستم و دو دختر دارم

چيز ديگه اي يادم نمي ياد - حتما چيزهاي بيشتري هم هست -

فكر مي كنم يوهان مرد خوبيه - لطف داري -

ده ساله كه ازدواج كرديم - بله ، اخيرا قرارداد را تمديد كرديم -

به راحتي يوهان نمي توانم از محاسنم حرف بزنم

ولي اگر راستش رو بخواهيد از روال زندگيم خوشحالم

زندگي خوبيست ، منظورم رو كه مي فهمي

ديگه چي بايد بگم ؟ واقعا مشكله

هيكل قشنگي داره - دارم سعي مي كنم جدي حرف بزنم -

دو تا دختر دارم ، كارين و ايوا - اين رو قبلا هم گفتي -

خوب بگذاريد با چند واقعيت شروع كنيم شما چند سالتونه ؟

من 42 سال دارم ولي بهم نمي ياد - من 35 سالمه -

هردوي ما از خانواده هاي نا معقول و متوسطي هستيم

پدر يوهان پزشكه

مادرم از اون زنهايي است كه خيلي حالت مادرانه دارند

پدر من قاضي است

و از همون اول تصميم گرفتند كه من هم بايد حقوق بخونم

كوچكترين فرزند خانواده هستم

مادرم خونه بزرگي رو اداره مي كنه

اين روزها ديگه زياد سخت نيم گيره - راستي ؟ -

هردوي ما با پدر مادر هامون خيلي خوب كنار مي آئيم

تا به حال هيچ اختلافي پيش نيومده

بهتره كمي درمورد كارِتون صحبت كنيم

من استاديار مؤسسه روشهاي روانشناسي هستم

تخصص من ، حقوق خانواده است

در يك شركت حقوقي كار مي كنم بيشتر با پرونده هاي طلاق سر و كار دارم

... نكته جالب شغل من اينه كه

تكون نخوريد ، همينطور خوبه

يك عكس بگير

خوبه ، عاليه

احساس حماقت مي كنم - اولش اينطوريه -

چطور با هم آشنا شديد ؟

بزار يوهان تعريف كنه

داستان جالبيه

در نظر اول عشق در كار نبود

هر دوي ما دوستان زيادي داشتيمو اغلب همديگر رو در مهمانيها مي ديديم

هر دو ، چند سالي فعاليتهاي سياسي زيادي داشتيم

و هر دو از تئاتر غير حرفه اي خوشمون مي آمد

ولي نمي تونم بگم تاثير زيادي روي هم گذاشتيم

ماريان كه فكر مي كرد من خودم رو مي گرفتم

رابطه اش با يك خواننده جاز نُقل محافل بود

و همين تصويري از او ساخته بود كه غير قابل تحمل بود

ماريان هم نوزده سالش كه بود زن يك احمقي شد كه پدر پولداري داشت

ولي خيلي مهربون بود ، و من سخت عاشقش بودم

بلافاصله هم حامله شدم

... پس چطور شد كه - ما دو تا به هم رسيديم ؟ -

در حقيقت خواست ماريان بود

بچه ام بلافاصله بعد از تولد مُرد و بعد من و شوهرم از هم طلاق گرفتيم

اون خواننده هم يوهان رو ترك كرده بود

هر دو تنها و پريشان بوديم

اين بود كه من پيشنهاد كردم با هم باشيم

اصلا عاشق هم نبوديم ، فقط هر دو درمانده بوديم

خيلي خوب با هم كنار آمديم

و تونستيم به درسمون برسيم

به اين ترتيب تصميم گرفتيم با هم زندگي كنيم

مادرهامون كمترين اعتراضي نكردند

و خيلي زود با هم دوست شدند

و همه ما رو به عنوان يك زوج پذيرفتند

و شش ماه بعد با هم ازدواج كرديم

به علاوه ، سخت عاشق هم شده بوديم - خيلي زياد -

ما به عنوان يك زوج نمونه به حساب مي اومديم - و به اين ترتيب ادامه پيدا كرد -

بدون هيچ مشكلي ؟

ما مشكل مادي نداشته ايم

با دوستان و فاميل رابطه خوبي داريم

شغلهاي خوبي داريم ، كه بهش علاقه منديم هر دو سالم هستيم

و غيره و غيره ، تا جايي كه پيش پا افتاده ميشه

ايمني ، انضباط ، آسايش و وفاداري

بطور ناشايستي خوشبخت هستيم

طبيعي است كه اختلافاتي هم داريم اما در مورد مسائل اساسي با هم توافق داريم

هيچوقت با هم دعوا نمي كنيد ؟ - چرا ، ماريان مي كنه -

يوهان خيلي دير عصباني ميشه و همين من رو زود آروم مي كنه

واقعا همه چيز معركه است

ديشب يك نفر به ما مي گفت

نداشتن مشكل در زندگي خودش مشكل مهمي است

فكر مي كنم اين حرف درسته زندگي هاي شبيه زندگي ما هميشه خطرهايي دارند

خطر ؟ منظورتون چيه ؟

دنيا رو به زواله و من پيرو اين شعار هستم زندگي كن و بزار زندگي كنند

من به خودم حق مي دهم كه سرم تو كار خودم باشه

فكر كردن راجع به چيزهايي كه در مورد رستگاري بشر مي زنند ، حالم رو بهم مي زنه

من با يوهان موافق نيستم - نظر تو چيه ؟ -

به همبستگي ميان انسانها معتقدم

منظورت از اين حرف چيه ؟

اگر هر كس از بچگي ياد مي گرفت كه براي ديگران احساس داشته باشه

دنيا متفاوت مي شد

تكنو نخورين ، به دوربين نگاه كنين

: به اين گوش كنين

آبي چشمان ماريان ، رنگ ترانه هاي محلي را دارد چنانكه گويي از درون روشن مي شود

وقتي از او مي پرسم چگونه از عهده كار خانه بر مي آيد لبخند درونگرايانه اي مي زند

و مي گويد از عهده اش بر مي آيد و يوهان هم به او كمك مي كند

چه اتفاقي مي تونه واقعيت داشته باشه

او پاسخ مي دهد : ما همديگر رو درك مي كنيم

ناگهان وقتي يوهان وارد اتاق مي شود و كنار او روي نيمكت زيبا مي نشيند

او را در آغوش مي گيرد و لبخند مي زند

! هي - اينجا بهترين قسمتشه -

به اين ترتيب آنها را ترك مي كنم

از رفتن من خوشحال مي شوند چون بار ديگر مي توانند با هم تنها بمانند

دو انسان جوان با تصوري سازنده از زندگي

و هرگز از ياد نبرده اند كه عشق در زندگي مقام نخست را دارد

وقتيكه شاهكار رو خونديم نزديك بود بميريم

مي خواستيم تمامش را عوض كنيم ولي مادر عاشق اين قسمت بود

چيزي كه واقعا من رو عصباني كرد اين بود كه اصلا اسمي از چشمهاي من نياورده بود

يك درخشش پنهاني در اونها نمي بيني ؟

به نظر من بيشتر شبيه استخرهاي سياه هستند در واقع خيلي سكسي هستند

كاتارينا سخت گلوش پيش تو گير كرده

با من رو هم مي ريزي ؟ - يك دگرگوني براي يوهان مفيده -

ده ساله كه نقش همسر وفادار رو بازي كرده و هيچوقت خيانت هم نكرده

مطمئني ؟

حتما ، از اول كار تصميم گرفتم هر چه مي گه رو بدون چون و چرا قبول كنم

شنيدي كاترينا ؟

مطمئنا يوهان در دروغ گفتن از تو ماهرتره دختر لوس و عزيز من

متاسفانه من قدرت تخيل خوبي ندارم

نكته همين جاست

آدمهايي كه قدرت تخيل ندارند دروغهاي بهتري مي بافند

پيتر داستانهاشو با جزئيات تعريف مي كنه

اغلب تاثير گذارند

مقاله ات رو در مجله خوندم ، هيچي ازش نفهميدم

كاترينا اون رو نوشته بود - واقعا اونقدر باهوشي ؟ -

وقتي مقاله رو خواستند ، من آلمان بودم

كاترينا نشست و مقاله رو نوشت و پاي تلفن براي من خوند

پس چرا اسم تو رو به عنوان نويسنده نوشتند ؟

تبعيض يا چيز ديگه اي نيست

ما اغلب با هم كار مي كنيم

قابل تحسينه

اگر مي دونستي بين ما چي مي گذره اين رو نمي گفتي

راستش رو بگم ، اوضاع خيلي خرابه

به سلامتي

به سلامتي

اگر در حضور يوهان و ماريان حرف بزنم كه اشكال نداره ، هان ؟

كاترينا ، جريان چيه ؟ - هيچي -

پيتر گاهي اوقات واقعا دست و پا چلفتيه

دست و پا چلفتي ، درسته

افتخار مي كنم كه دست و پا چلفتي هستم، متخيلم

چيز عجيب اينه كه كاترينا فكر مي كنه من آدم بي جراتي هستم

! اوه

بزارين بهمون خوش بگذره و وارد بي عدالتي هاي زندگي نشيم

يك چيزي رو نبايد فراموش كنيم

وقتشه يك كم حرف بزنيم

با در نظر گرفتن مقاله اخير ما نبايد فراموش كرد

در زير يك سقف خانواده خوشبختي هستيم

و حق نداريم ضجه مويه بكنيم

به سلامتي ، ماريانا غذاي خوش مزه اي بود

حتي اگر به روابط خانوادگي شما حسوديم نشه

آرزو مي كنم مهارت تو رو در آشپزي داشتم

تو آشپز فوق العاده اي هستي

كاترينا از من خيلي بهتره

آشپزيش خويه

پيتر فكر مي كنه من تو غذاش سم مي ريزم

اين ديگه يك شوخي خانوادگي شده

پس تو مي فهمي كه شوخيه ، نه ؟

ولي شوخي مهوعي هم هست

بهتره بريم تو اتاق نشيمن قهوه بخوريم

الان بايد چكار كنم ؟

بهتره كه باز هم كاري نكنم

دخترها ميز رو تميز مي كنند

به طرز زيبايي موثره

چي ؟

ازدواجتون

يوهان و ماريان

خيلي تاثير گذاره چشمهاتون رو پر از اشك مي كنه

آدم دلش مي خواد يک سوزن توي بادکنک زيباتون فرو کنه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left