Mob Psycho 100 II

Mob Psycho 100 II

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mob Psycho 100 - S02E04
A Commentary by talismannight

Tags

other
Published on: 2019-03-30
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫یه واسطه‌ی دیگه داره میاد.

‫اکوبو-سان، چیکارش کنیم؟

‫احتمالا بازم از اون تقلبی‌هاس.

‫فراریش بدین.

‫آه، لعنتی...

‫این یارو...

‫اصل جنسه!

‫تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان

‫کاری از: A.R.B & devilhunter

‫موب سایکو

‫درون ‫~روح شیطانی~

‫کاری که این سری گرفتین ‫از اون گنده‌هاس!

‫کاری فنجونی

‫هنوز جزئیات رو نمیدونم،

‫اما مشتری آدم پولدار معروفیه.

‫پای کلی پول وسطه.

‫حتی پول تاکسی رو هم حساب میکنه.

‫اما داریم به قطار میریم که.

‫این آدم پولداره، رئیس شرکتی چیزیه؟

‫آره.

‫یه آدم چطور میتونه ‫همچین خونه‌ای داشته باشه؟

‫این همه آدمای مشکوک‌ـو ببین،

‫احتمالاً همشون هم تو کسب و کار مائن.

‫هی، شما دوتا.

‫شینرا بانشومارو-سان.

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫منم باید همین‌ـو برپسم.

‫شینرا-کون.

‫جودو-ساما!

‫جودو کیرین ‫رئیس اتحادیه روحانی طلوع خورشید

‫اون مرد کیه؟

‫یه بار تو خلاص شدن از شر ‫یه روح شیطانی کمکم کرد.

‫اسمش ریگن آراتاکاـه، ‫و یه واسطه‌ی آزاد.

‫آه، پس اینه...

همونی که درمورد خلاص شدن از شر کِشنده دروغ میگفته؟

‫خوشبختم.

‫پس جودو اونه؟

‫تو چشاش نگاه نکن!

‫چه پیرمرد ترسناکی!

‫خودشونن!

‫تو وارد شدن به کسب و کار ‫واسطه‌گری بهش سخت میگذره

‫عضو بالا درجه‌ی سابق ‫هفتمین واحد پنجه ‫ماتسوئو

‫دوباره میخوان سد راهم بشن؟ ‫اما من که الان دیگه یه کسب و کار قانونی دارم!

‫داره میاد.

‫مشتریه.

‫از تمام شما حرفه‌ای‌ها برای اینکه ‫امروز اینجا جمع شدین، تشکر میکنم.

‫رئیس شرکت آساگیری هُلدینگ ‫آساگیری ماساشی

‫شکی ندارم که همتون ‫واسطه‌های واقعی هستین.

‫اما اینکه بتونین دخترمو نجات بدین ‫کاملاً بحث دیگه‌ایه.

‫ازتون میخوام چیزی رو که الان قراره ببینین، ‫به عنوان یه راز پیش خودتون نگه دارین.

‫این دختر منه، آساگیری مینوری. ‫چهارده سالشه.

‫اون پشت شیشه‌ی یه طرفس. ‫پس نمیتونه ما رو ببینه.

‫همسن موبه.

‫غل و زنجیرش کرده؟

‫این دیگه زیاده‌روی نیست؟

‫اولش، منم به روح باور نداشتم.

‫اما هر چی مشاور و متخصص سلامت روان هم دیدیم،

‫بهبودی‌ای حاصل نشد.

‫اون توسط یه روح شرور تسخیر شده.

‫ازتون میخوام که اونو ازش پاک کنین.

‫نظرت چیه؟

‫فعلاً هیچی حس نمیکنم.

‫احتمالاً یه جور مشکل روانیه که ‫ریشه تو دوره‌ی نوجوونی داره.

‫اما من یه حضور شومو حس میکنم...

‫و تازه خیلی هم نزدیکه.

‫پول اصلاً مسئله‌ای نیست!

‫به هر کسی بتونه دخترمو نجات بده، ‫پاداش ویژه‌ای میدم.

‫بسیار خب.

‫این سری هم خودمون ‫تو یه چشم به هم زدن تمومش میکنیم.

‫چطوره موب؟ ‫یه انعامی هم به تو میدم.

‫انعام... اولین بارمه.

‫تازه تموم این مدت هم ‫داشتی کم حقوق میگرفتی.

‫وایستا! بهت اجازه نمیدیم ‫همینطور سریع جاپات‌ـو محکم کنی.

‫نامو

‫نامو

‫کی گفته تصمیمش با توئه؟

‫منصفانه نیست!

‫بزارین من انجامش بدم!

‫دوستان، لطفاً آروم باشین.

‫چطوره با سنگ-کاغذ-قیچی ‫تصمیم بگیریم؟

‫چی؟ سنگ-کاغذ-قیچی؟

‫گمونم اونجوری منصفانه باشه.

‫اشکال نداره.

‫آره.

‫خب، من کاغذ میارم.

‫ها؟

‫چرا داری به ما میگی؟

‫راستیتش، فک کنم قیچی بیارم.

‫خب، گفتیم که...

‫ولش کن. اون همچین آدمیه.

‫کاغذ میاره یا قیچی؟

‫اول سنگ!

‫سنگ، کاغذ،

‫قیچی!

‫ریگین پیروز میدان شد.

‫واو، چطوری تونستین؟

‫جنگ روانی

‫مشاهده

‫خط دید

‫زاویه‌ی دست

‫اسکن کردن بازو

‫غیره

‫من تو سنگ-کاغذ-قیچی ‫به کسی نمیبازم.

‫پس با اجازه.

‫نباید میگفتم میشناسمش.

‫لطفاً دخترم رو نجات بدین.

‫باشه.

‫نمیتونم اون کمک تخصصی‌ای که لازم داره رو ‫براش فراهم کنم، حداقل نه تو جلسه‌ی اول.

‫تنها کاری که میتونم بکنم اینه که ‫به قضیه به چشم یه واسطه نگاه کنم.

‫سلام.

‫آره، درست مثل همیشه.

‫میدونی چرا اینجا زندونی شدی؟

‫نمیدونم...

‫پاپا اخیراً عجیب شده.

‫پدرت؟

‫جدیداً، منو اینجا زندونی کرده، ‫بستدم به تخت،

‫با یه نگاه ترسناک بهم خیره میشه ‫و حتی بعضی وقتا هم میزندم.

‫غیر ممکن— منظورم اینه که ‫محکم نزدمش...

‫اون حتی چندتا آدم بزرگ آورد

‫و کاری کرد با اون دستای کثیفشون ‫به همه جای بدنم دست بزنن.

‫ه-همچین چیزی غیر ممکنه!

‫نباید به حرفای پدر اعتماد کنین.

‫اخیراً انگار که تسخیر شده باشه، ‫رفتارش عجیب شده.

‫چطور؟

‫میگه من نفرین شدم،

‫یا اینکه بدنم توسط یه شیطون تسخیر شده.

‫آره، یه مقدار سرکشی میکردم،

‫اما این دیگه زیاده رویه.

‫ب-بهتون اطمینان میدم ‫من سر عقلم!

‫این مسخرس!

‫یه شیطون داره کاری میکنه ‫دخترم این دروغا رو بگه!

‫من قرار تا ابد اینجا بمونم؟

‫بگین، آقای واسطه...

‫میتونین اینا رو باز کنین؟

‫خیلی درد میکنه!

‫از پدرت میپرسم.

‫چطور پیش رفت؟

‫همه چی معلومه.

‫اون دختر کاملاً معمولیه.

‫شما هم همینطور فک میکنین، جودو-ساما؟

‫چی؟ منظورتون چیه؟

‫داریم میگیم احتمال اینکه اون دختر ‫تسخیر شده باشه، صفره.

‫نه، امکان نداره حقیقت داشته باشه!

‫بعدی نوبت منه. ‫اما مطمئنم جودو-ساما درست میگن.

‫اما آخه—

‫مطمئنی مشکل اصلی خودت نیستی؟

‫از تغییری که تو رابطتون پیش میاد ‫خوشت نمیاد و از قبول کردنش امتناء میکنی.

‫و الان هم در عوض داری روح‌ها ‫و شیاطین‌ـو رو مقصر میگیری.

‫ن-نه...

‫شماها با یه مشتری ‫اینجوری صحبت میکنین؟

اونی که اون توئه از اون پدر سوخته‌هاس.

‫بدون شک یه جای کار میلنگه.

من ‫حس نمیکردم دارم با یه بچه صحبت میکنم.

‫پس باور میکنین؟

‫تو فقط پول پاداشو میخوای، نه؟

‫هر کسی که گول حرفای اونو خورده ‫بهتره از اینجا بره.

داره ‫همتونو به مسخره میگیره.

‫حرفاش همینطوری تغییر میکردن.

‫و از «پاپا» پرید به «پدر».

‫تازه، من خودم‌ـو معرفی نکردم،

‫اما اون بهم گفت واسطه.

‫یعنی اینکه تمام حرفای اینجامونو—

‫اودو! خوبی؟

‫طاقت بیار!

‫ی-یه هیولاس...

‫استاد!

‫من خوبم.

‫مهمتر از همه، خوب زود ‫اون روی خودشو نشون داد.

‫دیگه لازم نیست این ‫سیاه‌بازی رو ادامه بدیم.

‫بیاین و سعی کنین منو ‫از این دختر بیرون کنین!

‫التماستون میکنم! یکی دخترمو نجات بده!

‫اگه بتونین اون شیطون رو از دخترم بیرون کنین، ‫هر چقدر بخواین بهتون میدم!

‫دویست میلیون! ‫پونصد میلیون!

‫خمیازه

‫لیس لیس لیس

‫نامو

‫بریم که رفتیم! الان میخورمش!

‫حوصلم داره سر میره.

‫با این وجود احتمالاً نوبتت زود میرسه.

‫برنده

‫49 از 68

‫خودت‌ـو گرم کن.

‫جوری میگین انگار ورزشه.

‫برا این کارا گرم کردن ندارن.

‫سویکودن

‫چی شده اکوبو؟ ‫مثل چی داری ملرزی.

‫چی‌واوا: کوچکترین نژاد سگ.

‫مگه چی‌واوایی؟

‫هنوز وقت هست... ‫بیخیال این یکی شین!

‫ها؟

‫مطمئنم قبلاً حداقل اسمشو شنیدین... ‫موگامی کیجی.

‫نشنیدم.

‫موگامی...

‫اون یکی از افرادیه که اوایل که تو این صنف ‫شروع به کار کردم، باهاش آشنا شدم.

‫اما خیلی وقته که مرده.

‫داستان مال چهل سال پیشه!

‫40 سال پیش

‫موگامی کیجی

‫موگامی کیجی.

‫موگامی کیجی جلسه‌ی احضار ارواح برگزار میکند

More Farsi Persian subtitles for Mob Psycho 100 II

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left