The first 200 lines.
آنچه در مأمور کارتر گذشت
پگ، تو توي کمپاني تلفن کار مي کني
قضييه مرگ و زندگي نيست
عزيزم، روحت هم خبر نداره
مأمور کارتر، آماده باش
يعني تلفن ها رو پوشش بده
...هاروارد، ازم ميخواي که يه خائن بشم
تا ثابت کنم که تو خائن نيستي
تو يه مأموريت به اين مهمي مي خواي؟
اينم از مأموريت
قراره پشيمون بشم، نه؟
صد در صد
خدمتکار من، جارويس
هر کمکي که از دستش بر بياد، برات انجام ميده
کجاييد؟
!برو! برو
شرايط کاري تو مستلزم پشتيبانيه
زن يا مردي وجود نداره که
بتونه بار کل دنيا رو روي دوشش حمل کنه
شيفته ي اون شدي، سوزا؟
ميخوام برم يه نوشيدنياي بخورم
تو هم مياي؟
بمونه واسه يه وقت ديگه، باشه؟
باشه، حتماً، يه وقت ديگه
بايد همخونهي جديدمون رو بهتون معرفي کنم
بهم بگو داتي
برگرد به اتاقت
ميتونم هر کي که بخوام، بشم
بشم SSR شايد بعدش يه مأمور
متأسفانه داتي فرار کرد
قول بده که اون حرومزادهاي که اين کارو کرد رو بگيري
ما اونو ميگيريم
آفرين دختر خوب
!رئيس - !رئيس -
فکر ميکني منو ميشناسي
دستا بالا
اين يارو رو ميخوايد چيکار کنين؟
يه راهي پيدا ميکنيم که جلوي حرف زدنش رو بگيريم
شايد دوباره متوجه بشيد که به خدمات من نياز داريد
باعث افتخار منه که بهتون کمک کنم، خانم کارتر
آفرين کارتر
تو جون هزاران نفر رو نجات دادي
همهتون خوششانسيد که براي اون کار ميکنين
من فقط هرکاري که نياز بود رو انجام دادم
بله
چطور ميتوني تحملش کني؟
منو اذيت نميکنه
من ارزشم رو ميدونم
واريز ميکنيد يا برداشت؟
برداشت
همهتون ساکت، دستها بالا
!شما سه تا، بيايد اينطرف
!بجنبين! يالا
!بلندشون کن - !دستات رو جايي بزار که بتونم ببينم -
!از اين طرف
!يالا، برو
!با تو هستما
!همينطور تو، روي زانو
من به کليد صندوق امانات شماره 143 احتياج دارم
،چرخوندن اون دسته به سمت چپ آژيرخطر بانک رو از کار ميندازه
به خاطر چندرقاز
تو زندگيت رو براي محافظت از اموال يه نفر ديگه به خطر ميندازي؟
به طرف راست بچرخونش
ادب ياد نگرفتي؟
به اين بيچاره کمک کن
دوروتي آندروود، شما بازداشتيد
!هي، اسلحه رو بنداز زمين
!بندازش! بي حرکت
!ما محاصرهتون کرديم
!حتي فکرشم نکني
!هستيم SSR ما
اسلحهتون رو بندازيد
صداي اون مرد رو شنيدي
!آهاي، مراقب باش
مدل موي جديد؟
عاشق اون کلاهم
اونجاست
تو پليس علوم هستي؟
کاراگاه اندرو هنري از دايرهي خودکشي
SSR دنيل سوزا هستم از
ميخوام باهات دست بدم، ولي من يکي از اون بدبختهايي هستم که
،سرما خوردنش، تابستون، بهار زمستون يا پاييز نميشناسه
چي داريم؟
تاحالا درمورد بانوي قتلهاي درياچه چيزي شنيدي؟
نميشه گفت شنيدم - چند وقته توي لسآنجلس هستي؟ -
شش ماهه
دو سال قبل، اين بانوي قاتل درياچه
دو تا جسد زن توي درياچهي اچوپارک انداخت
نيروي ويژه رو با دايره جنايي
کنفرانس خبري و اين جور چيزا رو کشوند اينجا
خب؟
اون عوضي هيچوقت دستگير نشد
ناپديد شد. تا امروز
يه جسد ديگه پيدا کردي
جسد يه زن دقيقاً توي همون درياچه
بي برو برگرد، يارو برگشته
خبر دادن؟ SSR خب چرا به
اگه با من بود، الان ميذاشتم حموم آفتاب بگيري
ولي ستوانم مُدام درمورد حوزهي قضايي و اختيارات هرکدوم حرف ميزنه
گرمترين روز ساله، درسته؟
فقط واسه درياچه فرقي نداره
اينو ببين
...خب
،تا وقتي اين ديوونه رو بگيريم
به نظر من و تو همکار ميشيم
...بايد اين موارد رو بهم بگي
،اسامي رؤسات در روسيه
،روش ارتباطتت با اونا
اسم و مکان تقريبي
،ساير گروههاي کمونيستي در خاک آمريکا
چرا بانک صندوق امانات بوري رو هدف قرار داده بودي
و براي کي کار ميکني
حس ميکنم رديف جلوي
بازي راکي گريزينو در برابر توني زيل نشستم
ساکت باشين
پگي، انتظار بيشتري ازت داشتم
"نه اينکه بگي "بايد اينو، اينو و اينو بهم بگي
شگردهات پس چي شدن؟
دخترايي مثل تو با قاشق نقرهاي و پوست بينقص بزرگ ميشن
تو انتظار داري همهچي رو به راحتي بدست بياري
...تو يه نقطه قوت
ترس
و ترس ابزاريه که دختر کوچولوهايي که
با دستبند زدنشون به تخت بزرگ شدن، ياد ميگيرن
...ولي من
از تو نميترسم
خب، اين توي جعبهي امانات شماره 143 پيدا شد
توي دفترثبت بانک صاحبي نداشت
ميخواستيش چيکار؟
...پگ
هردومون ميدونيم که چيزايي قويتر از پول هم وجود دارن
...اگه کسي باشه که بتونه دوروتي آندروود رو شکست بده
کارتره
شما دوتا کلهپوک کار بهتري از اين ندارين؟
نيازي نيست؟ SSR يا اينکه به خدمات شما توي
رئيس، از لسآنجلس باهاتون کار دارن
ممنون
موجسواري امروز چطوره، مأمور سوزا؟
براي تو رئيس سوزا هستم
و تبريک ميگم جک، شنيدم داتي آندروود رو دستگير کردين
آره، درست بعد از اينکه تو رفتي خوشگذروني توي سواحل غربي
ازش يه سرنخ پيدا کرديم
به نظر که تو طلسم بدشانسيمون بودي
اون جوک رو حداقل يه بار در ماه ميگي
چي پيدا کردي؟
اينجا يه اتفاق مرموز داريم، يه مکعب يخي به اندازهي يه درياچه
که جسد يه زن توش گير کرده
جسد کيه؟
هنوز نميدونم
يه سيريش از دايرهي خودکشي دارم که ميگه اين کار يه قاتله
که اين دوسال اخير دنبالش بودن
...باهاش يه نيروي وِيژه رو فرماندهي ميکنم ولي
جک، دفترم توي لسآنجلس خيلي غريبه
خب که چي؟ ميخواي نيويورک رو بي مأمور بزاري
چون لحظهاي که يه پروندهي واقعي به تورت خورده
از خوشحالي بال در مياري؟
ميدوني که چقدر نيرو دارم
مطمئنم که بيخيال يه نفر بشي
يه مردي رو دارم، مناسب مأموريت تو
ممنون
ميخواي اين بازجويي رو خراب کني؟
تازه داشتم احساس راحتي بهش ميدادم
هر وقفهاي يه ساعت منو عقب ميندازه
خب، ديگه نگرانش نباش، کارت اينجا تمومه
چي؟ چرا؟
ما يه پروندهي مهم و پر سر و صدا داريم که يه فرد با تجربه لازم داره
خب، بسپرينش به يکي ديگه
هيچکس به اندازهي من داتي رو نميشناسه
ما همسايهي هم بوديم
آره، و اصلاً خبر نداشتي که يه جاسوسه
پرواز بعدي به مقصد لسآنجلس سه ساعت ديگه حرکت ميکنه
سوزا خواست که تو بري، نه کس ديگهاي
واقعاً؟
آره
مسئوليت سنگينيه که مأمور موردعلاقهي کسي باشي، نه؟
اگه اين حرفا به خاطر سستي تو باشه، رئيس تامسون
و بهت توصيه ميکنم که وقت منو تلف نکني
اولين فرصتمون براي فهميدنِ
حقايق درمورد دوروتي رو خراب نکن
کارتر، باورت بشه يا نه
هر از چندگاهي بدون تو SSR هم ميتونه کارش رو بکنه
و کي ميخواد از اون بازجويي کنه؟
ميخوام خودم اين کارو بکنم
جک، اون از تو نميترسه
وسايلت رو جمع کن
خانم کارتر
آقاي جارويس
.ممنون بابت استقبال از من اميدوارم زحمتي نباشه
به هيچ وجه. از ديدن دوبارهتون خوشحالم
بريم؟
آقاي جارويس
بله؟
ميدونم که هاوارد به غرب اومده تا يه قرارداد با وزارت دفاع ببنده
بله
و شما گفتي که اومدي اينجا تا ترتيب اسکانش رو بدين
فکر کنم بفهميدم ميخوايد چي بگيد
...درک نميکنم - احتمالاً گيج شديد -
گيج، درسته، همينو ميگفتم
فلامينگوئه، نه؟
آره درسته، فلامينگوست
No comments yet. Be the first to leave one.