The first 200 lines.
فکر کردم یه تیکه از اون اطاق قدیمی رو ,,,برای رسیدگی به مشتریها نگهداریم
,,,اما داشتم با اسکیتر حرف میزدم
,,,که به جاش میز رزروشن رو
بیاریم اینجا - باشه -
,,,پس مشتریها میان اینجا
,,,و برای ماساژ درخواست میدن
و یا هرکدوم از کارهای زیاد و بخشندهای که ,,,تو گزینههای رسیدگی به شخص هست
رو براش اون بالا انجام میدیم
و اینطوری، یه جورایی این دردسر قشنگ رو داریم
اوهوم
زنها رو شاید بشه فریب داد ,,,اما از طرف دیگه
و اونا میخوان بگردن
میتونیم یه نگاهی بندازیم ؟
اوه ، واو
آه ، میدونی ، سعی کردم تجسم اش کنم ، ولی نتونستم
که ، اینطور میشه
فوق العاده
و خیلی وحشتناک ،
تو میدونی ، ولی به روش درستش
به همین دلیل ,,,, هیجان انگیزه ,,, و ,,,, چالش برانگیز ,,,
ولی نگران نباش ، کامل هواسم هست
منم همینطور
ببخشید ، دیرکردم
گفتم که باید یه کم با اوضاع زندگی و کار و ,,,اینا تمرین کنم و دست و پنجه نرم کنم
اما قول میدم تا قبل از اینکه باز کنیم درستش کنم
خب، خوبه، بعدش میتونی به منم یاد بدی
,,,وای، خدایا, قراره
قراره که خیلی خوشگل بشه
آره - باورم نمیشه مال ماست -
وای، قراره که اینجا کلی خوش باشیم - آره -
یعضیامون بیشتر از بقیه
میشه لطفا رو اینکه اینجا برای همه، چه معنیای داره تمرکز کنیم، لطفا؟
خیلی برامون معنی داره خب
اوه
وای خدا
درستش میکنم هلن خانم خودم بهم ریختم، عذرخواهی میکنم
مطمئنم همین میشه، مکس - بله، خانم -
لطفا به اسکیتر نگید
وای، خدای من
به کارمون برسیم, مدی - بله -
اولویت تو موارد بازاریابی و لوازم ورزشی هستش
میتونیم بخشیش رو الان بگیریم - باشه -
یه مقدارش رو بعد
به اسکیتر گفتم که تمام طراحی داخلی با خودت بوده
و دانا سو، میدونم تو رستوران ,,,سالیوان چقدر گرفتاری
پس فقط روی تجهیزات کافه تمرکز کن
میتونیم بعدا بریم سراغ منو
و طبق بودجه جلو برو
قراره که کی باز کنیم؟
روز تولد خانم فرانسیس
هلن دکیتور، داری فراتر از افکار جاهطلبانهت میری جلو
این حدود یک ماه دیگهس
میدونم که برنامهریزی ,,,یه مقدار چالش برانگیزه
اما با سرسختی و یه مقدار ,,,لطف فرشتگان
میتونیم درستش کنیم
من به خودمون اعتقاد دارم - باشه -
آره
ادیسون، اوری
,,,نمیدونم که من رو یادتون هست
اما من دوست پدر و مادرتون بودم
من همینطور وکیلشون هم بودم ,,,که این شغل من هستش
که بهشون کمک کنم تا بعضی اوقات تصمیمات بزرگی بگیرن
حالا شغل من اینه به شماها کمک کنم
خالهتون شارلوت ,,,و پدرخوندهتون نولان
هردوشون میخوان از شما مراقبت کنن
اما این,,, این کاری نیست که بتونن با هم تقسیمش کنن
براتون معنایی داره؟
بذارید کمکتون کنم
اوه، سلام، مرسی
اینا چقدر قشنگه شما هنرمندید؟
مادرم هنرمنده
من یه کارشناس بازاریابی بیکارم
خب، اینا عالی هستن
این یه پوستر برای بازیهای بهاره
داوطلب شدم که تراکت نمایشی که کایل تو سال پنجم توش بازی میکرد رو طراحی کنم
,,,و کسی هم بهم نگفت قراره
که تبدیل به یه پوستر برای برنامهی ,,,والدین و برای
همهچیزشون تا کالج بشه
,,,گوش کنید
باید یه عذرخواهی کنم
,,,نه, صبر کن، چرا باید
نه
بخاطر مکالمه آخرمون
سعی داشتم متوجه بشم که ,,,تای چش شده
,,,و متوجه نشدم یا
چیزی دربارهی شما و ,,,آقای دکتر تاسند نشنیده بودم
میتونید ادامه بدید و بگید یه جدایی داغون
خدا میدونه که همه میدونن
این دیگه سر زبون همه افتاده و منم کاسهم داره هرروز پر تر میشه
,,,هنوز
متاسفم
ممنون
خب، میدونم که دارم چی میپرسم
اما فکر میکنم شما و دکتر تاسند و ,,,من باید یه ملاقات داشته باشیم
که ببینیم چه تاثیری روی تای گذاشته
تای باهاتون حرف زده؟
نه, اما مشکلاتی هست که لازمه مطرحشون کنیم
آهان، باشه
من با بیل صحبت میکنم و بهتون خبر میدم
باشه - ممنون -
شارلوت، واقعا بهت تسلیت میگم
,,,میدونم که خواهرت و شوهرخواهرت
به خوبی آدمای اجتماعیای بودن
اونا خیلی خاص بودن
همه دربارهشون چیزای خوبی میگن
دارم اینا رو یادداشت میکنم که ,,,بتونم یه روزی بدمشون به دخترا
که دیگه خیلی ناراحت نباشن
مطمئنم که از اینکارت ممنون میشن
اونا تنها چیزایی هستن که از خودشون باقی گذاشتن
وقتی بهم رسیدید دوست داری با خواهرزادههات چیکار کنی؟
کلوچه درست کنیم
پازل درست کنیم
آهنگ بخونیم
,,,شارلوت، مطمئنم که خودت میدونی
که ریچل و تروی هیچوقت وصیتنامه کاملی نداشتن
فقط یه سری کارا رو انجام دادن
که اینطوری مسائل مالی که به دوش قیم بچهها میفته خیلی کم باشه
ریچل همیشه یه نگاهی به آینده داشتش
خدا رحمتش کنه
خونهی والدینت رو به ارث بردی؟
من با پدر و مادرم تو یه خونه میمونم
میخوام تا آخرین لحظه ازشون پرستاری کنم
ریچل و تروی بیشتر کار میکردن تا اینکه کمکشون کنن
نه اینکه بخوام گلهای کنم
کاری رو انجام دادم که لازم بودش
همیشه مراقب دخترهای ریچل بودم
بخاطر اینکه هیچوقت موهبت بچهدار شدن نصیبم نشدش
شما بچهای دارید، خانم دکیتور؟
نه، نه
اما منم خاله و مادرخوندهی چندتایی دختر و پسر و فوقالعادهم
بچهها توضیح خداوند برای امید هستن
این چیزیه که مادرم میگفت
هی، انی, امروز با ما میای
آره، یادمه
درس درام دیوونهکننده بود
،دیوید هنوز نتونسته کتاب رو حفظ کنه ,,,آقای پالسی دیگه داشتش
هی، شنیدی چه اتفاقی برای خانوادهی کالنوس افتاده؟
اوه، آره، آره تصادف کردن، خیلی بده
از وقتی اوری ۳ سالش بود من پرستاری دخترا رو میکردم
حتی نمیتونم تصور کنم که چطوری میخوان از پسش بر بیان
آره
این,,, این خیلی بده
خب، چی اینجا کشوندتت؟
داشتم دنبال دستگیره در میگشتم
اینجا؟
خب، رفتم فروشگاه ابزار اما بسته بودش
آره، امروز حال کار کردن نداشتم
,,,خب این دستگیرهی دری که میخوای
برای نوسازی درهای خونهی خانم فرانسیس میخوای؟
بله، قربان
باید یه دونه آبکاری شدهش رو بخری
اینطوری دیگه نیازی نیست هرشب بشینی بسابیشون
نکتهی عالیایه
میتونی فردا که اومدی نزدیک فروشگاه ,,,بعد از اینکه دوباره باز کردم
برات درستش میکنم - مرسی -
البته اگه فردا باز کنم
ببخشید، اوضاع کار این اواخر خیلی بد بوده
,,,نه انقدر که از کار بیکارم کنه
اونقدره که کار کردن داره تموم عمرم میشه
فکر میکردم پیکل جار ,,,میتونه جواب مناسبی باشه
اما، دیروز پیشنهادشون رو پس فرستادیم
نمیتونستم به خانواده وارتن یا ,,,هرکدومتون مشاوره
بدم که همچین معاملهی بدی کنید
کاملا حق داری
و مری ووگان چی؟
الان تو کلاهش حسابی از ,,,زنبور پر شده
چونکه همهی ما به تو گوش میدیم نه به اون
چطوره قبل از اینکه تموم بشه یه بار دیگه دست به دامن بشیم
کالینز
,,,اگه هنوز کوین اینجا بود
بهم میگفت دارم زیادی شرط میبندم
اما کوین دیگه اینجا نیست
نمیتونی تصور کنی که چقدر دلم برای برادرت تنگ شده
مخصوصا بعد از اینکه هر روز باهاش کار میکردم
قرار بود پسرها باشه
نه فقط یه پسر
,,,شماها شاید برید
اما هیچوقت تنها نیستید
عصر بخیر آقای لیتلفیلد خانم هلن
اینا رو باید کجا بذارم؟
اینا چندتایی کتاب هست که خانم ,,,فرانسیس جا گذاشته، کالینز
و فکر کردم که از اضافه کردنشون به کتابخونه لذت میبری
اوه
ميتونی بذاریشون همونجا، رفیق جوون
هلن؟
این چیه؟
دارم یه چیزی اهدا میکنم
اما تا اینجاییم
تو و مکس بهتره یه گفتگویی با هم کنید
چرا باید با هم حرف بزنیم؟
خب، مکس برای اسکیتر کار میکنه
بچهی سختکوش و مهربونیه
,,,اما تازه کاره
و اسکیتر هم وقت کافی برای آموزش درست بهش نداره
بعضی اوقات، آینده میتونه از راههای غیرمنتظرهای بیادش
,,,خب
فکر کنم ضرری نداشته باشه باهاش حرف بزنم
هی
هی، تایلر, یه دقیقه صبر کن
مربی مداکس میخواد با من و پدرت ,,,یه ملاقات بذاره
No comments yet. Be the first to leave one.