The first 200 lines.
...یون سو
خواهر کوچیک توئه
چی؟
اون واقعا خواهرت ـه
این چیزی بوده که من همیشه فکر می کردم
و همینطوری هم بزرگش کردم
یون سو دخترم
و جی وان هم پسرم ـه
و من هم مادرشونم
...اینها اولین
خونواده من اند
در مورد چی دارین حرف می زنین؟
...یو نسو
...اون رابطه خونی با تو نداره
اما بازم خواهر ته
من...من نمی فهمم
در مورد چی دارین حرف می زنین؟
یون سو خواهر من نیست؟
اینطور نیست
بهت گفتم خواهرت ـه
بدون در نظر گفتن رابطه خونی
اون خواهریه که پدرت برای تو گرفته
شما داری می گی اون از نظر خونی با من فرق داره
نه جی وان نه
اون خانواده ماست حتی اگه هم خون تو نباشه
من تو و یون سو رو
بدون ذره ای ، کمتر از این فکر بزرگ نکردم
من هیچ کدوم شما رو به دنیا نیاوردم
ولی همیشه فکر می کردم شماها بچه های من اید
یادت نمی یاد؟
وقتی یون سو بچه بود گریه می کرد
تو اونو کولت سوار می کردی
وقتی سه سالش بود افتاد
و زانوش خونی شد
تو از ته دلت گریه می کردی
گفتی ترسیدی بمیره
گفتی تو دلت نمی خواد هیچ وقت اون بمیره
گفتی دلت می خواد توی عروسیت
به جای پدرت کنار یون سو راه بری
پس چطوری ما یه خونواده نیستیم؟
من 25 سال تو و یون سو رو بزرگ کردم
جدای رابطه خونی ، ما یه خونواده ایم
صبر کن مادر
جی وان
لطفا بهم وقت بدین یه کم فکر کنم
...جی وان
= قسمت 14 =-
!اوه یون سو اومدی؟
یونگ جو تو هم اومدی
سلام
من اومدم
چرا لب و لوچه ات آویزونه
چرا ناراحتی؟
گریه کردی؟
چی؟
اره گریه کردی
کاملا از صورتت مشخص ـه
تو هم درست مثل مادرتی
یونگ جو تو بگو چی شده
یون سو چش شده
ببخشید؟
خانم هان خیلی نگران بود
فکرکرد یون سو تصادف کرده
بعدش؟ - ...بعدش -
سون هوی بیا اینجا بگیر بشین
شنیدم به یون سو سیلی زدی
درک می کنم که چقدر نگران بودی
اما بازم این کار اشتباهی بوده
چطوری تونستی دخبر به این ظریفی رو با سیلی بزنی؟
زیاد سخت نگیر
تو ساکت
اینو می گی برای اینکه خواهر زاده نداری
اگه اون واقعا خواهر زاده خودت بود ناراحت می شدی
اون دختر سانگ جون ماست
من هیچ وقت روز اون دست بلند نکردم
چطوری تونستی روش دست بلند کنی؟
اشتباه کردم مادر
تو همیشه سریع معذرت خواهی می کنی
من می دونم این روزها تو فکرت یه جای دیگه است
ولی بازم چیزی نگفتم
این روزها غذاهات افتضاح شده
و مدام ظرفهارو می شکنی
هر روز دارم انگار روی پوست تخم مرغ راه می رم
ای بابا
سون هی اون عصبانی بود ، می دونی که منظوری نداشت
اون روی یون سو حساسیت داره
می دونم هانگ سوک
اشکالی نداره
یون سو و جی وان کجان؟
یون سو توی اتاقش ـه ولی جی وان هنوز بر نگشته
فکر کردم با تو میاد خونه
یون سو
مامان
متاسفم
عمه بهم گفت که اتوبوس تصادف کرده
و شما فکر کردی من توش بودم
متاسفم
دیگه هیچ وقت گوشی مو خاموش نمی کنم
نه اشتباه از من بود
چطوری تونستم به تو سیلی بزنم؟
دردت گرفت ، نه؟
متاسفم
زیاد درد نگرفت
...چطوری دست مامان من اینقدر ضفیفِ
باید برات داروهای گیاهی تفویتی بخرم
امروز صبحانه واقعا به نظر خوشمزه میاد
بعدا می بینمتون
به این زودی میری؟
پس صبحانه چی؟
اشکالی نداره باید زود برم سر کار
می خوای برات غذا ببندم ببری با خودت؟
یه دقیقا صبر کنی آماده می شه
من دیرم شده
بعدا می بینمتون
جی وان امروز چش بود؟
باید بریم اورژانس
هنوزم تو تب داری
برا یه سرماخوردگی برم اورژانس؟
بعد از ظهر میرم دکتر
نمی شه بمونی ، زنگ بزنی بگی مریض شدی؟
من در همچین موقعیتی نیستم
قبلا همیشه وقتی مریض می شدی زنگ می زدی
بعد که برم دکتر بهتر می شم
بعدا می بینمت
یادت نره بری دکتر
اگه بازم دیدی حالت بهتر نشد ، زودی بیا خونه
...اگه بدتر شدی
باشه برو ، عزیزم
باشه برو
چی؟
مامان ، چی شده؟چیه ؟ چیه؟
! تو اصلا غیرت نداری
بلند شو اتاقت رو تمیز کن
واقعا دیوانه شدی؟
نمی تونی خودت رو کنترل کنی؟
چی شده باز؟
هر روز یه داستان داریم باهاش
تو که دیروز خوب بودی
اما امروز باز دیوونه شدی
دهنتو ببند
واقعا مثل نامادری های بی سواد شده
اگه نامادری نبود نمی تونست این کارهارو با هام بکنه
اوه سرم
...کار آشپزی که قبلا در موردش حرف زده بودم
بذار من به عنوان کار ازش استفاده کنم
تو که گفتی برای یکی از دوستات می خوای
برای خودم بود من دنبال کار می گردم
من که می دونم می دونی ، برای چی می پرسی؟
لحنت خیلی ناراحتِ
متاسفم که بهت نگفتم
من به این کار نیاز دارم
اما مدیر بانک شوهرته
نکنه شوهرت کارشو ول کرده؟
یا طلاق گرفتین؟
اون هنوز داره بانک کار می کنه
و طلاق هم نمی گیریم
می تونی بازم سوال کنی
اما من کی می تونم شروع کنم؟
ایوای تو داری جدی می گی
اما چه می شه کرد
ما الان یکی رو استخدام کردیم
اما چون تویی می تونم اونو بیرون کنم
می تونم اونو بفرستم یه جای دیگه
بنا بر این می تونی بیای اینجا کار کنی
چیه؟ نظرت عوض شد؟
نه
ممنونم
من تمام تلاشمو می کنم
! باشه سخت کار می کنم
هنوزم
هنوزم مثل زمانی که دانشگاه می رفتیم بی ملاحظه است
برای چی اینقدر ازم سوال کرد؟
مادر
...تماس شما به صورت خودکار به صندوق پستی منتقل می شود
...آقای جی وان می شه یه نگاه به این بندازی
جی وان؟
جی وان؟
بله آقا
اینها رو بر اساس آر و دی مرتب کن
بله متوجه شد
جی وان امروز اتفاقی براتون افتاده؟
چی شده؟
متاسفم
تو اینقدر کار می کردی که نزدیک بود خودت رو بسوزونی
امیدورام همه چی خوب پیش بره
- ممنونم - ممنونم
بله
شما بفرماید - با هم بریم -
باشه
گی چول تو ناهار خوردی؟
بله قربان
ببخشید ، مدیر جانگ
مدیر جانگ
منظورت منم؟
مگه شما مدیر جانگ از صنعت ته هو نیستین؟
...شما
شما منو یادتون نمی یاد؟
من کانگ جا ئه چول از بانگ سه گی هستم
مسئول پرونده صنعت ته هو
من دستیار مدیر بودم اون زمان
No comments yet. Be the first to leave one.