Rebellion (Tung moon)

Rebellion (Tung moon) (同門)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rebellion 2009 720p BluRay x264-MELiTE
Rebellion 2009 PROPER DVDRip XviD-CoWRY
A Commentary by hitm@n
ترجمه از سیروس فخری ||| HITM@N ||| ایران فیلم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2014-09-02
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گـــروه تــرجــمـــه ايــــــران فــــيـــلـــم تـــقـــديـــم مــي کـــنـــد

اينجا جنوبي ترين مکان شهر با کلي جا براي تفريح و سرگرمي هست

رستوران هاي مختلفي براي انتخاب داريد

وضعيت امنيتي ناحيه خوبه و کسي جرات ايجاد مزاحمت براي شما رو نداره

حتي اگه اتفاقي هم بيفته کسي به پليس خبر نميده

پس منطقه داراي نظم خوبيه

کل ناحيه جنوبي در دستان اوناست

...پنج رئيس بزرگ داره که اسماشون

جيمي"، "کافي" ، "ژوپيتر" ، "سند" و "داکي" هست"...

اونا به کار و کارسبي خودشون رسيدگي ميکنن و با هم درگيري ندارن

اونا حتي براي نوشيدن و بازي "ماهجون" به هم ملحق ميشن

همه با هم به خوبي کنار ميان

درواقع همه ي اون روسا از نظر مقام هم رتبه هستن

ولي وقتي "جيمي" با يه دختر زيرک ازدواج کرد

همه چي عوض شد

"اسم اين خانوم زيبا "گوچانه

اون دختر بسيار باهوشيه و با بقيه خيلي خوب کنار مياد

هيچ زوري به کار نميبره

ولي با حرفاش ميتونه در عرض چند دقيقه يه محله رو بگيره

جيمي" يه محافظ به اسم "پو" داره"

محافظه توي مبارزه کارش خيلي خوبه

برو خونه

من ترتيب کلوپ شبانه جديد رو ميدم

مگه اون کلوپ زير نظر "کافي" نيست؟

از اول مالِ اون نبوده و الانم نميتونه بيش از اين نگه اش داره

منم توي اون کلوپ شبانه سهم دارم

شرم آوره که نتونم شخصا اونجا رو مديريت کنم

بهرحال درباره اش با "کافي" صحبت ميکنم

خيلي خب،تصميمتو گرفتي

حالا که اين روسا فهميدن که شانس شون از بين رفته

جيمي" هم قدرتمند تر شده"

با اين حال هنوزم با هم هستن

هنوزم با هم مشروب ميزنن و "ماهجون" بازي ميکنن

ولي هيچ کس نميدونه چي توي سرشون ميگذره

خواهر،پولشو نميداد

يکي رو بيار درستش کنه

بين اينا "داکي" بدترينشونه

قدرت اون کمتر و کمتر شد

و آخرش تبديل به يه آدم متوسط شد

با مداخله "واه" اون فقط چندتا محله بي ارزش رو اداره ميکرد

نتونست تحمل کنه استعفا داد و براي خوشگذروني به چين برگشت

اون کار و کاسبي داغونش رو براي پسرخونده اش گذاشت

اون يه آدم امروزي،ياغي،افراطي و پرمدعاست

فکر ميکنه که ميتونه دِل همه دختراي خوشگل رو ببره

و نميدونه که چقدر احمقه

مدام ميگه که يه فرصت ديگه براي "داکي" بدست مياره

ميترسم بدون اينکه دليلشو بدونه همينطوري کشته بشه

اگه تصادفا با اون برخورد کرديد

بهتره راهتون رو کج کنيد و از يه طرف ديگه بريد

اونم "بلکي" هستش "آدم شماره دو گروه "جيمي

يه آدم آب زير کاه که هيچکس ازش خوشش نمياد

و همينطور هيچکس جرات نداره بهش زور بگه

...خب،يه همچين ناحيه کامليه

پليس چطور ميتونه مستقيما دخالت کنه؟

راستش پليس ها منتظر يه فرصت خوب هستن

و اين فرصت داره مهيا ميشه

شــــورش 93/6/11

"آقاي "تايي"،عمو "مَن

سلام،شرمنده که منتظرتون گذاشتم

...فقط سوار شو

اخيرا "ماهجون" بازي کردين؟

کسي با من بازي نميکنه شما که هميشه مشغول هستيد

ما همه فرمانبردار شما هستيم

اگه شما بگين ما که جرات نميکنيم بگيم نه

"درسته عمو "مَن

ما ميگو خريديم ميخواين چطور پخته بشه؟

بيخيالش فقط سرخش کنين

آقاي "تايي" غذاهاي ساده دوست دارن

درسته،سلامتي مهمتره

اين اواخر نميتونم غذاهاي روغني بخورم

"آقاي "تايي

کراوات خوبيه

هرگز شانس اينو نداشتيم از اينا بپوشيم

"يه هديه از طرف "واهه

اولين سالگردشه

همسرت رفته بعد تو ما رو به شام دعوت کردي

بعدش چي؟

بعدش به آقاي "تايي" بستگي داره

راستي،"پو" کجاس؟

امروز تولدشه

با دوستاش رفته

يه روز بهش مرخصي دادم بزار راحت و خوش باشه

جيمي" اومد"

آقاي "تايي"،"دنياي کونگ فو" منتشر شد

از اينجا ميريم امشب ميريم خونه تو

الو؟

سلام؟ ادامه بده

خواهر "واه"،رئيس توي دردسر افتاده

"دارم ميرم رستوران "ژونگ کينگ

بعدا بهتون زنگ ميزنم

گوشي دستت باشه

رئيس

الو؟ چي؟

گرفتم

واه" نگران نباش" جيمي" چيزيش نميشه"

...اگه اونجا اتفاقي بيفته

چيزايي که امشب حرفشو زديم رو فراموش کن

شنيدي؟

ممنونم

يکي بخاطر سر و صدا از اينجا شکايت کرده

خانوم،چرا اين وقت دارين زمين رو ميشورين؟

واسه تميزي

يعني چي؟

آقا،يعني به شما ربطي نداره

يکي گزارش داده صداي تيراندازي شنيده ازش چيزي ميدوني؟

شايد

اگه ازدواج کني برات خوش شانسي مياره

ميخوايش؟

چيکار ميکني؟

"برادر "بلکي

پو"،تو تمام وقت با "جيمي" هستي"

درباره اين قضيه چي فکر ميکني؟

برادر بزرگ کسي رو اذيت نکرده و هيچ کس هم جرات نداره اونو اذيت کنه

ميدوني کي اينکار رو کرد؟

حالشون جا بيار مهم نيست که کي هستن

زمان خوبيه که حال اين حرومزاده ها رو بگيريم

فقط کتک زدنشون کافيه؟

عمو "مَن"،ما ايجا کلي رئيس داريم

ازشون پرسيديد که کدومشون مايل هستن که منو حمايت کنن؟

با "چنگ واه" تماس بگير

خواهر "واه"،عمو "مَن" با شما کار داره

"سلام،عمو "مَن

جيمي" زخمي شده"

پو" قبلا بهم گفته"

دارم ميرم فرودگاه ببين يه پرواز زودتر دارن يا نه

الان حال "جيمي" چطوره؟

هنوز تو وضعيت اورژانسيه

نظرتون درباره اينا چيه؟

فکر ميکنم از بيرون کسي جرات انجام اين کار رو نداره

فکر ميکنم که قاتل توسط يکي از روسا فرستاده شده

به افرادمون بگو که هواس شون باشه

عجولانه رفتار نکنين نميخوام بهونه اي دست کسي بدم

...طبق معمول هميشه

وقتي برادر بزرگ نيست شماره 2 بايد مسئول باشه

شما که الان نميتونين مسئوليت به عهده بگيرين

يکي بايد اينکار رو بکنه ديگه

نظرتون چيه؟

جيمي" هنوز زنده ست"

عمو "مَن"،شما بايد خيلي خوب بدونين ...طبق معمول

ميترسم قبل برگشتم آشوبي به پا بشه

جيمي" و من به "پو" اعتماد داريم"

بزار تا وقتي برميگردم "پو" مسئوليت رو به عهده بگيره

اون هر تصميمي بگيره من مسئوليتش رو به عهده ميگيرم

بزارين دربارش فکر کنم

لطفا گوشي رو به "پو" بدين

"پو"

"خواهر "واه

پو"،گرچه هر 4 تا رئيس شک برانگيز هستن"

همينطور بايد مراقب قهرمان مجهور ما باشي

از طرف من همه چي رو مديريت کن

اگه نظري خواستي بهم زنگ بزن

واه" و من هم نظر هستيم" بايد کار و کاسبي رو موقتا تعطيل کنيم

مهمترين چيز براي ما حفاظت و نظارت بر محله هستش

بهتره قبل اينکه "واه" برگرده

بهونه دست کسي نديم

من تصميم گرفتم که "پو" رو بعنوان مسئول منصوب کنم

چه غلطي ميکني؟

اون سال هاست فقط يه پيشخدمته

خوب گوش بده

الان تو رئيسي

ميتوني به اون حرومزاده ها دستور بدي

لازم نيست زيادي جلب توجه کني

تو حرفتو بزني بچه هاي ما انجامش ميدن

بلکي"،اينقدر بي پروا نباش"

ميزاري "پو" مسئول بشه

اينم "پو" هستش

تو "پو" هستي؟

پو"،يه نظري بده"

تا وقتي "واه" برنگشته عجول نباشيد

مراقب حرفات باش

دردسرا بازم بيشتر ميشه

پليس دير يا زود اينا رو ميفهمه

اون حرومزاده ها رو بگير

چيزي که من ميخوام امنيت و سلامتيه

مهمترين چيز واسه بدست آوردن پول اينا هستن نميخوام هيچ آشوبي بپا بشه

پو"،مراقب باش اينطوري نشه"

مراقب خيانت افراد مون باش

فهميدم

فکر کردم برات بهتره

عمو "مَن" گفت اونجا بودي

امشب ميريم خونه شما

بايد چيزاي خوبي برام بياري "عمو "مَن"،برادر "جيمي

باشه،مشکلي نيست

به افسر پليس گفتم يه لطفي در حقم بکنه ولي قبول نکرد

تو خيلي مستي بزار من رانندگي کنم

لازم نيست

آقاي "تايي" گفت براي امشب يه جايي رو رزرو کرده ازم خواست که برم

پس الان وقتم آزاده

برام اهميتي نداره

گفتم که لازم نيست

تو رانندگي کن

الان کجا برم؟

"خيابون "ساي کينگ

واسه چي؟

دنبال موتور سيکلت هستم

هي،"پو" هستم

الان مياي اينجا

چطور شد؟

يکي ديگه هست،دو نفر بودن

...هي

Rebellion (Tung moon) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left