The first 200 lines.
...مدیر گفتش که
خانواده من میشه
...و بعدش، منو
واقعا میتونی خودت تنهایی بری؟
کجا میخوای بری؟
مراکز مراقبتی و سرپناه هستش
...یه چندتا تماس هم گرفتم، پس - نه -
الان دیگه از مراکز میترسم
آهای
کاراگاه داره سعی میکنه بهت کمک کنه و تو اینجوری حرف میزنی؟
تو برگرد تو، من حا.سم هست
باشه
بیا - ولم کن -
دارم راه میرم - !سریعتر راه برو -
!گفتم ولم کن
عوضی هایی شبیه تو باید تو زندان بپوسن
ول کن! ولم کن
میخوای با من بیای خونه؟
چی؟
یه اتاق کوچیک هست که لباسام رو میذارم توش
شلوغ پلوغ هست ولی میشه توش زندگی کرد
تا وقتی ک جایی رو پیدا کینم که فکر میکنی امنه
میتونی بامن بمونی
واقعا؟
فکر میکنی یه کاراگاه سرت کلاه میذاره
اینو بذار باشه
داری چیکار میکنی؟
بوش
بوی گرما میدین
شبیه به خانواده
ممنون
اونی
!منو بکش
هوا سان
اینکارو نکن
تا اینجا کارت خوب بوده
دوباره توی گودالی
از اونجا برو بیرون
نباید خیلی داخلش بری
اینکارو نکن، شبیه خودت نیستی
اونی، لطفا تغییر نکن
من هیچوقت تسلیم نمیشم
فقط همین قدر از دستت برمیاد؟
نه
کاراگاه
سو یون کجاست؟
محکمبگیر
کاراگاه
مطمئن شدین؟
بله
دیگه الان تمومه
من دیگه باز سو یون رو نمی بینم
آره نمی بینی
آفرین
صبر کن
ممنونم
من حتی اسمتون رو هم نمی دونم
من یو ته هانم
من لی هوا سونم
اون حالش خوبه؟
بله دکتر؛ ازتون خیلی ممنونم
شما وروجک مون و جی هی رو نجات دادین
اسمی رو انتخاب کردین؟
هیم چان
اسم قشنگیه
خانم؛ احساس ناراحتی می کنین؟
چی؟ اوه نه
اگه هر مشکلی بود؛ سریع بهم خبر بدین
باشه
یکم استراحت کن
دکتر صبر کنین
افسر پارک رو ندیدین؟
نه؛ من داشتم غذا می خوردم و ازش خبر ندارم
از یکی می خوام که بررسی کنه
اشکالی نداره؛ خودم دنبالش می گردم
جی هی؛ با هیم چان اینجا بمون
باشه؛ من مشکلی ندارم؛ تو می تونی بری
پس استراحت کن
! منو ببخشید
می تونم برم دستشویی؟
ای بابا؛ همین جا کارتو بکن
جدی میگی؟ من حقوق انسانی خودمو دارم
شماره دو ئه؛ یه لطفی در حقم بکن
شماره دو ئه؛ باید بذاریم که بره
نمی خوام بوی بدی رو استشمام کنم
خدایا؛ خیلی روی اعصابه
برو داخل - نه تو برو -
شلوارش رو خراب میکنه ها؛ زود باش برو
واقعا باید برم
دارم شلوارم رو خراب میکنم؛ زود باش
چرا زودتر بهمون نگفتی؟ - سریع تموم میکنم -
خدای من - زودی برمی گردم -
خدای من؛ واقعا باید برم
خدای من؛ این واقعا بده
بهت 5 دقیقه وقت میدم؛ فهمیدی؟
هی؛ اون صدای چی بود؟ چی شده؟
من افسر پارکم
وقتی حرف از درنده های اصلی باشه؛ کسی نمی تونه منو بزنه
افسر پارک - ! خدای من -
منو ترسوندی
تو کجا بودی؟
چی ... افسر پارک - چیه؟ -
شما حالتون خوبه؟ - چطور؟ -
پیشونی تون داره خون میاد
درد نداره؛ این اصلا خون من نیس
باید از اینجا بریم بیرون
چه اتفاقی داره می افته؟ - خوب به حرفام گوش بده -
اینجا عجیب و غریبه - چی؟ -
مردم دیوانه ان؛ عقل شون رو از دست دادن
منظورت چیه؟
اون شمن منو بسته بود؛ به سختی تونستم بیام بیرون
اون جانی ها زندگی مردم رو به عنوان قربانی دارن تقدیم میکنن
درباره چی داری حرف میزنی؟ چه قربانی ای؟
اوه درسته؛ هیون هو؛ مگه ما یه بیسیم رادیویی توی ماشین مون نداشتیم؟
چرا داریم
... می تونیم ازش برای رسیدن به پلیس ها یا سربازانی
که در نواحی دیگه هستن؛ استفاده کنیم
فکر میکنی جاهای دیگه هم کسی نجات پیدا کرده؟
باید یه امتحانی بکنیم
اگه اینجا بمونیم؛ همه مون میمیریم
ولی ماشین گشت که بیرونه
این زیادی خطرناک نیس؟
می خوای زن و بچه ات اینجا بمیرن؟
تو یه خانواده ای داری که باید ازشون مراقبت کنی
بیا بریم
همه کسایی که از پیروی کردن من سر باز میزنن؛ میمیرن
همه کسایی که از پیروی کردن من سر باز میزنن؛ میمیرن
خانم ... خانم کیم
، اگه بهتون بگم چی دیدم
منم می تونم یکی از اون برگزیده ها بشم؟
چرا صندوق عقب بازه؟ - چی؟ -
کجا غیبش زد؟
مطمئنم همین جا بود
این چیزیه که دنبالشی؟
شماها باهام شوخی تون گرفته؟
هیون هو؛ بیا هر کاری که لازمه انجام بشه رو بکنیم
درسته؛ این اسلحه توئه
بهت که گفتم؛ مگه نه؟
بله؛ تو الان یکی از برگزیده هایی
خیلی وقت پیش باید درست انتخاب می کردی
تو الان در امانی
خانم کیم؛ اینجا کجاس؟
خودت می بینی
چی؟
مشکل چیه؟ هنوز بهم اعتماد نداری؟
خدای من؛ البته که بهتون اعتماد دارم
برو داخل
ببین که برگزیده بودن چطوریه
قراره الان ببینمش؟
اون برگزیده قراره من باشم؟
خانم کیم؛ خانم کیم
تو می خواستی برگزیده باشی
پس انتخابت میکنم
تو برای کاری که کردی مجازات خواهی شد
بهم زل نزن؛ تو یه شمن بدون قدرتی
میدونی به خاطر تو چقدر پول از دست دادم؟
خدای من؛ لعنت بهش
فکر کنم الان هم به دردی نمی خوره - به گمونم -
بمیر
این هزینه بی احترامی کردن به منه
ای عجوزه دیوونه
! در رو باز کن ! در رو باز کن
! در رو باز کن ! در رو باز کن
! در رو باز کن ! در رو باز کن
من محافظتش رو دارم
من کسی نیستم که بتونی بهش بی احترامی کنی
یکم استراحت کن
میرم یه نگاهی به اطراف بندازم
باشه
کاراگاه؛ شما حالتون خوبه؟
آسیب دیدین؟
نه؛ من خوبم
خدا رو شکر
چرا به جای این که بری بیمارستان اومدی سوپرمارکت؟
، ما داشتیم می رفتیم بیمارستان
ولی نگران شما بودیم
و دویون هم خیلی خسته بود
ممنونم
نیازی نیس ازم تشکر کنین؛ فقط بیایین امشب رو اینجا استراحت کنیم
باشه - باشه -
چه وقت خوبی
از کجا می دونستی من اینجام؟
من تو رو با چشمای یه هیولا دیدم
چی؟
انگاری باهاشون ارتباط داشتم
آماده شین تا به یه مهمان خوش آمد بگین
جان؟
کی داره میاد؟
خودتون می بینین
اون صدای چیه؟ - چی شده؟ -
بله خانم؛ بیا بریم یه نگاهی بندازیم
اون نمیتونه بیاد تو
باید بیرون نگهش دارم
باید عجله کنم
قربان، چیکار دارین میکنین؟
اون نمیتونه بیاد تو- هان؟-
چی داره برای خودش میگه؟
...انگاری
از وقتی اون خارجیه رو فرستاد بیرون عقلش رو کاملا از دست داده
قربان به من نگاه کنین- اون نمیتونه بیاد تو-
No comments yet. Be the first to leave one.