The first 200 lines.
حتی اگه با اون پول مالیاتمو پرداخت کنی میتونم پسش بگیرم
خانم نو، بریزینشون
!عوضی
جونگ دو، تو بهم قول دادی هیچ وقت بهم دروغ نگی
همه دیدنش
چی شده؟
ما تنها کسایی نبودیم که دیدیمش
بیا اول از شرِ دمامون خلاص شیم
تعداد دمامون زیاد شده
...و بخش جمع آوری مالیات
نظرت چیه کلا از شر این بخش خلاص شیم؟
اول کی این کارارو شروع کرد؟
کی بود که به ما خیانت کرد؟ !بهم بگو
خانم نو میخوان ببیننتون
الان جونگ دو کجاست؟
اون شاید بدونه
تو و جونگ دو میخواین چی کار کنین؟
چطور میتونی با من چنین کاری کنی؟ - اه بس کن دیگه -
جونگ دو پسرِ رییسِ منه
طی چند ماه
کلِ خانوادش به زندان افتادن
پس از همون اولم هدفش من بودم
گرفتمش
پس اون از تو زندان برای انتقامش برنامه ریخته بود
سوتفاهم رو برطرف کن
شما همدیگرو خیلی دوست داشتین
برو دنبال چویی چول وو
ارتباط اون و شهردارو قطع کن
اینجوری بخشمون دووم میاره
اون اینجاست
...وقتی کسی که ازش اون پول رو میگیری تغییری نمیکنه
پول چاپیدن چه فایده ای داره؟
بیا واقعا به هم اعتماد کنیم و یه کار دیگه انجام بدیم
بیا چویی چول وو رو زمین بزنیم
باشه - ...تو قراره -
مارتین کیم از شرکت جنرال مارتین باشی
رییس چویی اصلا بچه نداره
اون برای گیر انداختن تو همه اینارو شروع کرد
الان فهمیدی؟
حالا فهمیدی با دمِ شیر بازی میکردی؟
شنیدم منو فروختی
جونگ دو این طور نیست
سونگ ایل به دادگاه برو و شهادت بده
همون آدمِ سابق شو
کم کاری کن و جلوی رییست چاپلوسی کن
انتخاب با توئه
لطفا کمک کن تا از شرِ این بخش خلاص نشن
من شهادت میدم
الان رای دادگاه رو اعلام میکنم
...متهم یانگ جونگ دو
به ده سال حبس محکوم میشه
شنیدم منو فروختی
جونگ دو این طور نیست
...هی - برو دنبال منبع اصلی پولش بگرد -
نه پسرِ قلابیش
دنبال پولای مخفی چویی چول وو بگرد
منو بفروش و دووم بیار باشه؟
چرا با من اینکارو کردی؟
! تو گفتی بیا به هم خیانت نکنیم
چرا چنین کاری کردی؟ !بهم بگو
"دو سال بعد"
حالت خوبه؟
معلومه
برای چی اومدی اینجا؟
باید یه چیزی بهت بگم
برای همین اومدم اینجا
در مورد رییسه
یه اتفاقی براش افتاده
...تبریک میگم - ...خدای من -
...خب
همه چیز بعد اون اتفاق با تو بدتر شده
به هر حال
...میدونم برای چی اون تویی
و چه قولی به رییس دادی
اون همه چیز رو بهم گفته
خب سونگ هی
چیزایی که شنیدی
راحت تر بگم کارایی که ما میخوایم انجام بدیم
پدرت
آقای چون گاب سو ممکنه به خاطرش صدمه ببینه
میدونم که پدر و مادرت وقتی خیلی کوچیک بودی طلاق گرفتن
ولی هنوزم اون پدرته
مطمئنی مشکلی نداری؟
:مامانم هنوزم گاهی اوقات اینو بهم میگه
"...درسته پدرت"
"بدترین شوهرِ دنیا بود"
"ولی آدم محترمیه"
...ولی
...طبق تجربیات من
...تو چند سال گذشته، شهردار چون گاب سو
آدم محترمی نیست
...این ممکنه آسیب جبران ناپذیری
به پدرت بزنه
اگه فقط در مورد خودم فک کنم
میدونم این کار برام سخته
ولی وقتی در مورد آقای کانگ ، چانگ هو
و پارک سانگ هو
فک میکنم
میدونم این کار درسته
...قدرت
نباید برای آسیب زدن به آدما استفاده بشه
باید ازش برای کمک به آدمای آسیب دیده استفاده بشه
مطمئنی پشیمون نمیشی؟
کاری کن که پشیمون نشم
خواهش میکنم
باشه
تمام سعیمو میکنم
راستی، سونگ ایل چطوره؟
چرا بهت همه اینارو گفته؟
...اون
خیلی عوض شده
دقیقا همون آدم سابق شده
گفتم برام لیست افراد ممنوع الخروج رو بیاری کجاست؟
آآآ درسته اون لیست رو میگی
آیگو همین امروز صبح ازت خواستمش
بازم فراموش کردی هان؟
متاسفم تا شب حاضرش میکنم
فراموشش کن! خودم آمادش میکنم
یه کارم نمیتونی درست انجام بدی
این روزا خیلی گیج بازی در میارم ببخشین
فک کردی من بی کارم؟
از شنیدن بهونه هات خسته شدم
رییس
شما چرا دوباره اینجایین؟
گفتم نمیتونم کمکتون کنم - رییس -
کاری از دستم بر نمیاد
کاری از دستم براتون بر نمیاد متوجه شدین؟ - ...لطفا -
...لطفا
کمکم کنین
اینطوری نمیشه
لطفا برین خواهش میکنم
کاری از دستم بر نمیاد لطفا برین
نَوَتون به زودی میاد خونه
برین پیشش
لطفا برین خداحافظ
واقعا باید انقدر سرد میبودین؟
چی؟
اون این همه راه برای دیدن شما اومده بود
خیلی سنگدلانه باهاش رفتار کردین
اون همش میاد اینجا
کاری از دستم براش برنمیاد
من تو تیم اجراییم
...ما نمیتونیم جلوی توسعه رو - منظورم این نبود -
اون پیرمرد، آقای وو سانگ چول
تو رو یاد کسی نمیندازه؟
پارک سانگ هو
...اون پیرمرد
شما رو یاد اون نمیندازه؟
بهم یه تخفیف بده
لطفا
...آدمایی مثل اونا
از بیچارگی پیش ما میان
اونا خیلی سختی میکشن ولی کسی کمکشون نمیکنه
برای همین پیش ما میان
نمیتونین حداقل بهشون گوش کنین؟
گوش دادن به حرفای یکی اون چنان کار سختی نیست
خب
اگه عاقبت اون پیرمرد مثل پارک سانگ هو بشه
چه احساسی پیدا میکنین؟
بهم بگین
برام مهم نیست
چی؟
اینکه چه بلایی سر اون میاد به من ربطی نداره
...چرا باید عاقبتِ اون
برام مهم باشه؟
ما که با هم نسبتی نداریم
داریم؟
چه بلایی سرتون اومده، قربان؟
هیچی
من همیشه همین شکلی بودم
منو رییس صدا نکن
من تو تیم اجرایی هستم دیگه رییس تو نیستم
هستم؟
تو الان رییس منی
میشه بیرون حرف بزنیم؟
امروز خیلی هوا گرمه
خب
اون یارو بک سونگ ایل
این روزا چی کار میکنه؟
داره کارای عادیش رو انجام میده
نمیخواد نگرانش باشین
اون بی سرو صدا میاد سرِکارش
خوبه
جناب شهردار
توسعه شهری منطقه ماسوک دونگ
رو انقدر دوست ندارین؟
...این منطقه
کمترین میزان مالیات رو میپردازه
ماسوک دونگ
فقیرترین بخش سو وون
برای همینه که همه صاحبان ملک در اونجا لباسای ارزون میپوشن
به راحتی میتونی بگی که اونجا محله فقیر نشینه
...برای همین نیست که
با قیمت ناچیز به من فروختینش؟
همه ساختمونای اونجارو
صاحب خونه ها مشکل نیستن
مشکل مستجران
اگه به زور بیرونشون کنی بی سرپناه میشن
من نمیتونم به خاطر دلسوزی تو از حقم بگذرم
...من
No comments yet. Be the first to leave one.