The first 187 lines.
...یه جورایی، دلم نمیخواد بیدارش کنم
...ما داشتیم از جادو استفاده میکردیم که
.از حالا به بعد، اول چک کنید توی محدودهاش نباشید
!ببخشید !دفعه ی بعد حواسمو جمع میکنم
عه؟ اینجا کجاست؟
!ها، این چیه دیگه؟ !کار کیه؟
!آه، تو بودی، ایریس؟
...از چی حرف میزنی
!حالا دیگه نمیدونی
قسمت دهم
قویترین فرزانه با یک تیم کار میکند
...اینجا فولکیاس؟ چه حال و هوای عجیبی داره
...میتونم علائم جادویی شیاطین رو حس کنم
...ولی این
تو هم فهمیدی، لوری؟
.بله. علایم پراکنده ی ضعیفی وجود نداره
!بالای سی تا
دقیقا. دلیل ضعیف بودن علائم
.احتمالا اینه که سعی دارن مخفیشون کنن
!عه؟
...پس یعنی
.آره. فولکیا...پر از شیطانه
سی تا شیطان توی یه شهر مگه ممکنه؟
!درسته. خودت گفتی که شیاطین گروهی کار نمیکنن
.چه خوب یادت مونده
.درسته که شیاطین معمولی، گروهی کار نمیکنن
.ولی نیمه شیاطین فرق دارن
نیمه شیاطین؟
.یه نژاد نادر از شیاطین
از طلسم خاصی نمیتونن استفاده کنن
.ولی گروهی کار میکنن و تیمی مجنگن
اگه کنترل شهر دست اونا باشه
.پس باید بگم توی بد مخمصهای افتادیم
.حفاظت هم شدیده
حالا که میدونیم شهر پر از شیطانه
.دیگه لازم نیست از در ورودی بریم تو
پس باید چیکار کنیم؟
.یه چیز باحالی پیدا کردم
!این دیگه چیه؟
.یه مسیر مخفی برای شیاطین
.باید ما رو قشنگ برسونه به مرکز شهر
.خیلی خب، بیاید به فولکیا نفوذ کنیم
...یه بوی گندی میده
اینجا سیستم فاضلابه؟
.خیلیم تاریکه .مثه هزارتو می مونه
!فقط یه موش بود
!زهره ترک شدن .فکر کردم یه هیولای کوچیکی چیزیه
آه، میگم...لوری؟
... آه !ببخشید! ببخشید! ببخشید
.نه بابا، اشکالی نداره
...راستش
عه؟
! ه-هیچی !ادامه میدیم
.وایسید
!آخ
.طلسم شناساییم یه چیزی رو تشخیص میده
.اون جلو یه شیطان هست
چیکار کنیم؟
بزنیم پودرش کنیم؟
.نه، میخوایم به راهمون ادامه بدیم
عه؟
.شما همینجا صبر کنید
!رفت تو دیوار
.یه کاربرد ساده ی طلسم
.عالی کار کرد. بیاید اینور
.ظاهرا زاغ سیامون فقط همین یه دونهاس
باهاش، چیکار کردی؟
.از طلسم حیرت استفاده کردم
.بطور موقت حواس هدف رو مختل میکنه
.خب، بجنبید
.هوی ایریس .نقاشی ممنوع
باورم نمیشه داریم به راحتی .از جلوی چشم یه شیطان رد میشین
.حالا که وارد شدیم، احساس بدتری دارم
اوهم. ملکیا خیلی متروکه بود
.ولی این یکی، مو به تن آدم سیخ میکنه
.انگار مردم شهر، توی یه فضای خلسه به سر میبرن
یعنی حالشون خوبه؟
.علائم جادویی هم عجیبن
...ممکنه
.عذر میخوام
.انگار یه طلسمی روش اجرا شده
.آره. بهش میگن فلج فکری
.یه نوعی از طلسم حیرته
!ماجراجوهام همه اینطورین
!حتما کار شیاطینه
!بعدی
!خب، بعدی
!وای، دارن روی همه، فلج فکری اجرا میکنن
اونی که اونجاست یه شیطانه دیگه؟
.بدون شک
.دارن با انسانا توی کارخونه کار میکنن
.باید بریم داخل تا مطمئن بشیم
.طلسم دفاعیه
.حالا دیگه فلج فکری رومون تاثیری نداره
،تظاهر میکنیم تحت تاثیرشیم .بعدش مستقیم میریم به سمت دروازه ی ورودی
.همینطور تو، ایریس
.جوری رفتار کن که انگار تو هپروتی
متوجه شدم. هپروت دیگه؟
...هپروت...هپروت ...هپروت
آهای، چیکار میکنی؟
.بد شد
فلج فکریه زیادی روش اجرا شده؟
.گمونم یکی زیاده روی کرده
.باید بدونن که زیاده روی باعث کاهش کارایی میشه
.شما ها مشکلی ندارید. حرکت کنید
...چشم
.یه جورایی خیلی خوب پیش رفت
!حرف نداری، ایریس سان
.از عمد نبود به خدا
!برای همین جواب داد
!اینجا چقدر بزرگه
به نظرت دارن سنگ معدن تصفیه میکنن؟
.ظاهرا همینطوره
.تجهیزاتشون خیلی پیشرفتهاس
.درسته، خروجیه زیادی دارن
ولی اصلا چرا دارن این سنگای عجیبو جمع میکنن؟
.به این میگن سنگ رنکینگ مجیکال
از کریستال هایی جادوییه که ازشون تصفیه میکنن .میشه توی انفجار استفاده کرد
!انفجار؟
فقط با یه تن کریستال صد درصد خالص
.میشه یه پادشاهی منفجر کرد
با اینحال، دهه ها طول میکشه تا بشه .اون تعداد جمع کرد
.حداقل، هدف شیاطین رو فهمیدیم
یه مرکز عظیم برای ساخت سلاحایی که ...بشه باهاشون یه پادشاهی رو نابود کرد
یعنی یه شیطان قدرتمند با دانش جادویی وسیع پشت این ماجراس؟
حالا چیکار کنیم؟
معلومه، همچین کارخونهی خطرناکی .نباید وجود داشته باشه
و در ضمن، طلسم فلج فکری پس از استفاده ی طولانی مدت روی انسان
.میتونه باعث آسیب مغز بشه
!پس فقط یه کار برای انجام می مونه
.آره
!نابودیه شیاطین
!من میتونم هاله 32 تا نیمه شیاطین رو حس کنم
.تقریبا اینطوری پخش شدن
.میشه گفت همه توی مرکز شهر جمع شدن
نیمه شیاطین توی کار تیمی خوبن دیگه؟
باید وایسیم تا از هم جدا بشن؟
.نه، بعیده خودشون از هم جدا بشن
بیشتر امکانات توی مرکز شهر هستن
.پس توی محدوده ی آگاهی مشترکشون می مونن
آگاهی مشترک؟
،پس یعنی اگه یکیشونو نابود کنیم بقیه فورا میفهن؟
پس باید همهشونو یکجا نابود کنیم؟
.اونطوری بدون شک می میریم
.ولی نگران نباشید
!چطوری نباشیم؟
.از کار تیمیشون علیه خودشون استفاده میکنیم
.الان نقشه رو توضیح میدم
،توی منطقه ی پنجاه و یک .علامت جادویی ناشناختهای شناسایی شد
!آماده باش کامل !علامت بزرگیه
.منبع علامت آبی رو فورا پیدا و نابود کنید
!منطقه ی پنجاه و یک رو به طور کامل محاصره کنید
.من وارد منطقه ی پنجاه و یک شدم
.هیچ نشانهای از دشمن نیست
.منم وارد شدم .اینجا هم خبری نیست
پیشاهنگان، هر وقت دشمن رو دیدید .بهم گزارش بدید
!توی راهیم! درخواست پشتیبانی داریم
.درحال حرکت به منطقه ی پنجاهیم
.خیلی زود شما رو می بینیم
.ما هم به زودی میرسیم
.بیاین محاصرهاش کنیم و درجا از بین ببریمش
.پس از کامل شدن محاصره، عرصه رو تنگ کنید
،نمیدونم کی اون پایینه .ولی مثله موش تو تله ی ما افتاده
!به هدف نزدیک میشیم
...هوی، اون
!پیدات کردیم
!چی؟
یکیمونو کشتن؟ فهمیدن ما اومدیم؟
!آرایش رو حفظ کنید
!اینبار چی بود؟
!بازم یکی دیگه رو کشتن؟ چه خبر شده؟
!انفجار؟ این یه تلهاس
امکان نداره. گشت زنی چند دقیقه قبل .هیچ چیز مشکوکی اعلام نکرد
!دوباره
...انفجار
!اصلاً معلومه اینجا چه خبره؟
:برنامه از این قراره
.اینجا نقطه شروعه
از وقتی به شهر رسیدیم ،هاله عظیم ایریس رو پنهون کردم
.ولی قصد دارم یهویی آزادش کنم
وقتی شیاطین متوجه هاله ایریس بشن ،دیده بانها بدون شک دورش حلقه میزنن
.شما باید در حالت آماده باش قرار بگیرین
وقتی دیدین دارن دور هم جمع میشن .برای پرت کردن حواسشون از هم جدا بشین
... خب، پس من دقیقاً
ایریس سان، وظیفه تو اینکه شیاطین رو .از مرکز شهر دور کنی
.دقیقاً مثل یه طعمه
برا چی همیشه باید این نقش !بدردنخور رو به عهده بگیرم؟
No comments yet. Be the first to leave one.