The first 200 lines.
TVcenter گروه ترجمه
حالت خوبه؟
درستکاري ترک دستگيره
آداماس نيکوتين دار
با من بيا
زندگي ـتون رو به شانس واگزار نکنيد
بيمه عزيمت
هي
اين سوزان هست
بهش گفتم اينجا جاش امنه
سلام، سوزان
من لوري هستم
مايلي به ما بپيوندي؟
خب دست شويي ته راه رو هست
قفل نيست
ولي از اون جايي که تو بعد از ساعت 9 اينجايي
احتمالاً کسي رو نميبيني
من ميخوام برم اون طرف خيابون و چيزايي بگيرم
ولي اگر اشکالي نداشته من برميگردم
و يه چند شبي اينجا ميخوابم
پس تنها نمي موني
اشکالي نداره؟
اينا براي تو هستن
.... و
شماره من تنها چيزي هست که اين تو ـه
پس اگر به چيزي نياز داشتي بهم زنگ بزن
تلفن پيامک نميده پس بايد صحبت کني
ازدواج کردي؟
بچه؟
منم
،تامي، اوني که تو رو آورد
پسرمه
اگر بهم اجازه بدي کمکت ميکنم برگردي
اگر نتونم چي؟
ميتوني
من تونستم
ولي من ازت ممنونم
و نيازي نيست بدونم چجوري کار ميکنه
...فقط لازمه بدونم که دنيا
فاسد شده
و ميتونم ضربان امواج دردي
که داريد رو حس کنم
و ميتونم بگيرمش
ميتونم ازتون بگيرمش
!!! در اغاز وين مقدس
کي بغل ميخواد؟
ساعت چنده؟
تغريباً نيمه شبه
برو رو تختم بخواب
برميگردم اونجا، با اون باشم
ميخواي واست ساندويچ درست کنم؟
نه
کندوي بعدي رو پيدا کردي؟
اينجوري صداشون نکن
چرا؟
چون اونا آدم هستن، تامي نه حشرات
ميدونم ادم ـن
در مورد يه خونه توي هکنسک شنيدم
تقريباً 30 تا عضو داره
ميدوني، يه چند روزي به خودت مهلت بده
که خود اصليت برگرده
خود اصليم برگرده؟
نگرانت هستم
الان قيافت رو ميشناسن
شايد بايد يه چيز ديگه رو امتحان کني
هيچي نميدونن
فصل ها همه جا پراکنده شده
با هم ديگه صحبت نميکنن
خدايا، اصلا حرف نميزنن
فقط از دورن عملي ميشه
تنها راهي هست که ميتونم کاري کنم بهم اعتماد کنن
تنها راهي که تو ميتوني کاري کني بهت اعتماد کنن
گور باباي هنکنسک
برو بگيرشون، بچه جون
دلت واسش تنگ شده؟
چي؟ - سکوت رو -
نه
اين چيه؟
ببخشيد؟
داري چي مينويسي؟
يه کتابه
در مورد چي؟
در مورد خودمون
اينجايي، دکتر روث
صبح بخير، ويکتور
اتيش داري؟ - ترک کردم -
واقعاً؟ منم، بزار در رو باز کنم
خب مشاور بودن چطوره؟
خيلي خوبه - واقعاً؟ -
اگر چيز ديگه ايي لازم داشتي
يه يارويي رو ميشناسم که ميتونه بهتون اثاثيه اجاره بده
...نه، ما رو به راهيم
...و ميدوني ميدونم يکم دير شده
ولي جمعه بهت چک ميدم، باشه؟
آره، خيله خب، مشکلي نيست
عاليه، آره، لوري؟
يه 200 تا اضافه ميشه، باشه؟
چرا؟
چون يه ساختمان تجاري هست
و تو ادم مياري که توش زندگي کنن
نه، نه، گاهي اوقات تا دير وقت کار ميکنن
آره، خب ميدوني، دست شويي ها
ميتونن ريدن روزها رو تحمل کنن نه ريدن شب ها رو
خيله خب، ببين، ....من دارم کتاب مينويسم
داره خوب پيش ميره
ولي ميدوني، الان يکم دستم تنگه
آره، خب، يکم دستت رو شل بگير
خيله خب
اون کيسه ها؟
همه طوري رفتار ميکنن اينگار اتفاقي نيوفتاده
حتي در موردش فکر نميکنن
انگار به کل يادشون رفته
چيزايي که واسشون مهمه ادم گاهي وقتا بهش حس حماقت ميده
تو چي واست مهمه؟
خانوادم
سوالي بود؟ چون صدات اخرش يکم بالا رفت
ما داشتيم شام ميخورديم و خوب بود
و بعدش شوهرم يه چيزي گفت و منم جوابش رو دادم
و در عين حال من دارم حرف ميزنم و فکر ميکنم
اين خيلي غير واقعي هست"
تو با يکي توي فيلم هستي و "فقط داري ديالوگ هات رو ميگي
بيرون رو
احساس کردم
از بيرون، داخل وجودمون رو نابود کرد
شما اينجا جايي نداريد
چطوري پيدامون کردن؟ - مهم نيست -
الان نميتونن بهت اسيبي بزنن
ترسو هستن
از اينجا ميري
با ياد آوري زندگي ميکنيم
سيگار ميکشيم تا به خاطر بياورند
ديگه طولي نميکشه
دردت مهم نيست
و بعد از مدتي ازم پرسيد که ميخوام داخل بيام
در مورد چي صحبت کرديد؟
کايل چيکارا ميکنه
گلن واسش تابستوني معلم خصوصي گرفته بوده
و بعدش ازم پرسيد که داشتم خونه مي اومدم
به نظر مياد تعجب کردي
فکر نميکردم اونم من رو لازم داشته باشه
ولي داره
شايد
حرفش رو باور نداري؟
خيلي خوب بود
منظورم اينه، تقريباً دو ماه
من گذاشته بودم و رفته بودم
و انگار اون اب زير پل بود
چون ميدونم اون عصباني هست
تو که خبر نداري شايد فقط ميخواد خونه باشي
آره، ولي عصباني هم بود
مثل تو
من عصباني نيستم
خيله خب
...سوزان
خانوادت نميخوان بهت آسيبي بزنن
ميخوان ببخشن ـت
اين هاوارد هست
بهش گفتم اينجا جاش امنه
سلام هاوارد
من لوري هستم
مايلي بهمون بپيوندي؟
رستاخيز؟
ادعايي که از استرليا سرچمشه ميگيرد
بر طبق گفته شاهدان پيش از اين مردي مرده
از غار ونرو در بيرون از شهر
پرت بيرون اماده است
مردي با پوششي از نيش پشه ها
بيرون آمد و ميگفت که انگار در هتل بوده
....ان مرد ديويد بورتن شناسايي
واست کباب پنيري درست کردم
جيل بهت پيامک زده
رفتي سراغ تلفنم؟
اونجا افتاده بود ويبره ميرفت
و من نتونستم جلوي خودم رو بگيرم
فردا هم رو ميبينيد؟
ميشه من برسونمت؟
هنوز امادگيش رو نداره، مامان
اگر واسش چيزي بنويسم بهش ميدي؟
باشه
ميشه من برسونمت؟
قول ميدم، حتي من رو نبينه
انگار که اصلاً اونجا نيستم
باشه
داري چيکار ميکني؟
هيچي...اين...هيچي
جيل خوشحاله
نامه رو گرفت؟ - آره -
آره، گرفت
چه خبره؟ - در قفل شده -
انداختمون بيرون، همه وسايلمون رو ريختن بيرون
نه - کجا قراره بمونم؟ -
اشکالي نداره، ميتونيم توي خونه مون هم رو ببينيم يه فکريش ميکنيم، باشه؟
کسي لپ تاپ من رو نديده؟ - مطمئني اونجا بود، مامان -
آره، تام، داشتم امروز صبح اينجا مينوشتم
و اين همش هست؟ همه چيزايي که توي راهرو بود؟
مامان، مامان، اروم باش
کتابم توش بود و نسخه پشتيباني ندارم
واسه خودت ايميلش نکرده بودي؟
اون حرومزاده برش داشته
ميدونم من پشت گوش انداختم، ولي ميتونم پولت رو بدم
No comments yet. Be the first to leave one.