Grease: Rise of the Pink Ladies

Grease: Rise of the Pink Ladies

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Grease Rise of the Pink Ladies S01E04 720p WEB x265-MiNX
A Commentary by kimiiii
🆔 عاطفه بدوی و کیمیا | FilmKio.Com 🆔

Tags

web
720p
720
x265
Published on: 2023-04-20
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بچه‌ها وحشت‌زده شدن

والدین به خون‌تون تشنه‌ هستن

شما باعث یه بحران عمومی شدین

به مدیر گفتی من می‌خواستم اغوات کنم؟

پای شغلم درمیون بود

نمی‌تونی وانمود کنی اتفاق نیفتاده

من معمولا تو مراسم‌های رقص مدرسه شرکت نمی‌کنم

همه‌تون تنبیه می‌شین

هروقت توی هرزمینه‌ای خواستم باید کمکم کنین

می‌تونم با تعویض لباس‌های کمدتون شروع کنم؟

خیلی‌ها توی رایدل

از این‌که اینجا راه‌شون نمی‌دن خسته شدن

به طور رسمی باهم آشنا نشدیم - من هیزل هستم -

واقعا به اون حرف‌هایی که زدی

باور داری؟

دوست دارم به رسم و رسوم‌مون احترام بذارم

من چشم‌انداز خودم رو دارم

یه مراسم رقص پاییزی که توش به همه خوش بگذره

بادی؟ حالت خوبه؟

بله، لطفا عجله کنید

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

کله‌ت رو از تو کتاب بکش بیرون

یه مسئله بحرانی پیش اومده

رایدل ری‌ویو داره راجع بهمون شایعه‌ و دروغ پراکنی می‌کنه

تا دوشنبه باید درباره این کتابه گزارش تهیه کنم

تازه کتابش هم خیلی جالبه

از زندگی واقعیت جالب‌تر؟

آره. کتاب‌ها واسه همینن دیگه

چی کار می‌کنی؟

دارم در حقت خوبی می‌کنم

باورم نمی‌شه به‌خاطر این‌که بادی دست و پاچلفت‌زاده

دستش رو شکونده، ما رو سرزنش می‌کنن

مگه تقصیر ماست که اینقدر استخون‌هاش ظریفن

و وقتی می‌شکنن لذت‌بخش‌ترین صدای ممکن رو تولید می‌کنن

اینجا طوری نوشته که انگار من هلش دادم پایین

حالا بهش هم نمی‌خورد که ببرن

ناموسا تیم فوتبال‌مون خوب نیست

قول بده وقتی رئیس شدی

کلا فوتبال رو ریشه‌کن کنی

باورت نمی‌شه

چه‌قدر پول خرج لباس‌هاشون می‌کنن

منظورت یونیفرمه - خیر لباس‌ -

بگذریم، من قراره برای نمایش

لباس‌های مربوط به دوره رکود بزرگ رو وصله و پینه کنم

بوی گند سوپ می‌دن

چتونه؟ مثل همیشه همه چی رو انداختن گردن‌مون دیگه

چیش براتون تازگی داره؟

...این روزنامه‌ـه رو آقای دنیلز معـ

هیچی

اگه ناراحت نمی‌شی

می‌تونم بپرسم چه اتفاقی بینتون افتاد؟

عاشق هم بودیم

از اونجایی شروع شد که من بعد از کلاس

می‌موندم تا بتونم یه جای آروم مطالعه کنم

آدم خوش‌مشربی بود

تمام بعد از ظهر درباره کتاب، شعر و زندگی صحبت می‌کردیم

و یه روز، همدیگه رو بوسیدیم

تحقیر آمیز به‌نظر می‌رسه ولی این‌طور نبود

دیوونه همدیگه بودیم

تا این‌که یه روز مک‌گی مچ‌مون رو تو دفترش گرفت

و اون هم همه چی رو انداخت گردن من

پشم‌هام. با یه معلم قرار گذاشتی

من رو بگو که فکر می‌کردم تو عاشق و شیفته مدرسه‌ای

آدم لاشی و پستیه

نانسی - چته؟ -

فروختتش دیگه

راست می‌گه خیلی لاشیه

ببین منظورمون اینه

که لیاقتت رو نداره

مشکلی نیست. تقریبا دیگه بهش فکر نمی‌کنم

ولی من دارم بهش فکر می‌کنم

و دوست دارم که بیفته بمیره

با زجر

آتیش بگیره

تو یه گودال

مرسی دخترها

غرق در حشرات

یعنی می‌گی آدم‌ فضایی‌های سبز رنگ تو مریخ وجود دارن؟

نه این رو نگفتم

فقط می‌گم هنوز کامل بررسیش نکردیم

با توجه به ابعاد وسیع جهان

مسخره‌ست اگه موجودات فرازمینی وجود نداشته باشن

باورم نمی‌شه داری چنین حرف‌هایی می‌زنی

فکر می‌کردم عاشق علم و دانشی نه تئوری‌های دیوانه‌وار

علم درواقع همون تئوری‌های دیوانه‌واریه که به اثبات رسیدن

باشه قبول پس باهوشی

و دیوونه

بیا اینجا بادی. چه خبر؟

دوست دارین شنبه بیاین خونه‌مون؟

نه - چرا؟ -

فکر نکنم بیام

غذاهای مامانت خیلی بدمزه‌ن

من چه می‌دونستم غذای گربه‌ست

چطور؟

خداحافظ هیزل

سلام هیزل

خدای من

جدی جدی همه ازمون متنفر شدن

انتخابات سه روز دیگه‌ست

چه خاکی به سر کنیم؟

همین مدت کوتاهی که محبوب بودیم هم خوب بود خوش گذشت

ما محبوب بودیم؟

اینقدری طول نکشید که بتونم به‌واسطه‌ش از دشمن‌هام سواستفاده کنم

...اسم دشمن آوردی

بادی

حالا مجبور بودن دست راستت که باهاش پرتاب می‌کردی رو بشکونن؟

باورم نمی‌شه جین همچین کاری باهات کرد

درد می‌کنه؟

داری چی کار می‌کنی؟

.توجه‌شون رو به دستت جلب می‌کنم ملت عاشق روزِوِلت بودن

البته والدینم نه، ولی خیلی‌ها دوستش داشتن

نمی‌خوام از سر ترحم بهم رای بدن - چه اشکالی داره؟ -

مثل رای‌های واقعی می‌مونن

تازه شاید بهترم باشن - سوزان -

امیدوارم بازی رو ببریم - آخ. سوزان -

سوزان! دستم شکسته ‌ها

چه خبرها خوشگل خانم؟

خبر خاصی نیست

همه کاسه و کوزه‌ها رو سرم شکوندن

به دنیای من خوش اومدی

هفته پیش یکی بهم گفت

نقاله‌ش رو دزدیدم

ناموسا به من میاد ازش استفاده کنم؟

ملت پاک فراموش کردن

برای چی نباید به بادی رای بدن

کافیه یادشون بیاریم

خیر - ایده افتضاحیه -

وقتی یکی این‌طوری حالش خرابه و مظلوم‌نمایی می‌کنه نمی‌تونی علیهش حرفی بزنی

بی‌کلاسیه

تازه ببین کی داره این حرف رو بهت می‌زنه

به عنوان مدیر کمپینت بهت دستور می‌دم

یه مدت کاری نکنی تا آب‌ها از آسیاب بیفته

هرکاری کنی فقط خودت رو خراب‌تر می‌کنی

پس هیچ کاری نکن

بلد نیستم دست رو دست بذارم

خودم یادت می‌دم

خیلی‌خب

هنوز مطمئن نیستم چه حسی راجع به این قضیه دارم

خانم‌ها

مراقب باشین

دیوانه‌مون داره دوباره از قفس می‌پره

با توجه به وقایع‌ خشونت‌آمیز اخیری که خارج از مدرسه رخ دادن

مدیر نیکلسون به این نتیجه رسیدن

که دیگه اجازه نداشته باشید

لباس‌های مرتبط با گروه خاصی رو به تن کنید

کت‌هاتون رو تحویل بدین

زنگ آخر می‌تونین بیاین پسشون بگیرین

ولی خانم مک‌گی

الکی تقلا نکن

ممنون

متشکرم - نه -

نه

بهم قول بدین که از جارختی چوبی براشون استفاده می‌کنین

راستی یادم انداختی خانم ناکاگاوا

یه کاری برای امروزت دارم

اما به هیچ وجه نباید درموردش به کسی چیزی بگی

دنبالم بیا

اگه می‌خوای ازم دعوت کنی به فرقه جادوگران‌تون ملحق شم

که واقعا علاقه‌مندم بیام

سلام. ما اومدیم

به عمرم پام رو اینجا نذاشته بودم

خیلی بی‌ریخته

مال توئه

این برات خوبه نانسی

از طریق چشم‌های راودی رایدل متفاوتی رو می‌بینی

چون خودم پا در این سُم‌ها گذاشتم می‌گم

خب پس اون موقع بوده که آخرین ذره‌ی احترامی که برای خودت قائل بودی رو ریختی دور

واقعیتش

موفق نشدم کسی رو پیدا کنم که مسئولیتش رو بپذیره

به‌نظر میاد مشکل خودته

به این فکر کردی که یه سر بری پیش روانپزشک؟

خیلی وقت‌ها

اختیارش دست تو نیست نانسی

در ضمن کمک بزرگی هم به من می‌کنی

این مسئله برای مدیر نیکلسون اهمیت بالایی داره

برای درست کردن لباس‌های امسال نمایش مدرسه

پول نیاز دارم

اگه برام جورش کنی حاضرم این لباس کثافت رو تنم کنم

قبوله

ولی یادت باشه به حرمت این جایگاه مقدس

هویتت باید مخفی بمونه

به هیچ‌کس چیزی نگو

خیالت تخت، خودم هم نمی‌خوام بفهمن

چطور تونستی این کار رو باهام بکنی خانم مک‌گی؟

داری کاخ رویاهام رو، روحم رو نابود می‌کنی

.تو حوزه آموزش دولتی کار می‌کنم عادت دارم

بازیگران عزیزم

همون‌طور که می‌دونین خیلی دوست داشتم

یکی از نمایشنامه‌های ضد جنگ برتولت برشت رو اجرا کنیم

"یعنی "مادر دلاور

...اما تعدادی از دانش‌آموزان

غضب قدرت‌های سازش‌کارانه را

برانگیخته و بر سر ما فرود آورده‌اند

پس حال ناچاریم

تا داستان واهی

دو نوجوان ‌شهوت‌ران که مجازات سختی کشیدند را بازگو کنیم

چه شورانگیز

به زودی تست می‌گیریم

خودتون رو آماده کنین

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left