Love at the Top

Love at the Top (Le Mouton enragé)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Le Mouton Enrage Love At The Top 1974 1080p Bluray Farsi Persian
A Commentary by Cinemahistory
ترجمه با خودمه فقط زیرنویس قبلی رو اصلاح کردم. :جهت سفارش و ترجمه ی زیرنویس به آدرس زیر ایمیل بزنید [email protected] :کانال تلگرام معرفی فیلم t.me/lostincinemaa

Tags

BluRay
1080
Published on: 2023-01-02
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.ممنون

.یه پنجاهی و بقیه ش هم ده تایی

.ممنونم .ممنون

.پنجاهی لطفا

..یه ساندویچ بیکن و یه آبجو .بیکن تموم کردیم.جگر یا هات داگ

.هات داگ؟یه هات داگ

بیا اینم ساندویچ جگر,با چی می خوریش؟- .ولی من هات داگ خواسته بودم-

.آبجو

.50 سانتیم (یک صدم فرانک فرانسه) اجاره ی صندلیه .ولی من روش ننشستم-

آره,به محض اینکه من برم .می شینی

.این درست نیست چیه نکنه می خوای بگی بقیه ی پولت رو کم دادم

.متاسفم, همینطوره !تو اولین کسی نیستی که می خوای این کارو بکنی-

تو منتظر کسی هستی که وجود نداره؟ .آره, شاید-

یه نوشیدنی چطوره؟ .آره, چرا که نه-

چی باشه؟- .یه دبل ویسکی- .دو تا-

...بهم بگو اسمت- .ماری-پاول- و شما؟ .نیکولاس-

به سلامتی دوستانمون که الان اینجا حضور ندارن

خب, من باید راه خودم رو برم منظورت الانه؟-

.قرار دارم فکر می کنی,ممکنه فردا ببینمت؟-

آره شاید دیدی- اینجا؟-

.آره , اگر تو دوست داری .میام اینجا-

.همه شون همینو می گن

بعدش چی؟

.هیچی.رفت بیرون

پس تو شونه ی یه زن جوون رو گرفتی و گفتی... چی؟تکرارش کن

"تو منتظر کسی هستی که وجود نداره>"

و برای چی این رو بهش گفتی؟

.همینطوری همینطوری.تو هیچوقت توی زندگیت یه زن رو انتخاب نکردی

.می دونم.می دونم ولی, یه دفعه به خودم گفتم, "چرا که نه؟"

می دونی منظورم چیه؟چرا که نه؟ البته یه میلیون دلیل تو ذهن آدم میاد.

.ولی نمی دونم برای من چه اتفاقی افتاد به نظر من هیچ دلیلی قانع کننده نیست

و؟ اگر دلیلی نداری, همه چیز ممکنه-

خوشگله؟ .آره

چقدر؟

.اون زیباست, می دونی دیگه.زیباست

و بعد چی؟ .برگشتم بانک

.آآآ, چه بد

وضعیت رو ببین مقاله م رو پس فرستادن

منظورت چیه "چه بد"؟

.برای این که خیلی بده انتظار داری چیکار کنم؟لباس هاش رو تو خیابون پاره کنم؟

.من؟من هیچی نمی خوام. خودت داشتی همین الان بهم .می گفتی که چطور همه چیز ممکنه

این به کنار, چرا خیابون؟

گوش بده چی نوشتن :" کلود فابر باید به موضوعاتی بپردازه که بیشتر ازشون

آگاهه, و متوجه بشه که ادعاش خسته کننده ست."

حرومزاده ها. الان می خوای چی کار کنی؟

باید برای یه ویرایشگر دیگه بفرستمش تو چی؟

.فردا, باهاش می خوابم .فردا روزشه-

وای من با خودم فکر کردم," خب, اون تو رو فراموش کرده .حتما خیلی سرش شلوغه"

پس, منم به خودم زحمت منتظر موندن ندادم

منتظر موندن؟ .خب, من بدون تو شروع کردم.مهم نیست-

اوه چرا مهمه من خجالت کشیدم مهم نیست.چیزی رو از دست ندادیم

می خوای همونجا وایسی؟- .نه-

.من واقعا خودم رو خیلی خوب نشون دادم

جالبه؟ .من فقط دیدمش و خریدمش

هی,دفعه ی بعدی کاغذ سفارشم رو بردارید الان می خوای بری؟

لطفا صورت حساب رو بیارید

کجا می ریم؟ .به تو بستگی داره-

هر جا بگی میام

توی دستشویی حوله های تمیز هست و .دستشویی پایین راهروئه

ممنونم.اگر چیزی خواستید, زنگ نزنید .زنگ خرابه

خوبه؟ به نظرت وقتت رو تلف نمی کنی؟

جدای همه ی اینا تو به من فکر می کنی؟ .قسم می خورم که می کنم با من خوب رفتار می کنی؟

.آره

خودت زندگیت رو می چرخونی مگه نه؟

آره, چطور؟ خب,من ترجیح می دم همه چیز رو فراموش کنم تا اینکه از یه

.مردی که هیچی نداره پول بگیرم

مشکل چیه؟

چی شده؟

فکر می کنی برای چی اینجا اومدم؟ برای تو؟

تو شنیدی که اون گفت, زنگ کار نمی کنه

!لخت شو .تو 20 ثانیه وقت داری که این کارو بکنی

بعد از من تکرار کن:"من اومدم اینجا,فقط .بخاطر این که خودم می خواستم"

چی؟ !تکرارش کن-

.من اومدم اینجا, فقط بخاطر اینکه خودم می خواستم

به محض اینکه تو رو دیدم می دونستم تو رو می خوام ...به محض اینکه-

هی ببین,می شه انقدر بامزه نباشی؟ .منتظرم-

,به محض این که تو رو دیدم

.می دونستم که تو رو می خوام

.این باید زشت ترین کراوات تو دنیا باشه

ببوسش

,جدای اینا, اگر می خوای .می تونیم بریم و به قطارها نگاه کنیم

.اون یه فاحشه ست خب؟ تو بهش پول دادی؟-

.نه با هم خوابیدید؟-

نه کاملا.یه جورایی بهش تجاوز کردم اوه خب؟-

برای یه مرد غیر ممکنه که به یه زن با قدرت متوسط تجاوز کنه, مگر اینکه اون رو کتک بزنه

تو اون رو زدی؟ .نه- در واقع کاری کردی که خودش تحریک بشه-

اگر اینطور فکر می کنی,خب آره تحریکش کردم همه ی اینا تو ساعت ناهارت اتفاق افتاد؟

نه,نمی تونم انقدر سریع باشم- پس, به بانک برنگشتی؟-

.نه

آندریاس,ما می خوایم جشن بگیریم بله, قربان؟-

.ما می خوایم برامون نوشیدنی بیاری قربان؟- چی می نوشی؟-

کنیاک یه کنیاک و یه دونه شیک گیلاس دیگه به .همراه کمی ودکا-

.خیلی خوب, قربان مناسبتش چیه؟-

امید خیلی کمی هست- امید به چی؟-

در حال حاضر, خیلی مطمئن نیستم تو پیرهن مجلسی داری؟ آره-

خب پس بپوشش و من رو فردا ساعت هشت .همین جا ملاقات کن

ولی فردا چهارشنبه ست. با گرولت شام می خوریم؟- بله, مثل همیشه-

"بخون" همش می گفت. "بخون" واقعا؟وسطش؟-

مشکل اینه که نمی تونم موسیقی .رو تحمل کنم

بیا, می خوام دوستم سیلوی رو ببینی حالت چطوره؟ سلام-

و اونجا, اون توبیه .سلام- !بیا حرومزاده, بگیرش-

به اون توجه نکن- این برای توئه- ممنونم ازت-

.من مطمئنم که حوصله ت سر نمی ره با پروفسور فلسفه؟-

با همسر پروفسور فلسفه زن داره؟- .بله-

و هوشمندانه ترین چیز اینه که تو باهاش بخوابی .هر چه زودتر

این برای کتاب بعدیته؟ .بیا بگیم که من دارم تحقیق می کنم رو چی؟-

روی تو- تو می خوای من با کسی که تا حالا ندیدمش شام بخورم تا بتونم

زنش رو تحریک کنم؟همین؟ .همین- ولی چرا؟- چرا که نه؟-

چون...همچین اتفاقی نمی افته

.اینجا جاییه که تو اشتباه می کنی کراوات جذابی داری-

.ماری-پل بهم دادش ماری-پل باید از ما یاد بگیره-

بدون اینکه با کسی دعوا کنه؟ قطعا می دونی که برشت هیچوقت اینجوری نبوده

اون می دونست که نمایش هاش باعث رنج مخاطب می شه,مهم نیست کی

چی می گه, آقای برشت براش .تاثیر گذاری مهمه

تو خودت یه فیلسوف شگفت انگیزی- به طور دقیق, فیلسوف ارتجاعی-

دوست من,من به ارسطو احترام می ذارم . و برای سنت توماس هم احترام قائلم

یه چیزی داره می سوزه .بهتره برم ببینم- ...بله ولی از یه طرف دیگه افلاطون می گه-

آه, افلاطون پرت و پلاهای زیادی می گفت .دوست عزیز من

نه,تو واقعا باید به فلسفه ی کلاسیک احترام بیشتری بذاری

مثلا؟- مثلا...- .ببخشید-

ببخشید, ولی من امیدوارم بحث ما حوصله تون رو .سر نبره

نه اصلا.من فکر می کنم شگفت انگیزه- .شگفت انگیز, بله صد در صد-

تو ازش خوشت نمیاد.- ,معلومه که میاد ولی...- پس منتظر چی هستی؟-

به نظر من زیادی پخته تو گوشتت رو زیادی خام می خوری,هنوز داره نفس می کشه-

.همین مراقب سیگارت باش.- چی؟-

ممکنه هم همینطور باشه چیزی نیست که قطعی باشه

آه,یه لحظه,آهان

وقتش رسیده بود که شما رو ملاقات کنیم.کلود .سال هاست که درباره ی شما صحبت می کنه

کلود؟ عادت مدرسه های شبانه روزیه,پسرها رو .از روی فامیلیشون می شناسن-

نیکولاس هنوز اونجوری صدام می کنه از نظر اون من همیشه فابری ام

شما تو بانک کار می کنید درسته؟- .بله,بله, همینطوره-

ما اخیرا سعی داشتیم با همسرم استدلال کنیم که اون چقدر متن های زیادی می تونه چاپ کنه

اما خب اون از صندلی دانشگاهش تکون نمی خوره .هرگز! خیلی خوش می گذره-

فرهنگی که در حال مردنه واقعا شگفت انگیزه

و هیچکس به اندازه ی ما توی دانشگاه, موقعیت مناسبی برای بررسی و مشاهده ی میزان رنج آور بودن این پدیده نداره

کلود,دوستت من رو یاد یکی می ندازه

کی می تونه باشه؟

اون شبیه تاسیتوس مینیاتوریه

!مامان جروم, اینجا چی کار می کنی؟-

یه آقاهه رو صندلی نشسته- رو کدوم صندلی؟کجا؟-

.اتاقم, همش بهم خیره می شه- تو باید توی این ساعت خواب باشی, برگرد به .تختت همین الان

.ولی یه مرد توی اتاقمه چراغ رو روشن کردی؟- آره-

و وقتی چراغ رو روشن کردی, مرده غیب شد و فقط لباساش باقی موند

دقیقا اونجا بود- بله,من می دونم چیه- اشکال نداره برم تو اتاقش؟- .معلومه که نه-

.بیا

.حالا به من گوش بده, جروم .من اون مرد رو به خوبی می شناسم

اون تو تاریکی بیرون میاد.وقتی چراغ روشنه می ره.وقتی ما لباس هامون رو

به جای اینکه رو تکیه گاهش بذاریم,رو صندلی تا کنیم اون مرد می ره

اون می ره که مزاحم یه پسر بچه ی دیگه بشه کسی که لباس هاش رو

.به درستی تا نکرده فهمیدی؟- .آره-

شب بخیر فرشته- .شب بخیر مامان-

.ممنونم

اون مرد غریبه به لطف آقای مالت ناپدید شد

تویی؟ آره-

شام خوبی داشتی؟ .خیلی خوب-

از کراواتت خوششون اومد؟ .خیلی زیاد-

بازم می خوای بری بیرون؟- نه-

می خوای سکس کنیم؟ نه خیلی خوابم میاد- .باشه-

سیلوی فکر می کنه که تو خیلی شبیه استیو .مک کویینی

آره؟ این چیه؟ من تبلیغ تو رو توی مجله ی "روباه و سگ شکاری" .دیدم

تو بیرون هم شبیه عروسک ها لباس می پوشی؟

چجوری اومدی؟- تنها-

خواهش می کنم, میاید تو؟

.من به خودم افتخار نمی کنم

.من هم همینطور

هیچوقت به اندازه ی دفعه ی اول عجیب نیست .هیچوقت-

.و تو نباید انتظار هیچ معجزه ای داشته باشی .اوه ,نه-

می تونی بهم نزدیک تر شی

اون روز برای چی اومدی؟ .برای اینکه باهات بخوابم-

ولی تو که منو نمی شناختی

.تو هم من رو نمی شناسی

.این با عقل جور در نمیاد

اصلا با عقل جور درنمیاد

.نه, صبر کن برای چی؟-

.یه لحظه

وقت تمومه؟ .نه-

احتمالا تو فکر می کنی که من همیشه اینطوریم

و درست هم فکر می کنی .بخاطر نور روزه

.باید شب ها عشق بازی کنی .شب دیر وقت, وقتی همه ی دنیا خوابیدن

اشکال نداره حرف بزنم نه؟

مهم نیست

سینه هاش؟عالیه

پوستش؟عالیه

پاهاش؟واقعا عالیه .تو همش داری یه چیز رو تکرار می کنی-

چجوری شروع کردی؟- اون شروع کرد-

وقتی داشتید سکس می کردید صحبت می کرد؟

اون گفت: لطف داشتی که گفتی شام دیشب خوب نبود

اون اینو گفت؟ آره-

.عزیزم

و چیز دیگه ای نگفت؟ نه هیچی- .دوست دارم-

بعدش چی گفت؟

.حالا نوبت منه که بهت نگاه کنم

.اون هیچ چیز خاصی نگفت

چیزی درباره ی من نگفت؟ .نه, هیچی-

,گفت .امیدواره که من رو زیاد ببینه

.خوبه منظورت چیه "خوبه"؟

حالا دیگه مطمئن شدم که اگر کاری که من می گم رو انجام بدی,می تونی هر کار می خوای بکنی

چون تو تحریک کردن روبرتا گرولت موفق بودم؟ .نه, برای اینکه

تو تجاوز کردن به نیکولاس مالت موفق بودی به نظر می رسه خوب تموم شده

بخش اول تموم شده فردا از کارت میای بیرون- !تو دیوونه ای-

Love at the Top subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left