The first 200 lines.
."خیلی ممنون که شب شنبه اومدی، "چارلی
آبگرمکن من یه هفته هست که کار نمیکنه
و اگه تو بین من و صاحب خونه ،وساطت نمیکردی
.من سرش رو توی زباله خردکن فرو میکردم
،که اون هم کار نمیکنه
برای همین من اون صدای خرد شدن .لذت بخش رو نمیشنیدم
تو تشخیص دادی که داری کنترلت رو از دست میدی
.و تلفنت رو برداشتی و زنگ زدی
.کارت درسته، "پاتریک". کارت درسته
.برای هر داستان یه بادام زمینی .برای هر داستان یه بادام زمینی
کی برای داستانش بادام زمینی میخواد؟
چه غلطی داری میکنی، "چارلی"؟
.ما توی یه بازی بیسبال نیستیم
!من یکی میخوام
.من نمیتونم 20 دلاری رو خرد کنم
.بیا، دو تا بگیر
.من دیشب بهترین شب رو داشتم
رفتم استادیوم تا تمرین ضربه زنی رو ببینم
و یکی از هم تیمیهای سابقم .الان توی تیم جیام هست
."چی، این خیلی جالبه، "چارلی
توی اون آبجو سرد داری؟
.در واقع، دارم
.میشه 11.50 دلار
11.50 دلار؟
.قیمتهای اینجا خیلی بالاست
.من باید توی پارکینک مست میشدم
به هر حال، من داشتم با ضربه زن اصلی حرف میزدم
.در حالی که اون یه خورده افت کرده بود
برای همین من بهش یه تکنیک تجسمی یاد دادم
،و بعدش توی بازی .طرف دو تا ضربه فوق العاده زد
.به نظر میرسه اونها باید بهت پول بدن
،خب، اونها این کلاه رو بهم دادن
،ولی این کافی به نظر نمیرسید
.پس من هم یه بسته بادام زمینی دزدیدم
بادام زمینی تند. کی بادام زمینی تند میخواد؟
میتونیم درباره این حرف بزنیم که
دوست پسر من که اینجاست چه آدم بی مغزیه؟
باورت میشه که چی میشنوی؟
.من دوست پسرشم
یه خریدار هست که توی اورنج کانتی یه فروشگاه زنجیرهای داره
که "نولان" میخواد دیگه باهاش کار نکنم
چونکه اون فکر میکنه .طرف میخواد مخم رو بزنه
برای اینکه اون هر وقت برای کار میاد خونه ما
.جلوی روی من مخ تو رو میزنه
.طرف نمیخواد مخ من رو بزنه
.نولان"، تو بیخود حسودی میکنی"
.اوه، "لیسی"، تو خیلی ساده هستی
.من این یارو رو میکشم
.تو کسی رو نمیکشی
ببین، دفعه بعد که طرف اومد من هم میام
و مطمئن میشم که "نولان" خودش .رو توی دردسر نندازه
به شرطی که امشب نباشه، چونکه امشب
چارلی" میاد خونه من تا" .ازدواج من رو نجات بده
من و زنم وسط یه دعوا .برای سر وقت خوابیدن هستیم
اد"، شما سر چی دعوا افتادین؟"
.شما قرار بود هر کدوم شماره خودتون رو انتخاب کنید
خب، چرا اون باید سر شماره متفاوت بخوابه؟
ما ازدواج کردیم، این یعنی ما .باید کارها رو با هم انجام بدیم
."من نمیفهمم، "اد
یه تخت خواب زمان دار .باید شما رو به هم نزدیک کنه
توی اون تبلیغات ازدواج همه .اون زوجها رو نجات داد
،دقیقاً زیرش نوشته بود ."اینها بازیگر نیستن"
.بادام زمینیها رو پس بدین
.الان به تاریخ انقضاش نگاه کردم
.اونها برای سال 1992 هستن
خب، "چارلی"، این رفیق بیسبالیستت کی میاد؟
چونکه فکر کردم ما بتونیم با هم عکس بگیریم
یا اینکه امضاش رو بگیریم .یا اینکه بتونم مادر بچههاش باشم
،اون الانه که بیاد
،ولی، "برت"، امضا نگیر، عکس نگیر
،و اون قضیه بچهدار شدن .میتونی سعیات رو بکنی
.امیدوارم "راجر" سریعتر برسه ."من باید تا یه ساعت دیگه برم پیش "اد
چرا میخوای بری پیش "اد"؟
اون و زنش یه سری مشکل توی خوابیدن دارن
و من گفتم که میام .و بهشون کمک میکنم
تو میری که نگاهشون کنی یا اینکه چیزی رو اون وسط نگه داری؟
،"خیلی خب، "چارلی
.این دیگه نوشیدن با دوستان نیست
.این یه مداخله هست
هر بار که یکی از مریضهات ،مشکل خشم داره
.تو میری و مشکلشون رو حل میکنی
.برای همینه که اونها بهتر نمیشن
.خب، البته که میشن
،چند روز پیش یه مامور پارک برای "اد" برگه جریمه نوشت
و در طول زمانی که داشت بهش توهین میکرد
.یه بار هم به لاتین بودن طرف اشاره نکرد
."چارلی" - .خیلی خب، ببین -
من دوست داشتم که بیمارهام بهتر بشن
و مجبور نشم برای توضیح دادن پیشرفتشون
.از کلمه "توهین" استفاده کنم
.ولی اونها بهتر نمیشن
به غیر از کمک دیگه چه کاری میتونم بکنم؟
بهشون کمک نکن. اینطوری تو .واقعاً میتونی بهشون کمک کنی
اوه، خدای من، من دیگه .حوصله این صحبتها رو ندارم
حرفام با این تموم شد، ولی حالا ما باید درباره این حرف بزنیم
که چرا تو نمیتونی به چیزی توجه .کنی مگر اینکه درباره تو باشه
باشه، خب، میتونیم در حال سکس حرف بزنیم؟
.باشه
.هی، مرد
."هی، "راجر
چرا اون رو گذاشتی روی سرت؟
.من دیروز دیدمت و تو یهودی نبودی
.اوه، یادم رفت این هنوز روی سرمه
.تازه از مراسم ختم برگشتم - متاسفم، کی مرد؟ -
.اوه، به پیرمردی که 35 سال برای سازمان کار میکرد
.چونکه بادام زمینیها گم شده بود ،من بهش شک کردم
،اخراجش کردم، اون میره خونه .و به خودش شلیک میکنه
تو توی دوربین نظارتی دیدی که من بادام زمینی رو برداشتم، مگه نه؟
.آره
.من انتظار داشتم عکس العمل بهتری ازت ببینم
یعنی، مرد، من حتی .از این کلاههای یهودی آوردم
دیشب خیلی بهم خوش گذشت. خیلی .خوب بود که دوباره برگشتم به بازی
.خوبه، مرد. خوبه ،خب، من خوشحالم که اینو میشنوم
چونکه بعد از اینکه من دیدم چطور ،توی زمان افت "فرناندز" بهش کمک کردی
به این فکر افتادم که بد نیست .تو رو نزدیک خودمون نگه دارم
.من دوست دارم که تو روان شناس تیم باشی
منظورت برای مشاوره هست؟
یعنی یه کار تمام وقت. میخوام که باهامون .اینور و اونور بیای
.واو، این مثل شغل آرزوهای منه
."ولی نمیدونم، "راج
.من کلینیک زندان رو دارم .توی خونه هم گروه درمانی دارم
.و این بچهها خیلی بهم وابسته هستن
.خب، من نمیخوام زندگی بیمارهات رو خراب کنم
میدونی، شاید اگه من این شغل رو نگیرم
.دارم زندگیشون رو خراب میکنم
.اوه، لعنتی. کلاه یهودی رو سرت کن - ها؟ -
.کلاه رو بگذار سرت
...هی، مگه تو - ."نه، متاسفم، "برت -
.اون دنبال یه دختر خوب یهودی میگرده
.میتونم این کار رو بکنم
.یهودی ارتودکسه
.لعنتی
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
خب، امروز حال همگی چطوره؟
.خیلی بده - .منم همینطور -
.منم روز بدی داشتم
.و منم وقتی این نارحته نمیتونم خوشحال باشم
.قانون اینه
خب، خوبه. خوشحالم که همه .حس خوبی دارن
اینطوری راحتتر میشه با خبر .بد کنار اومد
.میخوام یه تغییری ایجاد کنم
تو قراره یه نفر جدید رو وارد گروه کنی، مگه نه؟
.امیدوارم طرف سیاه پوست نباشه
چونکه اگه اینطور باشه، من باید نگران
.حرفهایی باشم که از دهنم در میاد
.اینطور نیست
میدونید که من این گروه رو .بیشتر از همه چیز دوست دارم
ولی به فرصت استثنایی بهم پیشنهاد شده
.تا بتونم برای تیم خودم روان شناس ورزشی باشم
.و من میخوام اینکار رو قبول کنم
صبر کن، تو که نمیخوای ازمون جدا بشی، مگه نه؟
.چونکه تو نباید اینکار رو رودررو انجام بدی
.باید اینکار رو با پیامک انجام بدی
.من نمیخوام جدا بشم
من بهتون این آزادی رو میدم .تا روی پای خودتون بایستید
این دقیقاً مثل اون باریه که پدرم از پیشمون رفت
تا برای یه تیم بزرگ بیسبال به عنوان .روان شناس کار کنه
.نولان"، این اتفاق هیچوقت نیوفتاده"
.تو باز داری از خودت داستان در میاری
.این چیزیه که پدرم همیشه میگفت
.اون روان شناسه .اسمش هم "چارلی"ـه
ببین، شماها نمیدونید که
.چقدر پیشرفت کردین
لیسی"، به جای اینکه برای" ،پول بیوفتی دنبال مردها
برای خودت شرکت کفش باز کردی
.و یه رابطه سالم هم با "نولان" داری
و خیلی بهتر میشه اگه تو پیشمون بمونی
و مطمئن بشی اون هر کاری .که من میخوام انجام بده
!خدایا
"نولان"، تو توی یه رابطهای با "لیسی" هستی که داره ازت
.سوءاستفاده میشه، ولی این برات خوبه
و تو الان از وقتی اومدی توی این گروه .اعتماد به نفس بیشتری داری
.بدون این گروه، من میمیرم
دیدی؟ تو داری حرف خودت رو میزنی؟
."و تو رو ببین، "پاتریک
.تو داری یه طراح عالی میشی
.و تو دیگه از مادر مرده خودت نمیترسی
من هنوز وقتی دارم دوش .میگیرم روحش رو میبینم
.ولی دیگه ترسی نداری
و "اد"، "اد"، تو بر خشمت غلبه کردی
.اونقدر که برگشتی پیش زنت
.و دیشب تو با میزان محکمی تختت موافقت کردی
،فکر نکنم بهتر از این کاری بتونم بکنم
.پس من کارم تموم شده و از اینجا میرم
،خب، خیلی زود تمومش نکن
،چونکه حالا که برگشتیم پیش هم
.داره یادم میاد که چرا ترکش کردم
چارلی"، میتونم باهات حرف بزنم؟"
.خیلی خب، بچهها. پنج دقیقه استراحت کنید
.تو همکاریمون رو با پیامک بهم میزنی
.تو نمیتونی اینکار رو بکنی
شما زنها باید پیش هم جمع شین .و قوانین رو مشخص کنید
.مشخصه من میخواستم بشینم و باهات حرف بزنم
.فکر نکنم بتونم کلینیک رو تنهایی اداره کنم
.کل برنامه ایده تو بود
.جوردن"، تو میتونی این کار رو بکنی. من میدونم"
،کی همش میگفت
چارلی، تو هیچ کمکی نمیکنی"؟"
یالا، کی این رو میگفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.