The first 200 lines.
قسمت۷ پارت ۱
من میترسم
که تو دردسر بندازمت.
اگر قراره آیندت به خاطر من خراب بشه، -
من نمی تونم تحمل کنم.
کای
نمیتونم اجازه بدم اون بهت صدمه بزنه.
هر بلایی سرت آوردم
کافیه!
اگر زندگیت بازم به خاطر من خراب شه،
من...
به خاطر لطفت ممنونم.
اما من خوبم.
تو نباید ازش بترسی.
من باور دارم که عمو وات آدمه منطقیه.
و تو رو خیلی دوست داره.
چه جوری منطقیه؟
اگر اون در این مورد بفهمه،
دیگه به ما اعتماد نمیکنه.
هرگز این اتفاق نمیافته.
باید به من اعتماد کنی. من مراقب این موضوع هستم
دارید چیکار میکنید؟
شما باید وجهه شرکتو حفظ کنید!
خانم کای، لطفا برید به این اتاق
برای بعد از ظهر دیگه کاری نمونده.
امیدوارم همه چیز به خوبی پیش بره.
تو هنوز چیزی نخوردی.
وقتی پیموکای و مادرش رفتند،
به بهانه برداشتن تلفت برو و قایم شو.
من باید راجع به خیلی چیزها بحث کنم.
میدونی،
نای و پیموکای قبلا با هم دوست بودند؟
میدونم
اما به نظر تعجب کردی وقتی اینو از واتا شنیدی.
من فقط از اینکه واتا نای و کای رو از قبل میشناسه تعجب کردم
چه دنیای کوچیکی!
اگر کاملا در جریانی پس من نگران هیچی نیستم.
چیکار می خوای بکنی وات
نای بهم گفت آروم باشم
پس بهت گفته چیکار می خواد بکنه؟
دیدی!
اون سرکارت گذاشته.
تو قبلا اونو ترک کردی. به نظرت ازت محافظت میکنه؟
تو خوب میدونی چرا من اونو ترک کردم.
اگر من اون موقع ترکش نمیکردم، الان اوضاع این جوری نبود.
چرا مدام منو به خاطرش سرزنش میکنی؟
تو منو به خاطرش سرزنش میکنی؟
وضع خوبت به خاطر آقای واته.
که همش به خاطر منه، مگه نه؟
کای... ما نمی تونیم همه چیز رو از دست بدیم.
به جای اینکه فقط به لاکنای اتکا کنیم باید یه کاری انجام بدیم. -
می خوای من چیکار کنم؟
الو
کیه؟
هی کجا می ری؟ نرو، ما الان تو موقعیت بدی هستیم!
تو منو برای حل این مشکل نیاز داری، درسته؟
منم می خوام همین کارو بکنم
چجوری می خوای این مشکلو حل کنی، کای؟
کای! اول جواب منو بده! چکار می خوای بکنی؟
بفرمایید
آقای وات الان سرشون شلوغه. لطفا تو این اتاق منتظر بمونید.
لطفا بشینید.
لطفا چند لحظه صبر کنید.
ممنون.
اون مدام راجع به گذشته من و تو حرف میزنه.
درحالیکه آقای وات خیلی ازش دور نیست.
اون فقط داره تهدیدمون میکنه.
نه. اون فقط تهدید نمیکنه.
اگر بتونه از این کار سودی ببره برای انجامش تردید نمیکنه.
هتل وات.
کای
اون موقع ها خیلی محبوب بود.
دوستای من معمولا جذبش میشدن.
اما هیچ کس هیچ وقت نتونست دوست پسرش
چون لاکنای همیشه کنارش بود، مثل بادیگاردش.
تو چیزی رو از من مخفی می کنی؟
تو و اون دختر!
کیه؟
مامان!
تو بازم بی صدا اومدی.
کی مخفی کاری میکنه؟
درباره کی داری غرغر میکنی؟
هیچ کس. فقط داشتم بلند فکر میکردم.
تب نداری.
چت شده؟
اگر می خوای بهم بگو
بابا قبلا چیزی ازت مخفی کرده؟
آره، مخفی کرده. وقتی فهمیدم حسابی عصبانی شدم.
راجع به چی؟
وقتی بود که تو سرویس چای خوری منو شکستی.
و شما جفتتون از من مخفی کردید
انگار می ترسیدید تنبیه بشید.
نه اون جوری، مامان
این شکلی که بابا یه سری دخترو میشناسه
ووانمود میکنه که نمیشناسه
و بعدش؟
اگر اون صادق بود،
چرا باید مخفی کاری کنه، درسته؟
وقتی یه نفر چیزی رو مخفی میکنه،
ممکنه بخاطر یه سری دلایل باشه،
مثلا میترسه ما خیلی شکه یا ناراحت بشیم
یا فکر میکنن لازم نیست چیزی بگن
اگر فقط با توجه به حدسیات خودت قضاوت کنی
یکم بی فکریه.
گر اون چیزی نگه،
پس باتوجه به چی باید قضاوت کنیم، ماما؟
باتوجه به رفتارش
کارهاشون همیشه چیزی که تو قلب مرده رو نشون میده، عزیزم
@kdramakorea8 ترجمه اختصاصی کانال [مترجم:zahe_sh زمان بند:mahtab_kh]
کارهاشون همیشه چیزی که تو قلب مرده رو نشون میده، عزیزم
اگر میترسی به من نگاه کن.من همیشه آنجا خواهم بود،درست کنارت.
به قلعه پرنسس خوش اومدی
تو خیلی صبوری،درسته؟
اگر من برای کسی بیش از ۱۱ سال صبر کنم
فکر نمیکنی که به اندازه کافی صبورم؟
بهت اعتماد میکنم
از این ور
کای
کای
کای
کای!بیدارشو!
کای
نای
نای!
کی خوابم برد؟
و تو چجوری اینجایی؟
تو آدرستو برام فرستادی
نه نفرستادم
وات کجاست؟
من خیلی منتظرش موندم
اما اون خودشو نشون نداد
و...
من چیز غیر عادی ای حس نکردم
من برت میگردونم
بیا بریم
نای
می تونم یکم بیشتر استراحت کنم؟
من خیلی سرگیجه دارم
واقعا نمی تونم پاشم
باشه
یکم بخواب
لطفا تکون نخور
فقط این لحظه
کنار تو بودن
فقط این لحظه
من دوست دارم
رابطشون باهم
تا امروز خوب و محکمه
ممنون بابت کمکت.
فکر کنچک تو آب دارو بود.
اون آدرسم رو فرستاده تاتو بیای.
امااون هیچ آسیبی به من نزده یا هرچی
نمیفهمم چی می خواد
فکر کنم بدونم
بیا بگیم که تو نباید نگران باشی
هرکاری که واتا میخواد بکنه،قطعا نمیتونه تورو نابود کنه.
من تا همین جا میرسونمت
برو یکم استراحت کن. الان نصفه شبه
اما باید از واتا ممنون باشم
چون بهم یه فرصت داد
تادوباره نزدیکت باشم
نای...
هرچی بهت گفتم حقیقته
و من هنوز منتظرم... من باید برم
تو باید تا الان حالت بهتر شده باشه.می برمت خونه
لطفا هنوز نرو،میتونی؟
من دیگه کسی رو دارم که عاشقشم
و میخوام مرد وفاداری برای اون زن باشم
چه روبروش چه پشت سرش
میتونی بهم فقط یه شانس بدی؟
من قبلا بهت یه شانس دادم...
منتظر موندم
اما تو منو دورانداختی
راجع به ملکه زیبایی میگن که
تو بهش التماس کردی که قرارداد بابای منو رد کنه
به خاطر من
چرا؟
بخاطر تو
دروغگو!
جفتشون خیلی همدیگرو دوست دارن
قبلا،لاکنای خیلی فقیر بود.
بنابراین خانم کای ولش کرد
اما آقای وات الان مراقب همه چیز هست
ممکن
کای بخواد تورش کنه
باباکجاست؟
صبح زود رفت دفتر
دیشب دیروقت کجا رفته بودی؟
ناک دیشب رفته بود بیرون؟
بله
دوستم از خارج امده،رفتم یکم باهاش حرف بزنم.
اهمیت نمیدم کجا میری
اما اگر خیلی دیروقت باشه، برای یک زن خطرناکه
من برات نگرانم
اول،
فکر کردم از لاکنای بخوام منو برسونه
اما اون بیرون بود
من شام با یه مشتری قرار داشتم
یکم دیر شد،متاسفم
چرا متاسفی؟
No comments yet. Be the first to leave one.