Prem Rog

Prem Rog

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Prem Rog 1982 All Web Farsi
Prem Rog 1982 720p WebDL x264 BollyCine Exclusive
Prem Rog 1982 1080p WebDL BollyCine Exclusive
Prem Rog 1982 Hindi 1080p WEB DL AVC AAC Dus IcTv R@GN@ROK mp4
Prem Rog 1982 1080p WEB-DL AVC AAC ESub DDR
Prem Rog 1982 Hindi 1080p HDRip x264 ACC Shemaroo
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
hdrip
HDRip
x264
HD
Published on: 2020-05-26
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بـــيـــمـــار عـــشــــق

بلند شو دخترم، صبح شده

خوب نگاه کن ببين آفتاب تا کجا اومده

بلند شو عزيزم رادها هم منتظرته

الکي بيدارم کردي رادها کجاست؟

پايينه دخترم توي اتاق دعا

بيا، اين رو بپوش

موقعي که جارو کردم جا‌به‌جاشون کردم

از اينکار خوشم نمياد

چند بار گفتم هر موقع دمپايي‌هام رو جا‌به‌جا کردي، دوباره سر جاشون بذار

درست بشمارشون وگرنه دو سه تا کم مياد

!!!ببين خانم بزرگ چي ميگه انگار اولين باره که دارم اين‌ها رو براي خونه آماده مي‌کنم؟

بشماريد و ببينيد اگر کامل نبود بهم بگيد

بسه، بسه، هميشه موقع دعا شروع مي‌کني به غر زدن

بذارشون داخل

خانم کوچيک، حداقل دو دقيقه موقع دعا بيا اينجا وايسا

بعدا هم ميتوني آرايش کني

اگه شوهر خواهرت بذاره اين اتفاق هم مي‌اُفته

تو که حسابي راحتي

شوهرت مشغول رسيدگي به کارهاي روستاست

و کاملا تو رو ناديده ميگيره

خجالت بکش چوتي دخترت بزرگ شده

اون هم اين چيزها رو از تو ياد ميگيره

اوه اوه زنداداش حداقل موقع دعا کردن عصبي نشو

اوه آره، آره، خشم و شهوت و وسوسه همه‌ش جزئي از شخصيت منه

من مخزن فساد و گناهم- زنداداش اونجا، اونطرفي-

کليد انبار رو بهم بده- بگير-

بيا کارت دارم

اوه، لباست چقدر خوشگله تازه خريدي؟ چند خريدي؟

بله خانم بزرگ، اين مال راماست

چي؟ لباس‌هاي قديمي رو ميبري بازم راضي نيستي؟

حالا ديگه لباس‌هاي نو رو برميداري؟

نه خانم بزرگ، نو نيست ديگه کهنه شده

چرا دروغ ميگي دختر؟ اصلا تا حالا اون رو پوشيدي؟

گفتم که، قبلا پوشيدمشون

حالا ميتونم بدمشون به هر کسي که مي‌خوام يا بندازمشون دور

بيا رادها- ببين چقدر گستاخ شده-

من اومدم مامان، بهم پراساد بده *پراساد: تبرک و خيرات*

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ

رادها...اي بابا

هنوز ناراحتي؟ من چيزي گفتم؟

مادر و پدرم هم اونجا بودن اون‌ها چيزي گفتن؟

خانم بزرگ که هميشه همينطوره

من فقط گفتم لباسه خيلي قشنگه مگه گفتم بديش به من؟

خودم خواستم، اگه بخوام تمام لباس‌هام رو ميدم به رادها، به کسي چه ربطي داره؟

کيشن‌لال، برگرد

مي‌خوام همين الان برگردم با خانم بزرگ صحبت کنم

نه راما، الان به اون چيزي نگو

ما فقرا هميشه بايد طعنه‌هاي ديگران رو تحمل کنيم

راها

هي رادها، اينجا رو نگاه کن ...ببين

من از طرف خانم بزرگ ازت معذرت مي‌خوام ميدونم ناراحتت کرده

تمومش کن راما مي‌خواي کاري کني بزنم زير گريه؟

کاري مي‌کنم بخندي حالا بخند، بخند...نه؟ نه؟ نه؟

خيلي خب، بيا بريم از کتابخونه چند تا کتاب داستان بگيريم،‌ ها؟

من توي کتابخونه چکار دارم؟ ...هيچي، ولي آهان

امروز يه خزانه‌ي جديد از کتاب به دستم ميرسه

امروز برادر بزرگ تحصيلکرده ام داره مياد خونه...داداش دِودار

دِودار؟- آره، پسرداييم-

عه، يادت رفته؟ قبلا تو تمام روز اذيتش مي‌کردي

همون که بهمون درس ياد ميداد

همون که برات نارنگي، شاه توت، ترنج و بعضي موقع‌ها هم خرما مياورد

اوه آره، درسش تموم شده؟

نه، براي تعطيلات مياد دوباره برميگرده

با کدوم قطار مياد؟- امروز، با قطار ظهر-

پس حتما بايد برم راه آهن ببينمش- راما، تو؟-

آخه اون ابله خان، بعد از اين همه سال داره برميگرده

بريم يه نگاهي بندازيم ببينيم در چه حاليه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

قطار داره مياد- هي رادها، دِو که تو رو مي‌شناسه-

اينطور خوش نميگذره پس تو اينجا بشين

اما...اما تو چطور مي‌خواي اون رو بشناسي؟

چرا نه؟ من با اولين نگاه اون ابله رو مي‌شناسم

اما بايد ببينيم که اون من رو مي‌شناسه يا نه؟

دِودار؟

پس الان رسيدي؟

مي‌شناسي؟ من کي ام؟- نخير نمي‌شناسم-

چرا بايد بشناسي؟ چهار روز رفتي شهر

حالا براي ما بچه شهري شدي؟- بله، من اهل شهر هستم-

...هي راما، اين

تو ساکت شو، گفتم که اين بچه شهري من رو نمي‌شناسه

حالا ديدي؟

کيشن‌لال، وسايل آقا رو بذار توي درشکه

تشريف بيار آقا

خب...داري دکترا ميخوني؟ دکتر شدي؟

من؟ من نمونه تحويل دکتر ميدم و ازش دستور مصرف دارو ميگيرم

چي؟ چي؟ چي؟ يک بار ديگه بگو؟

من...هيچي

خيلي خب، يه چيز ديگه بپرسم؟

توي اين 8 سال حتي يک بار هم به ياد من نيوفتادي؟

چرا افتادم، خيلي هم افتادم

شب و روز به ياد شما بودم- اما يه نامه نميتونستي بنويسي؟

چرا؟- آدرستون رو بدين، از اين به بعد مينويسم-

"ساکت شو..."از اين به بعد مينويسم

به اين هم فکر نکردي که وقتي من رو ديدي چه عکس العملي نشون بدي؟

بالاخره يه روزي يه جايي بايد من رو ميديدي ديگه

بالاخره زمين گرده

اوه نه، نه زمين چطور ميتونه گرد باشه؟

اون آدم‌هايي که پايين هستن، نمي‌اُفتن؟

کيشن‌لال، درشکه رو نگه دار

تو کي هستي؟

تا الان که فاتح چاند بودم اما الان نميدونم

پس چرا گفتي که دِودار هستي؟- من نگفتم-

تو نگفتي؟ -نه- پس چطور توي درشکه نشستي؟-

دروغ ميگي؟- کي دروغ گفت بيچاره؟-

اين کي گفت که دِوداره؟ تو خودت اشتباه کردي برو پايين، برو پايين-

...گوش بده، اين کي گفت- ساکت، برو پايين...پايين، پايين-

وسايل لعنتيت رو هم بگير- وسايلم-

وسايلت رو بگير و از اينجا برو

اي بابا وسايلم

از اينجا برو ببينم وگرنه يه کتک مفصل بهت ميزنم

اين چه تقصيري داره؟- دستم رو ول کن-

مانوراما- ول کن، پام درد گرفت-

کثافت، همه چي رو ديدي

نمي‌تونستي چيزي بگي؟

اوهو، مگه بهش فرصت دادي چيزي بگه؟

تو ساکت شو...بريم کيشن‌لال

تو خونه مي‌بينمت يه درسي بهت بدم هيچوقت يادت نره

آها، پس اون کثافت اينجا اومده و اين کار رو مي‌کنه؟

حرومزاده، تو از خونه اومدي بيرون که معبد بري

پس اين معبد توئه؟ و اين کيه؟ خداي تو؟

تا امروز فقط شايعات رو مي‌شنيدم ...اما امروز

مُچت رو گرفتم هرزه سر من شيره ميمالي حرومزاده؟

بيا...تيکه تيکه‌ـت مي‌کنم گمشو حرومزاده

خجالت نميکشي؟

مِيتو، اين چه نمايشي‌ـه به پا کردي؟

فعلا من براي تصميم گيري هستم بگو ببينم چي شده؟

سَر شوهرش رو خورد اما باز هم راضي نشده

حالا مي‌خواد با اين ميوه فروش هرزه بازي در بياره -مِيتو

خجالت نميکشي درباره‌ي دخترت اينطور حرف ميزني؟

اون چه تقصيري داره که شوهرش مُرده؟

همه چيز تقصير اين حرومزاده‌ست که يه زنِ بيوه رو از راه به در کرده

من به خاطر اين کار مجازاتش مي‌کنم- دستت رو بنداز تاکور-

قبل از اينکه کسي رو مقصر بدوني بايد حقايق رو بررسي کني

اين بي‌عدالتي‌ـه- وير سينگ-

من اجازه نميدم هيچ بي‌عدالتي اتفاق بي‌اُفته

بيا اينجا پسر

اسمت چيه؟- گيدهارا قربان-

کار هم مي‌کني؟- توي عروسي‌ها آهنگ ميزنم-

وقت‌هاي خالي هم توي مزرعه کار مي‌کنم

ميتوني از دختره مراقبت کني؟ باهاش ازدواج مي‌کني؟

ازدواج مي‌کنم آقا

مِيتو، ترتيب عروسي دخترت با اين پسر رو بده

اين چه حرفيه ميزنيد آقا؟ به خاطر اين کار جامعه سرزنشم مي‌کنه

قربان، چيزي به نام رسم و قاعده و قانون وجود داره يا نه؟

رسم و رسوم براي آسودگي انسان ساخته ميشه عمو مِيتو

انسان براي رسم و رسوم ساخته نميشه

داداش، من نشناختمت توي اين روستا زندگي مي‌کني؟

چطور مي‌خوايد بشناسيد آقاي تاکور بزرگ پادشاه‌ها لطفي که به مردم مي‌کنن رو به ياد نميارن

اين خواهرزاده‌ي منه...دِودار

شما هزينه‌ي تحصيلش توي شهر رو پرداخت کردين

و توي بچگي هم توي خونه‌ي شما نون و نمک خورده

همين ديروز از شهر برگشته

جناب تاکور

بعدا بيا خونه‌م ببينمت مي‌خوام يه خرده باهات صحبت کنم

البته آقا

آدم‌هاي پولدار و بزرگ قوانين خودشون رو دارن

آدم‌هاي فقيري مثل ما هم چاره‌اي جز اطاعت کردن ندارن

يه چيزي بپرسم تاکور؟- چيه؟-

اون روز مي‌خواستي به خاطر ...يه مسئله‌ي به اين کوچيکي

پوست اون مرد بيچاره رو بکني

راستش رو بگو آقاي تاکور کوچک ...خوشگلي دختر بيوه‌ي ميتو

چشم‌هات رو گرفت؟

جوديا

محافظت از قوانين نانوشته‌ي جامعه ...وظيفه‌ي زمين دارها و خانواده‌هاي

بزرگي مثل ماست

و دهن آدم‌هايي که از اين حرف‌ها ميزنن رو گل ميگيريم

با بستن دهن من شخصيت تو تغيير نمي‌کنه ارباب کوچيکه

تو از زن‌ها براي لذت خودت استفاده مي‌کني

و بعد مثل يه بطري مشروب خالي دورشون ميندازي

...تنها تفاوت اينه که

پول شراب رو اول ميدي و پول ما رو بعدا

سلام ارباب کوچک- سلام-

چرا رادها؟ ياد نگرفتي به ديگران سلام بدي؟- !!هه-

حالا ببين

داداش دِو توي اتاق پذيرايي‌ـه تو اينجا چيکار مي‌کني؟

اين همه فلفل؟

بيا يکم خوش بگذرونيم مي‌خواد دکتر بزرگي بشه ديگه، ‌ها؟

بذار ببينيم ميتونه بگه داخل کاچوري ما چي هست؟

زنده بايد ارباب تاکور- بيا داداش پوجاري، بيا-

سلام ارباب تاکور...سلام سلام تاکور کوچک

حالت چطوره داداش؟- شکر خدا ارباب راجا تاکور-

ازم خواستين بيام، به خاطر همين اومدم- آره، آره-

گفتي اسمت چي بود؟- دِودار هستم قربان-

آها، دِودار...بشينيد، بشينيد اونجا نه، اينجا کنار من بشينيد

دِودار- بله-

چه آدم عجيبي هستي دِو چرا اينجا نشستي؟ بيا بالا...بلند شو

عه، بذار حداقل دو دقيقه هم پيش من بشينه

الان نه ارباب بزرگ، بعدا ...آخه من هم

هشت ساله که دارم انتظار ميکشم...بريم- برو دِودار، برو-

برو خانم بزرگ و خانم کوچيک رو هم ببين داداش- همه‌ي اون‌ها بعدا، اول بايد من رو ببينه-

بفرماييد، بفرماييد قربان حالا مي‌خوايم با هم غذا بخوريم

کاچوري‌ـه داغه داغ صبحانه‌اي ويژه براي يک شخص ويژه

بخور و ببين تا آخر عمرت طعمش زير زبونت ميمونه

بخور، بخور

پس به صورت خصوصي امتحان ميدي؟ چرا؟- بله، ما به صورت خصوصي امتحان ميديم-

تو کاچوريت رو بخور- چه درس‌هايي ميخوني؟ -اي بابا-

حتما بايد همه‌ي سوال‌هات رو همين الان بپرسي؟

...خانم بزرگ ميگه که

موقع غذا خوردن فقط بايد روي غذا تمرکز کرد

Prem Rog subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left