Release info

Majutsushi Orphen Hagure Tabi 05
A Commentary by EscanorSama
دنیای انیمه تقدیم می‌کند translator : Escanor Sama - Tel @awsub

Tags

other
Published on: 2020-02-04
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 162 lines.

!هُش

پس این جنگل فنریر‌ـه؟

...خانه هیولا‌ها و بسیاری موجودات دیگه

حتما باید ازش رد شیم؟

.بعله

اژدهای ژرف

.میگم، ماجیک

داری چی زمزمه می‌کنی؟

.هیچی مهم نیست

.زمزمه می‌کنی بکن ولی حواست به اطراف باشه

.چشم چشم

.مشوش شو، قفسِ تابان

...میگم، کم کم دارم حس می‌کنم تحت نظرم

حتما خیالات‌ـته، همین تازه از کنار یه .ایستگاه جنگل‌بانی رد شدیم

.این اطراف خالی خالی‌ـه

مطمئنی؟

که اینطور...یعنی اینقدر غرق چشم‌چرونی شده بودی که

منی که درست جلو روت هستم‌ـو ندیدی؟

چی‌چی داری میگی؟

.فقط مراقبم چیزیش نشه

.آدم جادو رو با صداش می‌کشه بیرون

.زمزمه کردن هم صدا‌ـه

.صدا که باشه، جادو هم هست

با زمزمه‌ات یه کاری کردی نور انعکاس بخوره

و اینطوری رو زاویه‌ـی دید پیدا کردی .که در غیر این صورت نمی‌تونستی

...دست‌مریزاد استاد، رودست‌‌خور نداری

!اینقدر استاد استاد نکن

!شیرفهم شو دیگه. هیچوقت نگفتم شاگردمی

فقط چندتا فوت و فن یادت میدم اونم به این خاطر .که ماهانه بهم پول می‌ماسه

خب مگه این منو شاگردت نمی‌کنه؟

ماجیک؟ کسی اونجاست؟

.دوباره اینکارو کردی نکردی

.سر چه چیزای بی‌خودی جدی میشه ها

!ماجیک! الان مثلا داری نگهبانی میدی؟

!آره، خیالت تخت

!چشاتو درویش کن

...گرد آ به فرمان من

.بابا بیخیال

واس من فقط سه سال و چهار ماه طول .کشید قلق جادوگری بیاد دستم

.تازه دو هفته ست دارم به اون جوجه درس میدم

،هنوزم فن خاصی یادش ندادم

.ولی با این حال خودش تونست انجامش بده

.با این سرعت، به سال نرسیده جادوگری رو قورت میده

.یک بار دیگه منو دید زدی من می‌دونم با تو

!بابا اشتباه شد! صدام زدی منم سرمو برگردوندم

.خاک بر سرت، از یه سنگ هم نتونستی جاخالی بدی

...خب، اگه می‌تونستم مثل تو جادو بزنم، می‌تونستم

.چی بگم...به تیریپت که می‌خوره

.عین اورفن سر تا پاتو کردی سیاه

.صد البته، بعنوان شاگرد بایدم مثل استادم لباس بپوشم

همونم از اورفن گرفتی، نه؟

.رو که نیست، سنگ پای قزوین‌ـه

تو که خودت شلوار من پات‌ـه چی داری پرت و پلا میگی؟

.انصافا اندازه ست ها

.آره جون عمه‌ات. دیدم اندازه‌شو درست کردی

...میگم

چقدر طول می‌کشه برسیم تافرم؟

.جنگل‌ـو که رد کنیم حدود سه هفته

خب، حالا تافرم چجوریاس؟ -

!هی، بپا - خب، حالا تافرم چجوریاس؟ -

!استاد، بگو بگو دیگه

.آخه چیز خاصی نیست که بگم

،آخه نه که خیلی دلم می‌خواد جادوگر بشم

.برای همین هم تافرم و هم برج دندان خیلی برام جالبن

.هیچ‌کدوم همچین هم خاص نیستن...نه تافرم نه برج دندان

ها؟

.این برای جادوگراش هم صادقه

چرا زدیم جاده خاکی؟

.اع، اون

ایستگاه جنگل‌بانی نیست؟

اگه جنگل‌بان‌ها گزارش کنن تو جنگل جادوگر دیدن

.خاندان سلطنتی آمارشو به کلیسای کیملاک میده

کلیسای کیملاک؟

.این جنگل تحت نظر خاندان سلطنتی و کلیسای کیملاک‌ـه

.کلیسای کیملاک؟ تو توتوکانتا که ندیدیم‌شون

.یه سازمان مذهبی‌ان که به اندازه خاندان سلطنتی نفوذ دارن

.با جادوگرا پدرکشتگی دارن

...هنوز که هنوزه

هنوز که هنوزه نفهمیدی؟

.یعنی دهنتون‌ـو. به اندازه یه ماه آذوقه داشتم

.ولی به لطف چندتا مسافر قاچاقی داره عین برق تموم میشه

برای همین باید جنگل‌ـو دور می‌زدیم .و تو آلن‌هاتم نگه می‌داشتیم

.اونجا حتما کلی آذوقه می‌گرفتیم

.در ضمن، غذای کنسروی زیاد مصرف می‌کنی، اورفن

خب میگی چیکار کنم؟ گفته بودی آشپزی با تو

.ولی غذایی که درست می‌کنی غذا نیست که، ‌کوفت‌ـه

!هی، نمی‌تونی هرچی دلت خواست بهم بگی - !وایسین، دعوا نکنین -

.من میرم دنبال غذا بگردم

باشه؟

.خیلی دور نشو

چیزیم نمیشه. مگه بچه‌ام که گم بشم؟

.گم شدم رفت

.استاد پدرمو در میاره

.هردفعه عصبانی میشه مجبورم می‌کنه پونصدتا بشین‌پاشو برم

!چه...چه گُنده

...گرد آ به فرمان من

!سپر کهربا

.این بار درست زدم

.ایول

یه جادوگر؟

ها؟

کی اونجاس؟

تو جادوگری، نه؟

.ها؟ خب...اهوم

تو...کی هستی؟

وسط جنگل چیکار می‌کنی؟

منم همین سوال‌ـو دارم. اینجا چیکار می‌کنی؟

.خـ خب...فقط اومدم برای استادم یکم غذا پیدا کنم

استادت؟

...اوه، جادوگری که بهم جادوگری یاد میده

.آها.. پس شاگردی

!نخیر! یه روز یه جادوگرِ محشر میشم عین استادم

...خب، برنامه‌ام که اینه

لباسات، راهبه معبد ـی چیزی هستی؟

.نه. فقط تحت قدرت جنگل این جنگل دارم کنترل میشم

قدرت جنگل؟

!لطفا زودتر برگرد پیش استادت

.این جنگل خیلی خطرناکه

خطرناکه؟ پس خودت اینجا چیکار می‌کنی؟

.گفتم که. تحت قدرت جنگل دارم کنترل میشم

.اما برای تو و استادت جای خطرناکی ـه

.واقعا متوجه نمیشم

خب...اسمت چیه؟

.فیِنا ام

.فینا...چه اسم قشنگی

ممنون. تو چی؟

.اوه،‌من ماجیک ام

خب، پس...تو جنگل زندگی می‌کنی،‌ فینا؟

.اینجا یه روستا هست. ولی رو نقشه پیدا نیست

.«بخش میگیم «قلب مقدس

قلب مقدس؟

اگه بریم اونجا می‌تونن یکم آذوقه بهمون بدن؟

.متاسفم، ‌اما نمی‌تونم ببرمتون اونجا

.همونطور که گفتم، اینجا براتون خیلی خطرناکه

خب چرا؟

!چون تو جادوگری،‌ به این خاطر

این جنگل متعلق به ماست. کسانی که .بی‌اجازه وارد بشن مجازات میشن

.اگه جادوگر باشی که دیگه بدتر

...پس مالِ کلیسای کیملاک ـید

کلیسای کیملاک؟

اون احمق‌ها چه مالی باشن؟

!مک‌دوگال، لطفا وایسید

...اون فقط یه شاگرد ـه

.جادوگر واقعی یکی دیگه ست

.برا اون هم یکی رو فرستادیم

استاد و کلیو؟

،فینا،‌ کار ندارم راهبه معبد ـی یا نه

.اگه مزاحم بشی تو هم مجازات میشی

.فینا، نگران من نباش

.هیچ فکر خوبی نیست، فینا

!واقعا اینجان

!تو باید جادوگر باشی

خوبی، کلیو؟

...سوپ لوبیا فنا شد -

نگران اونی؟ - ...سوپ لوبیا فنا شد -

.یادتون باشه نکشین‌شون. زنده می‌خوایم‌شون

.پس مسلح ـین

.انگاری این جنگل خطرناک‌تر از اونیه که فکر می‌کردم

.فکر مقاومت به سرت نزنه. رفیقت ‌‌ـو گرفتیم

!الان هرچی تو باشگاه جنگی یاد گرفتم نشون‌تون میدم

!نکن، ‌کلیو

!ریز می‌بینم ات

Sorcerous Stabber Orphen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Sorcerous Stabber Orphen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left