The first 200 lines.
آنچه در شوتر گذشت...
داری سکته قلبی میکنی سناتور.
کارلیتا کروز از وزارت کشاورزی کیه؟
میدونستی که یه گندی بالا اوردی که
سناتور هیس رو میکشه؟
بیا بریم یه جایی که میدونم نمیتونن ردمون رو بگیرن.
این برای اطلسه.
دسترسی به تلفن رمزگذاری شده.
اسم جیمی پول رو خیلی وقته که نشنیدم.
اون کار خوبی توی کشتارگاه داشت.
دام باما؟
بامای قرمز؟
اون مست چه کاری با
معاون وزارت کشاورزی داره؟
- داشتم حلش میکردم... - هیچی رو حل نمیکردی.
سواگر یه آدم بدبخت محلی نیست که
بتونی کنار بزنیش، اون یه حرفه ایه.
اطلس و این سواگر
از اول با هم مرتبط بودند.
میخواستم اولین کسی باشم که رسما
ورودت به خانواده رو خوش آمد بگم.
این خانواده اسم داره؟
دولت گفت که برنامه فونیکس
بعد از جنگ تموم شد.
اگه فقط اسمش رو عوض کرده باشن چی؟
به اطلس؟
اگه فونیکس اطلس شده باشه،
پس بابام یکی از بنیانگذارهاش بوده.
ایزاک.
"اتصال برای بارگیری فایل مقصد".
آدام لی.
هدف آزاد برای نابودی.
دو تا مکان توی واشنگتن؟
اونا از احتمالات استفاده میکنند.
مکان اول 85 درصد احتمال تماس رو داره.
مکان دوم فقط 15 درصد داره.
پس اونا اطلاعات یه هدف رو جمع میکنن،
بعد از یه الگوریتم استفاده میکنن برای...
چه کاری کردی؟
من برای اولین مکان ثبت نام کردم.
اما ما حتی نمیدونیم چه هدفی...
یه نفر دیگه شماره دو رو برداشت.
لعنتی.
باشه، من میرم دنبالش.
ما باید جدا شیم.
اگه هدف جایی که تو هستی باشه
- به جای من چی؟ - اه! نمیدونم بابا.
اگه این اتفاق بیوفته تو باید
هر ماموری که پیداش شد رو بکشی
و خودت هدف رو از بین ببری.
پس از پسش بر میام.
نمیشه هم خدا رو بخوای هم خرما رو ایزاک،
هدف رو انتخاب کن یا مامور رو.
من هدف رو میخوام.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـمـیـن: مــیــثـم مـوسـویـان و کـــســری :» .:: Caseraw , MeysaM.UnicorN ::.
برای یه تک تیرانداز معروف خیلی با سر و صدا کار میکنی.
اگه میخواستم بکشمت،
صدامو نمیشنیدی.
دست نگه دار فرانک.
حتی از غلاف هم درش نیار.
میدونی، من همیشه دوست داشتم اینجا گفتگو داشته باشم
توی هوای تازه صبح، قبل این که
چرت و پرتای روز خرابش کنه.
هر روز یه هدف جدید داری آره؟
امروز قرقاول میزنی، دیروز هریس بود.
فردا کیه؟
نمیدونم، هنوز زوده.
چی میخوای؟
اومدم بپرسم تو چی میخوای
از یه کارمند بی ربط واشنگتن.
یا بهتر بگم، اطلس از اون چی میخواد.
فکر میکردم راجب پدرت میخوای بدونی.
همونه.
این ثابت میکنه بابام توی جنگ ویتنام عضو فینکس بوده.
هر دومون میدونیم که فینکس بعد از جنگ شد اطلس.
ای بابا.
میدونی، تو فکر میکنی
همه چیز یه توطئه بزرگه.
اما حقیقت خیلی ساده تره.
یعنی چی؟
یعنی وقتی که بابات
از ویتنام برگشت خیلی داغون شده بود.
آرامشش رو توی
آغوش یه دختر زیبا پیدا کرد.
اسم دختره ایدی پول بود.
زن جیمی پول؟
- این چرته. - مطمئنی؟
چیزی که مطمئنم اینه که تیز انداز دومی بوده.
و اونم یه پول بوده.
برو دقیق بررسی کن
میبینی که حق با منه.
خب، هدفت ازین چیزا چیه بچه؟
اونو بیارش پیش من، منم دیگه کاریت ندارم.
شکار خوش بگذره.
اون گفت که چی از من میخواد؟
نه.
اون همش داشت راجب بابام دروغ میگفت.
اما از دنبال کردن تو دست نمیشکه.
ببخشید، اما من نمیتونم
این خطر رو اطراف خانوادم داشته باشم.
آه، من کاملا درک می کنم.
منو تگزاس وسط یه...
قطع رابطه مشترک هستیم.
ممنون بخاطر لباسا.
برات میفرستمش...
وقتی که ترس رو از روشون شستم.
نگهشون دار. با نادین حرف زدم.
من میبرمت به دالاس. اون با هواپیما میاد.
میبرتت به یه جای امن.
نمیتونم تصمیم بگیرم که این واقعیت که دوست دختر سابقم
الان محافظ منه جذابه یا ناراحت کنندست.
من میرم یه سر به زنم میزنم و بعدش میریم.
دالاس با اینجا 5 ساعت فاصله داره درسته؟
آره، برای همین باید حرکت کنیم.
باشه، من با اتوبوس میرم.
این فکر خوبی نیست.
سواگر با من بحث نکن.
من یه آدم بالغ هستم. میتونم ریسک رو قبول کنم.
با این حال قبول میکنم که منو
به نزدیکترین ایستگاه اتوبوس ببری.
همچنین به یه تفنگ فکر میکردم.
حالا به یه نفر تیر زدی
دلت تفنگ خواسته.
نظرم در مورد اسلحه توی
24 ساعت گذشته تغییر زیادی نکرده.
اینو به جاش امتحان کن.
- خیلی صورتیه. - اسپری فلفله.
جولی توی سیاتل این همراهش بود.
- بهت میاد. - ممنون.
خب، جدی میگم...
اگه به مشکلی برخوردی،
فقط جاهای آسیب پذیر رو هدف قرار بده باشه؟
- کشاله ران، چشم، زانو. - آره آره.
کشاله ران، چشم، زانو. ممنون.
من مکان اول رو زیر نظر دارم.
منم توی موقعیت مکان دومم.
خوبه، ما یکم زمان داریم.
نه زیاد. من میرم دالاس
که هریس رو سوار کنم.
نمیتونی از دست اون خلاص شی مگه نه؟
باب لی میگه که یه چیزی میدونه.
شاید اون به درد بخوره.
مثل یه در پنجره دار توی زیردریایی؟
میخوای چکار کنم؟
ولش کنم تنهایی با اطلس درگیر شه؟
من کارم نجات جون ها نیست نادین.
این کارو به تو و سواگر میسپارم.
به جز الان، ما داریم جون یکی رو نجات میدیم.
ما هدف رو زنده میگیریم
که بتونیم بفهمیم چی میدونه،
این قضیه اینجور پیش میره درسته؟
دریافت شد.
- سلام خانوما. - ما داریم کلوچه درست میکنیم بابا.
میبینم موس.
خاله ان به ما یاد میده چطور درستشون کنیم.
- آره؟ - و من دستور العمل
فوق محرمانم رو به کسی نمیگم.
میخوای کمکمون کنی؟
کاش میتونستم اما بابا باید بره کار داره.
میتونید دو تا نگه دارید بعدا اومدم بخورم؟
برای غذای نصفه شب؟
آره موس، برای غذای نصفه شب.
- عزیزم، یه دقیقه وقت داری؟ - آره.
دیشب اومدی به رختخواب اصلا؟
یکم.
نتونستم بخوابم دوباره.
این کاری که داری،
ربطی به دوستت
توی اتاق مخفی داره؟
آره، اون دوست پسر سابق نادینه، هریس داونی.
اون پرسید که میتونه یکی دو روز اینجا بمونه،
اما الان دارم میبرمش به ایستگاه اتوبوس،
بعدش میام خونه.
ببین، هر مشکلی که براش پیش اومده
حدس میزنم به مرگ پدرت ربط داره درسته؟
تو گلوله ها رو دیدی جولز، یه تیر انداز دومی هم بود.
حرف سم هم شنیدم،
گفت که احتمالا اون هم یه پول بوده،
پس پرونده بسته شد.
سم چی گفت؟
سم!
اومدی اینجا بخاطر این که به جولی کار دادم داد و بیداد راه بندازی؟
یا این که یه پیرمرد رو ببری ناهار؟
همش بستگی داره که چطور سوالامو جواب بدی.
وای خدا.
بفرما.
بگو!
اون روز گفتی که اگه کس دیگه به بابام شلیک کرده
احتمالا یه پول دیگه بوده.
این یعنی چی؟
اون پول ها مثل سوسک میمونن پسر.
بخودت میگی فقط یکی جلوته
و هی بیشتر میشن.
من یه شایعه شنیدم. میخوام بدونم
که فقط شایعست یا نه.
ایدی پول، پدرم.
بسه.
من گذاشتم به جسدش بی احترامی کنی.
اما نمیزارم با آبروش بازی کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.