The first 200 lines.
مقتول فرمانده نیروی پلیس منطقه ، مارنی گرینِ
2بار به سینه اش و یه بار هم به سرش شلیک شده
راننده کامیون جسد رو پیدا کرده یه کم بعد از ساعت 5 زنگ زده
اولین کسی که سر صحنه رسیده یکی از مامورهای اداره اش بوده
کجاست؟
همینجاست ، کلارنس پرایس
بازرس لیزبن از سی بی آی تسلیت میگم
نمیدونید فرمانده دیشب این بیرون چی کار میکرده؟
نه ، خانم اطلاعی از طریق بی سیم داده نشده
خانواده ای اینجاها داره؟
فرمانده تنهایی زندگی می کرد تقریبا همه هفته رو کار می کرد
واقعا آدم خوش قلبی بود
شرمنده اشکالی نداره
می تونیم بعدا این کار رو بکنیم
نه ، نه ، خوبم
پوکه ای هم پیدا شده؟
یه دونه از نوع 380
یکی؟ ، اما سه بار بهش شلیک شده
افراد رو گذاشتم دنبال بقیه اش بگردند
خیلی خب
این دور و بر معمولا چه نوع جرم هایی اتفاق میفته؟
یه جریان مواد مخدر توی منطقه هست
کریستال ، هروئین
اما بیشتر با آدمایی طرفیم که به تعطیلات اومدند
توریست ها برای چشمه آب معدنی و این چیزا میان اینجا تعطیلات
ممکنه یه خشونت جاده ای باشه
ماشین فرمانده با یکی دیگه به هم می پیچند
تصادف ميشه ، راننده عصبانی میشه اسلحه هم داشته
شاید
بعیده
چی کار داری می کنی؟
دارم قد فرمانده رو حساب می کنم
5یا 6 اینچ کوتاه تر از منه
صندلی راننده برای یکی حداقل هم قد من تنظیم شده
شاید توی صندلی بغلی بوده
کیسه هوای صندلی بغلی بیرون نیومده
پس کجا بوده؟
خون
پس یه جای دیگه تیر خورده
قاتل فکر کرده مُرده ، توی صندوق عقب گذاشتتش
اما زنده بوده و چفت رو باز می کنه
در صندوق باز میشه
قاتل وحشت می کنه ماشینش تصادف می کنه
فرمانده از صندوق عقب میاد بیرون
قاتل اینجا به سرش شلیک می کنه
به خاطر همین فقط یه پوکه پیدا کردند
لباس فرم نپوشیده
پس احتمالش هست از خونه میومده
خودشه
تو از داخل شروع کن من اطراف خونه رو می گردم
سی بی آی ، تکون نخور
وای ، آروم باش
بشین روی زانوهات دستات روی سرت
مشکلی نیست همین الان
باهاش کاری نداشته باش اَنی
!بذارش زمین
آروم باش
لعنت بهت اَنی بهت گفتم توی ماشین بمون
حالا بذارش زمین
!جدی میگم ، بندازش
اَنی ، کاری که گفتم رو بکن
به حرفش گوش بده
اینجا چه خبره؟
تامی!؟
تریسا!؟
آنابث!؟
اَنی
تو اینجا چی کار می کنی؟
خودت اینجا چی کار می کنی؟
صبر کن ببینم ، اینا رو می شناسی؟
این برادر کوچیکم تامیِ
هی ، چه خبرا؟
برادر زاده ام ، آنابث
اَنی ، اسمم اَنیِ
هیچ کس منو آنابث صدا نمی کنه اسلحه رو بذار زمین
بذارش زمین
به خدا قسم ریس بهش گفتم بیرون بمونه
.:Reza15043 & MiRaGe:. Sync:AliNet
ممکن بود یکی رو بکُشی يا کُشته بشی
شغل سختیه
این حرفات رو بس کن
می دونه نباید هیچ وقت توی منطقه مسکونی دست به اسلحه بزنه
توی منطقه مسکونی؟
هیچ وقت
ببخشید که سعی کردم کمک کنم
شرمنده ست ، فقط اعتراف نمی کنه
تو رو یاد کی میندازه؟
چه خبره؟
چرا اینجایی ، چی کار می کنی؟
دارم دنبال یه نقض کننده شرایط می گردم
یه فراری ، کسی که شرایط ضمانت رو نقض کرده
می دونم نقض کننده شرایط چیه
از کی تا به حال بانتی هانتر شدی
من مامور اجرای شرایط ضمانت هستم
وقتی سال پیش دیدمت
داشتی با ادی دانکن ضبط صوت می ساختی
وقتی شانس در خونه آدم رو می زنه دیگه به ضبط صوت نیازی نیست
یه دوره آموزشی ماه آوریل پیش پسر عموی مارگو ، تیگ مالدون گذروندم
اون ضامنِ ، بهم یه شانسی داد
توی 2 ماه اخیر 6 نفر رو برگردوندم
یه 4000 دلاری کاسب شدم
تامی ، تامی شروع نکن
چی رو؟
دهنم رو سرویس کنی ، مثل همیشه
مثل این حرف که نمی دونم دارم چی کار می کنم
خب نمی دونی
می دونم دارم چی کار می کنم من یه حرفه ایم
آره ، راست میگی
دختر 13 ساله ات رو به عنوان نیروی کمکی همراه خودت آوردی
این خیلی حرفه ای گریِ
14سالشه
و این حرفت منصفانه نیست چون من نمی خواستم بیارمش
اون زن سابق و دیوونه ام با دوست پسرش رفت میامی
به خاطر همین پیش من موند
قیافه ات خوبه ، مدل موهات رو عوض کردی؟
باید تشویقم کنی دارم تلاشم رو می کنم
باشه ، اسم اون آدم فراریت چیه؟
اسمش کارماین اُبرایانِ
با وثیقه ای که توی سینت لوییس گذاشته فرار کرده
3روز پیش فهمیدم یه بلیط اتوبوس به اینجا خریده
به خاطر همین به فرمانده گرین زنگ زدم
و ازش خواستم تا می رسم اینجا حواسش بهش باشه
بعد از توی بی سیم شنیدم تیر خورده
فکر می کنی فرمانده ، اُبرایان رو پیدا کرده و اونم کُشتتش؟
آره ، نمی دونم شاید
چرا دزدکی وارد خونه اش شدی؟
در باز بود
فقط رفتم تو تا ببینم چی درباره اُبرایان می تونم بفهمم
فقط همین
خیلی خب
وقتی گرفتیمش خبرت می کنم
اما اگه نقشی توی این قتل داشته باشه نمیتونم بهت بدمش
از کجا می دونی من اول گیرش نمیارم؟
آره ، راست میگی
فکر نمی کنی بتونم ، هان؟
نه ، فکر نمی کنم بتونی
باشه ، می بینیم
می تونی مراقب اَنی باشی؟
شوخیت گرفته؟ نه ، نه
این کاری که می کنم خیلی خطرناکه
اداره ات خیلی امن تر از ماشین منه ، درسته؟
تازشم به یه جمع زنونه نیاز داره
مادرش که یه دیوونه خل و چله
منم که مَرد هستم
لعنت بهت ، تامی
اَنی
امروز رو با عمه تریسا می گذرونی
یالا ، وسایلت رو بیار ایول
بازی شروع شد خواهر ایشالا هر کی بهتر بود ببره
!یا خدا
هی
کارماین اُبرایان یه حسابدار توی سینت لوییس
سه ماه پیش به جرم اختلاس بازداشت شده بود
قبل از جلسه دادگاه از شهر فرار کرده
تابستون ها رو اینجا بوده توی فرمونت بزرگ شده
می تونه علت این باشه که چرا اینجا مخفی شده
سابقه خشونتی داره؟
نه ، کارمند سخت کوشی بوده
به شیوه قدیمی درس خونده ، سابقه دستگیری قبلی هم نداشته
باورش سخته که این یارو به یه پلیس شلیک کرده باشه
دلیل نميشه که این کار رو نکرده باشه
چو رو بفرست فرمونت پرس و جو کنه
کارت اعتباری و تلفنش رو بررسی کن
ریگزبی رو هم بذار مراقبش باشه
باشه
مامور پرایس ، سلام سلام
می تونم کمکتون کنم؟
به خاطر اینکه صندوق عقب رو بررسی نکردم ناراحتم
باید حواسم بهش می بود
پرونده های فرمانده رو بررسی کردم
دیروز یه ماشین رو به جرم مستی در حال رانندگی متوقف کرد
یه روسی به نام دیمیتری زوبوف
هنوزم توی یکی از هتل ها اقامت داره
چیه اون نظرت رو جلب کرد؟
میزان الکل موجود توی خونش 76 هزارم بوده
76هزارم ، این که خیلی کمه
مست نبوده اما فرمانده به هر حال بازداشتش کرده
منظورم اینه که وقت تلف کردن بوده
چون وقتی پرونده بره دادگاه
قاضی خیلی راحت تبرئه اش می کنه
این به کارهای اون نمی خوره
خیلی به جزئیات اهمیت می داد
ممنونم ، بررسیش می کنیم
می خوام هر جور که می تونم کمک کنم
خیلی از مردم این منطقه رو می شناسم
اگه بتونم توی مصاحبه هاتون کمک کنم
خبرت می کنیم
با دو انگشت ، فقط فرو کن و در بیار
مکث نکن ، می خوای امتحان کنی؟
باشه
حسش کردی؟
یه کم ، تو حسش کردی؟
کارت درسته
جیب بری ، آفرین
بهش قول دادم اگه باحال ترین داستان های زندگی عمه اش رو بهم بگه بهش یاد بدم
جرأت نداری بگی
البته که نه ، فقط داشتم دست به سرش می کردم
اُه جدی داشتی اين کار رو مي کردی؟ پس گمونم منم اینو بهت نمیدم
هی
آنابث؟
No comments yet. Be the first to leave one.