The first 200 lines.
مدیر، وضعیت جمع آوری !مواد مورد نیاز حصار چجوریه؟
... کاش میتونستم بگم که داره خوب پیش میره
!پس ما هنوز به اندازه کافی "نشان افتخار" نداریم؟
... آره
بیشتر نشانهای افتخار این کشور .متعلق به آکادمی سلطنتی اوله
در این صورت، نمیشه از آکادمی اول !درخواست همکاری کنیم؟
.گفتنش راحته
رابطه بین آکادمی اول و دوم .از اول مثل آب و آتیش بود
با این اوصاف، فکر نکنم بهانه تراشی .در مواجهه با بحرانی فعلی قابل قبول باشه
.سعی میکنم از اعلیحضرت بخوام که بینمون واسطه بشه
!چه وقاحتی
،مدیر آکادمی درجه دومی مثل تو !با چه جراتی مدیر آکادمی اول رو به اینجا احضار کرده؟
تو به عنوان زیر دستم .باید میومدی پیشم
.این احضار به دستور اعلیحضرته
،و تا اونجایی که میدونم هیچ سلسله مراتبی
!بین مدیران دوتا آکادمی وجود نداره
!سلسله مراتبی وجود نداره؟
با نگاه سرانگشتی به تعداد !دارندگان نشان افتخار همه چی دستت میاد
.این یارو داره خاطراتم رو زنده میکنه
میشه این مزخرفات رو بذاری کنار !و بریم سر اصل مطلب؟
!گفتی مزخرفات؟
حتماً تا حالا شنیدی که ما داریم اطراف پایتخت !برای جلوگیری از نفوذ شیاطین حصار درست میکنیم
امیدوارم دانش آموزان آکادمی اول .توی ساخت حصار بهمون کمک کنن
!رد میکنم
آکادمی با افتخار اول با آکادمی !بدردنخور دوم همکاری کنه؟
دیگه وقتش رسیده تا دیدگاهت رو در مورد !نشانها" تجدید نظر کنی"
ما خودمون رو در مسابقات بین !مدارس به همه اثبات کردیم، مگه نه؟
نتایج بخاطر دخالت شیاطین توی مسابقات !باطل محسوب میشه
... هی، بیخیال
دخالت شیاطین" زیر سر" !یکی از دانش آموزان خودت بود
!پس، نظرتون در مورد این نقشه چیه؟
،ما مسابقات رو از سر میگیریم
و شما میتونید هر تعداد شرکت کننده که .خواستین رو بفرستین
.بازنده هر کاری که برنده بخواد رو باید انجام بده
!نظرتون چیه؟
.خوشم اومد
.ولی یه شرط دارم
!شرط؟
!اون هیولا اجازه شرکت نداره
!هیچ کدوم از همگروهیهاشم اجازه دخالت ندارن
... هی، این یکم
.اشکالی نداره
!مسابقه پس فردا برگزار میشه
من این انگ بی شرمانه شکست خوردن !آکادمی اول رو از بین میبرم
!فقط صبر کنید و ببینید
... ددم وای
!با همچنین شرایطی میشه برنده شد؟
.البته. بیایید برای آخرین بار هم شده دهنشون رو گل بگیریم
قسمت 5
.قویترین فرزانه دوستان جدیدی پیدا میکنه
... محض رضای خدا
به نظر میرسه اکادمی اول یه .اندازه کافی شرکت کننده با خودش اورده
قصد داشتم در صورت پیدا شدن فرد ،خطرناکی ایریس رو بفرستم
.ولی هیچ هاله شیطانی از بینشون حس نمی کنم
.به گمونم، این بار نیازی به ملحق شدن ایریس نیست
!میبینم که نزدین به چاک
!کاملاً طبیعی ـه
.نیازی نمیبینم که ازت پنهون بشیم
شرکتکنندگان ما بهترین دانش آموزان !داری نشان افتخار هستن
،بچهها
!با تمام توان مبارزه کنید
!آره
!خب؟ آکادمی دوم کجاست؟
.همین الان دارن وارد میشن
!چی؟
!فقط اون پنج تا رو آوردی
،یه نشان شکست
،دو تا نشان استاندارد
.و دوتا نشان ضعف
!با چه جراتی منو مسخره می کنی؟
بجای این حرفا بیایید !زودتر مبارزه رو شروع کنیم؟
.خیلی خب
!نتیجه از پیش تعیین شده
... مسابقه برگشت بین آکادمیها
!شروع میشه
... جادوی اتش که درونم موج میزنی
!جادوی بی کلام؟
!شوخیت گرفته؟
!دارین چه غلطی می کنین؟
!طرفتون فقط پنج نفره
!اتمام مبارزه
!برنده، آکادمی دوم
.به گمونم، آوردن پنج نفر هم زیاده روی بود
!امکان نداره
!من همچنین نتیجه ای رو قبول ندارم
!اونوقت چرا؟
!همه اونا به وضوح هیولان
!قبلاً بهت گفته بودم هیچ هیولایی در کار نباشه
اون بچهها شاید بهترین ،دانش آموزمون باشن
ولی بهت قول میدم از لحاظ توانایی !هیچ تفاوتی با سایرین ندارن
!پس، ثابتش کن
... حتی اگه بخوایم ثابتش کنیم
!پس، اجازه بده اون مبارزه کنه
!من؟
مشکلی باهاش ندارم، ولی !من هیچ سلاحی ندارم
.پس اینو بگیر
!هی، کی شمشیر منو برداشتی؟
!صبر کن
اول باید مطمئن بشم که !هیچ ترفند کثیفی تو به کار برده نشده
.هر جور عشقته
.این فقط یه شمشیر زواردر رفتهست
!حقیقتاً در خور آکادمی دومه
!ایریس؟
.بله
!هی، بیشتر مراقبش باش
!او...اونم یه هیولاست
!اینکه دیگرون رو "هیولا" صدا کنی بی ادبانهست
!هر چی نباشه بازم دخترم
... هرچند، از نوع اژدها
... به هر حال، فیکوس
!چـ...چیه؟
تقریباً مطمئنم اعلیحضرت شخصاً .دستور دادن که جادوی بی کلام توی مدارس تدریس بشه
ولی دانش اموزان اکادمی اول !به وضوح از افسون استفاده می کنن
!میشه توضیج بدی اینجا چه خبره؟
!چيه مگه؟
من باید از اصول آموزشی این پادشاهی در مقابل
نشان رقت انگیز شکست و نشان های !متوسط و استاندارد محافظت کنم
... حتی اگه دستور اعلیحضرت باشه
!پس تو از فرمان مستقیم پادشاه سرپبچی می کنی؟
!اعلیحضرت
!این فقط نظر شخصی بود
... من هرگز
!گارد سلطنتی، این خائن رو دستگیر کنید
!صبر کنید
!اعلیحضرت! اعلیحضرت
!لعنت بهت، آکادمی دوم
!برا من دسیسه چینی کردین
!هرگز نمیبخشمتون !تاوانش رو پس میدین
،بسیار خب، دانش اموزان آکادمی اول من
از این لحظه به بعد شما به همراه اکادمی دوم
،در زمینه جادوی بی کلام آموزش خواهین دید
!و توی پیش برد طرح بهشون کمک خواهین کرد
!اعتراضی که ندارین؟
!نه، اعلیحضرت
.آوردن پادشاه حرکت زیرکانه ای بود
.همینطوره
خیلی خوشحالم که دانش اموزان آکادمی اول !اینقدر مشتاقانه بهمون کمک می کنن
به نظر میرسه مدیر مدرسه .زیاد براشون اهمیت نداشت
!شکی درش نیست
حالا می تونیم با سرعت زیاد !حصارو تکمیل کنیم
و آموزش جادوی بی کلام .بدون موانع کسترش پیدا میکنه
!امروز داریم کجا میریم؟
.جمع اوری مواد لازم برای حصار
!حصار؟ !مثل میثریل؟
این کارو سپردم به دانش آموزان !آکادمی اول
!ما دنبال سنگ جادویی میریم
!ماده ای که هسته مرکزی حصار رو تشکیل میده، مگه نه؟
ولی برای این کار به سنگ حداقل 60 !سانتی متری نیاز داریم، درسته؟
.پیدا کردنش اینقدرام سخت نیست
... برای مثال
ببخشید، میشه لطفاً موقع حرف زدن !در مورد سنگ جادو بهم زل نزنین؟
،درسته که اژدهایی مثل ایریس .سنگ جادویی در حد 80 سانتی متر داره
... بهم نگو که
!میخوای سنگ رو از ایریس برداشت کنی؟
.نگران نباش، من هرگز این کارو نمی کنم
.راه دیگه ای برای بدست آوردنش وجود داره
!ما هیولا رو احضار می کنیم
،آلما و لوری توی تمریناتشون حسابی پیشرفت کردن
.ولی ایریس هنوز یکم مشکل داره
.اون روی کنترل قدرتش خیلی ضعیفه
ولی این آزمایشی که ببینم اون لیاقت ملحق شدن .به گروهمون رو داره یا نه
!روت حساب می کنیم
!این اولین باری که وارد طبقه 17 شدم
!منم، همینطور
!واقعاً؟
برخی از همراهان قبلیم !تا طبقه 654 رسیده بودن
.داره به من تو زندگی گذشته ام اشاره میکنه
.بیایید هیولا رو همنیجا احضار کنیم
لوری میتونی یه دایره جادویی !اطراف سنگ جادو بکشی؟
!تلاشمو می کنم
!موفق باشی، لوری
.از چیزی که فکر میکردم خیلی سختره
.آروم باش. تو میتونی از پسش بر بیایی
.بفرما، منم بهت کمک میکنم
.متاسفم ... روش تمرکز میکنم
!از پسش بر اومدم
کارت عالی بود. هر روز توی این .کار داری حسابی پیشرفت می کنی
... خیلی ممنون
!اینجا حسابی گرم شده، مگه نه، ایریس؟
.اگه میشه اینو با مانا پر کن
.باشه
،اگه بیش از حد مانا بهش تزریق کنی دردسرساز میشه !پس به آرومی این کارو انجام بده
!گفتی به آرومی؟
... بگیر که اومد
... به آرومی ... به آرومی
... یه لحظه صبر کن! این مقدار
!کافی نیست؟
!پس، بیشترش میکنم
!بیشترش نکن !کاهشش بده
!در واقع، کنسلش کن
!بـ...بسیار خب
.دیر شده
اینطوری ممکنه هیولایی احضار کنیم که !فرای توان این طبقه باشه
!داره میریزه. فرار کنید
!ایریس! بهت گفتم آروم آروم با جادوت مخلوطش کن
!بله! منم خیلی آروم داشتم مخلوط میکردم
اون کجاش خیلی آرومه؟
:واقعا، قبلا یکیو میشناختم که میگفت ،میخوام جادومو یه امتحانی کنم
...و بعدش زد سه تا کوهو نابود کرد
...منو با همچین کسی مقایسه
No comments yet. Be the first to leave one.