The first 200 lines.
مونیونگ
عاشقتم
اینطور نیست؟ جور دیگهایه؟
میشه لطفا یه چیزی بگی؟
،اگه یه بار دیگه بهم بگی دوستم داری ...ممکنه من
ممکنه تو چی؟
اینکار رو بکنی؟
وای، اون گوزن لعنتی
!خفه شو، گوزن احمق
دوستت دارم
"فصل آخر" "پیدا کردن چهره واقعی"
تذکاریه"
من، لی سانگاین، مدیر عامل سانگ سانگ ای سانگ
تمام تلاشم رو میکنم - تمام تلاشم رو میکنم -
تا کتاب - تا کتاب -
قصه پریهای - قصه پریهای -
"مون سانگته رو چاپ کنم، لی سانگاین - مون سانگته رو چاپ کنم، لی سانگاین -
دستخطش خیلی خرچنگ قورباقه است
سانگته
"تذکاریه"
وای، باورم نمیشه مجبورش کردی تذکاریه بنویسه
حرف نداری سانگته
اما اینجا منتظر بودی که این رو نشونم بدی؟
نه - پس دلت واسم تنگ شده بود؟ -
رئیس - چیه؟ -
میخوام از کار پاره وقتم دربیام
چی؟ - دیگه نمیخوام واست کار کنم -
یهو چی شده؟
همیشه مردم یهویی از کارشون درمیان
برای همین خیلی متاسفم
چرا؟
واسه اینه که حقوق بیشتری میخوای؟
باشه، خیلیخب، حقوق ...ساعتیت رو 500 ون بیشتر میکنم
نه، بهت هزار ون بیشتر میدم
میخوام طراح بشم نه کارگر پاره وقت
چی؟
میخوام یه طراح واقعی بشم
یه واقعیش
نه
نه
این خیلی یهوییه
قبول نمیکنم
،سانگته، اگه باید دربیای باید یه جایگزین واسم پیدا کنی
اما اون شخص دقیقا مثل خودت باید یه کارگر خوب باشه
باید ازش خوشم بیاد و باید خوب هم نقاشی بکشه
و باید چشمانداز منحصربهفردی هم داشته باشه
میخواستم وقتی اجازه میدم بری خیلی باحال باشم
بیا صادق باشیم
باحال بودن واست خیلی سخته
گاهی، بد نیست دروغ بگی
نه، من باید صادق باشم
دیگه زیادی صادقی
چرا عکسم رو به درخت مامانت
آویزون کردی؟
فکر کردم شاید بخواد ببینتت
بهش گفتی من کیم؟
که تو بهترین دوستِ سانگتهای
چیزی که همیشه منتظرش بوده
و اینکه زنی هستی
که عاشقشم
بهش گفتم ما سه تا الان یه خانوادهایم
و اینکه اون نباید نگرانمون باشه
حس میکنم
ممکنه واقعا ازم بدش بیاد
بیا صادق باشیم
خیلی دوستداشتنی نیستی
هوس مُردن کردی؟
چرا میخوای بقیه دوستت داشته باشن؟
فقط با من خوب باش
خوابم میاد
خوابم میاد
خوابم میاد
باشه، بیا بخوابیم
باشه - بیا بخوابیم -
باشه، بیا بریم
نه، نگفتم بیا بریم گفتم بیا بخوابیم
میخوای اینجا بخوابی؟
نه، بیا بریم، میرسونمت
قبلا به گانگته گفتم که اینجا میخوابم
چرا؟ - که اونها بتونن با هم آشتی کنند -
باید تنها باشن که بتونن آشتی کنند
اگه اونجا باشم در نهایت فقط مزاحمشون میشم
اینطوری نمیتونن با هم آشتی کنند
جه...جهسو، تو هم میتونی اینجا بخوابی
و راستی، واقعا امیدوارم خروپف نکنی
عمل...سینوسی چیزی انجام بده
سانگته
کِی یه برادر بزرگ مثل تو میشم؟
واسش یه برادر نیاز داری
وقتی والدینت یه بچه دیگه بیارن میشی برادربزرگتر
وای، فقط دلم میخواد برادر کوچکتر تو باشم
مراقب باش، چاقو دستمه
یادم افتاد
فراموش کردم یه چیزی رو بهت بگم
چی رو؟
من الان بیکارم
از کارت دراومدی؟
آره - چرا؟ -
میخوام چیزهای جدید رو امتحان کن
نگو که واقعا داری فکر میکنی بری مدرسه
...واسه امتحان ورودی دانشگاه ملی درس میخونم
نه
اگه میخوای اینکار رو بکنی مدرکت رو انلاین بگیر
به اجازه تو احتیاجی ندارم
چرا با اینکه کل عمرت رو سخت کار کردی میخوای درس بخونی؟
اینکار رو نکن
،هیچکاری نکن فقط مثل یه انگل
بچسب بهم
گفتم چاقو دستمهها
حرفم رو پس میگیرم
منظورم که انگل نبود
برنامهات چیه؟ بهم گفتی دیگه نمیخوای بنویسی
چیزی نیست که بخوام در موردش بنویسم
پس اون داستانی که
سه نفر سوار ماشین کمپینگ میرن سفر چی؟
منتظر اون داستان بودم
میخوای بخونیش؟
میخوام باهاش خودنمایی کنم
تو و سانگته روش کار کردید
واسه همین میخوام باهاش به مردم فخر بفروشم
دنبالم بیا
ببین
سانگته کشیدتش
مون گانگته است که یه لبخند خیلی شاد روی صورتشه
انگار وقتی خواب بودی
اینطوری لبخند زدی و گفتی یکی رو دوست داری
حتما واقعا دوستش داری
که احساساتت رو حتی توی خوابتم
بهش اقرار کردی
آره
این شبیه
من نیست
بعد از دیدن این نقاشی
یه تغییراتی توی داستان دادم
اما نمیتونم بهت پایانش رو بگم
میخوای
کتاب رو چاپ کنی؟
خب، میخوام این یکی رو چاپ کنم
اما از آینده خبر ندارم
ازش خوشت میاد؟
اره، دوستش دارم
کی رو بیشتر دوست داری؟ من یا سانگته رو؟
اونی که بیشتر از همه دوستش دارم
خودمم
!من اومدم
سانگته، غذا خوردی؟ - اره -
لعنتی، ای روباه موذی
من رو بیشتر دوست داری؟
مات
باورم نمیشه نتونستم این رو پیشبینی کنم
دوباره باختم
اینبار دیگه چی میخوای؟
سوسیس؟ ذرت؟ شکلات؟
سخته مرتب از عمد ببازی، نه؟
خیلی دیگه معلوم بود
خب این روزها خیلی غصهداری
همهاش تظاهر میکردی که باختی
و واسم غذا میخریدی تا خوشحالم کنی؟
خدای من
این رو بگیر
چی هست؟
به عنوان دکترت این آخرین تجویزم براته
بپوششون و از اینجا برو بیرون
چشمهات رو نبند
و تظاهر نکن که نمیتونی در خروجی رو پیدا کنی
با این کفشها از اینجا برو و تا وقتی در رو پیدا نکردی برنگرد
...خدای من، چی
اندازهاتن؟
کاملا اندازهام اند
خدای بزرگ
واسش خیلی ناراحتم
بیول، من این رو عوض کردم - !بابا، درد میگیره -
...پس میتونی - !بابا، درد میگیره! درد میگیره -
بابا؟ - الان گفت درد میگیره؟ -
فکر کنم جفتشم گفت
!بابا، درد میگیره! واقعا درد میگیره! بابا
این رو فورا اخراج کنید
خودم میخواستم استعفا بدم
خدای من - الان بهش گفت بابا، نه؟ -
اون پسر رئیس او؟ همونی که یه خرده دیر دنیا آوردنش؟
واسه همین همیشه اینقدر پررو بود
وای، درد میکنه
فکر کردم اگه واسم کار کنه
یه خرده بزرگ میشه اما خیلی به درد نخوره
وقتی بازنشست شدم اینم با خودم میبرم
پس این رو یادتون بمونه و روز خوبی داشته باشید
بیا ببینم
!وای، دردم اومد
باورم نمیشه
!اصلا شبیه باباش نیست
همه بچهها که شبیه والدینشون نمیشن
از کار پارهوقتت دراومدی؟
آره
که یعنی الان همهمون بیکاریم
واقعا شبیه همیم
راستی، شماها آشتی کردید؟
بهتره همدیگه رو ببوسید تا اینکه دعوا کنید
نگران نباش، سانگته
نه فقط بوسه معمولی داشتیم بلکه همدیگه رو فرانسوی هم بوسیدیم
فرانسه...بوسه فرانسوی؟
No comments yet. Be the first to leave one.