The first 200 lines.
!زودباشین
.هی... هـوو، زودباشین
!یالا، یالا
!تیمی، هدایتشون کن
.هی. ببرشون تو
.درسته. برید تو. زودباشین
.تامی
.تامی
!تامی
.تمام روز رو وقت نداریم
.آره، بابا، حتما
.فقط... الان تمومش میکنم
بابا، فکر کردم شاید بتونیم راجب .هنرستان حرف بزنیم
چطور مگه؟
.گفتم که، یه مسابقه بزرگ شنبه برگزار میشه
.آه، آره
.آه، بله. آره
.قراره حسابی خدمتشون برسیم. آره
تنها مشکلی که الان تیم داره، اینه که .متمرکز بمونه
!واوو، هی، مراقب باش
...دیروز، پلیس اطلاع داد
،یک مجرم فراری به اسم کالای تاکالوآ
"که به نام "پرنده ی زندان موندی موندی ،هم شناخته میشه
در سومین اقدام به فرار، از زندان ویلیاما .به حومه ی شهر گریخته
...تاکالوآ در سال 1998 محکوم و زندانی شد
...به جُرمه دزدیدن الماس از کارفرماش
.در مدته کار در معدن های کیمبرلی
،ارزش الماس ها میلیون ها دلار برآورد شده
.که هرگز پیدا نشد
...تاکالوآ شدیدا تحت بی آبی بوده
...و طبق گزارش، رو به مرگ بوده
.وقتی توسط یک نوجوان محلی پیدا شده
.درسته، شارون
توماس مکالپین، یه پسر محلیه که ،با پلیس تماس گرفته
.و این یه داستان عالی تو مدرسه درست میکنه
.قطعا
.میبینین؟ درسته .یکی از شماها شهرت محلی پیدا کرده
چطوره؟ و چطور بدست آوردش؟
،با انجام کار درست .با پیروی از قانون
تامی؟
تامی؟ - هان؟ -
.اوه
تامی؟
،خب، راستش
..فقط چشمم به بیرون بود تا شترمرغی چیزی
!آروم
.میدونین، فقط خوشحالم که زنده است
.حسابی داغون بنظر میومد
اوه، از بیمارستان میارنش بیرون و .فورا برمیگردونن زندان
.کارت خوب بود
!بله! بله
چه احساسی داره که از یه چلاق شکست بخوری؟
.رفیق، تو که جدا نمیخوای مجبورم کنی اینکارو بکنم
.چی؟ اینقدر جِر زن نباش .تو مسابقه رو باختی
.مت، اون اصلا نمیدونه من وجود دارم
،اگه برم سراغش و شعر بخونم
.فکر میکنه، راه گم کردم
آره، خب، نقشه ی بهتری داری که بتونی باهاش بری بیرون؟
.آره
.نه
ببین، تو ذهنت مشغول این ...دختر خوشگل آمریکاییه که
.ذهنم مشغولش نیست، مرد. مزخرفه
.باشه، متاسفم ...واسه این آمریکایی کمین کردی
!کمین نکردم
...خیله خب، خیله خب. تو
.دورادور دوستش داری
...حالا، هر نقشه ای واسه قرار گذاشتن
،با کت کشیدی، توی ذهنته
،چون میخوام ریسک کنم
...و پیشنهادی بکنم که احتمالا اثری نداره
براساس این حقیقت که تو هرگز .واقعا باهاش حرف نزدی
رفیق، امروز به اندازه کافی مشکل دارم، باشه؟
...به اندازه کافی بخاطر این نمایش استعداد عصبی بودم
.حتی قبل از اینکه دیشب به یه مجرم بر بخورم
بابات امروز میاد؟
کی میدونه؟
.ناراحت نشو
.تو موسیقیت رو از همه جهت میشناسی
آره، اما گروه موسیقیه مدرسه، دقیقا .چیزی نیست که توی ذهنم بود
.خیله خب، اینم نسخه جدید موسیقی
.نمیتونم اینو بزنم .همونی نیست که تمرین کردیم
.نه، اما خیلی شبیهه .بیشترش همونه
.فقط با چند تا تغییر کوچیک
.سومین باریه که عوضش میکنی
خب، فقط راهنماییه منو دنبال کنید، باشه؟
.شماها، اونا چهار نفرن
!میتونیم حسابی بریم تو کارشون
.خیله خب .هی، استاد، شما اومدین
فکرکردی اینو از دست میدم؟
.بیا. ماله توئه. بازش کن
هنرستان موسیقی؟ - .آره -
چطوری؟ - .سی دیت رو براشون فرستادم -
.نه، اون که افتضاح بود .خیلی خوب تنظیم نشده بود
.خب، بخاطر همین باید یه آزمون بدی
آزمون؟ - .آره -
"...بعنوان متقاضیه دوره آموزش آهنگ سازی"
،مسئول کشف استعدادها، آقای دیوید وولی"
به محلی که برای آزمون ".انتخاب کنید، سفر خواهد کرد
.آآ هـــا
که باید قبل از 15ـهم جولای" ".برنامه ریزی شود
.این فقط سه هفته است
.آره. اما همینه، رفیق .همینه
.اووه، بهتره برم - .ممنونم، استاد -
آماده اید؟
.خیله خب، عالیه
آهنگ نوشته شده و به رهبریه .توماس مکالپین
اغلب شما مکالپین ها رو از ،ایستگاه هارمونی میشناسید
،مخصوصا مربی جورج مکالپین رو
که تیم فوتبالمون رو به سومین دوره ی !مسابقات قهرمانی رسونده
.درحقیقت، فکر میکنم مربی مکالپین رو اینجا میبینم
جورج، "اِی زِد" چطور بنظر میاد؟
امسال هم انتظار یه پیروزیه دیگه رو داشته باشیم؟
...فقط
.یه جورایی کم کم داره اوضاع خراب میشه
خب، اون، آآه، همین جا ...اجراهای دبیرستان ویلیاما به پایان میرسه
.خیلی، خیلی ممنون که اومدین
.واضحه که هنوز آماده نیست
.اجرات یه کم ناهنجار بنظر میومد
...اما اگه جنبه ی مثبتش رو ببینیم
.این قطعه موسیقی، بهترین کارته
.و سه هفته وقت داری کاملش کنی
.آره، این وقت کافی نیست
.مخصوصا با این نوازنده ها
.یعنی، اونا نمیتونن برای نجات زندگیشون بنوازن
مثله اینه که تمام چیزایی که همیشه ،میخواستم، درست مقابلمه
.ولی نمیتونم بهشون برسم و بدست بیارمشون
.ببین، تو سه هفته وقت داری
،چرا نمیری پیش پدرت
...ببینی شاید بتونی بری یه شهر بزرگتر
.و موسیقی دان بهتر و باتجربه تری بشی
پدرم؟ - .آره، پدرت -
...نه، پدرم هیچ وقت
!لعنتی !واسه مسابقه دیر کردم
!ممنون، استاد
!متاسفم
.بابا
...بابا
.دیر بیای، نمیتونی بازی کنی
.دفعه ی بعد - .دفعه ی بعد -
.وقتشه
چطور تونستی با ویلچیر یواشکی بیای پشت سرم؟
.روش حرکت دزدکی
موتورش رو خاموش میکنم .و از دستام استفاده میکنم، روش قدیما
.اما وقتشه
.اوه، رفیق. بس کن، ببین
،چیزی که اونجا نوشته رو بگو، کلمه به کلمه .وگرنه اثر نمیکنه
.این خوبه
،رفیق، میخوام ازش بخوام بریم بیرون .نه اینکه طلسمش کنم
...آره، البته که داری طلسمش میکنی .طلسم عشق میکنیش
،زودباش. تو مسابقه رو باختی .باید از نقشه من پیروی کنی
!جدی میگم. بازیکنای فوتبال آمریکایی سُست اند
!برو. اون درست همونجاست
...فقط... فکر نمیکنم
.به هرحال، بعدا باهات حرف میزنم
میتونم کمکت کنم؟
،تو خورشید منی
.ماه من، و ستاره های من
...یه قرار با تو مثله شنا کردن در
.اقیانوسی از خوشی و لذته
ممکنه همراهه من توی جشن مدرسه شرکت کنی؟
چی؟
...تو خورشید منی
،نه، همون دفعه ی اول شنیدم .مایکل بولتون
آم، ببین، اسمت چیه؟
.تامی
،باشه، آم، تامی ،این فقط... عجیب بود
پس الان فقط میخوام برم، باشه؟
!اون پسره، همین الان ازم درخواست رقص کرد
خب، چطور شد؟
،اگه، بخوام جلوی چرخ هات دراز بکشم
میشه یه لطفی بهم بکنی و فقط اونقدر از رو گردنم رد بشی که بمیرم؟
.تامی
.بله، بابا، یه لحظه
کجا بودی؟
.خونه - .اوه، فکر نکنم -
.چهِل بار واسه دیر کردن
.بابا، بس کن
.مسئله ی شخصی ای نیست، تامی
ببین، خونه استاد بودم، باشه؟
تامی، کی قراره کافی باشه؟
.بابا، بس کن - .پنجاه بار مستقیم -
.فردا صبح زود شروع میکنیم
.شما که گفتید 40 - .پنجاه -
!آخ! خدا
.تامی
هان؟
این ماشینه توئه؟
.ماله بابامه
پس، میخوای منو واسه یه سواری ببری، یا نه؟
...آره، نه، خیلی دوست دارم، اما
،میدونی چیه، اد امشب تا دیروقت بازه ...اگه بخوای
.آروم، کازانووا
باشه. جلوتر بپیچ چپ، باشه؟
.خیله خب، موتور رو خاموش کن
...هی، ببین، اون موقع تو زمین بازی، من
!هیـس
چــ....؟
.ازت خوشم میاد، تامی
.میخوام برام یه کاری بکنی
...اما اول، باید بدونم که توئم هستی یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.