The first 149 lines.
بوس: مرده يا زنده" "قسمت هفتم: گمشده و پيدا شده
...اگه تو بوس نيستي "سال 1945، مانوچار"
چرا وقتي مارو ديدي فرار کردي؟
...آقا، هرجاي دنيا
اگه دوتا مرد با اسلحه تعقيبت کنن... مثل برق فرار ميکني
ولي اين دليل نميشه که من بوس هستم
بوس کجاست؟
اخبار رو نخوندي؟ اون مرده
داره مارو سرکار ميذاره
منابعـت خبري از بوس دارن؟
بله آقا
به ما خبر رسيده که بوس يه خونه تو يه هتل همين نزديکي اجاره کرده
تاييد شده ست؟
"بوس" اسم و شخصيت سريال
ببخشيد
گفتن اينکه بوس داره تو اون هتل زندگي ميکنه يا نه، سخت بود
در همين حال، پليس انگليس سه هندي رو دستگير کرده بود
بله؟ چطور ميتونم کمکتون کنم؟
يک راننده اتوبوس، يک بليط فروش و يک مدير هتل
قبلا اين مرد رو ديدين؟
دارين شوخي ميکنيد؟ درست پشت سرتون وايستاده
داري سرکارشون ميزاريد؟
وقتي عکسم همه جا هست من رو با خودشون همه جا ميبرن؟
...مردي که تو تصوير ميبيني کسيه که- اسمش رو نگو-
با دقت ببين
بهم بگو، مردي که تو عکس ميبيني تو اين هتل بوده يا همين مرد بوده؟
نه، آقا، اون يکي ديگه ست
گرچه، اون شبيه شه ولي اون فرق داشت
مطمئني؟- بله آقا-
کي بود و کي به اين هتل اومد؟
سه روز پيش اومد
يه اتاق ميخوام- باشه-
اسم تون؟- جوزف-
امضاء تون
اصلـه
اتاق 102
نه، ممنون
مستقيم برين بالا
برو بالا رو چک کن- اطاعت-
چيکار ميکرد؟
اتاقش هميشه پر از کاغذهاي سوخته بود
تموم روز تو اتاقش بود
در رو براي غذا يا سرويس اتاق باز نميکرد
فقط مينوشت و کاغذ آتيش ميزد
تعجب کردم چون جنگ تموم شده بود
نميدونم داشت چيکار ميکرد
وقتي ميخواست هتل رو ترک کنه
ازم خواست که ميتونه يک ماشين يا اتوبوس اجاره کنه؟
تا يه جايي رسوندمش
بعدش ازم خواست که پيادهش کنم
يه پا بازيگر بود
چند وقته داري اينجا کار ميکني؟
سه سال- قربان-
اينا تو اتاق بوس بودن
قربان
به اندرسون زنگ بزن و درباره واتانبه سوال کن جزئياتش رو ميخوام
اطاعت قربان
هندي هستي؟- بله آقا-
تو مانچوريا چيکار ميکني؟
کارگر هستم آقا دنبال پولم
ديگه به هند نميگيم وطن مون
الان متعلق به انگليسه
اين رو ميشناسي؟
نه
قبلا نديدمش
آقا، داره دروغ ميگه من ميگم
اين از کجا اومده؟
مال زنمـه
اين از کجا اومده؟
آره، اون اينجا بود
خيلي عجله داشت
ميخواست يه روزه به اينچئون برسه
ازم خواست که يه اتوبوس خالي تا اينچئون براش پيدا کنم
ميخوام برم اينچئون
اين اتوبوس جايي نميره
من رو نميشناسي؟
ميشه دست از سرم برداري؟ خستهـم، بذار بخوابم
حالا انتخاب کن
برو اينچئون، عجله کن لطفا
کي رفت؟
دو روز پيش
قربان، ميتونم برم؟
ميخواست يه روزه برسه به اينچئون
خيلي عجله داشت
راننده لعنتي
هندي هستي، درسته؟
آره
قراره که تو يه جنبش بزرگ شرکت کني
چرا با اين عجله ميخواي بري اينچئون؟
کل اتوبوس رو اجاره کردي
منتظر چندتا دوست قديمي ام اگه نرسم، ناراحت ميشن
اگه غذا يا آب خواستي ميتونم برات بيارم
هر چي خواستي ميتوني بهم بگي
من يه ارتش ميخوام ميتوني رديفش کني؟
چي؟
يه ارتش با تانک، نارنجک و تفنگ
چه آدم عجيبي
چيزهاي ترسناک زيادي تو اين جنگ ديدم
پس ميتونم بدبختي رو از يه مايلي بو بکشم
براي همين تصميم گرفتم که ديگه دنبالش نرم
آدم خطرناکي بود، آقا؟
قبل رسيدن به اينچئون ناپديد شد "سال 1945، اداره پليس کلکته"
هيچي اين اطراف نيست پس بايد رفته باشه اينچئون
بايد رفته باشه کسي رو ببينه
يه دوست قديمي کي ميتونه باشه؟
کاملا مطمئن نيستيم که بوس بيرون اينچئون بوده
قبلا اين اشتباه رو کرديم
قربان، اون حتما بوس بوده
چندبار مارو فريب داده و بدون هيچ ردي فرار کرده
اين ويژگي با ارزش اونه
بايد مثل خود بوس فکر کنيم
بايد بفهميم کجا داره ميره و زودتر بريم اونجا
تنها راهش همينه- درسته-
يه دوست قديمي
باشه خب، بذار ببينم
رحمان الان تو زندانه
رام مورتي بهش خيانت کرده، پس بيرونه
ميخواد با کي ملاقات کنه؟
مخصوصا الان که به نظر ميرسه يه چيزايي تو سرش باشه
اسم واتانبه روي کاغذ سوخته بود
اون بين سربازهاي ژاپني از همه به بوس نزديکتر بود
خب، فيگز رو باهاش ميفرستيم
که بفهمه اون تو اينچئون هست يا نه نيکامورا رو هم ميفرستيم
اندرسون، فيگز و يک نماينده از پليس انگليس به ژاپن فرستاد سال 1945،ژاپن
براي دستگيري افسرهاي آي ان اي کينجي واتانبه و ناکامورا
سلام
...اولين چيزي که فهميدن اين بود که
به دوتاشون همزمان زنگ زده شد...
کسي که به واتانبه و ناکامورا زنگ زده بود يه مرد بود
يه مرد که ژاپني حرف ميزد
ولي زبان مادريش ژاپني نبود
منظورت چيه دارباري لال؟
منظورم اينه که
ژاپني ميگفت چون ملاقات شون زيرزميني بوده
زيرزميني؟ يعني چي دقيقا؟
زيرزميني! داره درباره پناهگاهها صحبت ميکنه
نميدونيم ژاپنيهاي لعنتي چند تا پناهگاه اون بيرون درست کردن
نيازي نيست بدونيم فقط بايد تعقيب شون کنيم
تا بدونيم دارن کجا ميرن
منم داشتم همين رو ميگفتم
چيزي که شوکه کنندهست اينه که مردم هم به سمت اينچئون رفتن
گرفتيمش
بوس رو گرفتيم
بعد اين همه سال بالاخره بوس رو گرفتيم
خب، اين يعني شروع به لغزش کرده
اين دفعه حتي سعي نکرد ردش رو بپوشونه
!همينش عجيبه
فکر نميکنيد داره مارو مستقيم به سمت اينچئون ميبره؟
انگار اون ميخواد که ما به اينچئون بريم
No comments yet. Be the first to leave one.