The Millers

The Millers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Millers S01E22 HDTV
A Commentary by De PALMA
..:TvWorld.info:..

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2015-05-03
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!آخ

.وای خدا، چقدر داغ ـه

.آره

.این چیزه درست کار نمیکنه

.من که به همه میگم

آبی که ازش بیرون میاد .مثل پرونده های توی دادگاه داغ ـه

."ممنون "دوین

تا حالا فکر کردی قبل اینکه ازش بخورن بهشون هشدار بدی؟

...نه، میدونی من ما توی کار وکالت هستیم

.و یه جورایی دلمون میخواد مردم شکایت کنن

از وقتی اونا "سوزان" رو که به ملت تجاوز میکرد ...رو اخراج کردن

.وضعیت کار ما خراب شده - .آره -

.یادش بخیر وقتی "سوزان" بود خیلی خوش میگذشت

."هی "نیت

...یادت میاد منو با یه دختره آشنا کردی

دختر عموی زشت "جنیس" رو میگم؟

.حالا یر به یر شدیم

."هی، "میلر

...ری" میگه که جمعه شب کار داره اما"

.گفتش که تو برنامه‌ای نداری

.من و تو قراره خوش بگذرونیم

.یه اهل حال میخوام که با همدیگه بریم حال کنیم

.قربان، منم دوست دارم بریم خوش بگذرونیم

منظورم اینه که، کیه که این روزا دلش نخواد؟

اما مگه شما زن ندارین؟

.طلاق گرفتیم

.دنگ جاب" مارو از هم جدا کرد"

.همم

...دنگ جاب" متخصص طب سوزنی بود"

.که با زنم خوابید

.بیخیال، خودم و خودت، جمعه شب

.هان؟ بزن قدش عشقی

.ایول

.میام دنبالت، ساعت هفت و نیم میام دنبالت

...میدونی، میتونم ساعت هفت بیام اگه یه وقت خواستی

بهم یه چند تا حرکت جدید ...یا راستش یه چند تا تکنیک واسه توی رختخواب

.که ملت این روزا انجام میدن یاد بدی

شاید زوارم در رفته باشه، اما میتونم کلک های .تازه رو یاد بگیرم عشقی

ری"، چطوری تونستی اینکارو با من بکنی مرد؟"

.دختر عمو "جنیس" اینقدرا هم زشت نبود

فقط اینکه وقتی میخندید فاصله بین دندوناش .یکم زیاد بود

.بیخیال، فاصله نبود که گودال بود

یه نون کامل رو بدون اینکه دهنش رو باز کنه .از لای دندوناش فرو کرد

...هی، میدونی "میلر" میدونی یه چیزی

یه چیزی خیلی ذهنم رو مشغول کرده ...و میخوام که مطرحش کنم

.قبل اینکه امشب با هم بریم بیرون

...میدونی، وقتی اینجوری با دستام میزنم قدش

میخوام که خیلی آروم کار رو ادامه بدی ...میدونی خیلی ریلکس طوری که

منظورم اینه که، منظورم اینه که دخترها .بدجوری باهاش حال میکنن

.و فکر میکنم که باید قبل امشب یه تمرینی داشته باشیم

.خب، زودباش، کف دستت رو بده ببینم

داری حسش میکنی، هان؟ هان؟

حال میده، نه؟

.خیلی خیلی حال میده قربان - .خیلی خب، حالا تو -

.زودباش نوبت توئه، زودباش، دل به کار بده

.زودباش

آروم، داری کجا میری؟

.داری کجا میری، واو، واو، واو

.باریکلا

...میدونین، اگه قراره با همدیگه بخوابین

.منو در جریان بذارین تا فرم های لازم رو پر کنم

تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari

...مگه چی شده؟ رئیست ازت خواسته

.پایه عشق و حالش بشی، چیز مهمی نیست

...آره، من که نمیتونم برم بار و با یه مرد شست ساله

.دختربازی کنم

...میگفت وسط راه میخواد یه جا وایسه

.و جوراب ساق بلند بخره

.مطمئن نیستم واسه پاهاش میخواد یا نه

...راستشو بخوای، از نظر من

.این کار هیچم عجیب غریب نیست

...آره، این حرف رو کسی میزنه که

.از شیر سینه زنش پنیر درست میکنه

.شیر سینه مقوی ترین غذاست

.اون سال اصلاً لازم نبود عینک بزنم

.من میرم بالا بیارم

نگاه کنین، دلم میخواد این قرار رو کنسل کنم .اما نمیتونم همچین کاری رو با رئیس خودم بکنم

...خیلی خب، پس یه بار باهاش برو بیرون

و یه کاری کن که دیگه هیچوقت دلش نخواد .باهات بیرون بره

.برنامه فروشگاه قدیمی پایین شهر رو پیاده کن

.فروشگاه پایین شهر، بدترین جای دنیا

...گرم ـه، کثیف ـه

.و اینکه غمناک ترین اسب های چرخون رو داره

بیچاره اون اسب ها با اون چشم های خمارشون ...به آدم زل میزنن میگن

چه وقت تموم میشه؟

.آره دقیقاً، یه بار که رفتی دیگه دلت نمیخواد برگردی

برنامه ما هم دقیقاً وقتی "مکیلا" یکی از دوستاش ...رو که ما ازش خوشمون نمیاد رو میاره خونه همینه

.خونه رو تبدیل میکنیم به فروشگاه پایین شهر

آره، شوفاژها رو روشن میکنیم ...صدای آهنگ رو زیاد میکنیم

.تموم پنجره ها رو میبندیم و بروکلی بخارپز میکنیم

...میخوایهن که چکار کنه، آبروریزی کنه

.جلوی رئیسش؟ نمیتونه اینکارو بکنه

.آره، درست میگه

منظورم اینه که، اصلاً ممکن نیست .کسی از من خوشش نیاد

.جدی میگم، امتحان کردم

...دبیرستان بودیم

نقش "اسکروج" رو توی نمایش سرود کریسمس .افتضاح بازی کردم

...کارگردان برگشت گفت تا حالا ندیده بود

تماشاچی ها این قدر از شخصیت .محبوب "تینی تیم" متنفر بشن

ببین، میتونی طوری طرف رو بپیچونی که .بعدها هم باهات دوست بمونه

.فقط باید بندازیشون گردن یکی دیگه

اون زمان که درس میدادم .همیشه همینکارو میکردم

خانم "پارکر" و مربی" دبرا" رو یادت میاد؟

اونا رو با همدیگه دست به دست کردم .و در نهایت به زیبایی همه چی ختم به خیر شد

آره، چند سال پیش سالگرد عروسیشون واسشون آواز نخوندی؟

...ترانه ـش رو خودم نوشتم اسمش رو گذاشتم

."هلو بیا برو تو گلو"

...ببین، من دلم میخواد "اد" رو بندازم به جون یکی

.که باهاش وجه اشتراکی بیشتره داره

اما مشکل اینجاست که من هیچ مرد شست ساله ...بدخت بیچاره ای نمیشناسم

که اینقدر درمونده باشه .که به یه همدم احتیاج داشته باشه

.دوست های زنبورم رفتن

.کندو متلاشی شد، ملکه هم گذاشت رفت

...و تموم گروه بدون حتی یه خداحافظی

.افتادن دنبالش رفتن

.باید یه سری به لونه مورچه ها بزنم

.خدای نکرده یه وقتی منو ول نکنن برن

...اگرم منو ول کردن بهتره یه نفر آماده باشه

.تا منو ببره بیرون واسم بستنی بخره

.اوه بیخیال، خب اینکه خیلی راحته

.نمیدونم که از بابا خوشش میاد یا نه

.منظورم اینه که، آقای "دولان" یه مدیر با فرهنگ ـه

.بابا رو توی فروشگاه به عنوان کارگر اشتباه میگیرن

...نباید اون جلیقه قرمزش رو بپوشه

و اینکه حواسش رو جمع کنه ماشینش رو کجا .پارک کرده

هی بیخیال، "تام" هم یه سری توانایی های .اجتماعی داره

.یه زمان معاون ایالتی بوده

منظورم اینه که، یه جورایی تونسته .خودش رو بالا بکشه

.از این خبرا نبوده

...من بودم که از اون زیر هلش میدادم

.و راش مینداختم تا از روی پله ها بالا بره

...صبر کن ببینم، پس داری میگی

که بلدی چطوری یه کاری کنی بابا جالب و بانمک بنظر بیاد؟

...صد در صد، یه عمر زمان برد تا فهمیدم

...اما یاد گرفتم چطوری لباس تنش کنم

.و چطور یه کاری کنم بره سراغ جوک های دست اولش

...اساس این روش بر اساس روش "جیم هنسن" ـه

.اینکه چطور یه خوک رو تبدیل به ستاره سینما کرد

میدونی چیه؟

.این نقشه احتمالاً جواب بده

...خیلی خب، من به بابا میگم و بعدش یه جورایی

.کارو پیش میبریم

.نه، "تام" یه عروسک خیمه شب بازی ـه

نمیتونی به یه عروسک بگی که قراره چطوری .نخ هاش رو از بالا بکشی و اونو هدایت کنی

اون سعی میکنه خودش دست به کار بشه .و روی پاهای خودش وایسه

...میدونی، اگه مامان بتونه "اد" رو به بابا غالب کنه

.اون وقت تو میشی پسر رفیق رئیس

.این چیز بدی نیست

.آره درسته، عالی میشه

...منظورم اینه که، یه جوری خودم رو جا میکنم

...که بخواد شغل منو ارتقاء بده اما نه اونقدری نزدیک

.که بخواد از اون شوخی های مزخرفش واسم تعریف کنه

"وای چه لنگ هایی، ساعت چند بازشون میکنی؟"

!خدای من

...اینی که گفت

!اوه خدایا

.اوه خدایا، شرمنده

.بدجوری منو میخندونه

...میدونی، وقتی یکی بهت یه هدیه میده

.بی ادبیه اگه ازش استفاده نکنی

چی شده؟

.نمیدونم، این جوراب ها خیلی تنگه

!"نیتن"، "نیتن"

.اوه خدای من، مامان بابای طلاق گرفته ـم اینجان

مگه آدم باورش میشه؟

واو، "نیت"، تو اینجا چیکار میکنی؟

.منم میخواستم همین رو بپرسم

.بابا رئیسم "اد" رو که میشناسی

سلام "اد"، چطوری؟ - .سلام، سلام -

...اوه مامانت گفت

که "اندرسون ها" میخوان اینجا باهامون ملاقات کنن .و باهامون حرف بزنن

.امیدوارم ازمون نخوان که دوباره با هم بریم تاب سواری

...دفعه آخری بهشون گفتم

.من حتی دلم نمیخواد پاپ کورن خودم رو به کسی بدم

...درسته، خب "اد" چرا همین جا نمیشینی

و منم میرم واسه خودمون نوشیدنی بگیرم ...و اگه سر و کله "اندرسون ها" پیدا نشد

.جای اونا رو میگیریم

.خیلی خب، باشه

.بابت طلاق ـتون متاسفم

.اوه ممنون - .اما میدونین "تام" چی میگه -

.ازدواج مثل گذر از سه تا حلقه میمونه

...حلقه نامزدی، حلقه ازدواج و

.حلقه بدبختی

.خوب بود، خیلی خوب بود

!این آقا یه میلیون اصطلاح این مدلی بلده

...داستان اون زوج پیر رو تعریف کن

.که توی مزرعه با هم سکس میکنن - .اوه آره -

.این یکی خوبه

چه لنگایی داری، ساعت چند بازشون میکنی؟

.شرمنده فقط خواهرم با این حرف حال میکنه

...من

.نه اینکه خواسته باشم مخش رو بزنم

.عجله کن، بابات وسطای جوک مزرعه ـست

پس، این زوج پیر مشغول عشق و حال ...پشت حصارها بودن

.دست هاشون رو تکون میدادن، جیغ میزدن

...و یه دفعه پیرزن ـه به یارو میگه

.پنجاه سال پیش اینجوری با من عشق و حال نمیکردی

...و اونوقت شوهره بهش میگه

.خب، پنجاه سال پیش که حصارها برق نداشتن

...خب، برنامت رو ریختی

More Farsi Persian subtitles for The Millers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left