The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
فصل اول ، قسمت پنجم Meeseeks and Destroyers ميسيکسها و نابودگران
!بدو
!مورتي، يالا !دکمه رو بزن
!نميتونم ريک !اونا پدر مادر و خواهرم هستن
!مورتي، بهت که گفتم، اونا خانواده تو نيستن
...اونا موجوداتي هستن که
توسط ارواح خبيث که از دنياهاي آينده اومدن، تسخير شدند
قرص افزايش حافظه نياز داري؟
!دکمه رو بزن ديگه
مورتي، لطفا، دوستت دارم عزيزم
!اوه
آفرين مورتي
اين ارواح خبيث بيگانه خيلي باارزش هستن
حالت خوبه مورتي؟ بهت گفتم از اون تُنِ ماهي نخوري
!الان خانواده ـم رو کشتم
برام مهم نيست چي بودن
چه ميدونم مورتي
بعضيا يه عالمه پول براي اين اختراع ميدن
ميدوني چيه ريک؟ !ديگه تمومه
!از اين ماجراجوييهاي ديوانهوار خسته شدم
!رواني شدم رفت
!کنار ميکشم! تموم
بي خيال مورتي، اينطوري نباش
دنيا يه جاي ديوانهوار و آشفتهايه
!اين تويي که ديوانه و آشفتهاي
ماجراجويي بايد ساده و سرگرمکننده باشه
اوه، آره مورتي
براي تو که رهبر نيستي گفتنش آسونه
...چطوره دفعهي بعدي
تو رهبر باشي؟ اون موقع ميبينيم چقدر ساده و سرگرمکننده بودن
جدي ميگي ريک؟
اجازه ميدي من تصميم بگيرم؟
باشه، آره، خيلي خب
ولي بذار قراري بذاريم، مورتي
...اگه ماجراجويي ـت ريد و وسط راه برگشتيم
ديگه حق نداري از بقيه ماجراجوييهاي آينده شکايت کني
به علاوه لباسهاي منو يه ماه ميشوري
!باشه، قبوله زبل خان ...ولي اگه ماجراجوييِ من خوب بود
!هر سه ماجراجويي يه بار من رهبر ميشم
هر ده بار - باشه، قبوله -
پس بيا، بزن بريم
بابا، ماشين ظرفشويي دوباره اون کارو ميکنه
ظرف ميشوره؟ - نه، برعکسش -
ميتوني درستش کني؟
بابابزرگ ريک، ميشه توي تکاليفم کمکم کني؟
!آره، کافيه انجامشون ندي - !بابابزرگ -
...هي ريک، يه دستگاهِ دستي نداري که
درِ قوطي مايونز رو باز کنه؟
واو، سه تا کار
مورتي، کارمون به تعويق ميوفته
بايد به خانواده بدبخت ـت کمک کنم
اوه، جوجه ترسو ها اين حرفو ميزنن
اوه مورتي، اين بار خودت خواستي
باشه
براي ديدنِ ماجراجويي مزخرفت لحظه شماري ميکنم
...براي شما بدبختها
،اين يه جعبه "ميسيکس" ـه ...اينطوري کار ميکنه
اينو فشار ميديد
!من آقاي "ميسيکس" هستم !منو ببينيد
و بهش يه دستور ميديد
آقاي ميسيکس، درِ قوطي مايونز جري رو باز کن
!بلي قربان
ميسيکس دستور رو انجام ميده
!حله - !واو -
و بعد ناپديد ميشه
!خداي من، منفجر شد - باور کن، چيزيش نميشه -
حالشو ببريد، فقط دستور ساده بهش بدين
خدا که نيستن
!خيلي خب
!بريد بيرون ديگه !همه بيرون
!يه شرطي هست بايد ببرمش
چقدر امکانات داره - توي ذهنم غوغاست -
،اگه بخوايم از اين استفاده کنيم
،که مطمئن نيستم کار درستيه بايد دستور ساده بديم
!من آقاي ميسيکس هستم - !ميخوام توي مدرسه محبوب بشم -
!اوه، باشه - ...سامر، الان چي گفتم -
!اوه، من آقاي ميسيکس هستم !منو ببينيد
!ميخوام زنِ کاملتري بشم
!بث - !اوه، باشه! چشم خانم -
شما اشتباه ازش استفاده ميکنيد
"اون گفت "ساده
!سلام، من آقاي ميسيکس هستم
،آقاي ميسيکس، ميخوام توي بازي گُلف دوبار توپو بندازم داخل سوراخ
!اوه، باشه! ميتونم
زدم به هدف
خدايا، مورتي، عجب شروع خسته کنندهاي براي ماجراجويي
بهتر نبود بريم ايالت کنتاکي؟
ريک، اينجا يه جهان خيالي ـه که همه جور موجودي داخلش پيدا ميشه
بايد بگرديم، خب؟ - چشم انتظارم -
!اِهِم، ببخشيد
!ما دو قهرمان متواضع هستيم که دنبال ماجراجويي ميگرديم
خداي من، خجالت آوره
!بالاخره! دو قهرمان آمدند !بايد به ما کمک کنيد
اين دهکده خيلي فقيره
!ولي غولي که بالاي ابرها زندگي ميکنه ثروتِ بيکراني داره
ميدوني چيه؟
،من ماراجوييِ شما رو قبول ميکنم آقاي خوب، آقاي مهربون
بجنب ريک
!يه غول بالاي ابرهاست - آره -
مبتديها هميشه شانس ميارن
...در نتيجه، دوستي با "سامر اسميت" باارزشترين و
بهترين تجربهي دوران جواني شما ميشه
!من آقاي ميسيکس هستم !منو ببينيد
!ممنونم
آه، آقاي ميسيکس بوديد؟
من "جين واژن" هستم
...من در مورد همسر قبليم به مشکل برخوردم و ميخواستم
نه، شماره تماستو از سامر ميگيرم
من 17 سالگي حامله شدم
هنوزم توي دانشگاه دامپزشکي درس ميخونم
...درسته که الان موفق هستم، ولي اگه
...منظورم اينه که، بعضي موقعها تو زندگي
دلم براي اون دختر چشمدرشتِ اهل "ماسکيگان" تنگ ميشه
هنوزم هستي، بث
ولي اندازه کمرم که نيست
بث، داشتن خونواده به اين معني نيست که خودتو فراموش کني
ميدوني بهترين کاري که براي آشناهات ميتوني انجام بدي چيه؟
باهاشون صادق باشي، حتي اگه به معنيِ رها کردنشون باشه
داري ميگي بايد جري رو رها کنم
باورم نميشه بالاخره اين حرفها رو زدم
بازم مشروب ميخواين؟
فکر کنم به اندازه کافي خوردم
يادت باشه شانههاتو صاف بگيري، جري
باشه، باشه، گرفتم
اشکالي نداره
!من آقاي ميسيکس هستم !منو ببين
دوباره امتحان کن و سرت رو پايين بگير
خب، کدومش؟
شانههامو صاف بگيرم يا سرمو پايين؟
خب، هر دوتاش
،ولي مهم تر از همه بايد آروم باشي
ميدوني چيه آقاي ميسيکس؟
،فکر نکنم فايده داشته باشه تسليم شدم
شرمنده جري، ولي اينطوري نميشه
من اقاي ميسيکس هستم
بايد وظيفه ـم رو انجام بدم تا بتونم برم
منو ببين
پس از اينجا لذت ببر، چون من تو اين کار ريدم
!نه جري، اين منم که ريدم
بذار يه چيزي رو امتحان کنم
!من آقاي ميسيکس هستم
!منو ببينيد
!سلام آقاي ميسيکس
!من آقاي ميسيکس هستم! منو ببين - !سلام -
ميتوني کمکم کني تا جري دوبار توپشو گل کنه؟
!ميتونم !من آقاي ميسيکس هستم
شانههاشو صاف ميگيره؟
!اوه، تلاشش رو ميکنه
خب مورتي
ما توي قلعهي مزخرفِ غول ـت هستيم
الان چيکار کنيم؟
ميشه آروم باشي ريک؟
فقط کافيه اتاقِ گنجينه رو پيدا کنيم، باشه؟
خوب و ساده
شرمنده که همه چي به آرومي و ماجراجويانه پيش رفت
اه اه، مورتي
شرايط داره وخيم ميشه
الان چيکار کنيم، رئيس؟
يالا، بجنب
بيا پشت اين ظرف شيرينيخوري
!في! فاي! فو! فوم
تسليم شو مورتي
بازي تمومه
،خودمونو برميگردونم خونه کافيه لب تر کني
عمراً ريک، همهي اينا جزئي ازشه
ماجراجويي مبارزه هم داره، باهاش کنار بيا
!...بوي خون به مشامم
!يا خدا - !اوه پسر -
اوضاش خيلي بد به نظر ميرسه مورتي
از خونريزي داره ميميره
!"اوه، يا مسيح! "دِيل
!اي حرومزادهها
اوه پسر
الو، اورژانس؟
!آدم کوچولوها به شوهرم حمله کردن !داره ميميره
ببين، فهميديم
:شما آدم کوچولو هستيد، به ذهنتون رسيد که ...هي، اون غوله"
"چطوره بريم داخل خونه ـش، ازش دزدي کنيم و اونو بکشيم؟
!ولي قضيه اينطوريا نبود
ولي ما همينطوري حساب ميکنيم
جفتتون هم همينطوري مجازات ميشيد
اوه مورتي، خوب نشونم دادي ماجراجويي يعني چي
واقعاً ساده و مفرح بود
...انگار بيرون اومدن از فکرِ
محبوب شدن باعث ميشه مردم ازت خوششون بياد
مهمترين عشقي که ميتوني دريافت کني از طرف خودته
!خيلي خب جري، فقط کافيه صاف وايسي
خب کدومش؟ صاف وايسم يا قوس بدم؟
يالا جري، در موردش قبلاً حرف زديم
بايد بتوني هر دوشو انجام بدي
براي ما هم به اندازهي تو مايهي درماندگي ـه
!اينو نگو
!تحت فشار قرار ميگيرم
فقط آروم باش - !خودت آروم باش -
تا حالا آروم شدي!؟
!تناقض داره
از دست اين ميسيکس ها
خيلي بيمصرف هستن
فکرشم نميتونم بکنم شما دوتا چي کشيديد
No comments yet. Be the first to leave one.