Nanbaka - Second Season

Nanbaka - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

[Animworld] Nanbaka: Season 2 / 02
A Commentary by sfmking
http://forums.animworld.net/ Translator : Temari / دنیای انیمه تقدیم می کند

Tags

other
Published on: 2017-01-12
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

انیــم‌ورلــد تقدیـــم می‌کند Forums‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏animworld‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏net

Temariترجمه و زیرنویس‏‏‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏‏‏

زندانی ها

استخدام نیروی جدید‏!‏ از امروز به بعد‏،‏ همه شما نگهبانان زندان نانبا هستین‏.‏

به خودتون ببالین و خودتون رو وقف کارتون کنین‏!‏

بله‏،‏ قربان‏!‏

به زودی ساختمان محل خدمتتون به اطلاعتون می رسه‏.‏

همیشه از دستورهای سرپرست تون اطاعت کنین‏.‏

بله‏،‏ قربان‏!‏

زندانی ها

ابر هیتوشی‏-‏کون

هی‏!‏

لعنتی‏،‏ شماره 15‏!‏

بازم از سلولت زدی بیرون؟‏!‏

سلام‏،‏ هاجیمه‏.‏ مثل همیشه خیلی تندی‏.‏

چیه‏،‏ دنبال یه پرونده جدید می گردی؟

چرا باید اینکار رو بکنم؟

بازم داری الکی واسه خودت ول می چرخی‏،‏ نه؟

هیچ وقت سر از چیزی درنمیاری مگه اینکه بزنی بیرون‏،‏ درسته؟

حرف من اینه‏،‏ از سلولت نزن به چاک‏!‏

بازم گیر دادی‏.‏ یه سخنرانی دیگه از هاجیمه‏.‏‏.‏‏.‏

سرسام گرفتم از دستت‏!‏

در نرو‏،‏ لعنتی‏!‏

امروز به این راحتیا ول کنت نیستم‏.‏

همیشه فشار کاریم رو زیاد می کنی‏.‏

اگه می تونی بیا منو بگیر‏.‏

اینو می بینی‏،‏ به اندازه روک سفت و سخته‏.‏

وواک

بعد هزار سالم نمی تونی منو با اون شمشیرات شکست بدی‏.‏

این هنوز تو کت نرفته؟

ببخشید‏.‏

اوه‏!‏ بسه دیگه توام‏!‏ ولم کن بابا‏!‏

خفه شو‏!‏

اگه یه دفه دیگه فرار کنی هر چی دیدی از چشم خودت دیدی‏،‏ می ندازمت تو سلول انفرادی‏!‏ گرفتی؟‏!‏

خوش اومدی‏،‏ جیوگو‏.‏ زود اومدی‏!‏

حالا می خوای شام بخوری؟ یا یه دوش بگیری؟

یا اینکه‏.‏‏.‏‏.‏ من بگم؟

خفه‏!‏

یوهوو‏،‏ هاجیمه‏!‏

میتسورو‏.‏‏.‏‏.‏

آره‏،‏ حیف که یه نمه از سنم گذشته‏!‏

چیزی می خوای؟

آره‏،‏ آره‏.‏

در مورد نگهبان جدیدیه که امروز می خواد بیاد تو ساختمون 13 تمرین کنه‏.‏

ها؟‏!‏

جدی؟‏!‏ ولی کسی چیزی در موردش بهم نگفته بود‏!‏

تو جلسه هم چیزی در موردش نشنیدم‏!‏

خب واسه اینه که من لب تر نکردم‏.‏

راستش خودمم غافلگیر شدم‏.‏

ای نامرد‏!‏

چیه‏،‏ چی شده؟ یه نگهبان جدید داره میاد؟

ولی حتمی پسره دیگه؟ هان‏.‏

شما الدنگا پاتون رو نکشین وسط‏!‏

درسته‏!‏

یه تازه کار خیلی باحال و کار درست واستون میارم اینجا‏.‏

خب دیگه‏،‏ برین به بازی هاتون برسین‏!‏

بله قربان‏!‏

شمام خفه خون بگیرین‏!‏ الم شنگه هم راه نندازین‏!‏

ببینم حالا این تازه کار اصلا کی هست؟

می خوام همین الان ببینمش‏!‏

گمونم به زودی سر و کله خودش پیدا میشه‏.‏

ببینم واسه چی اینو ازم مخفی کردی؟

وایی‏.‏‏.‏‏.‏ نگفتم یه پرستار بچه تازه کار واسمبفرستن‏.‏

اوه‏،‏ ایناهاش‏!‏

سلام‏،‏ داداشی‏!‏ یوهوو‏!‏

اینکه‏.‏‏.‏‏.‏ هاجیمه‏.‏‏.‏‏.‏

ولی اگه درست خاطرم باشه‏.‏‏.‏‏.‏

داداش کوچیکه شه‏!‏

هیتو‏-‏چان‏،‏ اینجا ساختمون 13‏،‏ محل کار برادرته‏.‏

میتسورو‏-‏سان‏،‏ خیلی ازت ممنونم که منو آوردی اینجا‏.‏

از حالا به بعد به عنوان نگهبان جدید ساختمان 13 اینجا کار می کنم‏.‏

من هیتوشی سوگوروکو هستم‏.‏

از آشنائی همه تون خوشوقتم‏!‏

به همچنین‏!‏

انتظار داشتم یه شخصیت جدید رو بذارن لاقل‏.‏

لطفا برگرد خونه‏،‏ هیتوشی‏.‏

اوه‏،‏ داداشی‏.‏ این شوخیت خیلی بی نمکه ها‏.‏

جدی دارم بهت می گم‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

به نظرتون هیتوشی واقعا داداش هاجیمه اس؟

حالا تو چه مرگته؟

راستش این داستان رو مخ منم هست‏.‏

تو ام؟

فکرش رو بکن‏.‏ هاجیمه؟ گوریل مون؟

از محالاته‏!‏

حتی ساختار استخونیشم مثل یه گوریل می مونه‏.‏

امکان نداره کسی به این قشنگی باهاش نسبت خونی داشته باشه‏.‏

غیرقابل بخششه‏.‏

ولی اون یه پسره‏،‏ درسته؟

خفه شو‏!‏

پس تو اینجا تو ساختمان 13 کار می کنی‏.‏ داداشی‏.‏‏.‏‏.‏

اولین باریه که اومدم اینجا‏.‏

فکرش رو بکن که بشی نگهبان یه زندان‏.‏‏.‏‏.‏

شوکه شدم‏.‏

می دونستم که داشتی پشت سرم یه چیزی می خوندی‏.‏

چرا چیزی بهم نگفتی؟

به خاطر اینکه اگه بهت می گفتم‏،‏ عمرا بهم اجازه نمی دادی همچین کاری کنم‏.‏

لعنتی راست می گی‏.‏

اینجوری استرسم خیلی بیشتر میشه‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی خب‏،‏ سرپرست‏.‏

اون الان افسر تادیبی خوبی شده‏.‏

بیا با آغوش باز بهش خوشامد بگیم‏.‏

آره‏!‏ خوشحالم که هیتو‏-‏چان نگهبان اینجا شده‏.‏

جدی می گی؟ صبر کن ببینم‏،‏ ها؟

تازه امتحانم رو دادم و برگشتم‏.‏

بیا یه چایی بخور‏،‏ گلوت تازه شه‏.‏

خیلی داغه‏!‏

لعنتی‏،‏ یاماتو‏!‏ نمی تونی آروم چایی رو بذاری زمین؟‏!‏

خب‏!‏ ببخشید‏!‏ تا چایی رو می بینم به وجد میام‏!‏

لازم نیست به خاطر چایی به وجد بیای‏!‏

تازه‏،‏ بازم زدی فنجون چائیم رو شکستی‏!‏

بی خیال‏،‏ سرپرست‏.‏

می رم براتون یه چایی تازه می ریزم‏.‏

چه جو خوبی داره اینجا‏.‏

ظاهرا داداشی هم ازش لذت می بره‏.‏

تو واقعا داداش هاجیمه ای؟

غافلگیرم کردی‏!‏

عه‏،‏ خودتی‏،‏ شماره 15‏-‏کون‏.‏

زیادی غافلگیر شدی‏.‏

خودشه شماره 15ست‏!‏

امروز خیلی سرحالی‏!‏

سلام‏،‏یاماتو‏.‏

چرا یه چایی نمی زنی؟

داغه خوو‏!‏

شماره 15‏،‏ تو باز‏.‏ اومدی بیرون؟‏!‏

کثافت دیگه این دفعه می برمت انفرادی‏!‏

هی‏،‏ هی‏،‏ اینکه فکر خودم نبود‏.‏

من الان فقط یه همراهم‏!‏

بازم فرار از زندان حساب میشه‏!‏

چه جالب‏!‏ به این راحتی می تونه فرار کنه‏.‏

ایده اش از من بودا‏.‏

منم مشارکت داشتم‏.‏

شماهام اینجائین؟‏!‏ اینقدر از اون کوفته برنجیا کوفت نکنین‏!‏

گفتن که می خوان یه چیزی بهشون ثابت بشه‏.‏

چی بهشون ثابت بشه؟

اینکه اون واقعا داداشته‏.‏

ها؟ منظورت چیه؟

همش به خاطر اینه که یه گوریل بدجنس و یه خرگوش به هیچ وجه شبیه هم نیستن‏.‏

فقط می خوام حقیقت رو بدونم‏.‏

بعدا از اینکارت پشیمون میشی‏.‏

داداشم یه گوریل بدجنس نیست‏!‏

اون یه گوریل مهربونه‏!‏

دست گلت درد نکنه‏!‏

فراموشش کنین‏،‏ بیاین همین الان بگیریمشون‏!‏

یاماتو‏،‏ بیا کمک کن‏!‏

اطاعت‏!‏

اوه‏،‏ مزخرفه‏!‏

منم پایه ام‏،‏ پایه ام‏!‏ کمکت می کنم‏!‏

ها؟

بازم می خوای اونکار رو کنی؟

بریم تو خطش؟

خیلی خب‏،‏ هاجیمه‏!‏ بیا مسابقه بدیم‏!‏

اگه تونستی ما رو بگیری‏،‏

قبول می کنیم که هیتوشی برارته‏.‏

فکر کردین کدوم خری هستین؟‏!‏

من که هیچ وقت باورم نمیشه یکی به این خوشگلی داداش هاجیمه باشه‏!‏

کله پوک‏،‏ کله پوک‏!‏

امروز قاط زدیا‏.‏

اینقدر بدبخت شدی؟

خفه‏!‏ هیچم بدبخت نیستم‏!‏

خیلی خب‏،‏ بیا شروع کنیم‏!‏

بریم سر همون بازی معروف همیشگی سلول 13‏!‏

بازی معروف همیشگی سلول 13

عوضیا امروز می خواین گند بزنین به اعصاب من‏!‏

خیلی خب‏!‏ منم همه تلاشم رو می کنم‏!‏

نه‏،‏ وایستا بینم‏،‏ هیتوشی‏!‏

صبر کنین‏!‏

وایستین‏،‏ حیف نونا‏!‏

سرپرست مثل همیشه سرحال و پر انرژیه‏.‏

ما هم باید بریم دنبالشون‏!‏

بی خیال‏.‏ جون من خودتو گم نکن‏.‏

شماره 15‏-‏کون رو خیلی راحت گرفتن‏،‏

ببینم تو نمی خوای باهاشون بری‏،‏ شماره 25‏-‏کون؟

دکتر اوکینا گفته بعد خوردن قرصام زیاد ورزش نکنم‏.‏

نظرت چیه؟

ها؟ راجع به چی؟

راجع به هیتوشی‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏ من فکر می کردم داداش هیتوشی باید ورزشکاری تر از این حرفا باشه‏.‏

ولی اون کندتر از جیوگو نیست؟

وایستین دیگه‏!‏

افتضاح کنده‏.‏

آره بابا‏،‏ غیر ممکنه اون داداش هاجیمه باشه‏!‏

تا این حد برات سخته که قبول کنی اون داداش هاجیمه اس؟

معلومه‏!‏

قیافه اش مثل گوریله‏،‏ ولی خیلی باهوشه و ورزشکارم هست‏،‏

دلم نمی خواد این حرف رو بزنم‏،‏ ولی تو شرط بندی از منم کار درست تره‏!‏

قیافه اش شکل گوریله ولی قدش خیلی بلنده‏،‏

اون یه افسر سرپرسته‏،‏ لایق و کاردونه‏،‏خیلی موفقه و هیچ نقطه ضعفی نداره‏.‏

همینا کلی حرصم رو درمیاره‏،‏

یعنی با اون قیافه ایکبیریش یه داداش فوق العاده خوش تیپ و ناز و تو دل برو هم داره؟‏!‏

دیگه چقدر باید این آدم خوششانس باشه؟‏!‏

هاجیمه اسکول عن ترکیب‏!‏ مرتیکه‏،‏ حالم رو بهم می زنه‏!‏

هنوزم فکر می کنه قیافه خودش خیلی بهتره‏.‏‏.‏‏.‏

آه‏،‏ دیگه نمی تونم تحمل کنم‏.‏

کار یه نگهبان خیلی سخته‏.‏

بهت گفته بودم که‏،‏ این شغل به دردت نمی خوره‏.‏

داداشی‏،‏ تو همیشه اینجوری می افتی دنبال زندونیا؟

دلم نمی خواد اینو تائید کنم‏،‏ ولی آره‏.‏

حالام می رم بگیرمشون‏.‏ تو ام برگرد دیگه‏.‏

نه‏!‏ کمک می خوام‏!‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left