The first 190 lines.
قسمت دوم
من مي تونم اين کارو انجام بدم، ملکه
لازم نيست
ملکه، شما به نظر خيلي خوب نمي آييد .نگرانم که نکنه مريض بشيد
اون خيلي مهربونه
همش نگران شاهزاده ست
تنها چيزي که توي خونه ازش حرف مي زنه !سلامتي شاهزاده است
از بس اين روزها نگران ايشونه .از خواب و خوراک افتاده
واقعاً؟
.ملکه مادر تشريف فرما شدند
اينجا چه خبره؟
چه کسي به شما اجازه داده که شاهزاده رو توي همچين وضعيتي ملاقات کنيد؟
معذرت مي خواهم، علياحضرت
من فقط مي خواستم اگه کمکي از دستم برمياد انجام بدم؟
فراموشش کن
معذرت مي خواهم، علياحضرت
نگران بودم که مبادا سلامتي شما .بابت پرستاري از شاهزاده به خطر بيفته
نگران سلامتي خودم نيستم
اگه با مُردن من اون نجات پيدا مي کرد .خيلي خوشحال مي شدم که بميرم
،شاهزاده به زودي خوب ميشن .وليعهد مي شن و ازدواج مي کنن
.اول بايد شاهزاده کيسان ازدواج کنن
شاهزاده کيسان؟
اون خيلي خوشگله چند سالته؟
نُه سال، علياحضرت
واقعاً؟
شنيدم شما از اعليحضرت نامه اي .دريافت کرديد
از رئيس نگهبانان خزانه داري شنيدم
سفرشون تا چهارشنبه تموم مي شه .و برمي گردن
که اينطور
اما رئيس نگهبانان خزانه داري، مسئول .نگهباني از خزانه اعليحضرت هستن
.اعليحضرت ايشونُ دوست دارن
فکر مي کنم اونو براي اين انتخاب کردن که .شمشيرزن ماهريه
.متوجهم
.اميدوار بودم که بتونم با شاهزاده صحبت کنم
شاهزاده بي گناه من به خاطر روح هاي بد .عذاب ميکشه
تو به روح اعتقاد داري؟
هيچوقت جلوي ملکه مادر !از اين حرفا نزن
الان ايشون نقش مهمي .توي زندگيت دارن
حتي مهم تر از !من که پدرتم
!اما من با چشماي خودم ديدم !تازه ديدم يه نفر داشت شاهزاده رو نجات مي داد
!مزخرفه
اون از اون يونيفرما پوشيده بود
اونا نگهبانان خزانه هستن
تو مطمئني اوني که توي اون شلوغي ديدي از اون يونيفرم پوشيده بود؟
يه ليست از تمام اسامي نگهبانان خزانه
و دفتر اسامي همه اونايي که .اخيراً وارد خزانه شدن، بياريد
بله، قربان
قشنگن، مگه نه؟
.گل هزاره يه چيزي شبيه اينه
براي همين مردم اينا رو با هم اشتباه مي گيرن
چي شد بالاخره؟
!نگران نباشيد .خواهر من بهترين شَمَن قبيله ماست
!لطفا بهش اعتماد کنيد
اسم تو چيه؟
دو ها، خواهر يون ها
اين کاملياست، اينطور نيست؟
ملکه اينو بهم داده .حتماً شبانه روز منتظرمه
...هم رين و هم ملکه
شاهزاده خوب ميشن، ايشون !پدر شجاعي مثل شما دارن که ازش مراقبت مي کنيد
.کاش منم پدري مثل شما داشتم
.اعليحضرت، خبرهايي از قبيله ماگو رسيده
.دارن گل هزاره را ميارن
!اعليحضرت
.بعداً اينو بهشون ميدم
اعليحضرت
موفق شدي؟
بله اعليحضرت
کارت خوب بود !عالي بود
...پس اينه
دعاهاي شما .بيماري شاهزاده رو درمان مي کنه
.ملکه، ايشون دارن بهتر ميشن
واقعاً؟ - بله، ملکه -
رين، بهت افتخار ميکنم .خوب مبارزه کردي
فقط کافيه .قبل از اين که پادشاه بيان بهوش بياي
اين کارو مي توني بکني، درسته؟
!اگه پادشاه بشنون خيلي خوشحال مي شن
...اعليحضرت
...مادر
!رين
داريد کجا مي ريد؟
به خزانه، قربان .دستور سلطنتي داريم، کنار بايستيد
چه جور دستور سلطنتيه که نگهبانان سلطنتي .ازش اطلاع ندارن
اون چيه؟
بيشتر از اين سوال نپرسيد فقط کنار بايستيد
عجيبه
اين چيه؟
...اعليحضرت
،اگه حرف بزنن، توي دردسر مي افتيم .از شرشون خلاص شيد
...اما اعليحضرت .اونا فقط داشتن وظيفه شونُ انجام ميدادن
.نظر تو رو نپرسيدم
شنيدم که خيلي بهتر شدي !هر روز براي سلامتيت دعا مي کردم
...ممنونم
بعد از اينکه کاملا خوب شدي !تو درسها کمکت ميکنم
به نظرم بايد !مدت بيشتري بيمار مي موندم
.پادشاه ديشب به قصر برگشتن
چي؟ پدر برگشته؟ حقيقت داره؟
!البته که حقيقت داره .ايشون ديشب خيلي ديروقت برگشتن
.مي خوام پدرمُ ببينم
نبايد اين کارو بکني .بايد دراز بکشي
نه، بايد برم
من برگشتم
اعليحضرت خسته نباشيد، شنيدم که شما .در طول سفرتون چيزاي زيادي به دست آورديد
شنيدم شما چيز بسيار با ارزشي براي شاهزاده آورديد که به دنبالش بوديد؟
بله
!چقدر عالي
درضمن شنيدم که شما يه چيز .خيلي بزرگ با خودتون آورديد
ميشه به مادرتون هم نشونش بديد؟
اين فقط تخته سنگ بزرگيه که به عنوان .يادگاري از کوهستان بکدو آوردم
.ارزش نداره براش وقت بذاريد
واقعاً؟
پس فکر مي کنم براي ديدنش .عجله اي نداشته باشم
شما بالاخره برگشتيد .و شاهزاده کاملاً خوب شدن
فکر مي کنم ديگه بتونيم .ايشونو وليعهد اعلام کنيم
.از زحمات شما ممنونم
پادشاه به خاطر دعاهاي شما .سلامت برگشتن
!اعليحضرت
خدا رو شکر که شما به سلامت به خونه برگشتيد .صبح شنيدم که اومديد
چرا توي اين مدت برام هيچ نامه اي نفرستاديد؟
...نامه
فکر مي کنم وقتي نبودم، مردان زيادي بودن .که همه تلاششونُ ميکردن تا شما رو خوشحال کنن
فکر نميکنم شما اصلاً .منتظر نامه من بوده باشيد
چي؟ ...متوجه نمي شوم، اعليحضرت
چيه، ناراحت شديد که دارم در مورد رفتارتون حرف ميزنم؟
!شوخي کردم .جدي نگيريد
.براي من خيلي سنگين بود، اعليحضرت
.شما خيلي با قدرت انکارش مي کنيد
کنجکاو شدم بدونم، وقتي من نبودم .شما چيکار مي کرديد
!اعليحضرت
اين چيه؟
چي بود، شاهزاده؟
!اون
رفت
!منو ترسوندين
!تو
الان سر من داد زدي؟
چه دادي
مي گن اين بخش قصر ،محل رفت و آمد روح يه بچه بوده
.يکم ترسناکه .بياييد بريم
اشتباه کردم؟
حالا که شما با موفقيت برگشتيد
فکر مي کنم زمانش رسيده که جشن .وليعهدي رو براي شاهزاده برگزار کنيم
پيشنهاد مي کنم که وزير دفاع .مسئول جشن باشه
شما مي تونيد اين کارو بکنيد
اعليحضرت، من به عنوان کسي که مسئول اين جشنه .فقط نگران يه چيزم
نگران؟
شاهزاده بچه تر از اونن که بتونن .بار مسئوليت هاي وليعهدي رو قبول کنن
شايد بهتر باشه که اول براشون يک همسر انتخاب کنيم
تا بعضي از مسئوليت ها .رو کم کنيم
خيلي بچه ست؟
يعني اون هنوز اونقدر بزرگ نشده که بتونه وليعهد بشه؟
داشتن يک همسر وليعهد، خيلي به شاهزاده .کمک مي کنه
.اون پسر منه
چطور جرأت مي کنيد به قابليتهاي !پادشاه آينده تون شک کنيد
!معذرت مي خوام، اعليحضرت
!پدر
چرا اينقدر دير کرديد، پدر؟
!من ديگه کاملاً خوب شدم !هر روز منتظرتون بودم
پدر شما قول داديد اينو تعمير کنيد، مگه نه؟
با من بازي مي کنيد، مگه نه؟
چرا هنوز اينقدر ناپخته عمل مي کني؟
چي؟
.تو به زودي وليعهد ميشي
.اين موقعيت بسيار مهميه .بايد از اين به بعد رفتار بهتري داشته باشي
...ولي شما قول داديد
چرا متوجه نيستي؟ !بهت گفتم اينقدر بچه بازي در نيار
...پدر
خواهر، اون ستاره "نسر واقع"ـه، درسته؟
بله، وقتي تو به دنيا اومدي .اون ستاره بيشترين درخشش رو داشت
هفتم جولاي .نسر واقع" در صورت فلکي "چنگ" قرار مي گيره"
پس يعني منم مثل "نسر واقع" به زودي عشقمُ پيدا مي کنم؟
البته
تو بالاخره .عشق زندگيتُ پيدا مي کني
،تو از اون حفاظت مي کني .و با هم به چيز بزرگي مي رسيد
مادرمون وقتي تو به دنيا اومدي .اينطور پيشگويي کرد
.تو مثل من نبايد شَمَن بشي
.اين مال اعليحضرته .بايد بهشون برِش گردونم
لطفاً دعا کن که !يه شاهزاده خوش تيپُ ملاقات کنم
.ديگه دعاي من کارگر نيست
!دعاي تو هميشه کارسازه !تو بهترين شَمَن قبيله ي مايي
.من ديگه يه شَمَن نيستم
من کاري کردم که يه شَمَن .نبايد بکنه
...اون شب، با اون مرد
...با اون مرد
.با اون مرد يه معامله اي کردم
معامله؟
.متأسفم، دو ها .متأسفم
چي شده خواهر؟
.نمي خواد براي من دعا کني .متأسفم
!خواهر
!دنبالم نيا، دو ها !نيا
No comments yet. Be the first to leave one.