The first 200 lines.
بانو از این طرف لطفا داگلاس
در رو ببند توماس
گمون کنم همه اینجا هستن دیگه؟ بله قربان
همه به جز ورثه آمریکایی خب نیازی نیست منتظرش بمونیم
مطلع شدم که امروز به شهر رسیده ولی برام مهم نیست
بنابراین به کاری که داریم رسیدگی میکنیم
بنابراین آخرین خواسته اگنس ایان مک لورل رو براتون میخونم
یه رئیس مهربان یه دوست خوب
و یه اسکاتلندی وفادار که برای همه قابل احترام بود
خداوند بیامرزتش آمین
بگذارین سخنان قانونی رو از قلم بندازم و بریم سراغ وصیتمون
اول از همه به نوه پسریم استنلی مک لورل در آمریکا وصیت میکنم
که هرگز ندیدمش
پسر جون اینجا چی نوشته؟
میتونید بهمون بگید کجا میتونیم یه پلیس پیدا کنیم؟
باید دوست منو ببخشین سرکار اون اینجا غریبه اس
میشه ما رو به بهترین هتل شهر قشنگتون راهنمایی کنین
همونجاست آقا ممنون
ممنون
نه امروز هیچ خبری نیست
روز خوش خانوم میخوام بهمون یه اتاق با حموم بدین لطفا
میتونم بهتون اتاق بدم ولی خودتون باید حموم کنین
روزانه باشه یا هفتگی؟ بهتره روزانه باشه
میدونین دوست من آقای مک لورل وارث املاک مک لورله
و ما ظرف مدت کوتاهی به اونجا میریم این حقیقت داره؟
اوه حالا میتونم شباهتتون رو ببینم
شما اون پیرمرد رو میشناختین؟ نزدیک به 40 ساله که میشناسمش
چه پایان غم انگیزی داشت
اون چه طور مرد؟ اون با یه دل شکسته مرد
میدونین اون یه پسر بد به اسم سندی داشت
که به آمریکا فرار کرد و با یه ملکه ازدواج کرد
سلطنتی؟ سلطنتی، نه یه ملکه ساختگی
یکی از اون بازیگرای تئاتر و پیرمرد هرگز نبخشیدش
خب سندی چی شدش؟ اونا یه بچه کوچولو به دنیا آوردن
و وقتی سندی برای اولین بار بچه رو دید
دست به خودکشی زد
باورت میشه؟
اون بچه چه صورتی میتونسته داشته باشه
سندی پدرت بود
و من مقصر نمیدونمش
میشه لطفا اتاقمون رو بهمون نشون بدین؟ طبقه بالا در اول سمت چپ
ممنون
بیا
اوه خدای من
بنابراین مابقی اموالم چه منقول و چه غیر منقول
به نوه دختریم لورنا مک لورل میبخشم
این عالی نیست؟
و اموال گفته شده در بند فوق رو به نوه دختریم میبخشم
به شرطی که خواسته من رو بپذیره
من سرهنگ مک گرگور رو منصوب این کار میکنم
که در حال حاضر با نیروهای سلطنتی در هند خدمت میکنه
که تنها نگهبان و حافظ اموالش باشه
تا به سن 21 سالگی برسه
خب تبریک میگم عزیزم
شرط خیلی بدی نیست مطمئنم از برادرم خوشت میاد
برادرتون؟ اوه البته یادم رفت بگم
این برات یه سورپریز بود سرهنگ مک گرگور برادر منه
و منو فرستاده اینجا تا تو رو همراه خودم به هند ببرم
هند؟ منظورتون اینه که واقعا باید از اسکاتلند برم؟
چرا اینجا که همیشه خونه من بوده و من دوستش دارم
جای هیچ نگرانی ای نیست
در این باره بعدا حرف میزنیم
وقتی که بفهمی یکی از ثروتمندترین دخترای اسکاتلندی شدی شکه میشی
بله ولی من نمیخوام به هند برم
آلن شنیدی اونا چی گفتن؟
ولی تو هرگز نمیزاری من انقدر از اینجا دور بشم یا میزاری؟
خب، من ...من
یا اینکه میزاری؟ اوه آلن
آلن اونجا هزاران مایل از اینجا دورتره آلن عزیزم ترکم نکن
من رو اینجا پیش خودت نگه دار خواهش میکنم
نمیخوام از اینجا برم آروم باش عزیزم
همراه من بیا تا وقتیکه آروم بشی
این کار بدون اینکه کسی رو ناراحت کنی میتونه حل بشه
منو میبخشین همراه من بیا من نمیخوام برم آلن
اوه آقای میگز حالا چی کار کنم؟
آروم باش آروم باش پسر جون همه چی روبراه میشه
و حالا از توجه صمیمانه شما سپاسگذارم
همش همین بود
عجله ای در کار نیس تو مستحق چیزی هستی که بهت میرسه
من آقای هاردی ام واین دوستم آقای مک لورله
گمون کنم منتظرمون بودین اوه بله قربان بفرمایین داخل قربان
یه لحظه صبر کنین آقایون من خبرتون میکنم
ممنون
آدم خوبیه مگه نه؟ عالیه فکر کنم برای همین شغل نگهش داریم
فکر خوبیه مطمئنا میتونه پیشخدمت باشه
اوه ضمنا آقای میگز بله خانوم بانتز
دفعه بعد که به گلاسکو اومدین باید بیاینو گاهی اوقات یه سری بهم بزنین
ممنون اون مائه وست بود
آقای میگز میخوان شما رو ببینن لطفا دنبالم بیاین ممنون
از این طرف قربان بله آقا
درشکه رو خبر کن و بگو منتظرم باشه بله قربان
خب آقایون حالتون چه طوره آقای میگز؟
من آقای هاردیم اینم دوستم آقای مک لورله
از دیدنتون خوشبختم لطفا بشینین ممنون
و حالا آقای مک لورل میخوام کارت شناسایتون رو ببینم
معضرت میخوام آقای میگز متوجه منظورتون نشدم
من از آقای مک لورل پرسیدم آیا کارت شناسایی دارن؟
منظورتون چیه آقای میگز؟ یه چیزی که نشون میده ایشون خودشون هستن
که ثابت میکنه ایشون استنلی مک لورل هستن
به عنوان مثال یه پاسپورت
متاسفم قربان ولی ما پاسپورتی نداریم
چی؟ پاسپورت ندارین؟ نه قربان میدونین اینطوری بودش
ما برای رفتن خیلی عجله داشتیم فراموش کردیم پاسپورت بگیریم
خب چه طور وارد کشور شدین؟ ما توی یه قایق احشام مخفی شدیم
سخت ترین سفری بود که تا بحال
خب اگه نمیتونین ثابت کنین که کی هستین هیچ کاری انجام نمیشه
موندم این خوبه آقای میگز
بفرمایین قربان بله
اوه ببخشین اشتباه کردم این یکیه
این خودتون هستین؟ بله قربان سه سال پیش این عکسو گرفتن
میدونین اون موقع حالم خوب نبودش
ببینین سمت چپم خب این برای اثباتش کافیه
شبیه پدرشه خوبه حالا که همه چیز حل شد
میتونیم بریم سر وقت کارمون؟ بله
آخرین خواسته و وصیت بدینوسیله من ایان مک لورل اعلام میکنم
که با عقل سلیم... منو میبخشین آقای میگز
نیازی هست که اینارو بخونین؟ خب نه
خب پس بگذریم و به چیزی که نصیب ما میشه برسیم
اول از همه به نوه پسریم استنلی مک لورل
که هرگز ندیدمش دو تا از ارزشمندترین دارایی هایم رو میبخشم
به این امید که او از این اموال حفاظت کنه و اون رو از نسلی به نسل دیگه منتقل کنه
شما آدم خیلی خوش شانسی هستین آقای مک لورل
و خیلی از اسکاتلندی های واقعی به شما حسودیشون میشه
اینو ببینین
در واترلو نواخته شد در حمله به بالاکلاوا به صدا در اومد
و در مبارزه طلبی مافه کینگ
و همچنین تمجید از پیروزی در مونس سوت کشید
و در آخر این انفیه دان
که برای شجاعت از طرف ملکه ماری اسکاتلندی
به پدر، پدر،پدر،پدر،پدر،پدر، پدر بزرگت اهدا شد
و او مرد بزرگی بود
این کل چیزیه که به ما میرسه؟ همش همینه آقا
و سفر خوشی رو در برگشت به آمریکا براتون آرزو میکنم
توماس این آقایون رو به سمت در هدایت کن
و به بانو اورمزبی بگین هر موقع که حاضرن میخوام باهاشون حرف بزنم
بله قربان از اینطرف آقایون
روز خوش آقایون
اینم از این
خب من اینجائم آقای میگز در خدمت شما ممنون بانو
میدونید مشتاقم هر چه زودتر این عشق بازی حل بشه
این یه رونوشت از گواهی وصیت نامه و شرایط تولیت سرهنگه
امضاء شده مهر وموم شده و حالا آماده تحویله
ممنون آقای میگز مطمئن میشم که سالم به دست برادرم میرسه
به برادرم میگم چه قدر در اداره کردن کلیه کارها موثر بودین مطمئن باشین
من نگران اون دخترم
این عشقبازی با دستیارم خیلی جدی تر از اونیه که انتظارشو داشتم
اون میتونه برای خودش تصمیم بگیره و اگه تصمیم بگیره که نره
براش خیلی بد میشه البته که میشه
اوه این عشق بازی هایی که شما گفتین هیچ ارزشی ندارن
عشق بازی توی این سن فایده ای نداره شاید حق با شما باشه
ولی من دلم نمیخواد مجبورش کنم که از اینجا بره
شما نباید این کار رو بکنین
اون پسر این کارو میکنه
اون پسر منطقی و باهوشی به نظر میومد
میدونم چی کار بکنم بفرستینش پیش من ببینم چی کار میتونم بکنم
اوه فورا این کار رو میکنم بانو و بازم ازتون ممنوم
اوه همیشه یه زن باید امور مربوط به عشق رو حل کنه
فعلا ازتون خداحافظی میکنم و ممنون از کمک صمیمانتون
خداحافظ آقای میگز فورا اون پسر رو میفرستم پیشتون
خب اینم یه دردسر دیگه که تو مارو توش انداختی
کلی راه رو از امریکا توی یه قایق احشام اومدم
بخاطر این
آقای مک لورل
اینطوری نمیتونی ازش استفاده کنی
اینو خشک کن
آقای مک لورل
سرت به کار خودت باشه
در واترلو نواخته شد
به نظرت بهتره چی کار کنیم اولی؟
انتظارشو داشتم
هرباری که تو مارو تو دردسر میندازی
میای پیشمو ازم میخوای ازش خلاصی پیدا کنیم
خب تقصیر من نبود
منظورت چیه تقصیر تو نبود؟
اگه انقدر طمع پول نداشتی الان اینجا نبودیم
الان اونجا بودیم راحت نشسته بودیم توی زندان
و یه هفته دیگه هم آزاد میشدیم
و تو باید میومدی با هام واسه فرار حرف میزدی
اینم یکی دیگه از کارای احمقانه و دست نیافتنی تو
خب گمون کنم دوباره باید قاچاقی سوار شیم و برگردیم خونه
برگردیم زندان و به نگهبان بگیم متاسفیم که توی دردسر انداختیمش
و شاید اون سلول سابقمون رو بهمون برگردونه
...اونجا خیلی راحتتر بودیم از خب اگه برگردیم اونجا
که نگهبان بخاطر فرار کردن میکشتمون
خب میتونیم بریم به یه زندان دیگه که نگهبان ما رو نشناسه
یه هفته اونجا بمونیم و هیچ کسی خبردار نمیشه
وقتمون رو تو زندان بگذرونیم و نمیخواد یه خورده هم نگران چیزی باشیم
خب اگه برگردیم به هر زندانی توی اون ایالت که
نگهبان میکشتمون در واقع دارمون میزنه
میتونیم به ایالت دیگه ای بریم میدونی میتونیم چی کار کنیم؟
میتونیم به غرب دور دور بریم
که هرگز پیدامون نکنن
غرب دور به کجا؟
اوه فیلادلفیا جرسی
به جایی که اونا قوانین تفسیری ندارن
منظورت از قوانین تفسیری چیه؟
خب اگه پلیس بفهمه که ما کجا هستیم
میتونه بیاد و مارو بگیره اگه ما نخوایم اونا
اگه ما..اگه میدونستن
فکر خیلی خیلی خوبیه
No comments yet. Be the first to leave one.