The first 200 lines.
!خدایا، چقدر سرده
داری چیکار میکنی؟
.فکر کردم باید امروز صبح زود بری سر کار
.آره، باید میرفتم. هنوزم باید برم
ولی نیم ساعت گذشته رو بیرون بودم
.و سعی کردم یخ رو از اون شیشه جلوی مزخرف پاک کنم
.فکر کنم انگشتام از سرما توی دستکشام کنده شدن
نمیخوای منو با اون چیز یخزده
زیر دماغت آشنا کنی؟
.اوه، خفه شو
.یالا، دیرم شده
.میشه کمکم کنی؟ لطفا
.باشه. باشه
!داگی اومد
.باشه
.تو فقط آروم باش
.من خودمو گرم میکنم
.و بذار یه مرد، کار مردونه رو انجام بده
باشه؟
.انگار لباس زنونه پوشیدی
!هی، با من زبوندرازی نکن، زن
.فقط ابزار رو بده
.خودتو بکش
.باشه
!آی
!ها
داری با قطار میری
چشمام داره خسته میشه
کمرم گرفته
امشب روی پل کوئینزبورو تو ترافیک نشستم
ولی اهمیت نمیدم چون تنها کاری که میخوام بکنم
.اینکه چکمو نقد کنم و مستقیم برگردم خونه پیش تو
.آخه عزیزم، تمام عمرم رو دارم رانندگی میکنم که برگردم خونه پیش تو
.سلام، بابا
.سلام، عزیزم
.خدایا، اینجا داره یخ میزنه
آره، یه موج سرمای شدیدیه که اومده، ولی
.نگران نباش، من کاملاً خوبم
خوبی؟
.لبات کبود شده
.من خوبم
اگه لبهام کبوده، احتمالا به خاطر اینه که داشتم
.یه آدامس فانتزی میجویدم
میدونی چیه؟
.این دیوونهکنندهست
.بیا بالا
.امشب میتونی تو اتاق کار من بخوابی
.عزیزم، لطفا، لازم نیست بیام بالا
یخ نزدی؟
.خب، اعتراف میکنم که چند ساعت پیش نسبتاً سردم بود
.ولی گذشت
.حالا، عجیبترین چیز اینه که فقط خوابم میاد
.بفرما
.یا خدا، یه صندلی که تبدیل به تخت میشه
.حالا دیگه همه چیزو دیدم
.یه فوتونه
.ژاپنیه
تا حالا از اینا ندیدی؟
.نه، از این مدل... نه
ولی انصافاً باید گفت که این ژاپنیها
.مردم باهوشین
هنوز برای من یه رازه که چطور تونستیم مجبورشون کنیم تسلیم بشن
.تو جنگ جهانی دوم
.خب، ما دو تا از شهراشون رو نابود کردیم
.کاملاً درسته... معما حل شد
.خب، سلام همسایه
.سلام
چرا منو همسایه صدا کرد؟
.دارم برای امشب میارمش بالا
.زیرزمین داشت یخ میزد
چقدر یخزده بود؟
.بس کن
.باشه بابا، راحت باش
.و اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو
باشه؟
.من هیچی نیاز ندارم
.حالا شما بچهها برید پی کارتون، کارای خودتون رو بکنید
و فراموش کنید اصلا من اینجا هستم. باشه؟
.شب بخیر
.دوستت دارم
.باشه
.شب بخیر
داگلاس؟
در مورد عود، چی ترجیح میدی؟
وانیل یا مشک؟
خب، فقط برای مرور، من میخوام اون عصای معجزهآسای لوکس رو سفارش بدم،
خودکار ضدآب، و سه تا
.قوطی اسپری مو
.به رنگ نارنجی، بله
.برای یه دوسته
.باشه
.ممنون از کمکت، آقا پسر
میتونم سهشنبه منتظرش باشم؟
!وای، چقدر سریعه
اصلاً خودتون کجا هستید؟
ایندیانا، هان؟
.ایالت هوزیر
کری؟
.اوم
.غرق عرق شدم
.منم همینطور
مالاریا گرفتیم؟
.اینجا داره از گرما خفهمون میکنه
.اوه... ترموستات روی ۹۰ (نود) تنظیم شده
.میخواد ما رو بپزه
.نه، احتمالا فقط شب سردش شده
.و نتونسته عددها رو ببینه. همین
.اوه، ول کن بابا
.اون میبینه... اون دقیقا همون چیزی رو میبینه که میخواد ببینه
چی... وای... تو داری... تو دیوونه شدی؟
چی؟
.دارم سعی میکنم اتاق رو خنک کنم
.داگ، ما گرممون شده و عرق کردیم و بیرون ۱۰ درجه زیر صفره
.مردم اینطوری میمیرن
.فقط نیاز دارم یه ذره باز باشه
.باشه
.میرم یه قهوه درست کنم
.اوه خدای من، ساعت ۶:۳۰ (شش و نیم)ـه
.از وقتی دو سالم بود اینقدر زود شنبهها بیدار نشده بودم
.اون موقع هم کلافه بودم
.صبح بخیر، همسایه
!اوه، چه صبح زیبایی
.من عاشق این روزهای سرد و دلپذیرم
مگه نه، داگلاس؟
.اوهوم
...میدونی، وقتی بچه بودم، زمستون
.فصل مورد علاقهم تو سال بود
...یه زمستون یادمه
.ها ها... بیشتر از هشت نه سالم نبود
.نه، ده سالم بود
.نه، نه، نمیتونستم ده سالم باشه
.من تو ارتش بودم
.خب، به هر حال، من اونجا تو فورت دیکس بودم
.و مسئولیت رو دادن دست من
...کارشناس هواشناسی (از رادیو): خب، ما
.داریم وارد چهارمین روز متوالی دماهای زیر صفر میشیم
.و هیچ پایانی هم براش متصور نیست
.وای که چقدر ضایع شدم
.گفته بودم قرار بود تا شنبه هوا گرم بشه
.امیدوارم به حرف من هیچ پیکنیکی برنامهریزی نکرده باشید
...ها ها ها، تو
.تو خیلی بامزهای
.آره، اوه به اون نگاه کن
.خورشید گوشبند گذاشته و اون ابر گنده داره فوت میکنه
.حالم ازت بهم میخوره
.صبح بخیر، داگلاس
چی... چیکار داری میکنی؟
.فقط دارم چند تا چیز برمیدارم که ببرم بالا
"کبوتر تنها" رو خوندی؟
.نه، نخوندم
.ظاهراً یه داستان حماسی و جذاب از غرب قدیمه
.حتماً وقتی تمومش کردم، میذارمش سر راهت
.کری: سلام بابا
.سلام
.منو سلام نکن
دیدیش؟
دیدی؟
.آره
آره، و چی دستش بود؟
.یه چیزایی
.نه... نه، یه چیزایی نه
.یه سری وسایل شخصی
.باشه
.خب یه کتاب آورد بالا... چه اهمیتی داره
.نه، دو تا کتاب، کری... دو تا
.و یکیشون به قطر یه استیک بود
.و یه سری لباس و یه جور ساعتم داشت
.باشه
منظورت چیه؟
.داره لونه میکنه
.تو بهش یه جای گرم و خوب نشون دادی و خوشش اومده
...اونجا رو مال خودش کرده و حالا داره
.آماده میشه که تخم بذاره
.باشه
.ممنون بابت این تصویر
کری، میخوایم چیکار کنیم؟
.اونجا فضای ماست
.اونجا منطقه بدون آرتور ماست
داگ، میخوای چیکار کنم؟
.نمیتونم دوباره بفرستمش پایین
.یعنی، ممکنه از سرما یخ بزنه
.شاید نه. شاید نه
مگه نه؟
.میتونیم گاهی بهش سر بزنیم
.میتونم براش کاکائو بیارم
.داگ، من اون رو مجبور نمیکنم بره پایین
.خیلی سرده
چرا اینقدر سرده؟
اون گرمایش جهانی که در موردش حرف میزدن چی شد؟
.چقدر امید بهش بسته بودم
عزیزم، آروم باش، باشه؟
...به محض اینکه هوا دوباره گرم بشه، خودش
.تنهایی میره پایین
باشه؟
.چقدر دلم میخواد باور کنم که این درسته
.هست
.بهم اعتماد کن
...کارشناس هواشناسی (از رادیو): بعد یه سیستم پرفشار قوی
.یه شبه وارد منطقه نیویورک شد
...و دماهای ملایمی رو آورد که باید بمونه
No comments yet. Be the first to leave one.