The first 200 lines.
زمانی دنیای صلح آمیز ما
با ظاهر شدن ناگهانی هیولاهای زامبی تکه تکه شد
تمدن سقوط کرد و تنها تعدادی از انسانها زنده موندن
و من قهرمان این داستان هستم
من زامبی شکار میکنم
و در این دنیا میگردم
...جایی در مسیر، کمکم مردم من رو
!شکارچی نابغه زامبی
!شروع
لعنتی
یک دقیقه صبر کن... صبر کن، صبر کن
خیلی بد شد
برای هر کدوم تله گذاشتم
هد شات
ماموریت انجام شد
حریف سرسختی بود اما موفق شدم شکستش بدم
کمکم کنید
یک ماموریت فوری؟
صبر کن دارم میام کمکت - کمک -
این همه؟
چیکار کنم... نفهمیدم که اونجان
تو! داری چیکار میکنی؟ عجله کن
یک دقیقه صبر کن
میدونم که خطرناکه
اما ما نمیتونیم رهاش کنیم
من یک شکارچی زامبی هستم
حالت خوبه؟ - آره، ممنون -
اینجا امن نیست، بریم
دوستته؟
...نه، همین
خب پس من مرخصی میشم
درد داره! درد داره، درد داره، درد داره!
!داغون شدم! داغون شدم
بفرمایید
متاسفم
میگم این چیه؟ شکارچی زامبی
قبلا با اون واکی تاکی صحبت میکردی، درسته؟
...آه...نه چطوری بگم
من برای شکار زامبی به سراسر دنیا سفر میکنم
این چیه دیگه؟ مثل یک قهرمان تو یک بازی ویدیویی؟
خب فکر میکنم اینطور باشه
روزهای قبل بالاخره بیشتر از 30 زامبی کشتم
خب ما هنوز به هدف اصلی 100 نرسیدیم
برای همیچین چیزی با یک پای پیچ خورده کار بزرگی کردی
تو چی، هیبیکی؟ تا حالا چند تا زامبی کشتی؟
حساب نکردم
این فقط در مورد اعداد نیست، بلکه به نحوه شکست دادنشون هم ربط داره
اول تعداد زیادی از اونها رو در یک جا جمع میکنی
و وادارشون میکنی که نفجر بشن اینجوری امتیاز بالایی میگیری
امتیاز؟
آه، قوانینیِ که ما وضع کردیم
....جالب ترین راه برای شکست دادنشون تا الان
جالب؟
این دنیا جالبه؟
ها؟
عصبانی شد
هیبیکی دنبال دوست دخترش میگرده
که توسط پسر بدی به نام ایکس دزدیده شده
ایکس؟
این چیه!؟ این که بازی نیست
جدی میگی؟
هیبیکی و دوست دخترش، کورومی،
توی این دنیا از هم جدا شدن
....و بالاخره کنار هم قرار گرفتن
من بهت علاقه دارم
آدم های بد
جایی که در اون زندگی میکردیم رو به هم ریختن
و کورومی رو بردن
این قهرمان واقعی ئه
راستش منم دنبال دوست دخترم هستم
اسمش رز ئه
با هم رقابت نکنید
نه، راست میگم
تو چی، رینا؟
تو اون کوهها چیکار میکردی؟
بودم Ichinose Resort من تو راه مکانی به نام
جایی که شنیدم گروهی از جوونها کنار هم جمع شدن
...استراحتگاه ایچینوسه
میشناسی؟
درست قبل از اینکه دنیا اینطور آشفته بشه، رز اونجا بود
پس شاید هنوز اونجا باشه، درسته؟
موقعیتش؟
من با دوست پسرم به اونجا رفته بودم
..ببین هیبیکی
ممکنه سرنخ هایی وجود داشته باشه
با من میای؟
این خیلی برام قوت قلبه
اِیس هم میاد، درسته؟
چی؟
رز ممکنه اونجا باشه، درسته؟
بیا بریم
من مطمئنم که اون منتظرته
من اینطور فکر نمیکنم
اشکالی نداره، درسته؟ هیبیکی
آره
نگران نباش، ما قرار فقط یکم با هم باشیم
گاهی اوقات داشتن چنین اتفاقاتی خوبه
با کی حرف میزنی؟
اوه، نه. فقط باید با ستاد تماس بگیرم
تماس با ستاد؟ اون چیه؟
ستاد شکارچیان زامبی
...خب
فردا هم زود از راه میرسه فکر کنم بهتره برم بخوابم
تو هم باید تا زمانی که میتونی استراحت کنی
اِیس، تو تنهایی تو این دنیا زندگی میکنی، درسته؟
هیچ دوستی یا چیزی نداشتی؟
برای زنده موندن بهتره دورتو با مردم شلوغ نکنی
چرا؟ داشتن دوست لذتبخشترـه
ما میتونیم به همدیگه کمک کنیم
همه اش برای اینه که هنوز بچهای
اگر برات اتفاقی افتاد من هم بهت کمک میکنم
صبر کن
یک کلاغ اونجاست و من فکر میکنم حتما یه چیز معناداری وجود داره
خب که چی؟
کلاغ علامتیِ که نشون میده خطری در پیشه
تا جایی که من میدونم 100% مواقع به مشکل میخورن
چی؟
نمیدونم قرار چه اتفاقی بیفته
این همونه؟
شاید باشه
متاسفم من دیگه برمیگردم
چرا؟ ما که تا اینجا اومدیم
نه،
در واقع، من هرگز رز رو ندیدم
ما تازگی توی یک بازی آنلاین با هم آشنا شدیم
میدونستم اینطور میشه
و قصد ندارم با دیگران توی یه جای شلوغ باشم
بهانه نیار
بدون ملاقات با اونها نمیتونی کاری رو شروع کنی
شاید رز منتظرته؟
میشه اجازه بدی وارد بشیم؟
ممکنه آشناهای این مرد داخل باشن
یک دقیقه صبر کن
بفرمایید
دیدی، اِیس - آره -
وای
..اینجا دیگه....کجاست
تا هروقت که دوست داشتید میتونید استراحت کنید
لیدر تویی؟ از ملاقاتت خوشبختم
من ایچینوسه ریو هستم
قبلاً اینجا اقامتگاهی متعلق به من بود
خوب نیست؟
نگران ایمنی نباشید
این منطقه حصارکشی شده
اوه، مطمئنا، میتونی اسلحه رو نگه داری
من دیگه میرم
من بیشتر از همه از این افراد متنفرم
چی میگی تو؟ این راه طولانی رو اومدی
...متاسفم، خب
اینجا شخصی به نام رز هست؟
آهای
همون چیزی که به خاطرش اینجایی
رز؟
اگر بگید کسی به نام اِیس به دیدن شخصی به نام روز اومده، متوجه بشید
باشه از بقیه بپرسیم
!همگی
بین شما کسی به اسم رز هست؟
مردی به نام اِیس اینجاست تا ببینتش
اِیس؟
بالاخره اومدی
اشتباه شده
اونجا
ببخشید من اینجوریم
نه اون چیزی که انتظارش رو داشتی، درسته؟
نه، اینطور نیست
همونطور که تصور میکردم هستی
چی؟
اوه، آن روز رو یادت هست
ما شاه اسکورپیون رو در دشت گلادیوس شکست دادیم؟
آه، آره
برای هردوتون خوشحالم
شما کسایی هستید که همیشه دوست داشتید ملاقات کنید، درسته؟
آره، اِیس شگفت انگیزه
میگه تمام این مدت رو تنها زندگی کرده
پس اینطور بوده
پس امیدواریم که به ما ملحق بشی
درسته؟
آره
چی؟
خب پس، تو رو به همه معرفی میکنم
ما اونجا مهمونی داریم، باید ببریمش
باشه
مهمانی؟
بیا بریم
مقداری غذا گرفتم
غذای خوبیه
بنظر خوشمزه است ممنون برای غذا
صبر کن
چی؟
من هنوز بهشون اعتماد ندارم
یوزوکی
اونا دارن اونجا جشن میگیرن بیا با هم بریم
نگران نباشید، همه بچه های خوبی هستن
به نظر جالبه بیا بریم یوزوکی
پس اونها رو به همه شما معرفی میکنم
دو تا لیدر یه صحبتی با هم داشته باشیم؟
!بیاید جشن بگیریم
!بزن بریم
ممنون
بیاید یک شب عالی با دوستان جدیدمون داشته باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.