The first 200 lines.
* نیونیای کوچک
* قسمت 7
همه بیاین
نگاه کنید، هممونه
اون جاسسو ژاپنی یه استدیو باز کرده
برای ارتش ژاپنی ها کار میکنه
باید بهش یه درسی بدین
تو ، یه نیونیایی که هیچی از ژاپن نمیدونی
گمشو
چطور میتونی با کسی که کلی ادم کشته، ازدواج کنی؟
من کسی رو نکشتم- چرا-
چرا
چندتا چینی کشتی؟
تو یه قاتلی
تو مجرمی
گمشو وگرنه میزنیمت
گمشو
گشمو
امروز میزاریم بری
بریم
جو شیانگ
گریه نکن
من خوبم
میخوای بگی من چی فکر میکنم
من فکر میکنم که دنیا عوض میشه
نمیدونم چه اتفاقی برامون میوفته
مهم نیست چی بشه
نمیزارم بری
و بچه امونو ول نمیکنم
فقط مرگ مارو جدا میکنه
میگی حتی اگه بمیرم، هم پیشم میمونی؟
احمق
قول بده
مهم نیست چی بشه
باید مراقب بچه امون باشی
قول میدم
مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
من مراقب بچه امونم
کی هست؟
بعد از اون شب
یوسوکه یه دفعه ناپدید شد
هیچکی نفهمید چیشده
بعضیا میگن
اون نگران این بود که یکی ازش انتقام بگیره
پس زن باردارشو ول کرد
و برگشت ژاپن
..خانوم خواست که بگم
وقتی بچه دار شدی
باید همه در کشو ها رو باز کنی
همه چیز که درش باز میشه رو باز کنی
بعدش میتونی راحت بچه دار شی
یو نیانگ
ماه
* یاماموتو یو نیانگ
به نیونیای احمق نگاه کن
منتظر برگشت شوهرشه
چند وقت شده؟
اگه بخواد، برمیگرده
درسته
شاید با یه زن ژاپنی ازدواج کرده
چه احمقانه
بریم
جو شیانگ به حرف بقیه اهمیت نمیداد
باور داشت که یوسوکه برمیگرده
مراقب استدیو اون بود
هر روز منتظر برگشت اون موند
رئیس
دوتا کاسه نودل
نودل نونگ نونگ
خواهر
یو نیانگ
زود بزرگ شو و عروسی کن
نه باید کار کنی
نیونیا کوچک
چرا اینجا کار میکنی؟
حتی با ماهم حرف نمیزنی؟
فکر میکنی ما مردیم؟
تو یه احمقی
خفه شو
این شیرینی های نیونیایی خوشمزه اس
بیا یکم بخوریم
هرچقدر میخوای بگو
به حساب من
عالیه
خوشمزه اس
معلومه
یه نیونیایی درستش کرده
چطور این پول میتونه براش کافی باشه؟
چطوره برای یه قهوه همراهیمون کنی
رئیس- فرار کن-
خواهر فرار کن
فرار کن
زودباش
درست رفتار کن
یه زن رو اذیت نکن
چیکار میکنی؟
ولش کن
میخوای ادم بده باشی
فکر میکنی خیلی زندگی کردی؟
من خیلی صبور نیستم
با یه تفنگ اسباب بازی میخوای مارو بترسونی؟
منتظر مرگی؟
تفننگ اسباب بازی؟
میخوای امتحان کنی؟ میخوام مهارتمو یه محکی بزنم
باشه
ما میریم
خیلی دیره
این تنفنگ اماده شلیکه
ترسوها
جو شیانگ
منو فراموش کردی؟
برادر من چن گونگه
مادربزرگ من مهمونی شما اومد
یادته؟
پرسیدی حال مادربزرگم چطوره؟
نگران نباش خوبه
بعضی وقتا درباره تو حرف میزنه
خیلی ازت شنیدیم
نمیدونستیم اینجا میبینمت
...این
این دخترش با اون ژاپنی اس اسمش یو نیانگه
چه قشنگه
اون یو نیانگه
ماه؟
شب ماه کامل بدنیا اومده
برای همین اسمشو گذاشتن یو نیانگ
راستی
اونا..چی میخواستن؟
..پول حفاظت میخواستن
و او را مورد آزار و اذیت قرار دادن
...این کلاهبرداران
بخشیده نمیشن
یوسوکه کجاست؟
چی؟
یو نیانگ گرسنه اشه
برت میگردونم
اگه اون ادما دوباره اومدن اذیتت کنن
..به این شماره زنگ بزن
بیا اینجا
اینجارو تمیز کن
میخوای رئیس رو عصبانی کنی؟
سریع
خواهر لینگ سریع باش
توکای- بهم اب سرد بده-
سریع باش خواهر لینگ
وقتی برمیگردم،بهم اب خنک میدی
امروز چیشده؟
...تواکای اون
اونو ولش کن
زود بیار
باشه براتون میارم
باشه
...تواکای شنگ
میدونم
تو میتونی بری
بله خانوم
برادر شنگ
تازه خوب شدین
اب خنک نخورید
یکم سوپ لوبیا بخورین
کی میخواد اون سوپ رو بخوره؟
من اب خنک میخوام
اب خنک
برای خودته
چیکار کردی؟
داری عرق میکنی سرما میخوری
خیلی بیکاری که اینجایی؟
...مادربزرگ
منو با اون تهدید نکن
چرا دوباره داد میزنی؟
برادر خواهر
بزار بغلت کنم
بیا
بزرگ شدی؟
...دستت
خیلی سنگینه
چه اتفاقی براش افتاده
چیزی نیست
تقصیر من بود
من پنکه رو خاموش کردم
و نزاشتم اب خنک بخوره
برادر شنگ
اون داره برای خودت اینکارو میکنه
خودتم میدونی
از جوونی ، بدنت ضعیف بوده
زود سرما میخوری
مادربزرگ نگرانته
دوباره نافرمانی میکنی
میخوای منو تحریک کنی
به این نگاه کن
به شنگ نگاه کن داره مثل بچه ها رفتار میکنه
شنگ
بیا میخوام یه چیزی بهت بگم
بیا کارمون رو کنیم
برادرشنگ
داری میری کار کنی
چرا اونو میبری؟
برای اینکه
میخوام یاد بگیره
اون هنوز جوونه
No comments yet. Be the first to leave one.