The first 200 lines.
...صفحات خورشیدیای که میذاریم روی کشتزار، روشن...
ارقام و پیشبینی سال آینده، قربان
بسکویت نیاوردی؟ - نبود، قربان -
...مالکیتِ تا 600 جریب...
بی بیسکویت؟
،با محل توی «اسکس شمالی» شروع میکنیم...
که پروانۀ ساخت برای چهارم مه رو دریافت کردیم
،یک محل 51جریبی، سالانه 30 مگاوات برق
و ذخیرۀ 180هزار تُن دیاکسید کربن در طول یک رهن 30ساله
قرنها، انسان در زیر خاک دنبال کرامت زمین بوده
اما حالا ما در آستانۀ عصری جدید از تولید ،انرژی پاک و کربنخنثی از خورشید هستیم
و گنج، خانمها و آقایان، چهبسا در بالای سرمونه
چرچ فارم» (مزرعۀ کلیسا)؛ بهمحض اینکه این» صفحهها ظرف شش هفتۀ آینده برپا بشن؛
ما سومین مزرعۀ خورشیدی بزرگ در «انگلستان» خواهیم شد
و تأمینکنندۀ برق کمهزینه برای شهرک بومی «دِینْبری» خواهیم بود
اون رو ببین. یه ابر هم توی آسمون نیست
بریم؟ - بریم -
بهنظرت اون چیه؟
اوه، آره
اون یه صفحۀ نگهدارندۀ یه پایۀ سرپیچ اواسط قرن بیستمه
یه میله از اینجا میزد بیرون، با یه حلقه که وصلش میکرد به محفظۀ فنری
عالی. اون رو میتونم از فهرست خواستههام خط بزنم
نزن تو سر مال، رفیق
اون یه تیکه از تاریخه دستت
پارهای کوچک از زندگیای که مدتهاست به فراموشی سپرده شده
آره، گفتنش واسه تو راحته، تو یه قطعه توی «موزۀ بریتانیا» داری
برات تعریف کرده بودم؟ - حالا چیکار میخوای بکنی؟ -
چه رؤیایی در سر میپرورونی؟
برای فلزیابی هم «جایزۀ نوبل» داریم؟
باید باشه
ما خیلی خوششانسایم اینجا زندگی میکنیم
وقتی بهش فکر میکنی که این جزیره چقدر کوچکه
ما روی باستانشناسی راه میریم
...جایی نیست که بتونیم روـش قدم بذاریم که قبلاً هزاران بار توسط کِلتها»، «دروئیدها»، «رومیها» روشون قدم گذاشته نشده باشه»
چی گیر آوردی؟ - گیرۀ داربست -
«ساکسونها»، «وایکینگها»
میدونی، وقتی به این منظره نگاه میکنم، میتونم بخونمش
اون محل احتمالی کوچگاهه
اون جاییه که کارگرها برای ناهار جمع میشدن
اون جاییه که یه نفر داربستبندی جا گذاشت
،اگه بتونی هر شش آدمی رو به یه مهمانی شام دعوت کنی
کی رو دعوت میکنی؟
هر کی از تاریخ. زنده یا مُرده
احتمالاً زنده - میدونی منظورم چیه -
میدونم کی رو دعوت نمیکنم - کی؟ -
«استیون فرای» یا «عیسی مسیح»
آره؟ - آره -
اونها تمام مدت به مهمانیهای شام خیالی دعوت میشن
بعید میدونم همنشین خیلی خوبی باشن
احتمالاً یهخرده بیحوصله وْ بدقلقان
و «دالایی لاما». یهخرده دمدمیه
نمیدونم، شاید «کرت کوبین»؟
اوه، آره، اون اهلحاله
اون واسه گفتوْگوهای هیجانانگیزش توی مهمانیهای شام معروفه
توی این مهمانی شام، هروئین هم هست؟
...اوه، حالا که حرفش شد
فکر کنم یکی از دوستهای کِیت توی خونهم دودوْدم راه میندازه
...میدونی، یهخرده
یالا، به زبون بیار - چی؟ -
وَکیبَکی - «نمیخواستم بگم «وَکیبَکی -
چی میخواستی بگی؟ - «اسپلیف» -
چه باحال
کِیت هنوز توی اتاق زاپاسه؟
آره. آره
آره - مشکلی نداری؟ -
نه، نه. عالیه، میدونی
خونه رو کمی زنده میکنه
دیگه مکان مجردی حزنانگیز لنس نیست، شُسته وْ رُفته وْ مرتب
الآن دیگه رفتوْآمد هست. جوونها
همهچی افتاده کف زمین
...نه، عالیه. حتی چیز هم برام مهم نیست
وَکیبَکی - اسپلیف -
اوه، خوبه، عالیه
اصلاً مکان تونی میمونی؟ - نه، نمیتونم، دریازده میشم -
رفیق، اون توی یه «دوبه» زندگی میکنه، یه قایق باریکه
روی دریای آزاد که بالاپایین نمیشه
خب، توفیری نمیکنه
،من میتونم جنبش رو احساس کنم حتی اگه برای بقیه نامحسوس باشه
،حدود ده دقیقه دووم میارم
بعدش عرق میکنم وْ... عق میزنم
وجهۀ خوبی نداره
خونۀ مادرزنت چطور پیش میره؟
اوه، عالی، عالی. همهچیز مرتبه
،اون یهخرده... گاهی اوقات
اما حالا که کار دارم، بیشتر ازم خوشش میاد
جونش در میره واسه استنلی، ازش مراقبت میکنه، پس، نه، همهچیز مرتبه
دلتنگِ داشتن فضای خودت نیستی؟
شرو... شروع کردم شبها سیگار الکترونیکی میکِشم
فقط واسه اینکه بتونم برم 10 دقیقه تنها توی باغ وایسم
اوه، این هم از این
ایدهآله
آره
آره
سلام - اینجا -
خاطرجمع شو وسایلت رو بذاری ته کمد
تا من دوباره نیوفتم روشون
آره. الآن دارم همین کار رو میکنم
چکمههات رو بذار روی روزنامه
همین الآن همین کار رو کردم
به من تشر نزن. اون رو شنیدم
من متنفرم بهم گفته بشه کاری رو انجام بدم که از قبل انجام دادم، یا عملاً در حین انجامدادنشام
شرط میبندم با ربکا اونجوری حرف نمیزنی
جرئت ندارم
هست؟ - استنلی رو برده حموم -
و نری توی اتاق نشیمن، برای خانمهام مرتب شده
باشه
امروز کجا بودی؟
فلزیابی؟ - آره -
چیزی پیدا کردی؟
نه - نه -
ببین کی واسه خوابیدن تمیز وْ آمادهست
سلام، نور چشم من. کی برات قصه میگه؟
تو - آره -
،اوه، قبل از اینکه استنلی رو بخوابونی
میتونی یه نگاه به اون آینۀ حمام بندازی؟
لقه، میترسم از روی دیوار بیوفته
باشه. بهتره برم دریلم رو پیدا کنم
ممکنه طول بکِشه - یه لیوان شراب میخوری؟ -
اوه، بله، لطفاً - یکی میارم -
چه قصهای بخونیم، هوم؟
« اتـاق نـشـیـمـن »
« بـالـشـتـکها »
« اتـاق نـشـیـمـن »
« آلـونـک »
دلت واسه آلونکت تنگ شده؟
کی بود میگفت هر مردی که 30 رو رد کرده باشه، به خودش بیاد ببینه بیآلونکه، میتونه خودش رو ناکام به حساب بیاره؟
تیچمارش؟ - ممکنه تیچمارش بوده باشه، آره -
قرار نیست تا ابد اینجا باشیم
فقط تا وقتی یه پولِ پیش جور کنیم
و حالا که تو کار داری، زودتر هم عملی میشه
مگه فردا سر کار یه حفاری جدید شروع نمیکنید؟
«چرا. محل جدید نزدیک «کولچستر
یه ساختمون اداری برپا میکنن، و باید بریم چیزی که ممکنه دیوارهای «رومی» باشه رو ببینیم
اون میتونه هیجانانگیز باشه - اوه، آره، قطعاً، آره -
آره؟ - اوه، بیشک -
کُلی از باستانشناسها فکر میکنن بیرون کولچستر» یه کوچگاه «رومی» مفقود هست»
این هم از این
این بهسلامتی اینکه تو «هرکولانیوم»ِ اسکس رو پیدا کنی
نخستین کشف ویرانههای «هرکولانیوم» بهطور اتفاقی در ۱۷۰۹ ] [ و توسط کارگرانی که مشغول به کندن چاهی بودند، رقم خورد
تری دو تا آلونک داره - میتونی یهدونه آلونک داشته باشی -
صبح بهخیر - خب، تقریباً -
ساعت چنده؟ - 12:45 -
اوه، تُف
شب خوبی داشتی؟
آره، بد نبود
کجا رفتی؟
در نیومدیم، همینطوری بعد از اینکه مِیخونه بست، موندیم داخل
دورهمیهای غیررسمی اما نسبتاًپذیرفتهشده در ] مِیخانههای بریتانیا که به مشتریان اجازه میدهد پس از [ تعطیلی در ساعات رسمی کاری، مدتی را در داخل بمانند
امشب سر کاری؟ - شب رو مرخصی گرفتم -
راستش مهمون دعوت کردهام
عیب که نداره، مگه نه؟
نه
روی نون تُستت یهخرده پنیر میخوای؟
اوه، آره، لطفاً
...راستش، عزیزم
خانم موریس خواهش کرد میشه وقتی دوستهات رو ...آخرشب دعوت میکنی، زیاد سرصدا نکنید، چون
،صادقانه، بابا، من اگه سعی هم کنم نمیتونم صدای کمتری از خودم تولید کنم
اینجا شبها بهطرز مرگآوری آرومه که ریزترین صداها یهجورایی دور شهر طنینانداز میشه
میدونم، اما پیره دیگه- کلیدهام از دستم افتاد -
همین بود. کلیدهام از دستم افتاد، و به خدا قسم، دیدم پنج تا چراغ توی خیابون روشن شد. ملت میومدن پشت پنجرههاشون
...خب، اون
دِینْبری» همینه دیگه»
اوه، و کِیت، پنیر هست ها؟
چی؟ - ،پنیر هست ها -
...اگه یه گوشهش رو ببُری، سخت میشه برش
مهم نیست - ببخشید، چی؟ -
...مهم نیست، فقط پنیر
کلاهت رو بذار سرت، رفیق، باعث میشی جریمه شم
نه، میدونم. اما قانونْ قانونه دیگه
چیزی پیدا کردی، نه؟ - نمیدونم، رفیق. این چیز امیدوارکنندهایه -
،این قطعاً به یه بنای «رومی» میخوره
تکههایی از این هست
،مشخصه که این نمای دیواره
پس باقی بنا باید توی این ناحیه باشه
من میخواستم یه ترانشۀ موازی با دیوار پیشنهاد کنم، و بعد شاید یکی در این جهت
آره، من داشتم فکر میکردم بیشتر اونور
اونور؟ - آره، اونطرف، اون ناحیه -
چرا اونجا؟ - ببینیم چی اونجاست -
اون زیر
منظورت عوضِ اینجاست؟
آره. آره، بله
...آخه فکر کردم احتمالش بیشتره اینجا
زیاد با اینجا فاصله نداره که، داره؟ همونجاست
آره، بهگمونم - آره، بهگمونم -
خب، مجزاسازیش میکنیم
و فکر نمیکنم نیاز باشه زیاد عمیق بکّنیم
موردی نداره من با فلزیابم این ناحیه رو یه جستوْجوی فوری کنم؟ - هان؟ -
فلزیاب داری؟
آره، آره - واسه چی؟ -
ابزار بهدردبخوریه
آره، اما فکر نمیکنم بیاجازه باید از فلزیاب استفاده کنی
اما دارم اجازه میگیرم - نه، میدونم -
دارم میگم فکر نکنم شرکت ساختوْساز خوش داشته باشه از فلزیاب استفاده کنی
میتونی بپرسی؟
بله
اما به دلت صابون نزن
کلاهت رو هم برندار، رفیق
ایمنی و بهداشت
خب، از روی وضعیت بسیار سلامت میز یافتهها مشخصه که هوای بارونی هفتۀ اخیر خیلی به فلزیابیتون کمک کرده
...زمین در اوایل ماه خیلی خشک وْ ترکخورده بود
No comments yet. Be the first to leave one.