The first 200 lines.
بانکورا رو ترک کرديم تا اينجا درمان بشه
خانه بولپور" "ده سال پيش
همه چي دست شماست
بطري آب: هراس از تشنگي" "قسمت سوم: هيچکس نميتواند تنها بماند
سوبيمال، همکلاسي من بود "زمان حال"
!آها
کميسر ويژه پرونده ست "منزل پدري شوبو"
براي يک کاري اومد اينجا، چند روز پيش
باهم صحبت کرديم
ناسلامتي دوست بچگيمه
مي تونم يه سوال ازتون بپرسم؟
غذاي رستوران اداره چطوره؟
پسرم خيلي لاغر به نظر ميرسه
مامان اين حرفا چيه؟
مريگانکو بريم، بايد بريم اداره باشه-
بابا قبلا بهشون گفته
نيازي نيست
ازشون خواستم پرونده رو بيارن اينجا
سريع ميان اينجا
يعني صبحونه چيزي نخورديد؟
گانگا کلي غذا پخته پوري، باجي، سابجي
بدون غذا که از گرسنگي تلف ميشين؟
اصلا نگران نباشيد
يکي هست که خيلي خوب از پسرتون مراقبت ميکنه
واقعا؟ بله-
شوبو چيزي دربارهـش بهمون نگفته
کيه شوبو؟
درباره همون که غذا درست ميکنه
اره، منظورم همونه...همون
بفرماييد
قربان
اوه.. اومدي
بذار دستام رو بشورم
بخون
اسم: گوراب داتا
سن: 7
مدرسه: دبيرستان سيوري
آدرس: نزديک موندير جورا ساري
آخرين بار نگهبان مدرسه ديدش
بعد از اون کسي نديدش
معلمها و دوستاش اطلاعي ندارن
همسايهها هم مدرکي ندارن
والدين هم نتونستن کسي رو شناسايي کنن- يه کاري کن بفهمه-
پوشه رو بده به من- ميتوني بهتر کار کني-
بدش
آشيش اون زمين رو ما ميخوايم
باشه؟ من رو در جريان بذار
بايد يه چيزي بهتون بگم
بگو
تنهايي ميخوام حرف بزنيم
باشه بريم
پليس اطراف همه مدرسهها هست
مردم محتاط شدن الان نميتونيم کسي رو بدزديم
اون روز نتونستم گرسنگيـم رو کنترل کنم
اون روز گفتم حواست به گلها باشه اونوقت تو چيکار کردي؟
حداقل کارهاي خونه رو درست انجام بده
!نمي توني يه مدرسه پيدا کني
موضوع چيه؟
مشکلي هست؟
بهم بگو
فکر ميکنيد نميتونم از پس مشکلات خودم بر بيام؟
چرا؟
دقيقا منظورت چيه؟ متوجه نميشم
دارم با توانايي خودم اين کار رو انجام ميدم؟
يا بخاطر نفوذ شماست؟
...توانايي و نفوذ دوتا چيز جدان و
کاراييشون هم متفاوته
ولي جفتش رو نياز داريم
من تو جايگاهي هستم که لياقتش رو ندارم
اومدم که اين رو بدونم
الان، سوالم اينه که
اگه بسته به لياقتـم يه افسر پايين رده بودم
به غرورتون همين قدر آسيب ميزد؟
همه والدين ميخوان بچههاشون رو تو بهترين شرايط ممکن ببينن
آرزوشون اينه
تو هم وقتي پدر شي همين رو براي بچه ت ميخواي
من راه شمارو دنبال نميکنم دنبال نميکنم
من تو حريم شخصي بچه ام دخالت نميکنم
بزرگ شدن بچه ام رو ميبينم و ميذارم هموني بشه که لياقتش رو داره
حتي اگه شکست بخوره
از بچه ام يه موجود بيجرات نميسازم بابا
ببين، من هيچوقت جلوي کاري که دوست داشتي انجام بدي رو نگرفتم
هيچوقت
اشتباه من بود؟ اين رو نميدونم-
فقط اين رو ميدونم تا امروز همه چيز رو از شما ياد گرفتم
هميشه حقيقت رو ديدن هميشه حقيقت رو گفتن
ولي الان وقتي تو جايگاهي ام که لياقتش رو ندارم
شايد يکي بيشتر لياقت اين مقام رو داشته باشه ارزشهات کجان، پدر؟
حقيقت هميشگي نيست شوبو
با گذر زمان تغيير ميکنه
اگه واقعا فکر ميکني ...کاري که ميکني
لياقتش رو نداري...پس سخت تلاش کن
تا لايق اون کار بشي
فرصت راحت بدست نمياد
ولي تو اون فرصت رو داري
حتي اگه بخاطر من باشه
بيا
غذا سرد ميشه
از گانگا ميخوام بهت يکم پوري بده
کدوم مدرسه؟
يه مدرسه نزديک جاده
کسي تو رو ديد؟
تعطيلات بود کسي اونجا نبود
ترسيدي؟
نه. ميخوام برم پيش مامان
نترسيدي؟
نه. ميخوام برم خونه
باشه، ميري
واقعا نترسيدي؟- نه-
اسمت چيه؟
اسمم موپياست چي؟-
موپيا
دختره؟
دختر آکيله
نتونستم بچه ديگهاي پيدا کنم براي همين اون رو گرفتم
!هي
شانکار ببرش خونه
نمي کشينش؟
نه
چرا؟
اين همه آماده شدم !امروز اولين روزمه
نمي تونم بخاطر تو زير اصول کاريم بزنم
شانکار، اين دختر رو برگردون
باشه
پاريمال، توهم ميري اين اولين ماموريت ته
مواظب باش کار اشتباهي انجام نده کارت اينه
نبايد مشکلي پيش بياد
"سيوري"
از موقع تولد اختلال بينايي داشت؟ "منزل دختر گمشده"
آره
ولي باز داشت تو باغچه بازي ميکرد؟
خواهرش پيشش بود
هر روز ميره
رفته بود دستشويي
خونه عمهشون نزديکه
وقتي برگشت، اون اونجا نبود
کل روش کارش عوض شد
اول فکر ميکردم ...پسر، لباس مدرسه
ميشه يه سيگار بکشم؟
اهوم
...هي
!هي
!هي
!هي
آقاي مريگانکو
صبر کن
آقاي مريگانکو
اينجاست
بيا، نفس بکش
آقاي آلوک يکي از افسرهات اينجاست
نيروهات و آمبولانس هم بفرست
نميدونم کي اين کار رو کرده داشت بارون ميومد و اون رو زمين دراز کشيده بود
من به آمبولانس زنگ زدم سريع ميريم بيمارستان
چي بهمون ميگن؟
دکتر خبر کردم الان ميرسه
آقاي مريگانکو
دارن آمبولانس ميفرستن
حالت خوبه؟
آقاي مريگانکو يه دقيقه الان برميگردم
هيچکي تورو نديد؟ نه-
نوادويپ چي، گرفتنش؟
نه، نميدونم
ماشين؟
ماشين که اونجاست، مال شماست مردم اين رو ميدونن
نواديپ، ماشين رو ميروند
يه چيزي رو نميفهمم چرا گذاشتين اون بچه بره؟
دخترارو نميکشيد، خوبه
مي تونستيد بکشيش حداقل اين يکي رو
مسئوليت همه اينا با خودتونه آقاي جاتيلشوار
الان پليس مياد
تو دردسر مياُفتين
من که هيچکدوم از قتلهارو هم نديدم تو دردسر مياُفتم
!داداش
چي شد؟ کسي ديدت؟
نه. بارون شديد ميباريد
فقط فرار کردم- واقعا؟ کسي صورتت رو نديد؟-
هوا مه آلود بود
هيچي ديده نميشد. از اين بپرس
آره، راست ميگه
ماشين اونجاست پس پليس حتما مياد
فردا، شايد هم امروز
زود برو لباست رو عوض کن ...تا اگه کسي اومد
نفهمه تو بيرون بودي
يکي ماشينم رو دزديده و منم فردا ميرم اداره پليس يه شکايت مينويسم
گوش کن
پاريمال شاهدته که تو ماشين نبودي
اون پسر عموته. برو
سريع برو
شانکار گوش کن
گردنبندت کجاست؟
...ما يه پسر داريم
لطفا ديگه کسي رو نکش
يه دختر اينجا جايي نداره
کسي که نتونه اسم من رو دنبال خودش بکشه حقي براي زندگي نداره
!جناب
ميخوام برم روستاي خودم جناب
زمينـم يه مشکلي پيدا کرده
اگه نرم چيزي بهم نميرسه
داداشم زمينـم رو گرفته
برنميگردي؟
No comments yet. Be the first to leave one.